گياهان دارويي discussion

13 views
تيره افدرا

Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by [deleted user] (new)

شرح تیره افدرا
phedraceae-Ephedrineae


تیره افدرا دارای یک جنس و متجاوز از 35 گونه است که به وضع فاصله دار و دور از یکدیگر در نواحی مختلف کره زمین پراکنده اند. فراوانی آنها بیشتر در آمریکای شمالی و جنوبی و برخی نواحی آسیاست.
گیاهانی عموماَ دو پایه (بندرت یک پایه) بالا رونده و یا به صورت بوته هائی با اعضای چوبی و به ارتفاع در حدود یک متر و گاهی بیشتر می باشند. ساقه آنها دارای انشعابات فراوان ظاهر بند بند و غلافی از فلس ها در هر بند است که برگهائی رشد نیافته آن به حساب می آیند. ساقه کلروفیل دار این گیاهان عهده دار عمل جذب سبزینه ای در آنها می باشد. گلهای نر آنها مجتمع به صورت شاتونهائی در محور ساقه و دارای 2 تا 6 بساک واقع بر روی یک میله مشترک است هر یک از آنها نیز در کناره یک براکته گل آذین قرار دارد. در قاعده هر پرچم معمولاً دو براکته نازک دیده میشود که از قاعده به یکدیگر پیوسته بوده نوعی پوشش بسیار کوچک برای آن بوجود می آورند. گلهای ماده آنها معمولاً در انتهای شاخه های به صورت منفرد یا دسته های 2-3 تایی محصور در 2-4 زوج براکته (دو به دو متقابل) قرار دارند. دو براکته فوقانی آنها به یکدیگر پیوسته بوده پوشش کیسه مانند که در انتها باز می باشد برای تخمک بوجود می آورند. افدراها فاقد میوه حقیقی هستند معهذا براکته داخلی گلهای ماده آنها پس از آمیزش تخمک چوبی گردیده برای آن پوشش سختی بوجود می آرود در حالیکه براکته خارجی گوشتدار شده مجموعاَ مشخصات یک میوه شفت برای آن فراهم می شود در ایران انواع متعددی از Ephedra ها در نقاط مختلف مخصوصاً نواحی بابر می رویند. بعضی از آنها نیز در دامنه کوهستانهای خشک یافت می شوند



message 2: by [deleted user] (last edited Sep 15, 2008 05:34PM) (new)

بر پایه گزارش اوستا، زاده شدن جمشید، پاداشی بود که اهورامزدا در پی آماده ساختن نوشابه ی هَوم برای نخستین بار بدست ویونگهان، پدر جمشید، به او داده شد. در اوستا هات ۹ ، چنین می خوانیم :


(۳)


«زرتشت بدو گفت : درود بر هَوم ِ ! ای هَوم ِ ! کدامین کس ، نخستین بار در میان مردمان جهان استومند ، از تو نوشابه برگرفت؟ کدام پاداش بدو داده شد و کدام بهروزی بدو رسید؟»


(۴)


«آنگاه هَوم ِ اَشَوَن دوردارنده ی مرگ ، مرا پاسخ گفت :

نخستین بار در میان مردمان جهان استومند ، « ویونگهان » از من نوشابه برگرفت و این پاداش بدو داده شد و این بهروزی بدو رسید که او را پسری زاده شد : «جمشید » خوب رمه ، آن فره مندترین مردمان ، آن هور چهر ، آن که به شهریاری خویش جانوران و مردمان را بی مرگ و آبها و گیاهان را نخشکیدنی و خوراکها را نکاستنی کرد.»


(۵)

«به شهریاری جم دلیر ، نه سرما بود ، نه گرما ، نه پیری بود ، نه مرگ و نه رشک دیو آفریده. پدر و پسر ، هر یک [به چشم دیگری :] پانزده ساله می‌نمود. [چنین بود :] به هنگامی که جم خوب رمه پسر ویونگهان شهریاری می کرد.»







back to top