سمفونی مردگان سمفونی مردگان discussion


478 views
الهام یا کپی برداری؟

Comments Showing 1-35 of 35 (35 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Ehsan (last edited Dec 02, 2013 06:28AM) (new) - rated it 3 stars

Ehsan Sharei وقتی دو رُمان ِ "خشم و هیاهو" اثر ویلیام فالکنر و "سمفونی مردگان" اثر عباس معروفی را با هم مقایسه می‌کنم در تشابه شخصیت‌پردازی‌ها و سبک نگارش، شباهت آنقدر زیاد هست که نمی‌تونم اسمش رو الهام گرفتن از سبک ویلیام فالکنر و رمانش بگذارم. در این دو رُمان دو خانواده شش نفره وجود دارد. مادری که در دو داستان مریض می‌شود و یکی از فرزندان را عزیز تر از دیگران می‌دارد. پدری که در هر دو داستان تحکم می‌کند. برادر بزرگتر در اولی قصد دارد به هاروارد برود و دو
می قصد دارد شاعر شود اما عاقبت ِهر دو جوانمرگ شدن است. برادر دیگر در هر دو رمان اهل بازار و دلبستۀ مال است. خواهری که در هر دو کتاب از خانۀ شوهری بیرون رانده می‌شود. برادر دیگری که در اولی ناقص‌الخلقه به دنیا می‌آید و در دومی از پشت‌بام می‌پرد و برای همیشه ناقص و از آدمیت خارج می‌شود. علاوه بر اینها نگارش هر بخش از رمان از زبان یکی از این افراد و استفاده از حرکت سیال ذهن که برای برادر اهل شعر و هنر و برادر علاقه‌مند به رفتن به هاروارد باز هم مشترک است. نه! این خیلی بیشتر از الهام گرفتن از سبک فالکنر است. راحت می‌شه اسمش رو کپی کردن گذاشت. هنر ِ نویسنده را می‌توان در "ایرانیزه" کردن ِ داستان ِ خشم و هیاهو ارزیابی کرد.


message 2: by [deleted user] (new)

ایرانیزه کردن لغت جالبیه
من اول خشم و هیاهو رو خوندم و بعد سفونی مردگان رو.و همونطور که گفتی،شباهت های بسیار زیادی بین دو رمان دیدم.اما نمی تونم اسمش رو کُپی برداری بذارم.شاید به طور کلی چارچوب هر دو رمان یکی هست ولی شخصیت پردازی ها کاملا متفاوته.همینطور انواع زاویه دیدها.
در داستان خشم و هیاهو در واقع مرکز اصلی داستان که بقیه ی موضوع ها و شخصیت ها هول او و در رابطه با اون میگرده،همون برادر عقب افتاده ست.اما در سمفونی مردگان کلا قضیه چیز دیگه ایی هست.
تشابهات زیاد بین دو داستان،باعث نشد که به عباس معروفی با چشم بدی نگاه کنم.بلکه فکر می کنم به طور خلاقانه ایی هم الهام گرفته و هم ایرانیزه کرده به قول تو


message 3: by Aso (new) - rated it 5 stars

Aso اگر دقت کنید می‌تونید ببینید که عباس معروفی به نحوی میخواد که خواننده هم به این شباهت پی ببره، تا جائی که علاوه بر سبک نوشتاری و عوض شدن راوی در هر بخش، خانواده‌ای که در هر دو رمان هستند دقیقاً مشابه هم 4تا فرزند دارند(یک دختر و سه تا پسر که یکیشونم دیونه‌ست و یکی از بخش‌های داستان از زبان همون نقل می‌شه) اما باید دانست که شاهکاری چون خشم و هیاهو را نمی توان کپی ‌برداری کرد و دستت رو نشه. به نظر من قصد معروفی از این کار این بوده که خواننده را به مقایسه دو اثر وادار کنه.


