Jump to ratings and reviews
Rate this book
Rate this book
فکر می‌کنم در آن ناکجاآباد، تنها بی‌ایمانی‌ام بود که مرا از اکثریت متمایز می‌کرد. الحق که ایمان دیگران از من بیشتر بود، ایمانی پوچ به ایزدانی دروغین. خوب که فکر می‌کنم، می‌بینم هنوز نام‌هاشان گوشه‌ی ذهنم خاک می‌خورد: نَم، لیلیث، حَشام و گوداذ. این نام‌ها را زمانی مردم آن سرزمین ناراست مقدس می‌دانستند و بر فرزندان نگون‌بخت‌شان می‌گذاشتند. تمام عمرشان را صرف اطاعت از فرامین ایزدان می‌کردند، به امید اینکه روزی به شهر مرکزی فراخوانده شوند.
من بی‌ایمان بودم. گاهی اوقات، جایی که ایمان خودش کفر باشد، بی‌ایمانی ایمان است. اما فکرش را که می‌کنم، می‌بینم تنها این نبود. متمایزترین ویژگی‌ام اسمم بود، اسمی بامسما که با من عجین بود و برایم انتخاب شده بود تا تحققش بخشم. مادر بشر، اولین زن، اولین معشوق، اولین همسر، اولین بانوی ساکن زمین، اولین زن تبعیدی و اولین زن سرپیچی‌کننده از فرمان، من تمامی این‌ها بودم. حوّا نام من بود.

416 pages, Paperback

Published February 1, 2019

9 people are currently reading
220 people want to read

About the author

Alista Aghaee

10 books170 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
67 (31%)
4 stars
69 (32%)
3 stars
54 (25%)
2 stars
19 (9%)
1 star
2 (<1%)
Displaying 1 - 30 of 67 reviews
Profile Image for Mohadese.
425 reviews1,140 followers
August 27, 2023
۴
"مادر بشر، اولین زن، اولین معشوق، اولین همسر، اولین بانوی ساکن زمین، اولین زن تبعیدی و اولین زن سرپیچی‌کننده از فرمان، من تمامی این‌ها بودم. حوّا نام من بود."
مَه آلود یک فانتزی عاشقانه و اولین اثر اَلیستا آقایی است. کتاب در آینده‌ای روایت میشه که زمین نابود شده و انسان‌ها در سرزمینی به نام هونا زندگی می‌کنند.
به نظرم کتاب بسی خوش‌خوان و جذابیه، ترجیح میدم به جای توضیح در مورد کتاب به نکات مثبت‌ش از دید خودم بپردازم، باشد که آگاه شوید و از نویسنده‌های کشورمون حمایت کنید!
•اولین و بزرگترین نکته مثبت کتاب ایده پردازی قوی و خوبشه و در نتیجه ریتم درست و منطقی داستان، کتاب علمی‌تخیلیه اما همه چیز ملموس و قابل درکه.
•دومین نکته مثبت کتاب فضا‌سازی خوبشه، اوایل کتاب شما در قالب روایت‌های روزمره حوا و یا کلاس‌های درسش با ساختار کلی هونا اعمم از جغرافیا، نوع حکومت، مردم و ساختار جامعه آشنا می‌شید که این اطلاعات به هیچ وجه اضافه نیست و اونقدر خوب گنجونده شده که خواننده رو خسته نمیکنه.
هونا در آینده رخ میده اما توسط چهار ایزد اداره میشه، در واقع تمدنی‌ست شاید سنتی در عین حال مدرن، انگار نویسنده با زمان بازی کرده و از دوره‌های مختلف وام گرفته تا دنیای خودش رو خلق کنه و این برای من بسی دل‌چسب بود!
• سومین ویژگی کتاب شخصیت پردازی خوبشه. آدم‌های داستان‌ حتی اگر نقش کم‌رنگی داشته باشند اضافه نیستند و نویسنده در هر بخش جنبه‌های مختلفی از شخصیت‌شون رو به خواننده نشون میده و همین ذهن ما رو به چالش می‌کشونه!
و اما در مورد شخصیت اصلی داستان، حوا! حوا شخصیت خاکستری‌ای داره. من تضادها، احساسات و منطق حوا رو خیلی خوب درک میکردم و بعضا برخی جنبه‌های شخصیتی‌ش رو در خودم می‌دیدم؛ به خوبی باهاش همذات پنداری میکردم. قهرمانی که قهرمان نیست!!
البته ایراداتی‌ هم به کتاب وارده، که با توجه به این که اولین اثر نویسنده است میشه ازشون چشم پوشی کرد. تنها نکته منفی کتاب به نظر من رمانس‌شه! که زیاده البته این کاملا سلیقه‌ایه :دی و خب کتاب در واقع علمی‌تخیلیه اما وجه علمی بودنش کمه.

پ.ن: حواس‌تون باشه خواب های حوا پر از حرف و نشانه است.
Profile Image for Feri Ketabkhor.
125 reviews124 followers
March 3, 2019
“این زندگیه حوا؛ برای زنده‌ها بجنگ و یادت نره مرده‌ها برای چی کشته شده‌ن.”

این کتاب، از اونایی بود که هر چند صفحه یه بار باعث می‌شد من سرمو وسط دستام بگیرم و با خودم بگم لعنتی، این همه مدت چقد کور بودم من!
البته بیاین روراست باشیم، از جایی که فهمیدم داستان از این قضایای chosen one و ایناس، یه کمی انتظار داشتم که با یه داستان کلیشه‌ای و آبکی طرف باشم.
و بعد چی شد؟ متوجه شدم که تصورم به شدت اشتباه بوده و اصل ماجرا خیلی خیلی -و تأکید می‌کنم- خیلی خفن‌تر از این حرفاس. از همون‌جا بود که کتاب برام تبدیل شد به یکی دیگه از پارادوکس‌های موردعلاقه‌م؛ از همونایی که هم دلت می‌خواد بدونی بعدش چی می‌شه هم دلت نمی‌خواد به این زودی کتاب رو تموم کنی.
از شخصیتا هم نگم براتون که چقد با تک‌تکشون زندگی کردم. مخصوصاً خودِ حوا. به عقیده‌ی من شخصیت حوا از هیچ‌جهتی پرفکت یا مقدس به‌نظر نمی‌رسید، شبیه هیچ‌کدوم از شخصیتای دختر کتابای این ژانر هم نبود و به‌ جاش بطرز خوشایندی طبیعی جلوه می‌کرد. منظورم اینه که -بیاین واقع‌بین باشیم- دیگه دوره‌ی شخصیتای دختری که ویژگی‌های شخصیتی‌شون اغراق‌شده‌س تموم شده. وقتشه راجع‌به دخترایی بخونیم که حداقل شبیهشونو بتونیم ببینیم دور و بر خودمون.
در ادامه اینکه من چقد تحلیل‌های ذهنی حوا رو دوست داشتم. جوری که دنیا رو نگاه می‌کرد و کوچک‌ترین حرکت آدمای اطرافش از چشمش دور نمی‌موند باعث شد دیدم نسبت به خیلی چیزا عوض بشه. علاوه‌بر اون از مواردی که خیلی توجه می‌کردم بهش نحوه‌ی شکل دادن روابط و دلیل و منطق‌هایی بود که حوا در این‌باره پیش خودش می‌بافت؛ مثلاً رابطه‌ی حوا با پدرش و این حقیقت که تا چه حد رفتار دو طرف از دید خواننده با عقل جور در می‌اومد.
دیگه اینکه نذارین از دفعاتی که این کتاب رو سر کلاس خوندم و کتلت شدم براتون بگم که حقیقتاً فنگرلی‌های من به تنهایی پتانسیل کتاب شدن داره.
خلاصه اینکه مَه‌آلود رو بخونین، نه بخاطر اینکه از کتابای دیستوپیایی ایرانی حمایت کنین و نه بخاطر اینکه -احتمالاً- همه این روزا دارن می‌خوننش، دوس دارم بخونینش چون شبیه هیچ کتاب دیگه‌ای نیست و من حس می‌کنم ما به داستانایی از این دست احتیاج داریم. داستان شخصیتایی که اشتباه می‌کنن و شکست می‌خورن، داستان شخصیتایی که بزرگ می‌شن.
و از همه مهم‌تر داستان شخصیتایی که قهرمان خودشونن، و نه کس دیگه‌ای.
پ.ن: هیچ راهی وجود نداره که من ریویوم رو تا این حد تأثیرگذار تموم کنم. پس باید اضافه کنم که تنها نکته‌ای که در مورد حوا رو اعصابم بود اتاقش بود حقیقتاً. ینی اتاق نیس که لعنتی، کاروانسراس. من اگه بیام تو اتاقم بعد ببینم پسر مردم با خیال راحت همینجوری واسه خودش میاد، واسه خودشم میره، که از ترس اسبابْ وسایلامو می‌برم تو خیابون پهن می‌کنم خب. هر بار که حوا می‌رفت تو اتاقش من به جاش استرس داشتم که این دفعه دیگه کی از پنجره خودشو می‌ندازه تو. چه خبره آخه لامصبا :)))
Profile Image for Mirhosseini AmirMahdi.
27 reviews10 followers
February 24, 2019
مه‌آلود
نوشته‌ی: الیستا آقائی
نشر باژ
امتیاز: [۴/۵]

