اتوبوس discussion

23 views
زنانه > تخیل

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Masoud (last edited Jun 04, 2013 11:59PM) (new)

Masoud Nikkhoo | 123 comments Mod
بر روی صندلی آخرین ردیف بخش مردانه نشسته بودم و به ناچار صدای صحبت دو خانم را از اولین ردیف صندلی های بخش زنانه می شنیدم. از آنجاییکه موقع نشستن بر روی صندلی چهره شان را ندیده بودم، تصویر این مکالمه را در تخیلاتم می ساختم. کسی که حرف می زد در خیالم خانمی چاق، میانسال و چادری بود که هنگام سخن گفتن به مخاطبش نگاه نمی کرد و چشمش مدام می چرخید و با چادرش خودش را باد می زد. کسی که گوش می کرد به نظرم خانمی مسن و بسیار لاغر بود که مانتو به تن داشت و با چشمانی خسته به چهره ی بغل دستی اش که مدام صحبت می کرد خیره شده بود. در تمام این مدت کلمه ای هم از این زن نشنیدم
خانم سخن گو در مورد همه چیز صحبت می کرد. اما بخشی از صحبتش به نظرم جالب آمد. از خط اتوبوسی که سوار یکی از اتوبوس هایش بودیم انتقاد می کرد. می گفت این اتوبوس ها پولی است. از اتوبوس های بی آر تی تعریف می کرد. می گفت آنها پول نمی گیرند. بعد از گفتن این جمله کمی تأمل کرد و جمله اش را اصلاح کرد. البته پول می گیرند ولی از من نمی گیرند. درست می گفت، اتوبوس های خطی که سوارش بودیم خصوصی است و راننده خودش کرایه را می گیرد و برای گرفتن کرایه از مسافران از هیچ کاری دریغ نمیکند. اما در خطوط بی آر تی که اتوبوس ها دولتی است راننده برایش فرق ندارد که چه تعداد مسافر سوار می کند. چند نفر در ایستگاه متصدی گرفتن کرایه هستند که چون احتمالا آنها هم حقوق ثابتی می گیرند برای گرفتن کرایه درگیری فیزیکی ایجاد نمی کنند. دوباره در تخیلاتم غرق شدم، لحظه ی نگرفتن کرایه از خانم سخنگو را در ذهنم بازسازی کردم. خانم چادری چاق خودش را به بی خیالی زده و با سرعت از جلوی متصدی گرفتن کرایه ی خط بی آر تی می گذرد. متصدی هم که حال دویدن به دنبال زن را ندارد، تنها دهانش را می گشاید و فحش های رکیک را نثار زن می کند و همه ی مردم چشمشان به سمت دریافت کننده ی فحش می چرخد. دیگر به مقصد رسیده بودم و باید پیاده می شدم. نمی دانم چرا اصلا کنجکاو نشدم که چهره ی زن سخنگو و شنونده اش را ببینم


message 2: by Masoud (new)

Masoud Nikkhoo | 123 comments Mod
هنر ما در تبدیل رضایل به فضایل گاهی تنها برای خودنمایی در پیشگاه دیگران است. اما گاه این دروغگویی به خودمان هم سرایت می کند. اینگونه است که زندگی خیالی محترمانه ی خودمان را بدون هیچ انتقادی از خود پیش میگیریم


message 3: by Masoud (new)

Masoud Nikkhoo | 123 comments Mod
نکته ی بالا برای نویسنده ی متن بالا هم صادق است. زندگی تخیلی ناقدانه هم همینقدر خودخواهانه است


message 4: by Sara.g (new)

Sara.g | 222 comments Mod
خيلي جالب بود، ولي منظورتونو از كامنت آخر متوجه نشدم؟


message 5: by Masoud (new)

Masoud Nikkhoo | 123 comments Mod
ممنونم سارا خانم، همه ی ما در معرض این انتقاد هستیم. هنر تبدیل رضایل به فضایل در همه ی ما وجود دارد. کامنت آخر هشداری به این موضوع بود. منظورم از زندگی تخیلی ناقدانه همان توهم بسیار دانستن است. آنچه این روزها بسیار می بینم و همواره هراسم از آن است که اینگونه باشم. شرایطی که مزخرف بگویم و نامش را دانش بگذارم. بدگویی کنم و نامش را انتقاد سازنده بگذارم


message 6: by Sara.g (new)

Sara.g | 222 comments Mod
ممنونم از اينكه توضيح دادين، تازه متوجه شدم


message 7: by Najme (new)

Najme Ghanbari | 1 comments رذایل البته. میشه البته که خانم گوینده کارت منزلت داشته باشد در اینصورت برای رفتن به بی آر تی نیازی به پول ندارد اما برای تاکسی و اتوبوس های پولی چرا! لازم نیست که حتما پول نداده سوار شده باشد :)


message 8: by Masoud (new)

Masoud Nikkhoo | 123 comments Mod
بله نجمه خانم این هم درست است. شاید اینجوری بوده باشه. یادآوری خوبی بود


back to top