داستان كوتاه discussion

31 views
شعر از تيفور برادر شاعرم

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Fereshte (new)

Fereshte | 99 comments اشک
شعر از تیفور

گفتم ز اشک، چهـره‏ی خود شتشــو کنـــم
با قطــره‏هــای خــونِ دلِ خـود وضـو کنــم
شب تا سحر نشستم و آوخ کسی نبود
با او ز درد خويش دمی گفتــگو کنـم
دردا، نـه سوزنــی و نخی بود در بساط
تا تکيــه‏ پاره‏های دلــم را رفـو کنـــم
در نيمــه راه زندگيــم ای دريغ و درد
فرصت نبــود زنده دلـی جستجو کنـم
اميـــد و آرزو بـه دلـم بـود و روزگار
رخصـت نـداد جامـــه‏ تنِ آرزو کنـم
گفتم‏چو پيل‏مست‏که صائب‏اشاره‏کرد
من هم چو پيل کاسه‏ی سر را سبو‏کنم
يارب بگو دريچـه‏ی اميد در کجاست
تا همتـی نموده، بدان ســوی رو کنـم
درمان ما و ناز طبيــان حکايتــی است
اولی‏تر آن به درد دل خويش خو کنم
بی آبرو بــه مسجد و ميخانــه گشته‏ام
برگـو که با چـه رو طلب آبـرو کنـم
ديشب بـه بــزم خدايان، خدای غــم
گفتا به خانــه‏ی دل تيفـور رو کنــم



message 2: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 597 comments واقعا فوق العاده بود!!


message 3: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
رئیس هر از گاهی پیدات می شه.
خیر مقدم قربان.
از این ورا.............


message 4: by Fereshte (new)

Fereshte | 99 comments از همه‏ی شما عزیزان سپاسگزارم.
توجه شما بهترين تشویق است.
تیفور


message 5: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
واقعا لذت بردم از خواندن اين شعر
ممنون كه با ما قسمتش كرديد
منتظر شعرهاي ديگر اين عزيز هستم



message 6: by Fereshte (new)

Fereshte | 99 comments Behzad wrote: "واقعا لذت بردم از خواندن اين شعر
ممنون كه با ما قسمتش كرديد
منتظر شعرهاي ديگر اين عزيز هستم
"


آقای دال عزیز، کجا بودید؟ مدتی بود که از شما خبر نداشتم.
امید دارم که همه چیز برای شما خوش باشد،
فرشته


message 7: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments شعر زیبایی بود


message 8: by سارا (new)

سارا hourand | 207 comments دلنشین بود وزیبا


back to top