سید علی صالحی discussion
عاشق شدن در دیماه، مُردن به وقت شهريور
date
newest »
newest »
khosh aamadi mojgan jan
age she'ri az aghaye salehi khundi ke nazaret ro jalb kard , baramun benevis va khaheshan be dustane sakete in gorooh napeyvand
ba tashakor az paziresh davat
age she'ri az aghaye salehi khundi ke nazaret ro jalb kard , baramun benevis va khaheshan be dustane sakete in gorooh napeyvand
ba tashakor az paziresh davat
من با دو کلام، دو حرف، دو گونه راز، گفتگوی عشق را زمزمه میکنم.
حرفی ساده برای شما
حرفی مفت برای خودم.
اما نمیدانم
نمیدانم مرا کدام گريه به رويای روزگار خواهد سپرد؟
من بسيار گريستهام
برای سادگیهای همسايه، برای حماقتهای بسيارم.
برای جهانی که مهدکودک نخواهد شد
برای کبوترانی بیسر که بیجفت از کوچ بهاره میآيند،
برای رژهی مردگانی که از حواشی چشمهای من میگذرند.
به خدا نمیدانم، گاهی اوقات اصلا نمیدانم!



چه ساده در گريستن ديگران میميريم.
اما ميان دشواری دريا و تبسم کرانه، فاصلهایست.
لب اگر تشنه، جام شوکرانش در پيش،
دل اگر تنها، هزار دشنهی پنهانش در پشت.
چنين که در اواسط واژه و معنا معلقيم
مگر به روزنکی در حصار بیسايه، بیديوار،
ورنه در مويههای موهن مرگ، کو چراغی!؟
چراغی کو تا سپيدگانِ بیترديد، زانوی فتيله نلرزاند؟!
دريغا، فاصلهایست ميان آب و سراب،
يک دست بنای اشاره و
يک دست مزار خواب.