داستان كوتاه discussion

67 views
گفتگو و بحث > گتسبی بزرگ/ اسکات فیتس جرالد

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by [deleted user] (last edited Jul 18, 2009 08:00AM) (new)

رمان پورشور و خواندنی گتبسی بزرگ از آثار برجسته ادبیات امریکا در قرن بیستم است.یک اثر کلاسیک که پیوسته تجدید چاپ شده در دانشگاه ها تدرس می شه از روی آن فیلم ساخته میشه و خوانندگان چند نسل را مسحور خودش کرده
=======
این را پشت جلد کتاب نوشته که من امروز خریدمش

و مثل همیشه موقع خریدن کتابی یک سرج کوتاه در یاهو کردم

که ببینم چی نوشته در موردش نوشته است
------------=======================


نیک کراوی Nick Carraway از اهالی غرب میانه آمریکاست و برای ادامه زندگی به ساحل شرقی آمریکا آمده است. او با همسایه خود جی گتسبی Jay Gatsby طرح دوستی می ریزد. گتسبی بسیار ثروتمند است و بخاطر مهمانی های باشکوهی که در خانه اربابی اش واقع در لانگ آیلند بر گذار می‌کند شهره خاص وعام است. در مورد ثروت هنگفت او و اینکه این ثروت چگونه بدست آمده است شایعات زیادی بر سر زبان ها است. هیچکس چیزی از گذشته وی نمی‌داند.


نیک کراوی علاوه بر گتسبی، تام باچانن Tom Buchanan و همسر او دیزی Daisy (که از بستگان خود نیک است) را نیز ملاقات می‌کند. تام که در دوران دانشجویی ورزشکار برجسته ای بوده است نیز مرد ثروتمندی است.


نیک کراوی در ابتدا ریخت و پاش های بی معنی جشن های گتسبی، که هر شنبه صدها میهمان در آنها شرکت می‌کنند، را بدیده تحقیر می نگرد. اما کم کم خود نیز بطور مرتب در این مهمانی ها حضور می‌یابد. او از گتسبی می شنود که دلیل اصلی برگذاری این جشن های هفتگی آنست که شاید دیزی (که گتسبی از دیرباز عاشق و دلباخته او بوده است) بالاخره یک روز بطور اتفاقی در یکی از آنها شرکت نماید. گتسبی و دیزی به کمک نیک که ترتیب ملاقات آن دو را می‌دهد، در نهایت با هم رابطه برقرار می‌کنند.


تام به عشق و علاقه فراوان گتسبی نسبت به دیزی پی می‌برد و کم کم متوجه می‌شود که ثروت گتسبی از طریق قاچاق و فروش غیر قانونی مشروبات الکلی بدست آمده است. او از گتسبی متنفر است. یک روز وقتی همگی در هتلی دور هم جمع شده اند بین گتسبی و تام و در حضور دیزی برخورد لفظی پیش می‌آید. گتسبی در همان جلسه دیزی را وا می‌دارد که بگوید هرگز تام را دوست نداشته است. هدف گتسبی از اینکار اینست که دیزی از تام جدا شده و بار دیگر به سوی خود او باز گردد. تام وقتی از پیوندهای عاطفی دیرینه ای که بین همسرش دیزی و گتسبی برقرار بوده است آگاه می‌گردد خشمگین می‌شود و به دیزی امر می‌کند که بلافاصله به خانه باز گردد. گتسبی دیزی را همراهی می‌کند تا او را با اتومبیل به خانه برساند. خود تام هم بعد از مدتی بهمراه نیک و یک آشنای دیگر راهی خانه می‌شود.


تام و همراهانش در راه بازگشت به خانه در کنار جاده با جسد مایرتل Myrtel (که بطور پنهانی معشوقه تام بوده است) مواجه می‌گردند.مایرتل را اتومبیلی بشدت زیر گرفته و از محل حادثه گریخته است. ویلسون Wilson شوهر مایرتل ،که شاهد تصادف بوده، دچار شوک شده و کنترل اعصاب خود را از دست داده است. او می‌گوید اتومبیلی که همسرش را زیر گرفته زرد رنگ بوده است. تام نام و نشان صاحب اصلی آن ماشین زرد رنگ ، که گتسبی باشد، را نزد ویلسون افشا می‌کند. ویلسون که عقل از سرش پریده ، و حتی فکر می‌کند گتسبی معشوق زنش بوده است، گتسبی را در کنار استخر خانه اش می‌یابد و با شلیک گلوله ای بقتل می رساند و سپس در همان نزدیکی به زندگی خود نیز پایان می‌دهد.


از میان آنهمه دوست و آشنا که هر شنبه در مهمانی های با شکوه او حضور می‌یافتند، تقریباً هیچکس حاضر نمی‌شود درمراسم تشییع و بخاک سپردن گتسبی شرکت نماید. نیک بعد از مرگ گتسبی رابطه اش را با تام و دیزی و دیگر دوستانی که بواسطه گتسبی پیدا کرده بود قطع می‌کند و به شهر و دیار خود در غرب میانه آمریکا باز می‌گردد.
====================================
اینم داستان

(:
به نظر من موضوع خیلی پیش پا افتاده و تکراری دارد
البته این دلیل نیست که یک شاهکار نباشد
دوست دارم از بین بچه ها هر کسی این کتاب را خوانده
بگوید که به نظرش چرا این کتاب یک شاهکار شده است وعلت اینکه در دانشگاهها هم تدریس می شود چیست؟







message 2: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments دلارام من این کتاب را خوندم
داستانش را دوست داشتم می دونم تکراری
اما از کارهای کلاسیک که من خیلی دوستش دارم
اما چند وقته توی همون چند ورق اول داستان شرق بهشت جان اشتاین بک گیر کردم
نمی تونم بخونم یک جورایی داستانش مثل گتسبی بزرگ هستش
اما به گیرایی اون نیست



message 3: by [deleted user] (new)

به نظرت چه چیزی باعث شده فکر کنی گیراست؟

مثلا کدوم حرفا؟ دیالوگ ها ؟ یا توصیف مکانی زمانی ؟

یعنی که نقد کن کمی کتاب رو


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments


دلارام جون...چرا اول کتاب رو نمیخونی بعد نقدش رو بخوای؟!ا


message 5: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments به نظر من هم اول کتاب را بخون
دلارام عزیز
بعد نقدش کن
شاید برای تو گیرا نباشه
اما برای من خیلی گیرا بود
دوست داشتن موضوع کتابی هم سلیقه ای است



message 6: by Faeze (last edited Jul 19, 2009 12:02AM) (new)

Faeze | 487 comments دلارام عزیز
با اینکه این رمان رو نخوندم ولی میدونم در ایران هم گتسبی بزرگ از جمله کارهایی هستش که اکثر دانشجوهای ادبیات انگلیسی باید برای واحد رمانشون بخونن

به نظرم حق با دوستانه
من و شما باید اول کل کتاب رو بخونیم، اونوقت شاید بعدش بیایم اینجا حتی نظرمونو بنویسیم


back to top