داستان كوتاه discussion

69 views
نوشته هاي كوتاه > چراغ قرمز

Comments Showing 1-50 of 50 (50 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Maryam (new)

Maryam | 158 comments شهر میدویید ، نفس نفس میزد ،سکندری میخورد وباز میدویید ....
زنی رو نوک کفشاش تاب میخورد .
عکسی تو تاریکخونه ذهنم برق زد ،یاد دخترک جون گرفت و شهر شسته شد ، دخترکم چشماشو باز کرد اومد روبه روم نشست و نگام کرد :
هروقت زنی رو نوک کفشاش تاب میخورد خیال اونو باد میبرد چشماشو میبست ، بزرگ میشد ، رو نوک کفشاش تاب میخورد
چراغ ترافیک سبز شد دخترکم از شیشه اتوبوس پر زد و رفت ،کلاس درسم دیر شده بود ،دلم براش تنگ میشد؟....
شهر هنوزم میدویید



message 2: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
فوق العاده بود



message 3: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1249 comments بد نبود که فوق العاده بود


message 4: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
به نظر من كاملا يك داستان كوتاه بود.

فوق العاده و موجز و عالي.

ممنون.


message 5: by Maryam (new)

Maryam | 158 comments مرسی دیوونه جان ،محمد حسین و آرزوی عزیزم همین طور شما نبی ومهدی جان
و درسته بعضی جاها واقعا گسیختگی دیده میشه واین گسیختگی هم از منه یعنی خصلت ذهنی و حسی منو نشون میده من بهش میگم نیمه گنگ بودن
چه میشه کرد به هر حال سو سو زدن بهتر از خاموش بودنه
شاید


message 6: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
من گسيختگي نديدم


message 7: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
نبي جان چيزي رو كه متوجه نمي شي چرا به حساب از هم گسيختگي مي ذاري داداش؟

توي اين داستان دانسته يا ندانسته سبك پست مدرن به راحتي نمايش داده شده و حتي در كمال استادي.

يه سري به كتاب صيد ماهي قزل آلا در آمريكا نوشته ريچارد براتيگان ترجمه هوشيار انصاري فرد بزن تا بفهمي چي مي گم.


message 8: by Mehdi (last edited May 12, 2009 01:12PM) (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
من كاري به خود نويسنده ندارم و گفتم دانسته يا ندانسته نبي جان.!
حالا كه از قبل حكم صادر كردي كه جوابت رو نمي دم با وجودي كه واقعا دوست داشتم توضيح بدم كه اين خانم در جابجايي فعل ها و عدم استفاده از حروف ربط و حتي تغيير بين دوم شخص و سوم شخص چه كار خوبي ازائه دادند اما با كمال تاسف توضيحي ارائه نمي كنم و اين هم فقط به اين خاطر هست كه اينجا جاي تاويل افكار ديگران نيست نبي عزيز.

تو كه خودت از پست مدرن استفاده مي كني و اذعان داري اشراف بهش نداري چطور اين نوشته خانم رو عاري از پست مدرن مي دوني تازه اين بنده خدا هم كه ادعايي نداره و من دارم بهش مي گم كه دانسته يا ندانسته كار بسيار خوبي ارائه كرده.

جل الخالق از اين همه پيشگويي.


message 9: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
اصولا از كتابهاي ترجمه شده در فارسي يا تاليف شده نمي شود چيزي درباره پست مدرن در ادبيات پيدا كني.
منابع در مورد پست مدرنيسم در نقاشي و معماري خوب هستند اما چيز دندان گيري در رابطه با پست مدرن در حوزه ادبيات مي يافت نمي شود به زبان فارسي.

