داستان كوتاه discussion
Books mentioned in this topic
The Go-Between (other topics)The Painted Veil (other topics)
Love For Lydia (other topics)
Hotel du Lac (other topics)
Love (other topics)
Authors mentioned in this topic
L.P. Hartley (other topics)W. Somerset Maugham (other topics)
H.E. Bates (other topics)
Anita Brookner (other topics)
Elizabeth von Arnim (other topics)



آقای سروش می نویسد:"در واقع شمس تبریزی به مولوی پیشنهاد یک قمار کرد؛ قماری که در آن هیچ امیدی به پیروزی و برد وجود نداشت. شمس به او گفت تنها نصیب و پاداش تو این است که بتوانی در قماری که امید بردن در آن نیست ، شرکت کنی؛ اگر این دلیری را داری همین پاداش توست. مولوی هم اجابت کرد و این همان خطرپذیری است که در حافظ نمی بینیم. مولوی صریحاً به ما می گوید که عشق لاابالی است؛ یعنی بی مبالات است؛ پروای هیچ چیز را ندارد؛ عاقبت اندیش نیست؛ حساب سود و زیان نمی کند؛ در باغ سبز نشان نمی دهد و از عاشق "پاکبازی " می خواهد؛ یعنی از او می خواهد که برای ورود به قماری آماده باشد که همه چیز را در آن پاک می بازد. پاکبازی یعنی باختن همه چیز بدون امید به بردن چیزی . عشق ، همه عاشق را می خواهد نه بخشی از او را."
لاابالی عشق باشد نی خرد
عقل آن جوید کز آن سودی برد
ترک تاز و تن گداز و بی حیا
در بلا چون سنگ زیر آسیا
دانلود فايل PDF- قمار عاشقانه