Ehsan Sharei اگر که این شباهت خواستۀ خود معروفی بود اولاً از ارزش ادبی رمانش کم می‌کرد چون که به اذعان ِ خودش عظمت خشم و هیاهو رو بنیان ِ رمان ِ خودش قرار می‌داد و ثانیاً خودش هم به این موضوع اشاره‌ای می‌کرد. اگر می‌خواهیم در ادبیات ِ داستانی در سطح جهانی مطرح باشیم باید نویسندگانی داشته باشیم که شانه به شانه با بزرگان ادبیات داستانی جهان برابری کنند. یا اینکه لااقل اونها هم از ما الهام بگیرند! با این اوصاف ِخود بزرگ بینی، انتظار برنده شدن نوبل ادبیات هم واهی است.


message 5: by [deleted user] (new)

بهترین کار این هست که از خودش بپرسیم،مثلا از طریق فیس بوک.البته نمی دونم جواب میده یا نه ولی ارزش امتحان کردنش رو داره


Ehsan Sharei آره شاید بد نباشه از خودش بپرسیم. ولی خب ما اولین نفرها نیستیم که داریم راجع به این شباهت‌ها حرف می‌زنیم. شاید بد نباشه نقدهای دیگران رو هم بخونیم.


Fardin forouhar دوستان اگر توجه کرده باشید روی رمان نوشته شده جایزه ادبی از بنیاد ادبی فلسفی سورکامپ سال2001 ،اگر کپی برداری بوده یه سر و صدایی می شده تا حالا..من که ندیدم یه بنیاد یا موسسه ادبی تا حالا انتقادی داشته
هنرمند وطنمون رو نبریم زیر سوال


message 8: by [deleted user] (last edited Jan 04, 2013 05:49AM) (new)

زیر سوال بردن ، به قصد تخریب نیست.به هر حال هرکسی رمان خشم و هیاهو رو خونده باشه،با خوندن سمفونی مردگان،به یاد رمان فالکنر می افته و سوال براش پیش میاد .ذهن خودمون رو که دیگه نمی تونیم نادیده بگیریم


Hamidreza Farhat یه مدت پیش یه کتاب دیدم درباره شباهت این دو رمان.
اسم دقیقش یادم نیست.

به نظر منم نمیشه انکار کرد که معروفی به بهترین شکل ممکن از خشم و هیاهو استفاده کرده و یک اثر زیبا پدید آورده.

من به شخصه سمفونی رو خیلی دوست دارم و حتی به فرض اینکه کپی از خشم و هیاهو بوده باشه باز از زیبایی هایی که برام داره کم نمیشه.

در ضمن وقتتون رو با سوال پرسیدن از طریق فیس بوک تلف نکنید.بر خلاف نوشته هایی که داره و خیلی نازنین هستن،شخص عباس معروفی به هیچ عنوان انتقاد پذیر نیست و در حد وحشتناک بالایی اعتماد به نفس دارن که حتی اجازه هرگونه سوال و انتقاد رو از خواننده میگیره.
شخصیت عباس معروفی بیشتر تمجید پذیر هست.


Ehsan Sharei دربارۀ ارزش هنری این کتاب شکی نیست. برای من خوندنش لذت بخش و تاثیر گذار بود. حرف من درباره بیان این شباهت این بود که اکتفا نکنیم به خوندنِ این کتاب و اون رو شاهکار ِ شاهکارها فرض کنیم. کلاً این که نمیدونیم در دنیا چه خبره چندان خوب نیست. به تولیدات ِ خودمون میبالیم و مقایسه نمیکنیم که کیفیت در سطح جهانی در کدوم مرحله است و چند سال پیش به این کیفیت رسیده‌اند.
در مورد معروفی هم با شما موافقم. در برلین از نزدیک باهاش دیدار کردم ولی نمیشد این حرف رو جلوش مطرح کرد. به خصوص که خیلی سیاست زده شده و این سیاست زدگی منحرفش کرده از مسیر هنرمندانه‌ای که میپیمود. بی ادبانگی بی دلیلی به زعم من در کارش پدیدار شد، مثلاً در فریدون سه پسر داشت، که همه سعی و تلاشش در نوشتن رو به خودش منعطف کرد. حیف از اون همه خلاقیت در داستان پردازی که سمفونی مردگان از فالکنر وام گرفت و دیگه به کار نبرد.


