داستان كوتاه discussion

403 views
تک بیتی بنویسیم

Comments (showing 1-50 of 219) (219 new)    post a comment »
« previous 1 3 4 5

message 1: by Saleh (last edited Jul 20, 2009 12:51AM) (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments بیایید اینجا تک بیتی بنویسیم
!

حتی المقدور سعی کنید نام شاعر رو بنویسید



message 2: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا
ماه ِمن در چشم عاشق آب هست و خواب نیست
رهی میری


هرگز وجود ِحاضر ِغایب شنیده ای؟
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
سعدی



عاشقانت همه نامی و نشانی دارند
آنکه در عشق ِتو بی نام و نشان است، منم
هلالی جغتایی



نقش شیرین رود از سنگ، ولی ممکن نیست
که خیال ِرُخش از خاطر فرهاد رود
جامی


بس توبه و پرهیزم، کز عشق تو باطل شد
من بعد بدان شرطم، کز توبه بپرهیزم
سعدی



message 3: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
مهدی اخوان ثالث


message 4: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments تار و پود هستیم بر باد رفت، اما نرفت
عاشقی ها از دلم، دیوانگی ها از سرم
رهی معیری


مهربانی های لیلی کرد مجنون را اسیر
ور نه مجنون را خودش میل گرفتاری نبود
؟

نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم
وگر پرسی چه می خواهی، تو را خواهم، تو را خواهم
رهی معیری


دیریست که در معبد عشقم صنمی نیست
بی غم گذرد عمر و ازین بیش غمی نیست
عماد خراسانی


شرمنده ی آنیم به صحرای قیامت
کاندر خور ِعفو ِتو نکردیم گناهی
قاآنی شیرازی


نازم به نازِآنکه ننازد به ناز خویش
ما را به ناز ِناز فروشان نیاز نیست
؟


آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
فروغ


برون نمی رود از خاطرم خیال وصالت
اگرچه نیست وصالی ولی خوشم به خیالت
رهی معیری


message 5: by Zainab (last edited Jul 20, 2009 12:17AM) (new)

Zainab Alvandi نه چنان خفته اي كه برخيزي نه چنان رفته اي كه باز آيي
رودكي

ملکا, مها, نگارا, صنما, بتا, بهارا/ متحیرم ندانم که تو خود چه نام داری
سعدی


message 6: by [deleted user] (last edited Jul 20, 2009 01:32AM) (new)

گر به همه عمر خویش با تو بر آرم دمی
حاصل عمرم دم است باقی ایام هیچ

شاعرش رو مطمن نیستم اما گویا

"حافظ"


message 7: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments به یاد چشم تو دارم دلی خراب هنوز
سحر رسید و ندارم خیال خواب هنوز
؟


چنانت دوست می دارم، که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
سعدی


حافظ از جور ِتو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام، آزادم


مرگ را دانم، ولی تا کوی دوست
راهی ار نزدیک تر دانی، بگو
مولانا


جای آسایش چه می جویی "رهی" در ملک عشق؟
موج را آسوگی در بحر بی پایاب نیست



message 8: by Ghatre (new)

Ghatre | 10 comments دلارام جان اون بیت از سعدی هست و صحیحش هم اینه :

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت


"آسمانتان پر ستاره"



message 9: by Ghatre (new)

Ghatre | 10 comments طی زمان کن ای فلک ، مژده‌ی وصل یار را

پاره‌ای از میان ببر این شب انتظار را

وحشی


"آسمانتان پر ستاره"
.


message 10: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments می خوردن ِمن، حق ز ازل می دانست
گر می نخورم، علم خدا جهل بوَد
خیام


سعدی تک بیتی زیاد داره
بعضی هاش و قبلا اینجا نوشتیم
:
http://www.goodreads.com/topic/show/1...


message 11: by Saleh (last edited Jul 21, 2009 10:17AM) (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments آن لب که چو جان ِماست دور از لب ماست
ای کاش که جان ِمن به لب می آمد
رهی


گفتم ای دلدار، گفتم ناز کم کن، عشوه کم کن
گر تو شاه ِدخترانی، من خدای شاعرانم
؟

از قصه ی من و تو، در شهر گفت و گوییست
من عاشق تو هستم، این گفت و گو ندارد
؟


آشکارا نهان کنم تا چند؟
دوست می دارمت به بانگ بلند
سعدی


message 12: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1778 comments

هرکه را دیدم به راز عشق محرم ساختم

خویش را در عاشقی رسوای عالم ساختم

!!?



message 13: by Saleh (last edited Jul 22, 2009 10:08AM) (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments
عشق را معجزه ای باید و افسوس که نیست
مرگ را فاصله ای هست که ای کاش نبود
صالح

ز ابر تیره ی چشمت، نگاه ِبارانی ت
کمی ببار به رویم که آتشم زده ای
صالح


کنون که غرق ِخیال ِتو شعر می خوانم
تو یاد می کنی از من؟ بعید می دانم
صالح


پی نوشت:
اعتماد به نفس



message 14: by Zainab (new)

Zainab Alvandi saleh wrote: "
عشق را معجزه ای باید و افسوس که نیست..."