اما در مورد نوشته اين خانم همين چيزهايي كه شما به نوشته رگباري و منقطع ياد كردي حركت در بين فضا ها و تلاش در ايجاد تاويل پذيري است و به درستي اين اتفاق در نوشته ايشان افتاده و همان تغيير ماهيت راوي و نوع نگاه و ضمير ادا كننده درراستاي پست مدرنيزم در داستان گويي است.
اصولا فرار از قالب روايت خطي به سوي روايت منقطع مي تواند نشانه به عزيمت از داستان مدرن به داستان پست مدرن باشد.


message 10: by Mehdi (last edited May 12, 2009 02:03PM) (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
من نمي دونم دوست خوبمون محمد حسين چي گفته در اينمورد ولي فكر كنم من توضيحي رو كه مي دونستم و در توانم بود رو دادم.

تبديل از شخصيت راوي از يك ضمير خاص به ضميري در راستاي همان ضمير تبديل هست.
تو خودت به اين موضوع از اين نويسنده خانم اين داستان ايراد گرفتي بعد چطور سئوال خودت يادت نمي آد.


اين سئوال توهست.
يك دقت بكن متوجه مي شي من چي مي گم.
---------------------------------------
عد از نگام کرد انگار میخواست از زبون دخترک حرف بزنه
ولی انگار از زبون خودش حرف زد
هرچند باز چون از ضمیر سوم شخص استفاده کرد نگرفتم چرا سوم شخص؟
----------------------------------------------------

در ضمن فكر كنم يك بار ديگه هم خدمتت عرض كردم هر چيزي كه شما نمي فهميد يا براتون تازگي داره و يا غير معمول به نظر مي رسه كار ضعيف الكن منقطع و غير حرفه ايي نيست.
به نظر من تو قبل از اينكه فكر كني سئوال مي كني و اين براي آدم هايي به سن و سال ما خوب نيست.

البته ببخشيذ.


message 11: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
منبع خاصي توي ادبيات پست مدرن در حوزه ادبيات سراغ ندارم اما اگه دوره هاي گذشته مجله گلستانه رو گير بياري مقالات خوبي در مكاتبست مدرن توش پيدا مي كني.

اصولا در تغيير ضمير يا نشانه گذاري و يا انقطاع در پست مدرننيسن قاعده خاص و همه گيري وجود نداره اما اگر اين اتفاق توي يك كار روي بدهد كاملا بايد هوشمندانه و آگاهانه باشد البته اتفاقي هم مي تواند باشد اما اگر زياد اتفاقي باشد كار خيلي هم خوب از آب در نمي آيد.

باز هم عرض مي كنم من نمي دونم دوست خوبمون محمد حسين در اين مورد چي گفته كه بگم من حرفم حرفاي اونو تكميل كرده يا اون حرفاي منو يا اصلا يه چيز ديگه.


message 12: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
نه اتفاقا به هيچ ويرايشي به نظر من نياز نداره.


message 13: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
به هيچ ويرايشي نياز نداره


message 14: by Maryam (new)

Maryam | 158 comments راستش آقا نبی وقتی گفتم
نگام کرد
یعنی یه چیزایی به من گفت ومن درمورد اون چیزا با ضمیر سوم شخص یه چیزایی رو به شما گفتم
وقتی گفتم کلاس درسم دیر شده بود . دلم براش تنگ میشد؟
واقعا تو ذهنم چیزی وسط این دوتا جمله نیومد که من بخوام حذفش کنم و گفتم بهتره چیزی رو به زور وسطشون نچپونم
من خواستم فقط حسمو با جمله های ساده وتوصیفی بیان کنم وتا میتونم از وزن و آهنگ دوری کنم
این روش انتخاب کردم شاید چون با من سازگاره واصلا زبون من اینه
مهدی کتابی رو که گفتی نخوندم ولی ترغیب شدم و در اسرع وقت میخونم
در ضمن اگر گسیختگی هم باشه که چیز بدی نیست چیزی هست که هست و اگه باشه تعمدا ایجادش نکردم


message 15: by Maryam (last edited May 12, 2009 11:00PM) (new)

Maryam | 158 comments عجب بابا فلسفه هنر رو یه دوره ای کردید
حسودیم شد آقا مهدی




message 16: by ستاره (new)

ستاره (sisily_clfyhoocom) | 437 comments نوشته ی زیبایی بود
و قابل تامل
مریم جون کامنتای تاپیکت از چراغ قرمز رد شدنااااااا
;)

