داستان كوتاه discussion

47 views
نوشته هاي كوتاه > بالاتر از سیاهی رنگی نیست

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Farnaz (new)

Farnaz (farnazm) | 92 comments چشمهایم را دوباره بستم و شمردم.
1 نه نمی توانم...
2شاید بتوانم
3نه نمی توانم
4نمی دانم ...
5می گذارم برای یک وقت دیگر
این سومین بار است که 5 بار شمرده ام و هر بار وقتی دیگر را جستجو نموده ام. چشمانم را به آرامی می گشایم و نگاهم را می کشم به آن سوی اتاق که او مصمم نشسته و برگه هایش را می خواند. تمام مدتی که من در تردید به سر می بردم، او به کارهایش می رسید. به خود جرات می دهم و می پرسم:
نظرت چیست؟
- بالاتر از سیاهی رنگی نیست.
- بالاتر از سیاهی رنگی نیست؟ اما اگر...
- همین که گفتم.
- بالاتر از سیاهی رنگی نیست؟؟
- بالاتر از سیاهی رنگی نیست و سیاهی می تواند به زیباترین رنگ جهان تبدیل شود.
- ولی ...
او از اتاق خارج شد.




message 2: by Farnaz (new)

Farnaz (farnazm) | 92 comments دلم خواست که منم یک بار بنویسم.
بنویسم و نوشته ام را آشکار نمایم.
می خواستم ببینم آیا می توانم آنچه در ذهن دارم به دیگران انتقال دهم یانه.
و شاید باید نوشتن را به دیگران سپرد. آنها که دستی قهار در بیان احساسات خویش دارند؟؟
!!نمیدانم


message 3: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1249 comments دوست عزیز من
فرناز جان

صدایت را که به گوش کسی می رسانی تازه حس می کنی بودن زیباست
از اینکه نوشته ء کوتاهت را با ما تقسیم کردی
ممنونم
.
.
.
.



message 4: by Farnaz (last edited Jul 28, 2009 11:23PM) (new)

Farnaz (farnazm) | 92 comments saleh wrote: "1
می نویسم
پس هستم
سپردن نوشتن به دیگران اشتباه بزرگیه
2
به نظر من
سیاه هیچ وقت به زیباترین رنگ جهان تبدیل نمیشه
همینطور که هیچ رنگ دیگه ای نمیشه


صالح عزیز
1.
آدم که به زور نمی تونه بودنشو اثبات کنه
2.
سیاه می تواند به زیباترین رنگ جهان تبدیل شود آنگاه که به تو جسارت کافی برای شروع کاری را می دهد که از آغاز کردنش هراس داری. یا وقتی که ترس از عدم موفقیت نمی گذارد که تصمیمت را بگیری و شروع می کنی به فکر کردن و در نظر گرفتن جوانب کار و آنوقت نیاز داری کسی را بیایی که بیاید و با اطمینان بگوید که نترس. از شکست تو بالاتر اتفاقی نخواهد افتاد و شکست نیز می تواند سر آغاز موفقیتی عظیم باشد. و آن کس هم می تواند کسی نباشد جز وجدانت که می کوشد تا تو را در بطن یک حادثه قرار دهد. ..


Arezo.... wrote: "دوست عزیز من
فرناز جان

صدایت را که به گوش کسی می رسانی تازه حس می کنی بودن





آرزو جان. ممنونم ازاینکه نوشته ام را خواندی





back to top