واقعیت این است که راس در فضای فلسفی ما خیلی شناخته شده نیست. البته باید عرض کنم که یک کتاب از او، با عنوان شرحی بر فلسفه کانت، به فارسی ترجمه شده است. مقاله ای نیز آقای ملکیان تحت عنوان تقریر حقیقت و تقلیل مرارت، با عنوان فرعی وجه اخلاقی و تراژیک زندگی روشنفکری، نوشته اند. که بحثشان را در آن مبتنی بر مباحث راس تقریر کرده اند و نظراتشان را در خصوص مسایل تفکر وی آورده اند. بنده در کتاب «سکوت و معنا»، در مبحث عام گرایی و خاص گرایی در فرا اخلاق، در مورد فلسفه راس و فلسفه اخلاق قدری صحبت کرده ام. بوستان کتاب قم نیز چند ترجمه، درباه تفکر راس منتشر کرده است. از این حیث، توجه به راس رفته رفته بیشتر می شود من هم در این مقاله هم سعی کردم مبتنی بر مدل راس بحث را تقریر کنم. در این کتاب مقاله دیگری هم، تحت عنوان مبانی اخلاقی دموکراسی، هست که باز از منظر اخلاقی راس به آن پرداخته ام. در این مقاله سعی کردم در دستگاه اخلاقی راس دموکرات بودن را یک وظیفه از وظایف اخلاقی در نظر اول قلمداد کنم و نشان دهم که چگونه مبتنی بر آموزه های وی می توان این بحث را تقریر و تنسیق کرد. در حقیقت، شخصاً با وجود نقدهایی که درباره او نوشته ام، روی هم رفته مدل تفکر او را می پسندم؛ چون نگاهی پلورالیستیک به اخلاق دارد و من از منظر فلسفی با اخلاق پلورالیستیک همدلی بیشتری دارم و احساس می کنم آرای او با شهودهای ما سازگاری بیشتری دارد. علاوه بر این او نگاهی وظیفه گرایانه دارد و در عین حال می کوشد که سنت وظیفه گرایانه را با سنت نتیجه گرایانه جمع کند، به گونه ای که محاسن هر دو باقی بماند و معایب آنها کنار گذاشته شود. البته اینکه تا چه حد موفق بوده، امری جداگانه است. تصور می کنم روح حاکم بر فلسفه او در حوزه اخلاق برگرفتنی است و آرای او مدل خوبی برای تنظیم مناسبات و روابط در حوزه اخلاق، است. به همین خاطر در این کتاب در دو مقاله از دو منظر مختلف به فلسفه اخلاق راس پرداخته شده است و حتی در بحث از اخلاق و سیاست هم به شهود در فلسفه اخلاق راس اشاره می شود ------------------------ http://www.soroush-dabbagh.com/index.....
------------------------
http://www.soroush-dabbagh.com/index.....