Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Sign In
Join
Sign up
View profile
Profile
Friends
Groups
Discussions
Comments
Reading Challenge
Kindle Notes & Highlights
Quotes
Favorite genres
Friends’ recommendations
Account settings
Help
Sign out
Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Fatemeh Zarei
> Fatemeh's Quotes
Showing 1-2 of 2
sort by
date added
favorite
random
like
#1
“...تایلر می گوید بعد از این که صدها قربانی سوزانده شدند یک ماده ی غلیظ و سفیدرنگ از قربانگاه به سمت رودخانه راه افتاد.[...] تایلر می گوید سال ها و سال ها روی توده ی سوخته هیزم باران بارید و آب از میان خاکستر گذشت و تبدیل به محلول قلیاب شد و بعد با چربی ذوب شده ی بدن قربانی ها ترکیب شد و صابون غلیظ سفیدرنگی از زیر قربان گاه به سمت رودخانه راه افتاد[...] تایلر می گوید بعد از سال ها آدم کشی و باران قدیمی ها فهمیدن که اگه لباسشون رو اون جایی از دریاچه بشورن که صابون هست لباسشون تمیزتر شسته می شه.[...] تایلر می گوید پس کشتن اون همه آدم کار درستی بود.[...] تایلر می گوید باید می فهمیدی که چطور اولین صابون از قهرمان هلا درست شد. به حیواناتی فکر کن که برای آزمایش محصولات ازشان استفاده می کنند. به میمون هایی فمر کن که به فضا پرتاب می شوند. تایلر می گوید بدون درد بدون مرگ بدون قربانی ما هیچ چیز نداشتیم.”
―
Chuck Palahniuk
7 likes
like
#2
“خدای من!، چرا انسان ها دست به چنین کارهایی می زنند.انسان هایی با دو دست، دو پا و یک قلب. انسانهایی که طبیعی به نظر می رسند و روحا مریض نیستند. چه طور عملی که اگر در زمان صلح اتفاق می افتاد، فریاد قضات، روانشناسان و کشیش ها را بلند می کرد، در زمان جنگ برای کسی اهمیتی ندارد. هیج کس، نه قضات و نه روانشناسان و نه کشیش ها. و هیچ کس هم کلمه دیوانگی و قتل را به زبان نمی آورد. انسانها، به ماه می روند، سرطان را معالجه می کنند و به اینکه انسان هستند و درخت یا ماهی نیستند، افتخار می کنند. لحظاتی پیش می آید که من ترجیح می دهم درخت یا ماهی بودم.”
―
Oriana Fallaci
2 likes
All Quotes
Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.