در ابتدای صحبتم باید عرض کنم چندی پیش بعضی افراد صحبت‌هایی رو منعکس کردند که در نفس عمل اشکال و با قصد و قرض متأسفانه پخش شده بود.
که نیاز هست همین‌جا از نویسنده‌ی اثر که از دوستان خوب من هم هست، صمیمانه عذر‌ بخوام.
نوشته‌ی من اما به‌دور از فضای دوستانه و یا مراعات است.

این اولین اثر تألیفی مستقل نشر باژ در ژانر پساآخرالزمانی‌ست.
داستان و ایده، به‌خودی خود جذاب و تا حد زیادی حتی نو است. دیدگاه نویسنده به جوامع احتمالی آینده و با صرف‌نظر از ایده‌آل‌گرایی‌های افراد درباره‌ی آینده نوشته شده است.
در مه‌آلود، شاهد جامعه‌ای سازمان‌یافته هستیم که تحت حکومت مرکزی هدایت و رهبری می‌شود. مردمی متحد و البته به‌نوعی رام که از بیگانگان نیز محافظت و ترسانده می‌شوند.
اولین نقطه‌ی قوت اثر، بحث ایده‌پردازی داستان است. ما شاهد یک جامعه‌ی کاملاً ایده‌آل برخلاف بسیاری از آثار پساآخرالزمانی نیستیم و این جامعه به نوبه‌ی خود مشکلات خاص خودش را دارد.
دومین نکته‌ی مثبت اثر، شخصیت اول ماجرا، حوّا است.
دخترکی که کمی تا قسمتی در طول داستان متوجه وجود دوشخصیت متفاوت در او می‌شویم.
پرداخت حوّا در طول داستان مناسب است. باتوجه به این‌که این اولین کار نویسنده در بخش چاپ است، می‌توان نمره‌ی قبولی در پردازش شخصیت اصلی داد.
از طرف دیگه، شخصیت‌های همراه و کناره‌ای داستان هم هرکدام نقش خود را ایفا می‌کنند.
به طبع دیگر، ما تقریباً شخصیت بی‌کار در داستان نداریم (اگر هم بوده، از چشم من پنهان شده) و در صفحه‌ی شطرنج نویسنده، مهره‌ها بازی خودشان را انجام داده‌اند.
این تقریباً برخلاف اکثریت نویسندگان عزیز بومی دیگر بوده و می‌توان نکته‌ی مثبت سوم آن درنظر گرفت. نویسنده عناصر کاربردی داستان خودش را به‌خوبی شناخته و در جای مناسب قرار داده.
نکته‌ی چهارم اما، شاید جذاب‌ترین این‌ها باشد. شخصیت‌ها، جایگاه‌شان و نقش‌شان تقریباً قابل حدس نیستند و هربار خواننده را به شگفتی وا می‌دارد.
به نوعی، نویسنده ضربه‌هایی از هیجان را به خواننده وارد می‌کند درجایی که صحنه می‌تواند کاملاً عادی باشد.
نکته‌ی بعدی، بازی با شخصیت‌ها و همچنین آشکارسازی شخصیت‌هاست. در طول داستان، شخصیت‌های مختلفی به خواننده‌ی اثر معرفی می‌شوند و وقتی پیش می‌رویم و نقش حقیقی آن‌ها را می‌فهمیم، باعث شگفتی‌مان می‌شود.

در کنار این‌ها اما، نکاتی هم هست که به‌نظر اثر در آن ضعف‌هایی داشت و می‌تواند بهبود یابد.
توصیف و فضاسازی کم یکی از اولین‌های آن است. ما از مکان داستان چیز زیادی نمی‌دانیم. اینکه برای مثال؛ هونا در چه‌فاصله‌ای از زمین و نسبتش با ماه قرار دارد. شهر به چه‌صورت در مدار قرار گرفته و ویژگی‌هایش چیست.
شخصیت‌پردازی کاراکتر‌ها کافی نیست. با یک لحن واحد، با یک رفتار واحد ( رفتار واحد نه اینکه همه‌ی شخصیت‌ها رفتارشون یه‌جوره. یعنی هر شخصیت، رفتار متمایزکننده نداره. مثلاً فلانی تیک عصبی داشته باشه یا اون یکی لکنت زبان و غیره) در طول داستان.
به آن‌صورت پایان فصل‌های خاص و نفس‌گیر نداریم. البته این می‌تواند به ماهیت جلد اول برگردد که طالب چنین چیزی زیاد نباشد، اما درکل تعلیق فرجام‌های معدودی دارد، هرچند همان‌هایی هم که هستند جذاب و نفس‌گیراند.