Hamidreza Farhat کاملا موافقم
من خودم رشته دانشگاهیم ادبیات انگلیسیه و بر همین اساس خیلی زیاد پیش اومده که آثار ایرانی رو با خارجی ها مقایسه کنم و دربارشون فکر کنم.

بدون شک میگم ادبیات ایران در مقابل ادبیات غرب چیزی شبیه فیل و فنجانه.اغراق هم نمیکنم و همین 100 سال اخیر رو نگاه کنید میبینید چه نویسنده هایی رو غرب داشته و ما چی داشتیم؟

البته از این مساله هم نمیشه گذشت که خواننده ایرانی بیشتر دنبال داستانهای کشکی عاشقانه هست تا ادبیات واقعی.
کشوری که مودب پور پر فروش ترین کتابهارو داشته باشه مسلما نمیتونه در مقابل ادبیات معنا گرای امروزی و مفهومی غرب حرفی برای گفتن داشته باشه.

عباس معروفی هم به نظر شخص بنده(که میتونه اشتباه هم باشه) از معدود نویسنده های معاصرمون هست که تا حدی تونست به معیارهای امروزی ادبیات نزدیک بشه.
اما خب الان با شعرهایی که متاسفانه باید بگم مضخرفی که داره در فیسبوک میزاره یه جورایی هویت خودش و دید خواننده رو نسبت به خودش تغییر میده.


message 12: by Sina (new) - rated it 4 stars

Sina haji Kazemi این کتابهایی که ما از ادبیات غرب می خونیم الزامأ کتابهای پر فروش اون کشورهانیستن


Hamidreza Farhat حرف شما کاملا متین دوست عزیز.
ولی بهرحال مشت نمونه خروار هست.مودب پور یه نمونه بود و شما میتونید چندین نویسنده در همین سبک رو ببینید که کتابهاشون به چاپ چند دهم رسیدن و کتابهای با ارزش شاید حداکثر 5-6 تجدید چاپ !

ضمنا برای اینکه بحث موضوع منحرف نشه،یه سوالی برام پیش اومده :
آیا شما کتابهای دیگه ای معروفی خوندید؟
همچین موردی در بقیه کتابهاش هست؟چه شباهت با رمانهای خارجی یا شباهت تم اصلی به آثار دیگر از خودش؟


Ehsan Sharei سینا جان با شما موافقم. من در آلمان زندگی میکنم. بیشتر مردمی که در مترو و اتوبوس میبینم ادبیات فاخر نمیخونن. کتابای تفریحی و سرگرم کننده میخونن و اگر سطح مطالعه بالاست با همین چیزا بالاست. دوستای خارجی من که ادبیات یا ترجمه درس میخونن هم به اندازه من و شما ادبیات کلاسیک و فاخر نخونده اند!


Ehsan Sharei حمید رضا من از عباس معروفی تا حالا سمفونی مردگان رو خوندم که بیشتر از همه خوشم اومد. فریدون سه پسر داشت به نظرم واقعاً بد بود (سیاست زدگی محظ و پر از کینه کسانی که انداختنش از ایران بیرون) و ذوب شده که به نظرم تعریف چندانی نداشت و خیلی معمولی بود و باز هم سیاست زده. تعریف ِ پیکر فرهاد رو شنیدم که باید بخونم و مقایسه کنم.


Hamidreza Farhat یکی از دوستانم "سال بلوا" رو خونده بود و خیلی هم تعریف میکرد.

