غزلیات شمس تبریز
discussion
انتشار ديوان شمس به انتخاب و گزينش شفيعی كدكنی
date
newest »
newest »
مثنوي و ديوان شمس از نوع كتابهاي اسرار هستند وما نمي توانيم در ترازوي عقل دانشگاهي آنها را بسنجيم وبا خشونت تمام آن را تكه پاره كنيم و حتي از يك غزل چند بيت آن را گزارش كنيم در اين كار خواننده را محروم از اصل اثر نموده ايم واين قابل بخشش نيست شايد او هيچ گاه به متن اصلي رجوع نكندواين لغزش تا كجا پيش خواهد رفت حتي با شاهنامه استاد هم اجازه اين كار را نداريم
all discussions on this book
|
post a new topic

سيد ابوالحسن مختاباد
كارشناس كتاب و نشر
پس از ۳۵ سال کار تحقیقی و چندین سال کار فشرده دو ناشر، دیوان"غزلیات شمس تبریز"مولانا جلالالدین بلخی با مقدمه، گزینش و تفسیر دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی در دو جلد و بیش از ۱۶۰۰ صفحه از سوی انتشارات سخن به بازار کتاب راه یافت.
در این دو جلد ۱۰۷۵ غزل و ۲۵۶ رباعی از دیوان شمس تبریز مولوی، گزینش و تفسیر و برخی تصحیح شده است.
یکصد و پنجاه صفحه ابتدایی کتاب به مقدمه آقای شفیعی کدکنی اختصاص دارد که همانند تمامی مقدمههایی که بر تصحیح آثار گذشتگان زده است، حاوی اطلاعاتی کاربردی و خواندنی درباره شخصیت مولانا، زندگی و زمانهاش و تاثیرگذاران بر وی و عوالم روحی و بدعتها و بدایعش، و شیوه تصحیح غزلها و رباعیهاست.
اهل ادب و فرهنگ بیش از ۱۵ سال بود که خبر انتشار چنین اثری را با اشراف و خواستاری دکتر شفیعی کدکنی، میشنیدند، اما هر بار انتشار آن به تاخیر میافتاد. شفیعی به شکلی ظریف در مقدمه کتابش ضمن تمجید از محمد زهرایی، مدیر انتشارات کارنامه نوشت"وسواس جمال شناسانه او بود که سالیان دراز تاخیر در کار نشر این کتاب را سبب آمد". کتاب یاد شده مدتی نزد انتشارات کارنامه بود و سه سال هم انتشارات سخن روی آن کار کرد تا در هیئت کنونی عرضه شد.
اکنون اما، کتاب انتشار یافته است و صورت و محتوای آن نشان میدهد، بعد از کاری که استاد بدیع الزمان فروزانفر از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۷ در دهجلد انتشار داده بود، این اثر جدیترین تلاش بر اثر سترگ مولانا است که هم اکنون آوازهای جهانی یافتهاست.
شفیعی کدکنی در این دوجلد، سعیکرده است، فهم غزلیات و رباعیات شمس برای خواننده امروزی را آسان کند. شیوه وی در این کار همانند آثار گذشتهای که تصحیح کرده و شرح داده است، حل تمامی معضلات و مشکلات متن برای خواننده است، به نحوی که خواننده در کنار خواندن هر غزل با دریایی از اطلاعات لغوی، نحوی، عرفانی، حدیث و رجال، جغرافیایی و تاریخی روبرو میشود که تا پیش از این و در کتابهای مشابه مواجه نشده بود.
شفیعی البته پیش از این هم گزیدهای از دیوان کبیر شمس را در سال ۱۳۵۲ با همین اسلوب و شیوه انتشار داده بود که در تمامی این سالها با اقبال علاقهمندان شمس ومولوی روبرو و بیش از چهل بار تجدید چاپ شد.
کتاب حاضر اما به تعبیری صورت گسترش یافته آن اثر است با این تفاوت که به گفته آقای شفیعی کدکنی در مقدمه کتاب"در حقیقت کتاب مستقل دیگری است که تمام ظرایف کتاب پیشین را دارد و بسیاری مزیتها برآن افزوده شده است: نخستآنکه حجم غزلهای مولانا درآن تقریبا سه برابر شده است و درخشانترین رباعیهای دیوان شمس را نیز به همراه خود دارد. دیگر این که دامنه مقدمه و تعلیقات به گونه چشم گیری چندین برابر گسترش یافتهاست."
شفیعی چنان که خود گفته است، اگر در تدوین کتاب نخست چند ماهی وقت صرف کرده بود، برای این کتاب حدود ۳۵ سال از عمر خویش را به تفاریق هزینه کرده و در هر گوشه ادب و فرهنگ ایرانی و اسلامی، اگر نکتهای دیده که میتوانسته است در فهم سخن مولانا یاری دهنده خواننده باشد، آن را در تفسیر و شرح غزلها و رباعیها آورد و این را میتوان از مقایسه چند تعلیقه با تعلیقه کتاب نخست به راحتی دریافت که چه میزان به کیفیت کار افزوده شده است.