علیرغم این نکات، مه‌آلود جلد اول بسیار قابل قبولی‌ست. خواننده بعد از پایان جلد اول، درگیر اتفاقات آن خواهد بود و علاقه دارد تا جلد بعدی را بخواند و سرنوشت حوّا را بفهمد.
باتوجه به شناخت من از نویسنده‌ی اثر، کاملاً مطمئن هستم که در جلد بعدی یا آثار دیگر شاهد پختگی و پیشرفت نویسنده خواهیم بود و بسیاری از اشکالات احتمالی اثر رفع شود.
بی‌شک خواندن مه‌آلود جدای دیدگاه حمایتی از آثار تألیفی، می‌تواند یک تجربه‌ی جذاب و دل‌نشین برای خواننده‌ی اثر به‌همراه بیاورد.
Profile Image for مسیح بی شفا.
178 reviews6 followers
August 17, 2019
بالاخره :|
خب،از اونجایی که آقای کهندانی خیلی احترام گذاشت و براش اهمیت داشت که حتما نظرمو بدونه،وظیفه خودم میدونم که نقد نسبتا کاملی داشته باشم .
اگر به این کتاب 3 امتیاز میدم تنها به دلیل شروع هیجان‌انگیز و پایان مرموزشه که شمارو درانتظار جلد بعدی نگه می‌داره.و البته حمایت از یک نویسنده ایرانی.
تا نیمه های اول کتاب،ما الهام گیری های زیادی از کتاب 1984 میبینیم.
مشخصا شخصیت پردازی و فضاسازی نمی‌تونه جزو موارد مثیت کتاب باشه.
کتاب کلی شخصیت با اسم های مشابه و هم‌آوا به شما نشون می‌ده بدون این‌که هیچ‌کدوم از اونا برای شما به یاد موندی بشن.
خیل عظیمی از شخصیت ها هیچ دلیلی نداشت که توی کتاب وجود داشته باشن و خیلی از واکنش ها و تصمیمات میتونست فقط توسط یک نفر گرفته بشه به جای اینکه چندین شخصیت متفاوت رو نشون بده.
داستان بعد از مدتی از نفس میوفته،درحقیقت نویسنده میتونست کیفیت داستان رو با حذف کردن یک سوم کتاب حفظ کنه!
بخش رمانتیک کتاب ضعیف کار شده بود،فقط چندتا دیالوگ بود و چندتا عکس‌العمل بدون این‌که بخواد احساس خاصی رو به مخاطب القا کنه.اما بدتر از
اون،برای ما چه اهمیتی داشت؟
شخصیت پردازی ضعیف کتاب باعث می‌شه که احساسات یا اتفاقات کتاب برای ما هیچ اهمیتی پیدا نکنن. و صرفا یک سری اتفاقات مکتوب شده باشن
و همینطور خیلی از مفاهیم دیگه کتاب که گه‌گاه رنگ و بوی شعار به خودشون می‌گرفتن...
مسلما مه‌آلود جزو اون دسته از کتابایی نیست که بخواد برای من موندگار بشه،ولی چیزیه که شروعش کردم و حتما جلد های بعدی مجموعه رو می‌خونم
Profile Image for Fateme Heshmati.
6 reviews14 followers
March 1, 2019
این کتابو دوست نداشتم... بلکه عاشقش شدم!!! از خلاصه و تعریفاتی شنیده بودم میدونستم که کتاب خوبی خواهد بود اما فکر همچین چیزی رو نمیکردم... پیچیدگی های داستان و شخصیت هایی که به واقعیت نزدیک اند همه وهمه برای کتابی که اولین اثر یک نویسنده جوان هست واقعا خارق العاده اس ،به طوری که بعد از گذشت چند روز هنوز از حال و هوای داستان بیرون نیومدم و نمیتونم کتاب دیگه ای رو شروع کنم
به نظرم مهم ترین نکته توصیف حالات و شخصیت حوا بود که برای من بسیار قابل درک بود وهمین باعث شد که تا این حد این کتابو دوست داشته باشم
داستان این کتاب که بعد از نابودی زمین و ساکن شدن مردم در هونا ویک جامعه به ظاهرایده ال با مردمی با ایمان که اعتقاد دارن که خدا از میان رفته و چهار فرزند او جنگ رو پایان دادن و جهان رو از نو ساختن و به همین دلیل اونارو میپرستن هست... سوالی دوست داشتم جوابشو تو همین کتاب پیدا کنم این بود که هونا کجاست؟ اوایل حدس میزدم که شاید همون زمین خودمون باشه اما خب اینجوری نبود... تا اینکه به بخی از کتاب رسیدم که میگفت:"پس اون پایین هم ظلم وجود داره." که یعنی خب مطمئنا یعنی زمین نیست...اما خب احتمالا حدس میزنم که نزدیک به زمین باشه و حتی تو همین منظومه شمسی( شاید مریخ... یا شایدم یه سیارک گیر افتاده از کمربند سیارک ها تو مدارماه )
امیدوارم که جواب این سوال (و خیلی سوالات دیگر) رو تو جلدهای بعدی پیدا کنم.
نکته دیگه ای دوست داشتم اضافه کنم اینه که این یه اثر علمی تخیلیه و از قانون 3 نویسنده بزرگ این ژانر یعنی آرتور سی.کلارک استفاده خیلی زیرکانه ای شده بود که اخر کتاب متوجه شدم:" هر فناوری وقتی به حدی از پیشرفت برسد، دیگر نمی‌توان آن را از جادو تفکیک کرد."
خلاصه کلام اینکه بینهایت لذت بردم و امیدوارم هرچه زودتر مجموعه کامل بشه و شاهد اثار بیشتر از این نویسنده خلاق و با استعداد باشم.
با آرزوی موفقیت برای الیستا آقایی
Profile Image for Nima.
74 reviews62 followers
September 26, 2019
اگه اینو در نظر بگیریم که این کتاب رو یه نویسنده‌ی ایرانی بیست ساله نوشته باید بهش امتیاز پنج رو داد.
اما من این امتیاز رو مستقلا به کتاب دادم. من خیلی به اینکه خوبی‌ها یا ایرادات کتاب چیه فکر کردم ولی ایراد یا ویژگی مثبت خیلی برجسته‌ای پیدا نکردم. نمیگم کلا خوب و بد نداشت. مثلا خودم نثر داستان و روونیشو دوست داشتم ولی امداد‌های لحظه‌ی آخریش به نظرم منطقی نبود و داستانو غیر واقعی می‌کرد.
آخر سر به این نتیجه رسیدم که این کتاب خوبه ولی یه چیزی کمه. این حس رو توی تمام طول کتاب داشتم. مثلا این شخصیت ویژگی‌های ساخت یه شخصیت خوب رو داره اما هنوز یه چیزی کمه تا احساس زنده بودن شخصیت رو به آدم بده. می‌تونم منظورمو با یه مثال برسونم. این کتاب مثل یه غذایی بود که آشپزش همه چیز رو‌به صورت منطقی با هم قاطی کرده بود ولی غذای نهایی با اینکه خوشمزه بود اما عالی نبود. یه غذا می‌تونه بیشتر از این باشه، می‌تونه روح نواز باشه، می‌تونه کاری کنه به یاد آوردنش هم گرسنت کنه همونطوری که یه کتاب می‌تونه چیزی بهتر از یه داستان خوب باشه، می‌تونه یه داستان عالی باشه که روحتو درگیر کنه.
گاهی آشپز تازه کار کارشو درست انجام میده و همه چیز رو طبق دستور العمل اضافه می‌کنه اما طعم غذاش به خوبی یه آشپز خوب نمیشه. فرق این دو نفر قطعا تجربه‌ایه که داشتن و این دقیقا چیزیه که الیستا نیاز داره تا یه اثر فوق‌العاده درست کنه.
تا اون موقع الیستا و کلا ادبیات فانتزی تالیفی ما راه زیادی تا رسیدن به آثار ارضا کننده دارن اما گاهی نویسنده‌ها تو فاصله‌ی بین دو تا کتابشون یه شبه راه هزارساله رو طی می‌کنن و می‌بینی کتاب بعدی چند برابر بهتر از اثر قبلیه. امیدوارم این اتفاق تو کتاب دوم بیوفته و ما هرچی سریع‌تر قدرت کامل الیستامونو بچشیم.
Profile Image for آرمین م.ز.
Author 2 books30 followers
August 22, 2019
امتیازم به این کتاب ۳.۷ است.
نقد شخصی بنده✒: مَه‌آلود دارای نکات قوت آنقدر قدرتمندی است که به عنوان اثر اول یک نویسنده‌ی جوان بسیار تحسین‌برانگیز است. شخصیت‌پردازی آنقدر محشر و فوق‌العاده است که به شخصه تا امروز چنین شخصیت‌پردازی عالی را در کتب فانتزی تالیفی ندیده‌ام. داستان به هیچ عنوان کلیشه‌ای نیست و نمی‌توانید آن را پیش‌بینی کنید. وقایع پیچیده هستند و باعث جذب شدن مخاطب برای فهم هر چه بیشتر می‌شوند. روابط احساسی به نحو احسن پرداخته شده‌اند و کتاب مه‌آلود با اشاره به مسائلی مهم دارای محتوای معنوی اخلاقی پراهمیتی است که باعث احترام هر چه بیشتر من به آن می‌شود.👏👏👏.
از جمله مشکلات کتاب می‌توان به تاثیرات متناقص یک اتفاق بسیار مهم داستان بر شخصیت‌ها اشاره کرد. همچنین توصیف محیط و جهان‌سازی آن با توجه به بودن داستان در یک سیاره‌ی دیگر کمی ضعیف است. مهم‌تر از همه عوض شدن ناگهانی بعضی صحنه‌های داستان است که باعث گیجی خواننده می‌شود. همچنین چند ایراد کوچک مثل اسامی با ساختاری مشابه که به دلیل اهمیت زیاد نداشتن‌شان نیازی به اشاره به آن‌ها نیست.
در کل مه‌آلود کتابی است که به شدت پیشنهاد می‌شود و به خصوص اگر طرفدار داستان‌های عاشقانه و رمانس هستید بر شما الزام است که کتاب را بخوانید چون شخصیت‌پردازی محشر و روابط احساسی داستان شما را به وجد می‌آورد.👏👌😍❤.
چند کلام هم در مورد الیستا نویسنده کتاب بگویم. الیستا یکی از دوستانیست که از آشنایی با او بسیار خوشحالم و نه تنها برایم همکاری حرفه‌ای بلکه دوستی مهربان است. امیدوارم همیشه موفق باشی🌷💙.
.
Profile Image for Hanieh.
154 reviews6 followers
August 27, 2023
عمیقا خوندنش حس خوبی بهم داد و عاشقش شدم🥺.اینکه شخصیت اصلی یه دختر بی نقص نیست حس خوبی داد و اخرش رو واقعا دوست داشتم
جلد دوم میخواهم.😭😂
Profile Image for The reyhan!.
3 reviews8 followers
August 12, 2019
مَه عالود. اگه بخوام با یه جمله در موردش اظهار نظر کنم، باید بگم "شما در انتها، مایل خواهید بود که جلد بعدیشو بخونید". ولی کسی اصراری نکرده که بنده در یه جمله سر و تهشو هم بیارم، بنابراین در ادامه روده درازی خواهم کرد.