نمیدونم امکانش هست یا نه ! ولی اگه بشه یه گروه کتابخونی راه انداخت که بیشتر به یه سری آثار بپردازیم و کتابهایی که باید خونده بشن رو بخونیم و در عین حال دربارشون بحث و تبادل نظر هم کنیم عالی میشه.


message 17: by Sina (new) - rated it 4 stars

Sina haji Kazemi من به جز سال بلوا بقیه کتاب های آقای معروفی رو خوندم ولی اشرافی به ادبیات جهان ندارم و نظر دادن در این مورد کاره هر کس نیست
آقا احسان: من وقتی داشتم فریدون سه پسر داشت رو می خوندم اصلأهمچین حسی بهم دست نداد بیشتراحساس کردم یه روایت تکراری از واکنش آدمیزاد به همچین شرایطیه که حالا در زمینه انقلاب ایران دوباره روایت شده شاید مثل قلعه حیوانات که میشه به همه انقلاب ها تعمیمش داد این روایت هم می تونه تو هر انقلابی به طور مشابه اتفاق بیوفته


Ehsan Sharei حمیدرضا من خیلی پایه ام که همچین گروهی داشته باشیم که بشه توش بحث های این مدلی راجع به کتابهایی که میخونیم بکنیم. کند و کاو بسیار لذت بخشیه :)


message 19: by Ehsan (last edited May 11, 2013 12:37PM) (new) - rated it 3 stars

Ehsan Sharei سینا جان، اون چیزایی که راجع به فریدون سه پسر داشت گفتم علت دیگه هم داشت. دیدن ِ خود معروفی در برلین که چقدر با بغض و کینه حرف میزد و اینکه در آلمان زندگی میکنم هم باعث این نوع نگاه من هست. ممکنه که خق داشته باشه برای این کینه ای که به دل گرفته از حکومت ایران. اما من ادبیات رو فارق از سیاست میپسندم و دلم میخواد اون چیزی که میخونم هنر ِ ناب و محض باشه. به هر حال بحثی که من اینجا مطرح کردم درباره مقایسه مفهومی و مضمونی خشم و هیایو از فالکنر و سمفنونی مردگان بود که خیلی برام جذابه کسانی که جفتش رو خوندن نظر بدن یا کسانی که نخوندن ترغیب بشن که خشم و هیاهو رو بخون. درک ِ عظمت و قدرت ِ فالکنر خیلی لذت بخشه ضمن اینکه برای ما معلوم میکنه ادبیات تا چه سطحی پیشرفته و چه قابلیت هایی داره.


Hamidreza Farhat احسان جان پس خودت زحمت گروه رو بکش چون با سابقه تر هستی و مسلما بهتر میتونی اداره اش کنی

منم سعی میکنم خودم و دوستانم رو اونجا فعال کنم تا با برنامه جلو بریم و با تبادل نظر از مطالعه کتابها هم لذت ببریم


Ehsan Sharei سلام دوستان. درباره موضوع بحثمون در اینجا موفق شدم هفتۀ پیش کوتاه با خود عباس معروفی حرف بزنم. متنش روبراتون مینویسم اینجا:

احسان شارعی:
سلام آقای معروفی گرامی،
بعد از آرزوی سلامتی و شادی، بی مقدمه سوالی دارم.
در نگارش سمفونی مردگان چه مقدار خود را وامدار و ملهم از خشم و هیاهوی فالکنر میدانید؟
احسان شارعی، آخن

عباس معروفی:
هیچ!
چون اون موقع هنوز نخونده بودمش

اگر خونده بودم لااقل یک نفر به خانواده اضافه می کردم
گرچه اصلا ربطی به هم ندارند
ولی باز هم خودم رو متمایزتر می کردم


message 22: by Sina (new) - rated it 4 stars

Sina haji Kazemi جالبه !!


