با دست های سیاه افریقائیم، با دست های گرم بهائیم، با دست های پینه بسته ی دهقانیم، با دست های کارکرده ی چینی ام، با دست های سرخپوستی ام، و با دست های مسیحی ام، دست های تو را می فشارم، و آنگاه که دست هایم را دوستانه بفشاری، پیوند صلح را با دست هایت بسته ای.
صلح يعني نماد عقل انسان
صلح يعني وفا به عهد و پيمان
صلح يعني تكاملي در رفتار
جانشينيِّ جدال، با گفتار
صلح تنها جانشين جنگ نيست
در ميان ننگها يك رنگ نيست
گرگها چون صلح را تبليغ كنند
سر گوسفندان زير تيغ كنند
صلح با جور و ستم خير نيست، شر است
آتشي سوزنده در خاكستر است
صلح هرگز معني تسليم نيست
معني پذيرش تحريم نيست!
بر عدالت استوار و پايدار
اينچنين صلح ماند برقرار
"صلح در دين و مرام، برادريست
صلح در انسانيّت، برابريست"
صلح كار بندگان صالح است
خود مرام مردمان فاتح است
صلح يعني بر انحصار پيروزي
دوري از اسراف و مال اندوزي
صلح يعني باطبيعت هم دوستي
در عين استقلال، همزيستي!
صلح يعني احترام، هر قوميّت
امنيّت بخشي به هر اقلّيّت
صلح يعني بامردم شفّافيّت
رويش تدبير با مشاركت
در مصيبت ،همدلي با مردمان
باهم و مقاومت تا پاي جان
صلح يعني دستگيري از محروم
چارهجوي بيگناه محكوم
صلح يعني قانون را پاسداشتن
پرچم امنيّت را افراشتن
صلح يعني ، كودكان فردا
برترند از دعوايِ امروز ما
جنگ كه جز وحشت و ويراني ندارد
لااقل آخر كار، صلح پشيماني ندارد
در جهاني كه به زور و كشتار
ميكنندت به پذيرش وادار
صلح آن است كه در عين مقام
برگزيني تو طريق آرام
صلح يعني با جنگ هم ، حتّي نجنگ
عرصه را بر "جنگيان " ميكن تنگ!
صلح كار بندگان صالح است
خود مرام مردمان فاتح است.......
شعر از: هاله سحابی