همم. کتاب ترکیبِ عجیبیه از درامِ عاشقانه و فانتزی. نمی شه گفت کدومشون می چربه به وضوح. تا حدودِ نیمه ی اول کتاب، بار رومنس قضیه اینقد زیاده که اگه طرفدار ماجرای عاشقانه نباشید، مثه بنده، ممکنه دلتونو بزنه و بذاریدش کنار. نیمه ی دوم کتاب تازه بار فانتزی، ماجراجویی و یه نمورم سای فای قضیه رو به دوش می کشه. می گم یه نمور، چون نمایِ پساخرزمانی - فضاییِ "هونا" برای من توی.. حدود صد صفحه ی عاخر؟ :)) به چشم اومد. اگه بخوام از لحاظ حجمی یه مقیاسی بهتون بدم، حدود هفتاد درصد از کتاب به روابط انسانی - عاطفی کاراکترا پرداخته می شه و سی درصدش داره بار فانتزی و ماجراجویی رو به دوش می کشه که.. بده! برای یه کتابی که ژانر اصلیش قراره سای فای فانتزی باشه. اگه قراره ژانر اصلیش رومنس باشه، حرفی نیس جدن.

من از رومنس خوشم نمیاد جدن. بذارید تصحیح کنم؛ من از رومنسای بسیار.. کمی.. خوشم میاد. اینو دارم اولش می گم که بدونید این، نظر بی طرفانه و سفیدی نیس که دارید می خونید. :)) رومنس این کتاب جزو اون دسته ی نایابی نبود که ریحان خوشش بیاد. منتها، توییستا و سیرِ وقایعِ ماجراجویانه ی کتاب رو دوست داشتم، فضای سای فایشو دوست داشتم و معتقدم پرداختن بیشتر بهش می تونست بسیار جذاب تر کنه کتاب رو، و ایده ی انتهاش رو، که شامل چی بودن و از کجا اومدنِ ایزدانه، بی اندازه، بی اندازه دوست داشتم. به عبارتی سی درصدِ کتابو کاملن پسندیدم، که می شه دو ستاره. اون ستاره ی عاخرو به طرز ویژه ای به خاطر این دادم که! مسلمونا! این نویسنده کتابِ اولشه و هیهات که چیزِ خوبیه برای کتاب اول.

چیو دوست نداشتم؟ هفتاد درصدِ باقی رو.

کاراکتر پردازی کتاب افتضاحه. تنها کاراکتر کاملن بولد و پخته ی کتاب که به خوبی تو ذهن نویسنده پرداخت و ریزه کاری شده، حواس که نظر به اول شخص بودنِ راوی از زبونِ حوا، کمترین انتظاریه که می ره. کاراکترای مهبد و جال پرداخته شده ان.. بسیار کم و با اغماض. باقی کمتر از اونا. در اینجا منظورم از پرداختِ کاراکتر اینه: تصویر مشخصی از یه کاراکتر که در طی روند داستان ساخته بشه برای مخاطب. شخصیت، ریزه کاریای رفتاری، عادات، طرز فکر، سرِ نخایی از گذشته شون، تناقضای عملکردیشون.. عمق. چیزی شبیه به انسان واقعی، عزیزان. نه سیاهیِ لشکر. نه یه کاراکتر تیپیکال. چیزی شامل پیچیدگیِ انسانیِ واقعی و جذابیتِ ناشی از اون بُعدِ وا��عی. رویدادها رو عادمای دخیل درش شکل می دن و داستانا رو رویدادا می سازن. در مورد کتابی که هفتاد درصدشو روابط انسانی تو یه جامعه ی پساخرزمانی شکل می ده، من به طور خاص انتظار دارم که چیزی ویژه و عمیق ببینم از "روابط" و "انسان ها"ش، توی اون محیط غریب. کتاب ساخته شده بر کاراکتر حواس و سایرین فقط هستن که صحنه رو پر کنن. هرچند کتاب پر از کاراکتره که می تونستن به مخاطب لیترالی معرفی بشن - و صحنه رو گاهی از حوا بگیرن. پیچ و تاب بیشتری به خط سیر وقایع بدن.. رویدادا رو عمیق تر و با مفهوم تر کنن.. و در انتها داستانِ قوی تری ایجاد کنن. یکی از علل ویژه ی این ضعف رو همون انتخاب راوی اول شخص می دونم البته. ما مجبوریم با دوربینِ توی چشمِ حوا پیش بریم و اگه حوا زیاد با بقیه نمی گرده، ماعم مجبوریم دیتای خاصی دریافت نکنیم در مورد بقیه.