..!!*!


message 17: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments مريم عزيزم...عالي نوشتي



message 18: by sohrab (new)

sohrab | 36 comments درود
با بعضی ها موافقم و بعضی ها مخالف
به نظر من جملات حتما نباید یه مفهوم حقیقی رو برسونند
جملات می تونن الهام کننده احساسات فرد باشن
یا اصلا فقط احساس باشن
(زنی رو نوک کفشاش تاب میخورد(
می تونه یه جور احساس وهم انگیز باشه با جملات غیر حقیقی
من لذت بردم
درود


message 19: by Rose (new)

Rose | 449 comments جالب بود دوست من هرچند که دل حوصله ام نتونست تاب خوندن این همه کامنت رو بیاره
:D


message 20: by Maryam (last edited May 13, 2009 12:58PM) (new)

Maryam | 158 comments مرسی دوستان
شما هم خوش اومدید آقا سهراب


message 21: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
نبي خان چه ربطي به فلسفه داره.
تو انگار همه چيو بايد ربط بدي به فلسفه.


message 22: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
تو دچار ارادت به فلسفه نيستي برادر احساس مي كني كه ارادت به فلسفه داري.
برادر نياز نيست همه چيز را با خط كش فلسفه متر كني.
اصولا بسياري از بحث ها فلسفي نيست حال اگر فيلسوفي براي مطرح شدن درباره نفخ معده هم نظريه فلسفي ارائه كرده دليلي بر فلسفي بودن مساله نفخ معده نيست اين جاه طلبي جناب فيلسوف رو مي رسونه نه بعد فلسفي نفخ معده را.


message 23: by Mehdi (last edited May 13, 2009 01:58PM) (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
سر و ته ديدن بعضي چيزا از پشت عينك ته استكاني حسنش اينه كه برات اين امكان رو فراهم مي كنه كه خيلي چيزها رو عميقا با چشمهاي خودت ولو مكدر و با اعوجاج ببيني تا اينكه از روي استدلالهاي ديگران در فضايي خالي از هيچ براي خودت به جوابهاي نابي برسي كه هزاران سال پيش در وان حمام يافته شده است.
گاهي ما دنبال حقيقتيم و از فلسفه استفاده مي كنيم اما اينكه براي نفخ معده مان هم دنبال فلسفه اش باشيم حتما تا فلسفه قلنج را درك نكرده از مرض تكرر ادرار خواهيم مرد، دريغ كه دارو و درمان نيازي به فلسفه ندارد.


message 24: by Mehdi (last edited May 13, 2009 02:18PM) (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
آقايون تكبير.

چه ربطي داره برادر.

كي گفته من از رشتم متنفرم.

خوشتيپ دارم راهنماييت مي كنم كه زندگيتو بكني و همه چيز و از ديد فلسفه نبيني حالا چه ارسطو باشه چه اسپينوزا چه كانت چه دكارت و يا چه بودريار.

اصولا زندگي وجهه اي غير از اما و چرا و اگر و چگونه داره كه اگر اندكي از مشاء مي دونستي همه چيز رو به صورت يك علامت سئوال نمي ديدي.

خود داني مي خواي همش سئوال بپرسي بپرس ولي ساحت فلسفه رو با فلسفه فلسفه كردن بيش از اين جريحه دار نكن.
چرا كه تاكيد بيش از حدذ بر يك موضوع خوب اون رو در مقابل خوبي هاي ديگه قرار مي ده و اون رو قلب ماهيت مي كنه.


message 25: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
من به فكر تعالي انسانم و فلسفه وسيله اي براي تعالي است.
يار خاطر بايد باشد نه بار خاطر.

شب عالي خودت هم مستدام.


message 26: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
بيا نبي خان تازه محمد حسين هم كه من باهش كارد و پنيرم (ممكنه فقط من باهاش كارد و پنير باشم و اون دوست عزيز نباشه ها!!!) تصديق مي كنه كه توي همه چيز دنبال فلسفه نباش.

