داستان كوتاه discussion
گفتگو و بحث
>
اندر اندیشه تفسیر گناه
date
newest »
newest »
توجیه؟بهترین جواب برای وجدانی که
می خواد خودشو بخواب بزنه
تبرئه؟
بهترین حکم برای دلی که
به در و دیوار قفس سینه می کوبه
و گذشته؟
!بهترین داور برای توجیه های تبرئه شده
گنه کردم گناهی پر ز لذت
در آغوشی که گرم و آتشين بود
گنه کردم ميان بازوانی
که داغ و کينه جوی و آهنين بود
در آن خلوتگه تاريک و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سينه بی تابانه لرزيد
ز خواهش های چشم پر نيازش
در آن خلوتگه تاريک و خاموش
پريشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهايم هوس ريخت
ز اندوه دل ديوانه رستم
فرو خواندم به گوشش قصه ی عشق
ترا ميخواهم ای جانانه ی من
ترا ميخواهم ای آغوش جانبخش
ترا٬ ای عاشق ديوانه ی من
هوس در ديدگانش آتش افروخت
شراب سرخ در پيمانه رقصيد
تن من در ميان بستر نرم
بروی سينه اش مستانه لرزيد
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پيکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه ميدانم چه کردم
در آن خلوتگه تاريک و خاموش
فروغ فرخزاد
در آغوشی که گرم و آتشين بود
گنه کردم ميان بازوانی
که داغ و کينه جوی و آهنين بود
در آن خلوتگه تاريک و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سينه بی تابانه لرزيد
ز خواهش های چشم پر نيازش
در آن خلوتگه تاريک و خاموش
پريشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهايم هوس ريخت
ز اندوه دل ديوانه رستم
فرو خواندم به گوشش قصه ی عشق
ترا ميخواهم ای جانانه ی من
ترا ميخواهم ای آغوش جانبخش
ترا٬ ای عاشق ديوانه ی من
هوس در ديدگانش آتش افروخت
شراب سرخ در پيمانه رقصيد
تن من در ميان بستر نرم
بروی سينه اش مستانه لرزيد
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پيکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه ميدانم چه کردم
در آن خلوتگه تاريک و خاموش
فروغ فرخزاد
حتما
پی نوشت نوشته می شه
کجایی عمل صالح؟
پی نوشت نوشته می شه
کجایی عمل صالح؟
آزاده خانم این شعری که از فروغ نقل کردید داستان عجیب و غریبی دارد.
من به اطمینان می توانم بگویم که گناه فروغ (البته گناه از دیده ماهایی که همه چیز را در چارچوب های از پیش تعیین شده تصور می کنیم)در آن شب سرد اواخر پاییز یا به قولی اواسط زمستان به هیچ وجه گناه نبوده و نیست و نخواهد بود.
من به اطمینان می توانم بگویم که گناه فروغ (البته گناه از دیده ماهایی که همه چیز را در چارچوب های از پیش تعیین شده تصور می کنیم)در آن شب سرد اواخر پاییز یا به قولی اواسط زمستان به هیچ وجه گناه نبوده و نیست و نخواهد بود.
Mehdi wrote: "آزاده خانم این شعری که از فروغ نقل کردید داستان عجیب و غریبی دارد.
من به اطمینان می توانم بگویم که گناه فروغ (البته گناه از دیده ماهایی که همه چیز را در چارچوب های از پیش تعیین شده تصور می کنیم)در..."
خيلي چيزها فقط در لغت زبان نامگذاري شده اند. از شما چه پنهان كه نه من و نه فروغ، هيچ كدوممون اگر اينو گناه مي دونستيم عنوانش نمي كرديم چرا كه هيچ كس اگر آدميت در او باشد، به گناهاش نمي باله چه رسد كه در قالب لطيف ترين گونه ي سخنهاش (شعر) بيانش كنه
:)
من فكر ميكنم قشنگي اين تايپيك به همينه كه نام اعمالي كه در فرهنگ، به غلط تعبير به گناه شده رو مشخص كنه البته از ديدگاههاي مختلف كه مي تونه با برخي موافق و با برخي مخالف باشه
من به اطمینان می توانم بگویم که گناه فروغ (البته گناه از دیده ماهایی که همه چیز را در چارچوب های از پیش تعیین شده تصور می کنیم)در..."