یه بار در مورد داستان "حفره های لونا" از رابرت هاین لاین، از دوستی تعریف شنیدم. خوندمش و همون، باز نسبت سای فای به درامشو سی به هفتاد دیدم. ازش پرسیدم که چیِ این تعریف داره به عنوان یه سای فای، وقتی اینقد بار علمی تخیلیش کمه. جواب گرفتم که پرداختِ فضای سای فای و نحوه ی لینک کردنش به محتوای درامِ داستان، اینقد خوبه که تمامی المانای درام، به نظر مخاطبی که داره می خوندش، کاملن منطقی و منطبق بر اون فضای غریب و عاخرزمانی می رسن. به این معنی که تو اگه فضا و زمانو عوض کنی، درامِ قضیه عم یه مشت چرندیات به نظر می رسه - چون درامیه ویژه ی اون فضا. تنیده در اون فضا. غیرقابلِ جدایش از اون، و این یعنی بنا کردنِ یه جهانِ کاملن جدید، برای بیانِ مفهومیِ قدیمی از روابط انسانی. سای فای خالص به عبارتی. چیزی که می خوام بگم اینه که این کتاب می تونست سای فای فوق العاده ای باشه اگر، فقط اگر تنیدگیِ روابطِ انسان هاش، با محیط و واقعیتِ حاکم بر کتاب بیشتر بود. حتا با اون نسبت سی به هفتاد فوق العاده باشه، متوجهید؟ ولی نیست. نویسنده شاید چنین چیزی رو هدف گذاشته، ولی درش موفق نبوده. کتاب تبدیل شده به یه رومنسِ تینیجریِ قابل-رخ-دادن-در-هر-جا، با یه ایده ی سای فای برای فضاسازی.

نکته اینجاس که اخبارِعاخرِ کتاب، دارن بهمون می گن که ذهن نویسنده قوی و مستعده برای پردازش سای فای. جذاب و وسوسه کننده س که ببینی وضعیت بغرنج گذشته، به چی تنیده شده و چگونه بافته شده تا به حال رسیده و عاینده چی می خواد باشه. دلم می خواد اینو از قلم الیستا و با یه پردازش دقیق و عمیق و کافی از جهان بخونم؛ بنابراین بله. اگر جلد دوم بیاد، خواهمش خوند. منتها ملتمسانه استدعا می کنم: "سای فای" بیشتری بهم نشون بده نویسنده!
Profile Image for Hoda.
57 reviews7 followers
March 1, 2019
اول این‌که.. این کتاب واقعا فراتر از اون چیزی بود که انتظارش رو داشتم!
نثر نویسنده، روون بودن متن، کشش داستان. همه ی اینا واقعا عالی بودن و تا لحظه ی تموم شدنش، حتی یه بار هم نشد که از داستان خسته بشم.
مَه آلود به عنوان جلد اول یه مجموعه، واقعا لایق هر5 ستاره ایه که داره از من میگیره >~<
شروع کتاب خیلی خوب و قوی بود و از همون صفحات اول توجه خواننده رو جلب میکرد. کنجکاوی این‌که بفهمی اینجا چه جور دنیاییه، هرکدوم از این آدم ها کین و چه نقشی دارن؛ و کم کم داستان شخصی یه دختر نوجوون، تبدیل به جریان خیلی بزرگتری در دیستوپیایی که شکل گرفته بود میشد.
اتفاق ها تقریبا قابل پیشبینی نبودن، ولی گاهی موقع نزدیک شدن به ماجراها لحظه ای که خواننده میفهمید قراره چی بشه، خیلی قبل تر از حوا بود. با این حال پلات توییست های زیادی پیش میومدن و ما هردفعه تقلای حوا در فهمیدن این‌که چی میخواد و چه راهی درست و چه راهی نادرسته رو به خوبی حس میکردیم.
انتخاب اسم ها خوب بود، من کاملا میتونستم همچین جهانی رو در آینده تصور کنم xD هرچند یه جاهایی عناصر فرهنگ ایرانی یهویی خودنمایی میکردن و باعث تعجب میشدن، ولی هیچوقت در حدی نبودن که خیلی اذیت کننده باشن یا کیفیت کار رو پایین بیارن.
در این بین، ماجرای عشقی داستان یکم اذیتم میکرد :)) با وجود خوب شکل گرفتن روابط و زیاد از حد نشدنش، ولی سرعتی که عشق بین دو تا کاراکتر (یا حداقل از سمت حوا) شکل گرفت، بیشتر از اون چیزی بود که برای من قابل قبول باشه~ .-. و کلا یکم ایرانی بودن روابط رو در همچین مواردی میشد دید xD
به هر حال، برای کار اول واقعا فراتر از حد انتظار و بدون هیچ ایراد واقعا بزرگی بود! و فکر میکنم نویسنده حق داره که به کتابش افتخار کنه! ^~^ :")
الیستا کنار امضاش برام نوشته بود "بخون و اعتماد کن!" و واقعا با چیزی که ارائه کرده بود باعث شد بعد از مدت ها، بتونم به کارهای نویسنده های ایرانی، و به این نسلی که میفهمن ما چی می خوایم اعتماد کنم. من الان از این کتاب خیلی خوشحال و راضیم و بی صبرانه منتظر جلدهای بعدی خواهم بود >~< مرسی که باعثش شدی! ✨
Profile Image for Ehsan Mohammadzadeh.
269 reviews28 followers
January 28, 2020
من کمی غافلگیر شدم. انتظار نداشتم با چنین جهان‌سازی، فضاسازی و شخصیت‌پردازی خوبی روبرو بشم. خیلی بیشتر از حد انتظارم ظاهر شد. دیالوگ‌ها جذاب و پویا بودن، چینش اتفاقات داستان حساب‌شده بود و از مهمترین نقاط قوت داستانه. کات‌ها، فلش‌بک، فلش‌فوروارد و کلیف‌هنگرهای آخر بعضی فصول داستان اونو شبیه به یه تجربه سینمایی خیلی خوب ادیت شده کرد تو نظر من. نویسنده روی پلات اشراف کامل داشت و خوب می‌دونست داره با داستانش چی کار می‌کنه.
اینترو و پایان‌بندی این کتاب مشکلاتی داشت که ای‌کاش با یکی دو نفر آدم مسلط به ژانر یا لااقل ادبیات داستانی مشورت می‌گرفت. ورود نویسنده به مذهب خام و کودکانه‌اس، ولی اشراف نویسنده به مسئله جنسیت قابل تحسینه. البته پرداخت شخصیت کوئیر داستان کافی نبود و اگر قراره چنین ایده‌های کمتر کار شده‌ای استفاده بشن، کاش کمی بیشتر براشون وقت می‌گذاشت.  جزئیات  هم دقیقا به شیوه مورد علاقه من وارد داستان می‌شن. توصیفات داستان‌گو هستن و وبال داستان نیستن، بلکه بارش رو  به دوش می‌کشن.
بخش عاطفی داستان زیاده‌گویی داشت و حتی پاره‌هایی از اشعار معروف عاشقانه یا به قول خودش ابراز محبت رو وارد داستان کرده بود که باز یادآوری کرد بهم که چرا از یانگ‌ادالت متنفرم و چطور ریتم جذاب داستان با همچین اضافاتی گرفته می‌شه. من دوست داشتم حداقل صد صفحه از کتاب کم می‌شد، توضیحات و توصیفات اضافه و حذف می‌شد و گرچه مطمئنم خود نویسنده بارها زیر و بم داستان رو صیقل داده، ولی کاش کسانی تو زمینه حذف اضافات به این نویسنده جوون تو اولین اثرش کمک می‌کردن.
تا حالا یادم نمیاد برای یه کتاب اولی فارسی‌نویس با این سن و سال انقدر ذوق کرده باشم. واقعا به الیستا تبریک می‌گم و با اشتیاق منتظر ادامه این مجموعه خواهم بود.
Profile Image for Zahra☽☾.
126 reviews39 followers
April 2, 2019
"هر دو برای آزادی می‌جنگیدیم -حداقل تلاشم را کرده بودم- اما یکی برای آزادی شخصی و دیگری برای آزادی همه. این‌ها با هم خیلی فرق داشت؛ کسی که فقط برای خودش می‌جنگید از اینکه به دیگران آسیب برساند ابایی نداشت."

