فسقل‌ترین’s Comments (group member since Jun 26, 2010)


فسقل‌ترین’s comments from the غزل معاصر group.

Showing 1-2 of 2

Jun 26, 2010 02:02PM

3565 نظری داشته خیاط به الماس تنت
که ذری دوخته بر حاشیه‌ی پیرهنت

دامنت سبزتر از سبزترین دامنه‌هاست
و دل‌انگیز‌تر از صبح بهشت است تنت

تو و این پیکر آغشته به عطر گل سرخ
که خدا ریخته کندوی عسل در دهنت

آه ای مرغ خوش ‌آواز من انصاف نبود
در قفس ماندن و دق کردن و پر ریختنت

که نشسته‌است جهانی به تماشای تو و
پاک در آتش تهمت شدن و سوختنت

«صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی...»
این هم از فال و تو حافظ شیرین سخنت

«ای بهاری که به دنبال خزانی داری!
کاش مرغی نشود نغمه‌سرا در چمنت»

با تشکر
Jun 26, 2010 01:55PM

3565 سکوت کردم و فهماندمش عذاب این است
همیشه پرسش ناگفته را جواب این است

به نعره خواست به آرامشم خطی بکشد
سکوت کردم و دریافت بازتاب این است

شکسته بود ولی مویه‌وار می‌خندید
که چهره باخته را آخرین نقاب این است

به مهر گفتم‌اش آرام باش و صحبت کن
که در طریق سخن حسن انتخاب این است

چه گفت؟ راز، نه! اما نپرس و باور کن
کم است زهر، که نوشیدن مذاب این است

نشاندمش که بخوان، خواند و هم‌سکوتم شد
پیام نیمه‌ی ناخوانده‌ی کتاب این است

سوال کدر که با من چه کرده‌ای گفتم
کمی سکوت تو را می‌کند مجاب، این است

من و تو درک سکوت همیم تا هستیم
و جاودانگی لحظه‌های ناب این است

با تشکر