اخلاق، ساحتي مستقل از دين است. گروهي از انسانها هستند كه براي عمل اخلاقي خود اصلا نيازي به استدلالهاي الهياتي و به طريق اولي استنادات مذهبي و شرعي نميبينند. آنها معتقدند اخلاق شأن مستقلي دارد و رفتار خوب اخلاقي، مثلا افزايش خير و تقليل شر در اجتماع بشري يا رعايت پيمانهاي عمومي، اخلاقا پسنديده و باارزش است و براي آن، لزوما نيازي به استناد به اين يا آن احكام ديني و شرعي نيست. اما اخلاق در عين حال كه ساحت مستقلي است، ميتواند با دين نيز داد و ستد كند و گروههايي از مردم با تكيه بر ايمان ديني به افعال اخلاقي سوق مييابند. بنابراين اخلاق ميتواند هم ديني باشد و هم غيرديني. كمااينكه دين و دينداري نيز ممكن است اخلاقي يا غيراخلاقي باشد. البته پديدارشناسان معتقدند دين كيفيتي بيهمتا و غيرقابل تقليل به اخلاق است. بهعنوان مثال، بيماري را فرض كنيد كه از پزشكان مأيوس شده و به خداوند پناه برده. اين التجا الزاما بهمثابه يك فعل اخلاقي نيست. بنابراين دينداري قابل تقليل به كاركردهاي اخلاقي نيست و فراختر است. http://www.boshraa.ir/news.php?readmo...
http://www.boshraa.ir/news.php?readmo...