-از متن کتاب، صفحه۱۷۴
Profile Image for Mob.
251 reviews2 followers
October 20, 2023
چهار و نیم نمره ای که بهش میدم
اینم یه سری مشکلات داشت مخصوصا جمله آخرش
Damn hard good and bad:)))))))))
این چیزیه که دربارش فکر میکنم.
من عاشقش شدم
شخصیت پردازی ها خوب بود ولی انگار نويسنده به خودش اطمینان نداشت و یه صفحه کتاب رو پرداخت به نظر کاراکتر اصلی(حوا) نسبت به بقیه که خب صد در صد به نظرم نیازی بهش نبود چون تو طول کتاب کامل باهاشون اشنا شدیم^_^
فضاسازیشو دوست داشتم^_^ من هونا رو دقیقا مثل مصر تو سریال یوسف پیامبر تصور کردم😔😂🚶🏻‍♀️
باژ جان؟ جان مادرت بجنب جلد بعدیو چاپ کن و شاید بگید چرا نویسنده باید کتابشو بده دست باژ اما دمش گرم چون باژ سانسور نشرای دیگه رو نداره خوشبختانه،بدبختانه^_^
عاشق مهبد و حوا و کیا*
و وای بالاخره :/ یه مثلث عشقی که بشه دوستش داشت~_~
Profile Image for Ronak .
114 reviews1 follower
November 26, 2022
قرار بود اولین کتاب تألیفی ای که می‌خونم کوارتت نهایی باشه ولی هفته پیش که داشتم درباره کتابای تألیفی با یکی از دوستام حرف می‌زدم و نظرش رو می‌پرسیدم اسم این کتاب اومد و منم گفتم خیلی دوست دارم بخونمش و دوستم برام چند روز بعد آوردش و تونستم بخونمش...
حقیقتش خوشحالم قبل از کوارتت خوندمش چون از کوارتت کلی انتظار داشتم و مطمئن بودم برآورده می‌شد و شاید نمیتونستم از مَه آلود اونقدرا لذت ببرم.
یکی از بهترین حس ها موقع خوندنش این بود که هیچ پیش زمینه ای دربارش نداشتم و شروعش کردم و اینقدر جدیداً قبل از خوندن هر کتابی کلی دربارش تحقیق می‌کنم و اینا مزه اینکه حتی کلیتش هم سوپرایزم کنه رو از دست می‌دادم.

اگه بخوام در یک کلمه توصیفش کنم اون کلمه خاص هست ... حداقل برای من یکی خیلی تازگی داشت!
من خیلی از ژانر علمی تخیلی کتاب نخوندم حتی اینم اولش فکر می‌کردم فانتزیه ولی وای سوپرایز شدم

فضای داستان بشدت جذابه
اصلا دنیایی که نویسنده توی آینده خلق کرده خودش خیلی فوق العاده بود و ایده خوبی داشت
اطلاعاتی هم که درباره دنیا داده می‌شد اغلب اطلاعات بدرد بخوری بودن و صرفاً یه چیزی نگفته بود که بگذره و کلا خوب پرداخته بود بهش
آینده ای خلق کرده بود که تا حدودی قابل تصور بود ولی یه چیزی کم داشت و اونم علم بود! اگه ژانرش علمی تخیلی باشه واقعاً بخش علمش کم بود اگه هم فانتزی باشه که حس میکنم نیست اصلا شبیه فانتزی های دیگه ای که خونده بودم نبود و متفاوت بود ^^

درباره شخصیت ها... حقیقتش نمیتونم تک به تک همه رو بگم ولی شخصیت بدرد نخور و از اینا که صرفاً اسمشونو بیاره و هیچ استفاده ای ازش نکنه نداشت به اون شکل
شخصیت اصلی رو با تمام وجود درک می‌کردم... یه دختر که حتی از نظر ظاهری هم بی نقص نبود:) اما هرچقدر با حوا ارتباط گرفتم با ارتباطاتش با بقیه نگرفتم!!!! اصلا درک نمی‌کردم چجوری با وجود همه این نقصاش این همه آدم خیلی سریع و راحت جذبش می‌شدن.

چیزی که بیشتر از همه تو این کتاب اذیتم کرد رومنسش بود... نمیگم بده خوبه ولی انصافاً زیاد نبود؟! نمیدونم این واسه اینه که من رومنس رو به اون شکل دوست ندارم یا واقعاً زیاد بود ولی من نتونستم خیلی باهاش ارتباط بگیرم
Profile Image for Yekta.
10 reviews1 follower
February 26, 2019
خب خب... اولین اثر تالیفی باژ و اولین اثر آقای الیستا آقایی.
بذارین اینجوری بگم، این کتاب باعث شد این سه روز تا این ساعت یعنی دو شب بیدار باشم.

به قول خود نویسنده، خیلی نامردیه که الان این کتاب رو بذاریم کنار کتاب های فانتزی خفن دیگه. :|
اما به طرز عجیبی این کتاب منو شگفت زده کرد. نمیگم بی نظیر و بی اشکال بود، ولی نسبت به شرایط و اولین اثر واقعا قوی بود.
بریم سر نقد و نکات مثبت و منفی.

میدونم بگم ایده داستان و پردازش داستان بزرگترین نقطه قوت این کتاب بود.
اول این که ایده اولیه بین کتاب های فانتزی دیگه نسبتا جدید بود و در مرحله دوم نوع پردازش به مسئله ها واقعا دلنشین بود.
درواقع ابهاماتی که ذره ذره برطرف میشدن و داستانی که سیر هیجانی خودشو همواره حفظ کرده بود، باعث میشد من کلا نخوام کتاب رو زمین بذارم و همش بخوام بدونم در قدم بعدی چه اتفاقی قراره بیفته.
همونطور که گفتم روایت داستان خیلی خوب بود و شما با شخصیت اول داستان یعنی حوا همراه میشین، باهاش به اطرافتون شک میکنین و یا شوکه میشین.

درمرحله دوم شخصیت پردازی ها و مهره های داستانی به خوبی سرجاشون قرار گرفته بودن.
درواقع همون طور که آقای میرحسینی توی نقدشون گفتن، شما نمیبینین که شخصیتی بیکار باشه هرکدوم به نوبه ای داستان رو کامل میکنن و به وقتش که متوجه نقش افراد توی یه صفحه ی بازی میشین، واقعا میتونین به توانایی نویسنده برای کنترل مهره هاش پی ببرین.

البته که شاید بعضی جاها نیاز بود فضاسازی های بیشتری انجام بشه، چون یه موقع هایی من هونا رو با زمین قاطی میکردم و بهتر بود هونا شخصی سازی تر بشه و متمایز تر از زمین شه، اما خیلی نمیتونم به فضاسازی کتاب ایراد بگیرم. چون کتاب اول شخص بود و توی جلد اول بیشتر درگیر سردرگمی های شخصیت حوا و احساساتش بودیم و خیلی خوشحالم که در این زمینه زیاده روی نشده بود.

گذشته از تمام نقاط قوت، روند سریع نقاط حساس کتاب، گاهی اوقات آزاردهنده میشد.
یعنی وقتی که شما منتظر بودین یه اتفاق و یه ضربه بزرگ وارد شه توی چند صفحه و در نهایت چند دیالوگ همه چیز تموم میشد! درحالی که من انتظار داشتم بیشتر به اون مسئله حیاتی و کلیدی پرداخته بشه. و این ایراد رو مخصوصا به فصل آخر وارد میکنم و حجم زیادی از اطلاعات فقط با چند دیالوگ منتقل شد.
یا زمان هایی که یک دفعه حوا تصمیم به یک کاری میگرفت و این تصمیم اونقدر ناگهانی بود که حتی به نظرم هرچقدر هم نشات گرفته از احساسات شخصیت ها بود، باز هم غیر منطقی جلوه میکرد.