فراتر از گزینش و شرح لغات
کار آقای شفیعی کدکنی در این اثر به گزینش و شرح لغات منحصر نشده است، بلکه وی در برخی موارد به تصحیح متن هم پرداخته که با متن استادش ، فروزانفر تفاوتهای اساسی یافته است و دلایل این تفاوتها را هم در تعلیقه هر غزل و نیز در مقدمههای عالمانه توضیح داده و و حتی در بخشی از مقدمه نوشته است "ما نمی خواهیم در ساختار آن کتاب (تصحیح استاد فروزانفر) به تشکیک بپردازیم. اگر قرار شود چنین نقدی عملا بر آن چاپ وارد شود، شاید ۲۵ درصد غزلها حذف شود، زیرا به دلایل سبک شناسی و قراین نسخه شناسانه، این امر اجمالا مسلم است."
اما از قرار ارادت بیش از اندازه وی به استادش سبب شده است حتی برخی از غزلهایی که سروده مولانا نیست هم درمتن آورده شود. شفیعی خود در پاسخ به این پرسش که "وقتی شعری مسلما سروده شخص دیگری است چرا باید درین کتاب بیاید؟" توضیح میدهد: "آنچه بین الدَِِفتین چاپ استاد فروزانفر بوده است، در تعریف ما دیوان کبیر مولاناست و ما نمیخواهیم در ساختار آن کتاب به تشکیک بپردازیم."
اگر چه به نظر میرسد همین نکته آورده شده از سوی آقای شفیعی که ۲۵ درصد غزلهای منتشره در تصحیح استاد فروزانفر، از آن مولانا نیست، خود تشکیکی ساختاری، اما بسیار محققانه و محترمانه، شاگردی نامدار از استادش به شمار آید.
گزینش از میان برخی غزلهای طولانی دیوان کبیر که گاه تا ۵۰ و ۶۰ و حتی ۹۰ بیت میرسد ، دیگر مزیت این کتاب است. شفیعی با اشاره به دلیل این گزینش که خود آن را نوعی جسارت و حتی فضولی نامیده، نوشته است "من با در نظر گرفتن معیارهایی، گاه از میان حدود ۴۰ بیت ده تا دوازده بیت را برگزیدهام" و البته منتقدان این نوع گزینش را این گونه خطاب قرار داده است "...کسانی که این کار را نپسندند، دیوان کبیر را کسی از ایشان نگرفته است و میتوانند بدان کتاب مراجعه کنند."
وی دلیل این کار را هم توضیح داده است: "همگان، هر قدر شیفته مولانا و عوالم روحی او باشند، در همه احوال آمادگی التذاذ از آن غزلها را ندارند، چرا که در دیوان کبیر غزلهایی هست که گاه حوصله خواننده را به سر میآورد، اما در این کتاب هر نوع سلیقهای که داشته باشید و هر صفحه کتاب را که بازکنید، محال است با شعری برخورد کنید که شما را مجذوب نکند."
شیوه تفسیر
شیوه تفسیر شفیعی در این اثر دقیق و تاریخی است، همان شیوهای که استادش (فروزانفر) در شرح مثنوی اختیار کرد. به تعبیر دقیقتر، وی تمام همت خویش را صرف کرده تا خواننده را در جغرافیا و حال و هوای فرهنگی شعر مولانا و فضای معرفتی عصر او قرار دهد و نشان دهد مولانا و معاصران او از یک کلمه یا اصطلاح چه فهمی داشتهاند.
شفیعی در مقدمه کتابش ضمن تشریح شیوه تفسیرش از دیوان شمس تعریضی تند زده است به پژوهشهای دانشگاهی درباره ادبیات کهن و آنها را شارحانی خوانده که سنگ خود را در ترازو مینهند و از گزافه هزینه میکنند:"به تعداد لحظههای بیشمار خوانندگان این غزلها، ما می توانیم معنیهایی برای هر مصرع فرض کنیم، یعنی بینهایت. نه تنها برای این غزلها، که برای "اتل متل توتوله/گاو حسن چه جوره" نیز میتوانیم، با پارادایمهای ابن عربی و هگل و مارکس و افلاطون، تا بینهایت معنی بتراشیم"
بعد از انتشار مجموعه آثار منظوم عطار توسط شفیعی کدکنی، انتشار کتاب "غزلیات شمس تبریز" یک اتفاق در عرصه کتاب ایران است، به خصوص که مولانا و دیوان کبیرش در این سالها اقبالی جهانی یافتهاند و این کتاب میتواند وزن واعتبار این "آتش افروخته در بیشه اندیشهها" را بیش از گذشته بیفزاید و نشان دهد.
از دیوان شمس چند تصحیح شناخته شده است که تاکنون، تصحیح دکتر بدیعالزمان فروزانفر که بر اساس ۹ نسخه از سوی انتشارات امیر کبیر زمان عبدالرحیم جعفری به بازار کتاب راه یافته بود، شاخصترین تصحیح به شمار میرود و حتی مولویشناسان صاحبنامی چون عبدالباقی گولپینارلی ترکتبار هم بر اعتبار این تصحیح و دقت و صحت آن در مقایسه با سایر تصحیحات صحه گذاشتهاند.
اگر چه جهانیان مولوی را با نام رومی و ترکیه بیشتر میشناسند، اما آنانکه از این آبشخور عظیم مدام ارتزاق کرده و در عمق این اقیانوس معرفت مدام غواصی میکنند، مردمانی از دیار خود اویند. دیار ایران و خراسان بزرگ که پدر مولانا و فرزند ۱۴ سالهاش بعد از هجوم مغولان به جهت نداشتن امنیت مجبورشدند از این دیار کوچ کنند.
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/200...