Unter Hoffmanns Werken hat Der Sandmann das weitaus größte Interesse gefunden. Sein Grundproblem ist die Selbstverfallenheit des Menschen, der aus dem Gefängnis seines Ichs nicht mehr herausfindet, deshalb in seinen Lebensbeziehungen, vor allem in seiner Liebesbindung tragisch scheitert und am Ende sich selbst zerstören muß.
Ernst Theodor Wilhelm Hoffmann, better known by his pen name E. T. A. Hoffmann (Ernst Theodor Amadeus Hoffmann), was a German Romantic author of fantasy and horror, a jurist, composer, music critic, draftsman and caricaturist. His stories form the basis of Jacques Offenbach's famous opera The Tales of Hoffmann, in which Hoffman appears (heavily fictionalized) as the hero. He is also the author of the novella The Nutcracker and the Mouse King, on which the famous ballet The Nutcracker is based. The ballet Coppélia is based on two other stories that Hoffmann wrote, while Schumann's Kreisleriana is based on Hoffmann's character Johannes Kreisler.
Hoffmann's stories were very influential during the 19th century, and he is one of the major authors of the Romantic movement.
ترسی دیرپا از دوران کودکی ناتانائیل در وجودش مانده که تمام بزرگسالی او را در شعاع قرار داده؛ ترس از موجودی خیالی به نام مرد شنی. مردی که شبها در چشمهای کودکان شن میپاشد تا چشمهایشان سنگین شود و به خواب روند. حالا در بزرگسالی گویی این شن مانده در چشمش مانعِ او را از دیدن واقعیتها شده.
این اولین باری است که مرد شنی به فارسی ترجمه میشود و عدم توجه مترجمان به او، هوفمان را بین خوانندگان تقریبا ناشناخته گذاشته؛ موضوعی که برای مترجم هم جای پرسش داشت. اما هوفمان برای نویسندگان و ادیبان ایرانی هیچوقت ناشناخته نبوده. نجف دریابندری میگه هدایت از هوفمان الهام میگرفته و سعی میکرده نسخههای وطنی و بومی سازی شده از آثار هوفمان خلق کنه. از سوی دیگه در سطح جهانی روانشناسی هم شناخته شده هست و فروید در مقاله امر غریب از مرد شنی با تحسین یاد میکنه و اون رو نمونهای برجسته از بروز ترسهای ناخودآگاه و اضطرابهای فروخورده شده در ادبیات میداند. در جریان خواندن این کتاب، شباهتهای زیادی با آثار داستایفسکی برایم آشکار شد. نهفقط در لحن و سبک، که در لایههای روانکاوانه و دغدغههای فلسفی شخصیتها و بعید نیست یکی از منابع الهام داستایفسکی بوده باشد و چه بسا این کتاب برای طرفداران داستایفسکی بسیار گیرا و جذاب خواهد بود. نوع نگارش نیمی از کتاب همچون کتاب بیچارگان به سبک نامه نگاری است و درونمایه تشابهاتی به کتاب همزاد دارد و قلم هم که گویی خود داستایفسکی است درحالی که هوفمان آثارش را قبل از او خلق کرده اما آنچه هوفمان ارائه میکند، از نظر شدت و شفافیت بار روانکاوانه، حتی گاهی از داستایفسکی نیز پیشی میگیرد.
در تجربهی من، بدون داشتن هیچ پیشزمینهای از قلم نویسنده، مواجهه با این داستان مانند قدم گذاشتن در مسیری بود که ابتدا کاملاً رئال به نظر میرسید، اما ناگهان شکافهایی از تخیل و وهم از زیر لایهی واقعگرایی سر بر میآورد. آنقدر که گویی نویسنده و شخصیت داستان دستبهدست هم دادهاند تا واقعیتی بدیهی را کنار بگذارند و با هم داستانی تخیلی بسازند تا روانرنجوری شخصیت، باورپذیر و عادی جلوه کند.
در کل میتونم بگم ردپای این اثر در شاهکارهای بزرگ ادبی و حتی موسیقی دیده میشه و بیتردید افرادی مثل آلن پو ، بودلر، واگنر و چایکوفسکی مستقیما تحت تاثیر او بودهاند. با این حال، جایگاه او برخلاف شایستگیاش، نه در صدر این نامها، بلکه در سایهی آنها قرار گرفته و نزد عموم خوانندگان، از محبوبیت و شناختهشدگی کمتری برخورداره.