اما در کل همون طور که اول اشاره کردم این کتاب رو نباید با کتاب های دیگه سنجید -هرچند که به نظرم حتی میتونه سنجیده هم بشه- ولی در هرحال
کتاب مه آلود، کتاب نسبتا پخته ای بود که مطمئنم در جلد های بعدی هم قراره خیلی بهتر بشه و حتی این جلد رو من جزو کتاب های مورد علاقه هم قرار میدم چون در کل شدیدا باهاش ارتباط برقرار کردم و این چند روز واقعا ذهنم رو درگیر خودش کرده بود.

و درنهایت با این که مطمئنم در آینده هم برمیگردم برای چندمین بار این کتاب رو میخونم و باز هم لذت میبرم بهش چهار میدم، چون مطمئنم کتاب های بعدی بهتر و لایق نمرات بهتر هستن.
Profile Image for ewondare.
194 reviews13 followers
March 31, 2020
بعد از بازخوانی:
این کتابو دوباره خوندم تا توی شناسایی تایپ‌های mbti شخصیت‌ها به الیستا کمک کنم.
و نمره‌م هم به این کتاب چهارونیم از پنجه.
چون من سفر قهرمانی رو با تمام جزئیات دوباره بررسی کردم و به نظرم کامل بودن و کتاب هیجان بیش‌تراز کافی هم داره که باعث می‌شه مخاطب رو نگه داره پای کتاب. بومی‌سازی‌هایی که انجام شدن توی دنیای کتاب هم خیلی به مخاطب فارسی کمک می‌کنن توی تصور دنیایی که بسیار کامل توی کتاب تعریف شده.
تصمیم‌هایی که حوا می‌گیره و رومنس کتاب اما منطقی نیست. من دفعه ی اول فکر می‌کردم مشکل از منه که تصمیماش‌ رو درک نمی‌کنم. اما واقعا شکل گیری رابطه‌‌اش با مهبد منطقی نیست.
اما بی‌رحمیه که یک امتیاز کامل کم کنم چون نکات مثبت زیادی رو دیدم.
نتایج نهایی تایپ شخصیت‌هاهم توی استوری‌ای در اینستاگرام کنار ریویوی این کتاب خواهم نوشت. (هایلایت خواهد شد.)

—————————-
ریویو بعد از اولین‌باز خوندن:
احساس می‌کنم کلماتم در مقابل دیوارِ بلندِ چالشِ تحلیل نوشتن، کوتاه‌اند و حال که کتاب الیستا را به پایان رسانده‌ام حسی بر من چیره شده که همه چیز برایم گنگ است.
ساده بگویم:
این کتاب دو صفت دارد.
کامل و فراتر.
کامل را به این دلیل می‌گویم که هیچ کم و کاستی‌ای نمی‌بینم. شخصیت‌ها به اندازه کافی در ادویه خصوصیت غلتانده شده اند که عطر و بوی خودشان را داشته باشند و سیر داستان به اندازه‌ای سریع است که در سرسره ی اتفاق‌ها جاری شویم اما حوصله‌مان سر نرود.
ایده در این دنیای پر از ایده‌ها تکراری، کاملا نو است. حتی با وجود اینکه درد مشترک دنیای حوا و مارا فریاد می‌زند، باز هم نو است.
کتاب روان است. این جمله معمولا کم از دهان من بیرون می‌آید. اما متاسفانه قلم الیستا مثالی بود برای راحتی من در دنیای فانتزی.
اما درحین ساده بودن آنقدری خواننده را به خود مشغول می‌کند که گاه خودم را متعلق به دنیای حوا می‌دانستم. این چیزی بود غیرمنتظره، که الیستا به خوبی نشان داد بر آن تواناست.
اگر در چند سطر بالاتر گفتم فراتر، به این دلیل بود که ضربه نهایی آنقدر محکم بود که ستون‌های ذهنم برای چندلحظه سقوط را فریاد کشیدند. سقوط ناشی از کنار رفتن تمام پرده‌ها. پرده‌هایی که الیستا، غیر منتظره ‌ترین واقعه‌ها را پشتش پنهان کرده بود.
من لذت نبردم. من زندگی کردم.
کلماتش را قورت دادم و هضم کردم.
داستان را با آغوش همدردی بلعیدم.
ممنونم الیستا. به خاطر همچنین معجزه‌ای ممنونم.
Profile Image for Saba jahangiriyan.
105 reviews23 followers
March 2, 2019
مه آلود به نظرم من یه دنیای شگرف و هیجان انگیز فانتزی بود. یه اثر جدید وزیبا که این انگار داشت امید ونفس دوباره به فانتزی می بخشید
اثری که لحظه به لحظه اش برام غیرقابل پیش بینی و جذاب بود
و حوا...قبل از خوندن کتاب بهم گفته بودن که قراره از دست حوا کلی حرص بخورم اما انگار من حوا رو با تک تک سلول هام درک کردم.لجبازی ها و مخالفت هاشو وبعد از اون گیر کردنش بین دو قطب متفاوت همه و همه رو می فهمیدم و حس می کردم.
وبه نظرم اخلاقیات و شخصیت های داستان خیلی خوب طراحی شده بود.
هر شخصیتی به جای خود شوخ بود وبه جای خود جدی
به جای خود انتقام می گرفت وبه جای خود آروم بود.
و نثر روون وجذابی که باعث شد با سرعت هرچه تمام تر تمومش کنم جذابیت این کتاب رو چند برابر کرده بود
وچقدر خوش حالم از طلوع همچین نویسنده وهمچین کتابی در ژانر فانتری
Profile Image for Ali Alahyari.
54 reviews20 followers
September 3, 2019
خب بالاخره تونستم افکارم رو سر و سامان بدم
اما قبل از اینکه ریوو رو شروع کنم میخوام یه نکته ایی رو بگم که شاید کمک کنه
متاسفانه در داخل ایران در مقابل اثار تالیفی دو رویکرد به شدت افراطی وجود داره که هر دو به شدت مخرب هستن : اولی اینکه این اثار رو به شدت بکوبیم و بگیم که اصلا ارزش خوندن ندارن چون تالیفی هستن و دوم اینکه اونا رو به شدت ارزشمند بدونم و روی سرمون حلوا حلوا کنیم
دقت کنید که منظورم این نیست که اثار تالیفی ادبیات ژانری ارزشمند نیستن بلکه منظورم اینه که این اثار باید نقد منصفانه بشن تا نویسنده مشکلاتش رو متوجه بشه و به واسطه اون هم خودش و هم ادبیات تالیفی رشد کنه
خب بریم سراغ مه الود :
اگه بخوام لیستی از نقاط قوت رو شروع کنم به نظرم باید نثر قابل قبول نویسنده رو اول بگم
نثر کتاب برای یک نویسنده کتاب اولی به شدت قابل ستایش و امیدوار کنندس و امیدوارم در کتاب های بعدی پیشرفت کنه
نکته بعدی دنیای سازی نویسندس که برای جلد اول خوب و کافیه ولی امیدوارم در جلد بعدی گسترش پیدا کنه
دیالوگ مناسب و شخصیت سازی خوب و روند منطقی داستان از نقاط قوت این کتابه
اما از این ها بگذریم میرسیم به مشکلاتی که کتاب به نظر من داشت :
اول از همه مسئله ایی که بیشتر از همه من رو اذیت کرد دلیل برگزیده بودن حوا بود . باتوجه به اینکه ژانر کتاب علمی تخیلیه و در کل کتاب روی این قضیه مانور داده شد توقع دلیل علمی تر و منطقی تری رو داشتم وقتی به قسمتی از کتاب رسیدم که دلیل رو به مخاطب می داد کاملا شکه شدم و هی میخوندم که به دلیل بهتری برسم ولی چیزی نبود
مسئله دوم که مهلک تره قضیه سفر در زمانه ، سفر در زمان در کتاب و فیلم و کلا در رسانه دقیقا عین باتلاقه و هرچی نویسنده بیشتر خودش رو درگیر اون کنه بیشتر در اون فرو میره و مه الود هم در این باتلاق به شدت گیر کرده
اخطار اسپویل
مثال واضحی که به شدت من رو اذیت کرد این بود که شخصی که از اینده اومده بود گفت که من نامیرام چون هنوز تاریخ تولدم نرسیده :)
اتمام اخطار اسپویل
مسئله سوم مربوط به رمنس داستان بود که در بعضی مواقع به شدت لوس می شد و با شخصیت حوا تناقض داشت
و در اخرین نکته دلیل های ریز و درشت علمی کتاب بود که میتونست علمی تر و منطقی تر باشه
و در اخر ارزوی موفیت برای نویسنده دارم که تونسته این کتاب رو به عنوان اثر اولش بنویسه
Profile Image for Niliimoon (Nila) .
100 reviews
May 19, 2019
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که فوق العاده بود من عاشق شخصیت پردازی هاش شدم مخصوصا اینکه شخصیت اصلی معقولانه عمل میکرد و به منطق خواننده توهین نمی کرد ، خط داستانیش هم عالی بود.
Profile Image for SABER HOJJATI.
12 reviews6 followers
April 23, 2019
چند سالیست ادبیات پسا آخرالزمانی به اوج محبوبیت خود رسیده اما شاید از اولین کتابهای این سبک که من خوانده ام کتاب کوتاهی باشد به نام میرا که یک سیستم دیکتاتور و سیستماتیک را به بهترین شکل ممکن بیان میکرد، اما در چند سال اخیر نویسندگان زیادی دست به قلم شده و این سبک را از دیدگاه خودشان یادداشت برداری کردند، موجی که از هانگر گیمز و سری مه زاد و .... شروع شد و هنوز هم که هنوزه ادامه دارد.
این کتاب (مجموعه خروش خاموش،کتاب اول:مه آلود) نیز با رعایت همان چارچوب های موجود روایتی نسبتا متفاوت را از دید دختری به نام حوا بیان میکند، دختری که احساس میکند هر انچه را که از بدو تولدش در گوشش زمزمه کرده اند دروغی بیش نبوده و خودش است که باید راهش را با دانستن تمام پستی و بلندیهایی که گاهی به قیمت جانش تمام می شود در پی بگیرد و یک تنه مقابل اکثریت بایستد.
از خوبی های کتاب زیاد گفته شده و از نظر من هم کتاب بسیار خواندنیست، شروع عالی و پایانی درگیر کننده دارد با ضرب آهنگي تند، اواسط کتاب شاید کمی از نفس بیفتد اما من با آن مشکلی نداشتم و به نظرم این اوج و فرودها به شدت نیاز است تا ضرب آهنگ های تند بیشتر به چشم بیاید.
من مانند ديگر افراد نمی گویم که با خواندنش احساس این را داشتم که کتابی خارجی می خواندم و از این مرز و محدوده کشیدن های بی خودی زیاد خوشم نمی آيد و به نظرم کتابی ایرانی است که با تمام نقاط قوت و ضعفش در سطح استاندارهای جهانی نوشته شده است.
چیز دیگری هم که در کتاب به نظرم زیبا آمد استفاده از نماد در روایت داستان بود و من چون خودم زمانی که دست به قلم می شوم و یا حرفی را که میخواهم بزنم بنا به هر دلیلی نتوانم به طور مستقیم بیانش کنم، از این شیوه استفاده می کنم و به نظرم این کتاب نیز از این روش برای پیش برد داستانش استفاده کرده بود، نمادها در بطن داستان مشهود بودند.
بسیار خوشحالم بعد از یکی دو ماه که به کتابفروشی رفتم تا کتابهای مورد نظرم را بخرم، با دیدن این کتاب و تعاریف زیادی که شنیده بودم و صد البته ایرانی بودن نویسنده، تمام لیستم را کنار گذاشته و این کتاب را خریدم و از نویسنده کار آقای الیستا آقایی نیز تشکر میکنم هم برای نگارش کتابی در کم نقص ترین سطح ممکن و هم متن شیوایی که در کار استفاده کرده بودند و شک ندارم موفق هستند و در ادامه راه نیز موفق تر از پیش می شوند.
Profile Image for aLirEza nEjaTi.
348 reviews
August 4, 2019
خیلی میخوام 5 کامل بدم چون این مجموعه و نویسنده لیاقتشو دارن ولی میخوام 5 و فعلا نگه دارم
ریز ب ریز بررسی کنم