Hamidreza Farhat احسان جان از فيسبوك پرسيدي؟
قبلا هم شنيده بودم ميگفت اون موقع اصلا نخونده بوده!
ولي يكم واسه من اين شباهت غير قابل باور مياد كه تصادفي باشه


message 24: by Ehsan (last edited Jun 12, 2013 06:18AM) (new) - rated it 3 stars

Ehsan Sharei آره تو فیسبوک. به نظر من هم تله پاتی بزرگی میاد اگر خشم و هیاهو رو نخونده باشه و سمفونی مردگان رو نوشته باشه.


message 25: by Sarvenaz (new)

Sarvenaz Sarvestani چند بار خوندمش ولی هنوز درگیرم باهاش
تنها رمان ایرانیه که بیشتر از یه بار خوندمش!
بهترین کتاب عباس معروفیه به نظرم


message 26: by Omid (new) - rated it 4 stars

Omid دقیقا من هم که قبل از اینکه بحث شما رو ببینم، وقتی کتاب رو میخوندم، همش به یاد خشم و هیاهو می افتادم. و توی گودریدز هم این کامنت رو گذاشتم. هم داستان و هم نثرش شبیه اونه. هرچند که خشم وهیاهو نثرش خیلی سخت تر هست تا این. ولی من اسمش رو کپی نمیذارم، به نظرم یه روایت خواندنی از خشم و هیاهو هست که لذتبخش هم بود


message 27: by MAHROo (last edited Jul 03, 2015 04:43AM) (new) - rated it 5 stars

MAHROo Hamidreza wrote: "یه مدت پیش یه کتاب دیدم درباره شباهت این دو رمان.
اسم دقیقش یادم نیست.

به نظر منم نمیشه انکار کرد که معروفی به بهترین شکل ممکن از خشم و هیاهو استفاده کرده و یک اثر زیبا پدید آورده.

من به شخصه سمف..."

این ویژگی رو خیلی صریح بیان کردید و مثه این که از انتقاد پذیر نبودنشون خیلی مطمئن هستید.دلیلی دارید برای حرفتون؟!
و در ضمن اسم کتابی که گفتید یادتون نیست:از خشم و هیاهو تا سمفونی مردگان


message 28: by MAHROo (last edited Jul 03, 2015 05:02AM) (new) - rated it 5 stars

MAHROo من خودم خشم و هیاهو رو نخوندم ولی سمفونی مردگان تنها قدرتش موضوع داستان که نیست!قلم معروفی،شخصیت پردازی و محور داستان این اثر رو شاهکار کرده در کنار موضوع.
با این حال پیشنهاد می کنم کتاب از خشم و هیاهو تا سمفونی مردگان رو بخونید بلکه مفید باشه و خیلی از ابهامات از بین بره.
و در ضمن دو تا نکته.معروفی رو من فقط ویدیو های درسی و اموزشیش رو دانلود کردم و توی اون ها هم تمام و تمام عشق به چخوف و همینگوی بارز بود.به طوری که ازشون حرف می زد و کاراشون رو تحلیل می کرد و می گفت که از 14 تا 17 سالگی به حد مرگ این ها رو دوست داشته ولی من نشنیدم از فاکنر بگه و معتقدم لازمه ی الام یا کپی برداری شیفتگی بیش از حد به نویسنده ی اثره که خوب انگار وجود نداشته.
در مورد سیاسیت زدگی متاسفانه باهاتون موافقم و نمی خوام باشم، نمی دونم از چی معروفی خوشم میاد، ولی انگار داره سیر برعکس طی می کنه.اول خوب بوده و یواش یواش بدتر و بدتر میشه.اما این که معتقدید ذوب شده نمونه ی سیاست زدگی هست!ذوب شده اولین اثرش بوده، من نمی دونم چطور اینقدر به بازرسی های انقلابی خودش شبیه بوده(انگار کلا در سطح تله پاتی قوی هست!) اما یکی از شاگردانشون توی اینستاگرام می گفت که اولین اثرش و حتی قبل از سمفونی مردگان بوده.
چیزی که متعجبم می کنه شعرهاش هست.چطور نویسنده ای که در سطح رمان این جا داریم با فاکنر مقایسش می کنیم در سطح شعر...یه سری دلنوشتست شعرهاش که فکر کنم برای ابروی خودش هم که شده، نباید منتشرشون می کرد؛
واقعا عجیبه این به قول شما تله پاتی!نخونده و این قدر شباهت؟!اما...دلیل خود معروفی هم کم نیست.واقعا، اگه قرار بود این قدر الهام بگیره نباید یکمی شخصیت ها رو عقب و جلو می کرد؟!
شاید عرقه، نمی دونم، به هر حال عباس معروفی رو براش خیلی احترام قائلم. و فکر کنم بخشی از ان جانبداری ها هم به خاطر این احترام باشه.خدا داند!


