داستان كوتاه discussion

37 views
تکرار

Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
.
.
.
در سرم زنگ می زنی انگار، زنگ، زنگ بی شرف
از کـجا بـرم کـه نـبـاشـی ؟ از کـدامــیـن طـرف

میان تک تک خاطره هامان همیشه حیرانم
و این بغض می کُشد روزی مرا و می دانم

که از نبود تو سنگ، سنگ، سنگ می شوم انگار
لا به لای پرسـه های شبانـه ام، لای این تکرار

که هردَم بغـض می جَـوَم شـب را میان سیگارم
که قرص هایم کو، کو، کو شده تنها لفظ گفتارم

به عشق بـازی تک نفره مـیان بـسـتری خونی
(به تیغی که حفر می کند دست مرا، به مجنونی

که از نبود تو رعشه بر تنش جفت می گیرد)
میان تنفر و تنفر از عشقی که مفت می میرد

خـمـار خـاطرات مـترویـی که "مـارک پلّت"* بود
و خنده به کلمات پس و پیشی که توی کلت بود

توان بغض هایم، بغض هایم، بغض هایم تا این حد
صـدای هـق هـق دیـووانه خـانـه ای در مـشهد

به دسـت و پـا زدنـم، بـه هر آنـچـیـزی که نـمی رسم
به عکس های، عکس های، عکس های دوتاییمان قسم

که عـشق بـرای من مـثه سـتاره کم سـو شد
که سهم من فقط همین "قرص هایم کو " شد

* پارک ملت

بهزاد وحدتی


message 2: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
خوب بودا.
ای ول.


back to top