عالی
هم شعرا هم اعتماد به نفس
و اولی از همه عالی تر

عشق را معجزه ای باید و افسوس که نیست
مرگ را فاصله ای هست که ای کاش نبود



message 15: by M.H.R (new)

M.H.R (MHRr) | 313 comments saleh wrote: "
عشق را معجزه ای باید و افسوس که نیست
مرگ را فاصله ای هست که ای کاش نبود
صالح

ز ابر تیره ی چشمت، نگاه ِبارانی ت
کمی ببار به رویم که آتشم زده ای
صالح


کنون که غرق ِخیال ِتو شعر می خوانم..."



آقا صالح هر سه تاش خيلي خوب و زيبا بود!
دمت گرم!
:D


message 16: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments saleh wrote: "
عشق را معجزه ای باید و افسوس که نیست
مرگ را فاصله ای هست که ای کاش نبود
صالح

کنون که غرق ِخیال ِتو شعر می خوانم
تو یاد می کنی از من؟ بعید می دانم
صالح "



صالح عزیز تک بیتی هاتون واقعاً خوندنی و همچنین دل نشین بودند، من یکی لذت بردم
مرسی از اینکه اعتماد به نفس به خرج دادین، ارزشش رو داشت
منم بیت اول خیلی خیلی به دلم نشست، همین طور سومی
طبع شعرتون حرف نداره دوست عزیز



message 17: by Zainab (last edited Jul 22, 2009 03:41PM) (new)

Zainab Alvandi آنقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان از جان گذشت

دست، خالی!... دل، شکسته!... رو، سیاه!........خسته ام کردی، نگاهم کن، نگاه
(من نمی دونم چرا از این شعر لوس خوشم میاد)ا


message 18: by [deleted user] (new)

توای مادر زلالی با صفایی
تمام دردهایم را دوایی

خودم


message 19: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments زینب
مولود
M.H.R
و باران عزیز

ممنون از روحیه ی مثبتی که بهم دادید


message 20: by Saleh (last edited Jul 24, 2009 02:16AM) (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments
Hamid wrote: "
اي خدايا كم مگردان چار چيز از اين اتاق
نان گرم و آب سرد و چايي و قليان چاق"


حظ نمودیم

Delaram wrote: "توای مادر زلالی با صفایی
تمام دردهایم را دوایی

خودم"


خیلی خوب



message 21: by Behzad, دیوونه (last edited Jul 25, 2009 12:17AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1319 comments Mod
ای چرخ که آسان بگرفتی پدر از من
این سینه ی انباشته را هم بدر از من

دیوونه


message 22: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments Behzad wrote: "ای چرخ که آسان بگرفتی پدر از من
این سینه ی انباشته را هم بدر از من

دیوونه"


بی نقص


message 23: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments گفتم که بوی زلفت، گمراه ِعالمم کرد
گفتا اگر بدانی، هم اوت رهبر آید
حافظ


به سرو گفت کسی، میوه ای نمیاری؟
جواب داد که آزادگان تهی دستند
سعدی


message 24: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments عطرت کنار باغچه،عکست هنوز به دیوار
دق می کنه دل من در حسرت یه دیدار

آرزو


message 25: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments آهای عزیز رفته ،بهت بگم از دردم؟
اینه که بازدوباره،امشب،هواتو کردم

آرزو


(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 108 comments بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم...


عيب رندان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت


message 27: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

خیام


message 28: by [deleted user] (new)

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید

حافظ


message 29: by [deleted user] (last edited Jul 27, 2009 12:39AM) (new)

Delaram wrote: "گر به همه عمر خویش با تو بر آرم دمی
حاصل عمرم دم است باقی ایام هیچ

شاعرش رو مطمن نیستم اما گویا

"حافظ""


دلارام خانم این شاهکار اثر سعدی است
:-)


message 30: by [deleted user] (new)

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
حافظ


message 31: by [deleted user] (new)

حافظ شب هجران شد،بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد، ای عاشق شیدایی


message 32: by Bernadet (last edited Jul 27, 2009 02:06AM) (new)

Bernadet | 93 comments آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع
حیفم آمد که تو را دست خدا بسپارم

در بند آن نه ایم که دشنام یا دعاست
یادش به خیر هر که ز ما یاد می کند

هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی
هر گلی کز باغ وصلش بشفکد بی خار باد

گوشه ی چشمی به سوی من نداری گوییا
خرمن حسن تو دارد خوشه چین تازه ای

اگر از جانب معشوقه نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

ز خامشی دهن غنچه پر ز زر شده است
سکوت جایزه دارد چرا نمی گیری

مرگ را هم سنگ با هجران مدان ای دل که من
بارها سنجیده ام مردن یکی ، هجران صد است


message 33: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments Bernadet wrote: "آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع
حیفم آمد که تو را دست خدا بسپارم

در بند آن نه ایم که دشنام یا دعاست
یادش به خیر هر که ز ما یاد می کند

هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی
هر گلی کز باغ ..."