خيلي چيزها فقط در لغت زبان نامگذاري شده اند. از شما چه پنهان كه نه من و نه فروغ، هيچ كدوممون اگر اينو گناه مي دونستيم عنوانش نمي كرديم چرا كه هيچ كس اگر آدميت در او باشد، به گناهاش نمي باله چه رسد كه در قالب لطيف ترين گونه ي سخنهاش (شعر) بيانش كنه
:)
من فكر ميكنم قشنگي اين تايپيك به همينه كه نام اعمالي كه در فرهنگ، به غلط تعبير به گناه شده رو مشخص كنه البته از ديدگاههاي مختلف كه مي تونه با برخي موافق و با برخي مخالف باشه
به هر حال فروغ اون کار رو انجام داده توی اون شب سرد و ظلمانی و حتی اون رو به نظم هم در آورده حالا خودش اون رو گناه دونسته اما من اون کار رو گناه نمی دونم.
چرا که اگر بحث توجیه باشد دلیلی ندارد من بخواهم کار فروغ فرخزادی را توجیه کنم که موقع مرگش حتی به دنیا هم نیامده بودم و حتی از شاعران خیلی فان من هم نیستند اما همواره او را تحسین کرده ام چرا یگانه زمانه خویش بود به خاطر شجاعتش. طرز فکرش و حتی شخصیتی که به شعر زنانه فارسی داد و اصولا باعث و منشاء ایجاد زبان زنانه در ادبیات منظوم ایران گردید.
چرا که اگر بحث توجیه باشد دلیلی ندارد من بخواهم کار فروغ فرخزادی را توجیه کنم که موقع مرگش حتی به دنیا هم نیامده بودم و حتی از شاعران خیلی فان من هم نیستند اما همواره او را تحسین کرده ام چرا یگانه زمانه خویش بود به خاطر شجاعتش. طرز فکرش و حتی شخصیتی که به شعر زنانه فارسی داد و اصولا باعث و منشاء ایجاد زبان زنانه در ادبیات منظوم ایران گردید.
زمانی که کاریو انجام دادی که بعدش عذاب روحی که بهش میگن عذاب وجدان کشیدی اون موقع هست که باید برای کاری که در گذشته انجامش دادی تلاش کنی که بتونی در راستایی قرار بگیری که پیش خودت رو سفید بشیقرار نیست همه چیزو به عقب برگردونی ولی مهم تلاش ٍ .
به نظر من چیزی به اسم گناه نداریم
مهم اینه که تو آرامشو حس کنی،
کاریم که آرامشتو بهم بزنه کار ٍ نا جایی بوده
گناه(یا به قول سحر جان اموری که آرامش رو به هم میزنن)دو جوره:زمینی
بهشتی
هرچند ما آدمیم و از اولیش برای ما گریزی نیست
ولی باید جروزه خودمونو نشون بدیم و حداقل یه گناه در خور اونچه که اجداد ما رو پرت کرد به زمین داشته باشیم
Maryam wrote: "بله فرزان عزیز چرا که نهاگه دلمون خواست"
فکر می کنم منظور مریم جون کودک درونمون هست
در روانشناسی تحلیل رفتار
3 مورد بررسی میشه
1: کودک درون که فقط دنبال لذت هست و هیچ کسی نمی تونه اونو طردش کنه و یا بگه بد هست
2: والد در واقع همون ارزشها هست خوب و بد ، چیزهایی که بهمون حالی کردن که خوبه یا بد ، هنجارها
3: بالغ در واقع بعدی هست که بین این دو تصمیم نهایی رو میگیره و در واقع بهش میگن منطق
یه روزی ممکنه در یک شرایط مکانی یا زماتی تصمیمی بر پایه کودک درونمون بگیریم ولی نباید بعد از گذشت اون شرایط و قرار گرفتن در یک محیط و زمان متفاوت در براش قضاوت کنیم که ممکنه محکوم بشه،
مهمترین مسئله اینه که خودمونو دوست داشته باشیم و به فکر خودمون باشیم این باعث میشه تصمیماتی که می گیریم کمترین ضربه رو به ما بزنه
ولی مهم هست کسی هنوز بتونه کودک درونشو خوب بشناسه که این کودک درون باعث شادی و نشاط برای ما میشه
این ابعاد باعث به وجود اومدن شخصیت ما میشن و در هر لحظه ممکنه یکیشون پررنگتر به چشم بیان
و هیچ موقع نباید دچار مطلق گرایی بشیم







هر وقت یه اشنباهی می کنم ؛ هی به خودم میگم من این کارو نکردم
یا یه جورای هی خودمو توجیه می کنم که اصلا این کار در اون شرایط نه گناه بوده نه اشتباه
انقدر هم این کارو تکرار می کنم تا پیشه خودم تبرئه می شم
واسه همینه هر وقت به گذشته نگاه می کنم
می گم من تا حالا هیچ اشتباهی نکردم