اين كه ديگه من نيستم.

حالا تو هي بگو فلسفه فلسفه.


message 27: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
من نيومدم نمايشگاه كتاب .
باور كن.

حميد رو هم نمي دونم اومده يا نه ولي بهزاد اومده بود.


message 28: by Maryam (new)

Maryam | 158 comments Mohammad Hossein wrote: "



با نظر مهدی موافقم .. نبی جان این داستان ربطی به مقوله ای پاردایم نداره ...

من بی گناهم!ا

و اینکه گفتم بد نیود علتش این بود که عناصری که در داستان آمد در آغاز و پایان با هم تناسب داشتن به ج..."


قرار نبود داستان بنویسم فقط میخواستم یه سری تصویر رو که دیده بودم و حس قویی ازش گرفته بودم همون طور کنار هم بچینم حس رو منقل کنم
" چراغ ترافیک سبز شد" یکی از قوی ترینِ تصویرها بود "دخترک از شیشه اتوبوس پر زد ورفت" قبول دارم اضافه است وخالی و ساختگیه


message 29: by Maryam (new)

Maryam | 158 comments آقا محمد کجاست این کافه گودو؟


message 30: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
سركار خانم مريم شما چه دانسته و چه ندانسته ، چه باقصد قبلي و چه به صورت تصادفي داستان بسيار خوب و قوي اي نوشتيد.
ممكنه اين فقط يك اتفاق بوده باشه كه بعدا معلوم مي شه . هيچ چيزي در نوشته شما زائد نيست حال. اميدوارم اين اتفاق برايتان فتح بابي شود تا عميقا بفهميد كه در اين كار چه عمل فوق العاده اي را انجام داده ايد.



message 31: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments آقایون...میشه بجای این بحث ها بیاین به من در نوشتن تحقیقم کمک کنین؟

ثواب داره بخدا


message 32: by Maryam (new)

Maryam | 158 comments MahtaBi KhaNooM wrote: "آقایون...میشه بجای این بحث ها بیاین به من در نوشتن تحقیقم کمک کنین؟

ثواب داره بخدا"

مهتابی خانم جان
من آقا نیستما ولی خوب
درمورد چیه؟ اصلا قضیه چیه؟




message 33: by Maryam (new)

Maryam | 158 comments Mehdi wrote: "سركار خانم مريم شما چه دانسته و چه ندانسته ، چه باقصد قبلي و چه به صورت تصادفي داستان بسيار خوب و قوي اي نوشتيد.
ممكنه اين فقط يك اتفاق بوده باشه كه بعدا معلوم مي شه . هيچ چيزي در نوشته شما زائد ني..."


بله جناب آقای مهدی هر تصویری یه داستانه و رو این سبک نوشتن جدی تر فکر میکنم و کار میکنم والبته مطالعه واز شما تشکر




message 34: by Maryam (new)

Maryam | 158 comments saleh wrote: "دلم براش تنگ میشه؟
این جمله برام آشناست


و این تصویر


خوب نوشتی مریم خانوم"

ممنون صالح
تو شهر چراغ قرمز زیاده و مجال درنگ کم




message 35: by Maryam (last edited May 15, 2009 11:47AM) (new)

Maryam | 158 comments Rezareza17 wrote: "khoob biiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiidan ishun.bah bah"
مرسی رضا رضا
و لطفا فارسی تایپ کن




message 36: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments مریم عزیز
با دیدی کاملا ادبی، به دو دلیل این نوشته را درخور توجه می دانم
نخست القای احساس فکر کردن در مکان های عمومی که برای من هم به شدت مواج دنبال می شود و دوم تمزیج آن با آرزوهای هر کسی که در این مواقع به مخیله خطور می کند
کاری با فلسفه ندارم، من از خواندنش بسیار لذت بردم


message 37: by mohammad reza (new)

mohammad reza (rezareza17) | 2 comments چشم مريم جون!


message 38: by Marmar (new)

