Behzad’s review of نه توی عشق و کین تعزیه داران > Likes and Comments
21 likes · Like
دمت هزار بار گرم که نویسنده ها و آثار ناشناخته رو معرفی میکنی.
من خودم که الان هرچی میخونم وقتی جوان بودم بیست و چند ساله و دانشجو اکثرا چشمه میخوندم. فکر کنم قشر جوان زیر ۲۵ سال که مخاطب عمدهن همینه.
دلیلش خیلی مشخصه، اون نشرها دارن تبلیغات زیادی میکنن و حتی میشه گفت هرچی چاپ کنن خریدار داره. برعکس خارج از ایران، روی نویسندهها مارکتینگ میشه و آدمها میفهمن اصلاً همچین کسی وجود داره. توی ایران فقط وقتی یه نویسنده بولد میشه که کلی دوست و آشنا و لینک داره که براش همون کار مارکتینگ رو انجام میدن و بازم شواهد نشون میده نظراتشون براساس استانداردهای ادبی نیست که خیلی مرام و معرفتیه.
Miss wrote: "دلیلش خیلی مشخصه، اون نشرها دارن تبلیغات زیادی میکنن و حتی میشه گفت هرچی چاپ کنن خریدار داره. برعکس خارج از ایران، روی نویسندهها مارکتینگ میشه و آدمها میفهمن اصلاً همچین کسی وجود داره. توی ای..."
یه دلیل مهمش اینه.
منتها سانسور و هَرَس کردن فرهنگ و هنر (اول حکومتی و سازمانی، و بعد فردی و ذهنی و درونی) دلیل اصلی و به عقیدۀ من مهمتریه برای این اتفاق.
نویسندۀ سانسورناپذیر فرصت چاپ پیدا نمیکنه. در بهترین حالت رانده میشه به کشورهای غیرفارسی زبان و خواننده ای پیدا نمیکنه. در حالت رایج تر، به کل عطای چاپ کردن رو به لقاش میبخشه و شاااید دهها سال بعد از مرگش چاپ نشده هاش رو کشف کنن و شاید هم نکنن. نویسندۀ سانسورپذیر تشویق میشه به سانسور. همینجور که چارچوب سانسور تنگ تر میشه، متون هم بیشتر و بیشتر شبیه هم میشن.
همین مسئله درمورد نشر هم صادقه. ناشر سانسورپذیر عرض اندام میکنه و فرصت و صدا پیدا میکنه. ناشر سانسورناپذیر اصلاً فرصت چاپ کتاب پیدا نمیکنه.
در این بین، میمونه عاملیت و نقش خوانندگان، که به نظرم لازمه تلاش بیشتری کنن و آموزش بیشتری ببینن برای پیگیری و جدی تر گرفتن فرهنگ و ادبیات و هنر غیررسمی و حاشیه ای.
back to top
date
newest »
newest »
message 1:
by
Saman
(new)
Feb 09, 2026 10:16PM
دمت هزار بار گرم که نویسنده ها و آثار ناشناخته رو معرفی میکنی.
reply
|
flag
من خودم که الان هرچی میخونم وقتی جوان بودم بیست و چند ساله و دانشجو اکثرا چشمه میخوندم. فکر کنم قشر جوان زیر ۲۵ سال که مخاطب عمدهن همینه.
دلیلش خیلی مشخصه، اون نشرها دارن تبلیغات زیادی میکنن و حتی میشه گفت هرچی چاپ کنن خریدار داره. برعکس خارج از ایران، روی نویسندهها مارکتینگ میشه و آدمها میفهمن اصلاً همچین کسی وجود داره. توی ایران فقط وقتی یه نویسنده بولد میشه که کلی دوست و آشنا و لینک داره که براش همون کار مارکتینگ رو انجام میدن و بازم شواهد نشون میده نظراتشون براساس استانداردهای ادبی نیست که خیلی مرام و معرفتیه.
Miss wrote: "دلیلش خیلی مشخصه، اون نشرها دارن تبلیغات زیادی میکنن و حتی میشه گفت هرچی چاپ کنن خریدار داره. برعکس خارج از ایران، روی نویسندهها مارکتینگ میشه و آدمها میفهمن اصلاً همچین کسی وجود داره. توی ای..."یه دلیل مهمش اینه.
منتها سانسور و هَرَس کردن فرهنگ و هنر (اول حکومتی و سازمانی، و بعد فردی و ذهنی و درونی) دلیل اصلی و به عقیدۀ من مهمتریه برای این اتفاق.
نویسندۀ سانسورناپذیر فرصت چاپ پیدا نمیکنه. در بهترین حالت رانده میشه به کشورهای غیرفارسی زبان و خواننده ای پیدا نمیکنه. در حالت رایج تر، به کل عطای چاپ کردن رو به لقاش میبخشه و شاااید دهها سال بعد از مرگش چاپ نشده هاش رو کشف کنن و شاید هم نکنن. نویسندۀ سانسورپذیر تشویق میشه به سانسور. همینجور که چارچوب سانسور تنگ تر میشه، متون هم بیشتر و بیشتر شبیه هم میشن.
همین مسئله درمورد نشر هم صادقه. ناشر سانسورپذیر عرض اندام میکنه و فرصت و صدا پیدا میکنه. ناشر سانسورناپذیر اصلاً فرصت چاپ کتاب پیدا نمیکنه.
در این بین، میمونه عاملیت و نقش خوانندگان، که به نظرم لازمه تلاش بیشتری کنن و آموزش بیشتری ببینن برای پیگیری و جدی تر گرفتن فرهنگ و ادبیات و هنر غیررسمی و حاشیه ای.
