Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Sign In
Join
Sign up
View profile
Profile
Friends
Groups
Discussions
Comments
Reading Challenge
Kindle Notes & Highlights
Quotes
Favorite genres
Friends’ recommendations
Account settings
Help
Sign out
Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Dandelion - قاصدک
discussion
17 views
شماوداستانتان
> مانده ام با خودم
Comments
Showing 1-2 of 2
(2 new)
post a comment »
date
newest »
message 1:
by
[deleted user]
(new)
Jul 08, 2009 11:49PM
دم غروبه .
دلم گرفته.
ذات غروب همینه..دلگیره.
مادر داره رختارو از رو طناب ور میداره.
تو حیاط.نشسته ام لب حوض.
مث همیشه زل زده ام به ماهی ها.
رفته ام حسابی تو فکر.
جون کندن برا یه لقمه نون .یه مشت اسکناس.زیر تیغ آفتاب جنوب.
عطش.
تا دلت بخواد سراب.
تراوش عرق ازمغزو استخوون.
شدت گرما کم مونده که آدما روباهم دس به یخه کنه.
می شی عین برج زهر مار.به اندازه کافی پوست می اندازی عین مار.
اونوخ لاابالی محله وسط ظهرکه سنگ از گرما آب میشه
زیر سایه درختی کناردیوارمیشینه با نیکوتین وچند تاگاز
سمی حال میکنه.دنیا براش عین بیابون برهوته.
انگار هیچ کسو نمی بینه.
الا خودش ودنیای خودش...
::چته؟
انگار صدای مادر منو از یه خواب سنگین بیدار می کنه .
//بامنی؟
::دختره هوش حواس برات نذاشته ها. کروکورت کرده حسابی....
بهت گفتم اینا وصله تنمون نیستن..گوشتوگل گرفتی...
.جون کندی مثل سگ توگرما رفتی ریختی تو حلقش..
خوب که چزوندت .بهت گفت برو به سلامت ؟..
ناراحتی ؟...بایدم باشی .چی فکر کردی ؟ من بدتراز توام ..
از غصه سرمو نمیتونم رو بالش بذارم...
رمبیدی تو گل مث خر.رفتی زیر بار قرض ..
کسی نیس درت بیاره.خودتو توآینه دیدی؟..
نفرینش کنم دم غروبی..
حرفای مادرکلافه م میکنه عین گرما...غصه ام میگیره..
دلم میخواد برم داخل حوض.
کز کنم گوشه حوض کنار ماهیها..
زیر آب بمونم تا حرفای مادرتموم بشه....
reply
|
flag
message 2:
by
(setareh).ساینا
(new)
Jul 29, 2009 01:21PM
يه واقعيت البته واسه بعضيا
زيبا قلم زدي دوست من
reply
|
flag
back to top
post a comment »
Add a reference:
Book
Author
Search for a book to add a reference
add:
link
cover
Author:
add:
link
photo
Share
Dandelion - قاصدک
Group Home
Bookshelf
Discussions
Photos
Videos
Send invite
Members
Polls
unread topics
|
mark unread
Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.
دلم گرفته.
ذات غروب همینه..دلگیره.
مادر داره رختارو از رو طناب ور میداره.
تو حیاط.نشسته ام لب حوض.
مث همیشه زل زده ام به ماهی ها.
رفته ام حسابی تو فکر.
جون کندن برا یه لقمه نون .یه مشت اسکناس.زیر تیغ آفتاب جنوب.
عطش.
تا دلت بخواد سراب.
تراوش عرق ازمغزو استخوون.
شدت گرما کم مونده که آدما روباهم دس به یخه کنه.
می شی عین برج زهر مار.به اندازه کافی پوست می اندازی عین مار.
اونوخ لاابالی محله وسط ظهرکه سنگ از گرما آب میشه
زیر سایه درختی کناردیوارمیشینه با نیکوتین وچند تاگاز
سمی حال میکنه.دنیا براش عین بیابون برهوته.
انگار هیچ کسو نمی بینه.
الا خودش ودنیای خودش...
::چته؟
انگار صدای مادر منو از یه خواب سنگین بیدار می کنه .
//بامنی؟
::دختره هوش حواس برات نذاشته ها. کروکورت کرده حسابی....
بهت گفتم اینا وصله تنمون نیستن..گوشتوگل گرفتی...
.جون کندی مثل سگ توگرما رفتی ریختی تو حلقش..
خوب که چزوندت .بهت گفت برو به سلامت ؟..
ناراحتی ؟...بایدم باشی .چی فکر کردی ؟ من بدتراز توام ..
از غصه سرمو نمیتونم رو بالش بذارم...
رمبیدی تو گل مث خر.رفتی زیر بار قرض ..
کسی نیس درت بیاره.خودتو توآینه دیدی؟..
نفرینش کنم دم غروبی..
حرفای مادرکلافه م میکنه عین گرما...غصه ام میگیره..
دلم میخواد برم داخل حوض.
کز کنم گوشه حوض کنار ماهیها..
زیر آب بمونم تا حرفای مادرتموم بشه....