Marmar | 9 comments سلام کسی می دونه من کتاب زوربای یونانی را کجا می توانم پیدا کنم؟


message 39: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments مریم جان :
نوشته ی فوق العاده زیبایی بود
من واقعا لذت بردم
البته سرم درد گرفت از بس اون کامنت ها و میزگرد 3 نفره مهدی ، محمد حسین ( البته به عنوان مجری ) و نبی را خوندم
به قول مهدی امیدوارم این نوشته ی شما فتح بابی باشه برای نوشته های بعدیتون


message 40: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments مریم جان :
نوشته ی فوق العاده زیبایی بود
من واقعا لذت بردم
البته سرم درد گرفت از بس اون کامنت ها و میزگرد 3 نفره مهدی ، محمد حسین ( البته به عنوان مجری ) و نبی را خوندم
به قول مهدی امیدوارم این نوشته ی شما فتح بابی باشه برای نوشته های بعدیتون


message 41: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments در ضمن مهتابی خانوم
تحقیقت در مورد چیه ؟
بگو اگر بتونم کمکت کنم ؟



message 42: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments



ممنون مریم مهربون و فرزان خان

اسطوره....البته حدود 12 تا کتاب در این زمینه گرفتم که مطالعه کنم =)) کی وقت بشه نمیدونم....ولی موضوع اصلی هنوز مشخص نیست...نقش ن در اساطیر ایرلن و یونان! (گسترده میشه فک کنم ) ،

نماد فوهر در اساطیر باستان

اساطیر و مذاهب (اوه اوه...چه شود...اخراجم میکنن)

نمیدونم درباره جه قسمتی از اسطوره موضوعم رو بردارم



حالا یا علی....مددی ما را


message 43: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1249 comments مهتابی عزیزم
بهتره یک تاپیک در این مورد باز کنی
تحقیق که نه
اما گلچینی هم از حرفها
می تونی به تحقیقت اضافه کنی


message 44: by Maryam (last edited May 16, 2009 09:36PM) (new)

Maryam | 158 comments MahtaBi KhaNooM wrote: "



ممنون مریم مهربون و فرزان خان

اسطوره....البته حدود 12 تا کتاب در این زمینه گرفتم که مطالعه کنم =)) کی وقت بشه نمیدونم....ولی موضوع اصلی هنوز مشخص نیست...نقش ن در اساطیر ایرلن و یونان! (گ..."


مهتابی خانم جان من میگم زن در اساطیر رو انتخاب کن گسترده میشه ولی خیلی قشنگ و جالبه( بیشتر از هر بخش و وجه دیگه اساطیر)اونقدر که بت انگیزه واقعی تحقیق و کاویدن رو میده و از پسش بر میای

از شما هم ممنونم اشکان و فرزان عزیز


message 45: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments Arezo.... wrote: "مهتابی عزیزم
بهتره یک تاپیک در این مورد باز کنی
تحقیق که نه
اما گلچینی هم از حرفها
می تونی به تحقیقت اضافه کنی"


آرزو جون متوجه نشدم...ميشه برام توضيح بدي منظورت رو؟


مرمر خانوم...من اگر فرصت داشته باشم 2ساعت ميخوابم و دنبال کاراي عقب افتادم ميرم ... الان اينقده وقتم کمه که دچار کمبود خواب و استراحت شدم... با اين حال ممنون از راهنماييت...راجبش فک ميکنم


message 46: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments من یک فایل پی دی اف در مورد زنان ایران باستان دارم مهتابی خانوم بدردت میخوره ؟


message 47: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments فرزان جان بايد چکيده اي از چند کتاب باشه

اگه منبعش مشخص هستش آره...خيلي ممنونت ميشم


message 48: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments فکر نمی کنم منبعش مشخص باشه



message 49: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments Farzan wrote: "فکر نمی کنم منبعش مشخص باشه
"




چه بد...حسابي گرفتار شدم

با اين حال ازت ممنونم


message 50: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments بنده می دونستم حمید و مهدی برای نمایشگاه کتاب تهران نیومدند و فقط دیوونه اومد تهران


back to top