سرزمینی بود که همه مردمش دزد بودند.شبها هر کسی شاه کلید و چراغ دستی دزدی اش را بر میداشت و می رفت به دزدی خانه همسایه اش. در سپیده سحر باز میگشت، به این انتظار که خانه ی خویش هم غارت شده باشد. و چنین بود که رابطه همه با هم خوب بود و کسی هم از قاعده نافرمانی نمیکرد.این از آن میدزدید و آن از دیگری و همین طور تا آخرو آخری هم از اولی ...
حجم فایل :
40 kb
قسمتی از کتاب :
سرزمینی بود که همه مردمش دزد بودند.شبها هر کسی شاه کلید و چراغ دستی دزدی اش را بر میداشت و می رفت به دزدی خانه همسایه اش. در سپیده سحر باز میگشت، به این انتظار که خانه ی خویش هم غارت شده باشد.
و چنین بود که رابطه همه با هم خوب بود و کسی هم از قاعده نافرمانی نمیکرد.این از آن میدزدید و آن از دیگری و همین طور تا آخرو آخری هم از اولی
...