message 29: by Omid (last edited Jul 03, 2015 11:17AM) (new) - rated it 4 stars

Omid MAHROo wrote: "Hamidreza wrote: "یه مدت پیش یه کتاب دیدم درباره شباهت این دو رمان.
اسم دقیقش یادم نیست.

به نظر منم نمیشه انکار کرد که معروفی به بهترین شکل ممکن از خشم و هیاهو استفاده کرده و یک اثر زیبا پدید آورد..."


چرا يه بار خشم و هياهو رو نمي خونيد؟ شباهت ها فقط در موضوع داستان نيست، نثر نويسنده و سبك رمان هم شبيه هست


Hamidreza Farhat میتونید به صفحه شخصی ایشون در فیسبوک مراجعه کنید و کامنتهای انتقادی و پاسخی که داده شده رو بخونید

چندین بار دیدم خیلی شدید منتقد رو کوبیدن.
ضمن اینکه خود شیفتگی ایشون مرزهای رویا رو هم رد کردن. تا جاییکه شعری نوشتن به این مضمون( دقیقا یادم نیست کلمه به کلمه):
وقتی تو نیستی
کیت کت میخورم
با چای نعنا.

و در مقابل انتقادهایی که بهشون شد درباره ضعف شدید شعر با لحن بدی مینوشتن:
مگر میشود خالق شاهکارهایی مثل سال بلوا و سمفونی مردگان شاعرانگی نداشته باشد.

یا شعر های بی محتوا دیگه ای که کم نیستن.
نمیخوام به شایعات دامن بزنم یا تایید کنم. ولی مسائل زیادی مطرح هست درباره شخص عباس معروفی


message 31: by MAHROo (last edited Jul 04, 2015 12:15AM) (new) - rated it 5 stars

MAHROo سلام آقتی امید,اتفاقا قصد دارم بخونمش و حتما هم این کارو می کنم.چقدر عحیب که عباس معروفی این طور...نمی دونم چی بگم..فکر می کنم واقعا سیاست زده شده و داره پس رفت می کنه ولی این یه چیزه,اون قسمت خود شیفتگی یه چیز غیر قابل باور...مگر می شود خالق شاهکار هایی مثل سمفونی مردگان و سال بلوا بد لحن و خود شیفته باشد؟!!


Hamidreza Farhat این داستان جالبه:
یه خبرنگاری تصمیم میگره با ویکتور هوگو مصاحبه کنه، میره شهرش و میگرده و میبینه یه پیرمردی داره فحشهای رکیکی میده و باغبان رو میزنه.
تاسف میخوره و رد میشه و مردی رو میبینه، آدرس خونه هوگو رو میپرسه، مرد میگه اون پیرمردی که فحش میده ویکتور هوگو هستش.
خلاصه خبرنگار از مصاحبه منصرف میشه.

بعضی اوقات نباید نویسنده های مورد علاقمون رو‌ زیاد بشناسیم. همون ارتباطی که با آثارش برقرار کردیم کافیه.
رولان بارت و مرگ نویسنده میتونه کمک کنه به این قضیه.


message 33: by Mehri (new)

Mehri Ahmadi سلام .میبینم که نظرات واسه سالها پیشه,گروهتون کجاست خیلی راغبم که منم عضو بشم .. مرسی


message 34: by Mehri (new)

Mehri Ahmadi منم میخوام بیااااامممم 😞😭😭😭😭😭


message 35: by Mehri (new)

Mehri Ahmadi کجایییییددددد؟؟؟؟


back to top