داستان كوتاه discussion
قاصدک ِ خيس
date
newest »
newest »
زيبا...زيبا ... زيبادلنواز..هماهنگ...موزون
------------
هيچ وقت نشد قاصدک ها خبرچين من باشند...هميشه گوشه حياط پنهان ميشدند.
نبی و صالح عزیزمهتابی و فهمیه نازنین
ممنون از اظهار نظر و لطفتون
.....
فهمیه جان
کاش آن شود که گفته بودی؛
،اما، اگر از پس آنهمه دلتنگی
دم ِآهی مانده باشد!؟
ممنون از ديوونه ي عزيزو آقا مهدي بزرگوار
....
!!!آقا مهدي عزيز، ذوق ِ نبي جان را که کور کرديد؟
،حالا که افتخار داديد به من
نظرتون رو در مورد اين به اصطلاح شعر هم بديد
قافيه تمام خواهد شد
Mehdi wrote: "جملات شعرت طولانيه كه باعث اطناب شدهميشه بعضي جملات رو كوتاه تر و موجز تر نوشت"
بی نهایت متشکرم، استاد
لحاظ می شود
زیبا بود.اولین نوشته ی من تو سایت شماست به همین خاطر شعر کوچیکمو با ماریا تقسیم میکنم همین الآن نوشتمش
.
زمان گذشت و سالهاخشکیدند در کسالت این زمان کهنه خبری باز نیامد
خبری باز نیامد
و من آه کشیدم در باد
شاید زمزمه ی مرموزش قاصدی باشد از آن دل طوفانی من
Aslan666 wrote: "زیبا بود.اولین نوشته ی من تو سایت شماست به همین خاطر شعر کوچیکمو با ماریا تقسیم میکنم همین الآن نوشتمش
.
زمان گذشت و سالهاخشکیدند در کسالت این زمان کهنه خبری باز نیامد
خبری باز نیامد
و من ..."
...
قاصدک با باد خبر آورد
.از دل طوفاني ات
!دل قوي دار
.آه ها رانيز پاياني ست
...
مايه افتخار من، دوست عزيز
!به جمع صميمي ما خوش آمدي
saleh wrote: "قاصدک هان چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی اما اما
گرد بام و در ِمن
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
...
امکان نداره کسی بگه قاصدک من یاد این شعر اخوان نیفتم.
شعر..."
فقط می توانم بگویم حسن سلیقه و جالب آن که من هم که عنوان را دیدم دقیقا به یاد این شعر افتادم
Ashkan wrote: "saleh wrote: "قاصدک امکان نداره کسی بگه قاصدک من یاد این شعر اخوان..."
خيرمقدم دوست عزيز، اشکان جان
،و جالب تر اينکه به گاه نوشتن
هيچ به ياد اين شعر دوست داشتني
!شاعر محبوبم نبودم
ماریا جان این شاید مبین این مطلب باشد که در شعری که سرودی با مهدی اخوان ثالث همگام شدی که اتفاق میمون و خجسته ای است







دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم
.تا به گوش تو برسانند
:مي گفتي
،قاصدکها گوش شنوا دارند
غم هايت را در گوششان زمزمه کن
.و به باد بسپار
..
و من اکنون صاحب دشتي قاصدکم
،اما
مگر تو نمي دانستي
!قاصدکهاي خيس از اشک، مي ميرند؟