Rumi دوستداران شمس ,مولوی discussion
این خانه مجازی منزلگهی ست برای حضور عشق ورزانی علاقمند به آرامش درون و هنر
date
newest »
newest »
I died as a mineral and became a plant,I died as plant and rose to animal,
I died as animal and I was Man.
Why should I fear? When was I less by dying?
سفر كردم به هر شهري دويدم چو شهر عشق من شهري نديدم
..........................
ندانستم ز اول قدر آن شهر
ز ناداني بسي غربت كشيدم
مولانا تعلق به سرزمین یا زاد و بوم را امری فرعی یا حتی بی اهمیت می دانسته و با مفهوم "وطن" به معنای امروزین آن، یکسره بیگانه بوده است از دیدگاه مولانا ، وطن همان نیستانی است که "نی" از دوری
آن ناله سر می دهد
از کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاستقومی شادان و بیخبر کان ز چه جاست
چندین چپ و راست بیخبر از چپ و راست
چنین من و ماست بیخبر از من و ما است
فلسفه نميتواند ما را به كنه وجود رهنمون باشد؛ از اين رو بايد حدود عقل را معلوم كرد تا بدانيم كه تا كجا ميتوان به يقين رسيد. بسياري از قضايا خواه فلسفي و خواه علمي و تجربي، برهانپذيراند. مضمون برهانپذيري اين است كه وجود در ذهن زائد بر ماهيت اشياء است و بر آن افزوده يا عارض است. وجود چيزي بر موضوع نميافزايد، ولي معلومات ما را توسعه و افزايش دهد
For Rumi, mysticism was mostly a personal experience and something separate from religion. At the same time, intuitive understanding was not limited to logical arguments or perceptions of the senses. Every single matter is afflicted by the holistic nature of love and is engaged constantly in a celebratory movement.The spirit after devolution from the divine undergoes an evolutionary process by which it comes nearer and nearer back to the same source. All matter in the universe obeys this law and this movement is due to an inbuilt urge-which Rumi calls "love". The doctrine of the Fall of Adam represents a metaphor connoting the idea of life being evolutionary and that there is a specific goal to the process: the attainment of LOVE. For Rumi, LOVE is the ground as well as the goal of all existence.
+++++++
Come; come, whoever you are,
Wanderer, idolater, worshiper of fire,
Come even though you have broken your vows a thousand times,
Come, and come yet again.
Ours is not a caravan of despair.
Mansor wrote: "هین سخن تازه بگو تا که جهان تازه شود/ وارَهَد از حَد جهان، بیحد و اندازه شود"خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد
یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود
مقبولست
با سلامخیلی دوست دارم از مولانا بیشتر بدونم .با توجه به اینکه نظرهای ضد و نقیضی در موردش وجود داره،ولی من خودم روی وجهه ی مثبتش نظر دارم.البته تا حالا مطالعه ای در این زمینه نداشتم.از دوستان عزیز می خوام،اگه ممکنه کتاب یا کتابهایی بهم معرفی کنن که من با این شخصیت بیشتر آشنا بشم
...
تشکر می کنم
Mansoure wrote: "با سلامخیلی دوست دارم از مولانا بیشتر بدونم .با توجه به اینکه نظرهای ضد و نقیضی در موردش وجود داره،ولی من خودم روی وجهه ی مثبتش نظر دارم.البته تا حالا مطالعه ای در این زمینه نداشتم.از دوستان عزیز..."
Mansoure read 'پله پله تا ملاقات خدا'
Best book you will ever read about Hazarat-e Mowlana. :)
هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان بادهله پیوسته دل عشق ز تو شادان باد
غم پرستی که تورا بیند و شادی نکند
همه سرزیر و سیه کاسه و سرگردان باد
دام دگر نهاده ام تا که مگر بگیرمش آن که بجست از کفم بار دگر بگیرمش
آن که به دل اسیرمش در دل و جان پذیرمش
گرچه گذشت عمر من باز زسر بگیرمش
درها همه بستهاند الا در تو تا ره نبرد غريب الا بر تو
اي دركرم عزت نورافشاني
خورشيدو مهوستارگان چاكرتو
جان من كوره است و با آتش خوش است كوره راه اين يبس كه خانه آتش است
خوش بسوز اين خانه را اي شير مست
خانه عاشق چنين اولي تر است


ور در طلب لقمه ی نانی ، نانی
این نکته ی رمز اگر بدانی، دانی
هر چیز که در جستن آنی، آنی