عالی بود دوست عزیز


message 34: by Bernadet (new)

Bernadet | 93 comments ممنون از توجه شما آقای صالح عزیز


message 35: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد



؟


message 36: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1778 comments

saleh wrote: "
Hamid wrote: "
اي خدايا كم مگردان چار چيز از اين اتاق
نان گرم و آب سرد و چايي و قليان چاق"

حظ نمودیم

Delaram wrote: "توای مادر زلالی با صفایی
تمام دردهایم را دوایی

خودم"

خیلی خوب
"

saleh wrote: "Behzad wrote: "ای چرخ که آسان بگرفتی پدر از من
این سینه ی انباشته را هم بدر از من

دیوونه

بی نقص "



داوري ابيات با شماست؟ =))

Hamid wrote: "


اي خدايا كم مگردان چار چيز از اين اتاق
نان گرم و آب سرد و چايي و قليان چاق

"


:)) چاي و قليونش رو خيلي خيلي پايه هستم

------------------------------------------------

دوستان عيب کنندم، که چرا دل به تو دادم؟!ا
بايد اول به تو گفتن : که چنين خوب چرايي؟!ا



message 37: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1778 comments

گفتي نظر خطاست ، تو دل ميبري رواست؟!ا
خود کرده جرم و خلق گنهکار ميکني....!ا


----

شمع را بايد از اين خانه بدر بردن و کشتن
تا به همسايه تگويد که تو در خانه ي مايي

پ.ن :

به به


message 38: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments MahtaBi KhaNooM wrote: "

داوري ابيات با شماست؟ "



یه همچین چیزی


message 39: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments از رنج کشیدن آدمی حُر گردد
قطره چو کشید حبسِ صدف دُر گردد

خیام


message 40: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments گفتم که بعد از آنهمه دلها که سوختی
کس می خورد فریب تو؟ گفتا: هنوز هم

رهی معیری


message 41: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments چوگفتمش که دلم رانگاه دار چه گفت؟
زدست بنده چه خیزد ؟خدا نگه دارد
ح ا ف ظ


message 42: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments Arezo.... wrote: "عطرت کنار باغچه،عکست هنوز به دیوار
دق می کنه دل من در حسرت یه دیدار

آهای عزیز رفته ،بهت بگم از دردم؟
اینه که بازدوباره،امشب،هواتو کردم

آرزو"



خیلی خوب و صمیمی
(در راستای داوری ابیات)


message 43: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments آه
.
.
.
همش فکرم مونده بود چرا شعر من داوری نشد
.
.
.
مرسی
آقای داور عزیز


message 44: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1778 comments

برو هرچه ميبايدت پيش گير

سر ما نداري ، سر خويش گير


message 45: by Parisa (new)

Parisa | 2 comments هر چند که از آينه بی رنگتراست
ازخاطر غنچه هادلم تنگتراست
بشکن دل بينوای مارا ای عشق!
اين ساز شکسته اش خوشآهنگتراست!



message 46: by Parisa (new)

Parisa | 2 comments من در ايينه رخ خود ديدم
و به تو حق دادم
آه مي بينم ، مي بينم
تو به اندازه ي تنهايي من خوشبختي
من به اندازه ي زيبايي تو غمگينم
چه اميد عبثي
من چه دارم که تو را در خور ؟
هيچ
من چه دارم که سزاوار تو ؟
هيچ
تو همه هستي من ، هستي من
تو همه زندگي من هستي
تو چه داري ؟
همه چيز
تو چه کم داري ؟ هيچ



message 47: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1921 comments Parisa wrote: "من در ايينه رخ خود ديدم
و به تو حق دادم
آه مي بينم ، مي بينم
تو به اندازه ي تنهايي من خوشبختي
من به اندازه ي زيبايي تو."


Parisa wrote: "هر چند که از آينه بی رنگتراست
ازخاطر غنچه هادلم تنگتراست
!


پریسای عزیز
گویا توجه نکردی
اینجا قراره تک بیتی بنویسیم



message 48: by Bernadet (new)

Bernadet | 93 comments پریسا جان خیلی قشنگ بود ترکیب لغات هیچ و همه چیز که تضادش به خوبی در این شعر به نمایش دراومد


message 49: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments گریم گهی به خنده ی دیوانه وار خود
خندم گهی به گریه ی بی اختیار خویش

گویا "عماد خراسانی"؟


من آن نیم که به نیرنگ، دل دهم به کسی
بلای چشم کبود تو آسمانی بود

صائب تبریزی


هر چه گوئی اولی دارد، بغیر از حرف عشق
کاینهمه گفتند و، آخر نیست این افسانه را

وحشی بافقی


message 50: by Wanna (new)

Wanna


من بر سر آنم که به زلف تو زنم دست
تا سنبل زلف تو چه سر داشته باشد
صائب

بخواب زلف تو دیدم به بند عشق شدم
برغم عقل که آن خواب پریشان گفت
وصال شیرازی


« previous 1 3 4 5
back to top

unread topics | mark unread