داستان كوتاه discussion
کرم شب تاب
date
newest »
newest »
یاسمینا جانازاحساس لطیفی برخوردار هستی
مضمون شعرت هم کاملا قابل فهم است
من چون تخصصی در مورد ساختار ندارم، پس در این مورد نظری نمی دهم
ولی مطمئنم که ذوق کافی برای بهتر سرودن داری
موفق باشی دوست عزیز
یاسمینای عزیزتشابیه و توصیفات زیبایی بود و خیلی شاعرانه. از خواندنش لذت بردم.
فقط یک پیشنهاد. شاید بهتر باشد در خط ششم، بغض را به خط بعدی منتقل کنی چون استنباط من این بود که بغض مضاف است بر شب.
نکته دیگری که به نظرم می رسد این است که کمی بستگی کلام دچار مشکل است. منظورم این است که آنچه که باید برای انتقال منظور شاعر در کلمات جریان ممتد داشته باشد، دچار یک نوع گسستگی شده اشت.
ولی آن توصیفی که برای تولید فضا و نماد سبز بودن و شکست ظلمت شب ارائه کردی، بسیار شاعرانه است و در خط پایانی خواننده را در یک خماری سطحی ناشی از نتیجه گیری شاعر فرو می برد و جالبتر آنکه شاعر نیز خود نمی داند که چه خواهد شد (اشاره به استفاده از چند نقطه در پایان که شاید بتوان به نوعی آن را تجاهل العارف دانست؛ هرچند که کمی با تعریف کلاسیک آن تغایر دارد.)
همیشه سبز باشی




نرگسی زار می زند
مردی نعره می کشد
مادری ناله می کند
آه می کشد
نوری سبز کنار پنجره
بغض شب را می شکند
...کرم شب تاب امیدی دارد
یاسمینا