داستان كوتاه discussion

32 views
کرم شب تاب

Comments Showing 1-5 of 5 (5 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Yasmina (last edited Sep 27, 2009 05:14AM) (new)

Yasmina | 49 comments دستی درون سینه شب ساز می زند
نرگسی زار می زند

مردی نعره می کشد
مادری ناله می کند
آه می کشد

نوری سبز کنار پنجره
بغض شب را می شکند

...کرم شب تاب امیدی دارد
یاسمینا


message 2: by hasti (new)

hasti | 284 comments یاسمینا جان
ازاحساس لطیفی برخوردار هستی
مضمون شعرت هم کاملا قابل فهم است
من چون تخصصی در مورد ساختار ندارم، پس در این مورد نظری نمی دهم
ولی مطمئنم که ذوق کافی برای بهتر سرودن داری
موفق باشی دوست عزیز


message 3: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments یاسمینای عزیز
تشابیه و توصیفات زیبایی بود و خیلی شاعرانه. از خواندنش لذت بردم.
فقط یک پیشنهاد. شاید بهتر باشد در خط ششم، بغض را به خط بعدی منتقل کنی چون استنباط من این بود که بغض مضاف است بر شب.
نکته دیگری که به نظرم می رسد این است که کمی بستگی کلام دچار مشکل است. منظورم این است که آنچه که باید برای انتقال منظور شاعر در کلمات جریان ممتد داشته باشد، دچار یک نوع گسستگی شده اشت.
ولی آن توصیفی که برای تولید فضا و نماد سبز بودن و شکست ظلمت شب ارائه کردی، بسیار شاعرانه است و در خط پایانی خواننده را در یک خماری سطحی ناشی از نتیجه گیری شاعر فرو می برد و جالبتر آنکه شاعر نیز خود نمی داند که چه خواهد شد (اشاره به استفاده از چند نقطه در پایان که شاید بتوان به نوعی آن را تجاهل العارف دانست؛ هرچند که کمی با تعریف کلاسیک آن تغایر دارد.)
همیشه سبز باشی


message 4: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 597 comments زیبا و لطیف
مثل وزش باد بهاری
مرا در برگرفت
نمی دانم چگونه بگویم
که هزاران بار
ممنونم که مرا هم شریک
احساست کردی.



message 5: by Ravanshad (new)

Ravanshad Nia (niah) | 4 comments زیبا


back to top