گسترش جهان داستانی : 4/5
ی مکان/جهان تقریبا کامل با مکان نامشخص ولی پتانسیل داره ک کامل بهش رسیدگی و پخته بشه

شخصیت داستانی : 3/5
اینجا یکم شخصی میشه چون من واقعا از هیچکدوم از شخصیتا خوشم نیومد نمیدونم چرا :-| حوا یکم اواخر بهتر شده بود ولی بطور کلی شخصیت مورد علاقه ای تو داستان ندارم ممتنعم نسبت بهشون

رشد شخصیت ها : 4/5
اینجا قضیه جالب میشه و نویسنده قشنگ حوا رو از ی دختر لوس ننر (:-|) ب قهرمانی ک قراره باشه (ب نوعی) تبدیل میکنه. بقیه شخصیت ها هم رشد خوبی داشتن مهبد مثلا یا خدایان

داستان : 4.5/5
داستان خوبی داشت و گاها هیجان بسیار بالا مخصوصا اواخر کتاب ولی بعضی جاها روزمرگی کسل کننده شخصیتها ک برا من فابل تحمل نیست زیاد

ایده کلی : 5/5
ایده جدید و جذاب، نمیدونم شایدم تکراریه این ایده ولی من عاشق ایده این داستان شدم و بنظرم پتانسیل اینو داره که خیلی جذابتر از این بشه و به تکامل برسه

بطور کلی این کتاب اول نویسنده از بهترینهایی بود که امسال خوندم و بنظرم آلیستا نویسنده ی خوبیه و جای بهتر شدنم داره

موفق باشید
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for fireS23.
77 reviews8 followers
April 2, 2019
یکی از بهترین حس های دنیا اینه که از چیزی یا کسی انتظار داشته باشی و اون بتونه برآوردش کنه و بعضا بتونه بالاتر از سطح انتظارت هم باشه، "مه آلود" کتابیه که لایق تعريف هایی که ازش شده و میشه هست.

داستان در آینده اتفاق میافته ، در مکانی به نام هونا(که ما نمیدونیم کجاست و در طول داستان فقط چند تا اشاره کوچیک بهش میشه) جایی که خدا مرده و در حال حاظر 4 فرزند اون "ایزدان" در حال حکمرانی هستن و به مردم هم گفتن که زمین نابود شده؛ دختر معاون فرماندار، حوا، فردی هست که به ایزدان اعتقادی نداره (و به نوعی ازشون متنفره) و به همون خدای یکتا ایمان داره، داستان از جایی شروع میشه که حوا یکی از "بیگانه" ها یا همون زمینی ها رو میبینه و نه تنها میفهمه که حیات بر روی زمین همچنان جریان داره، بلکه زمینی ها میخوان وارد جنگ با ایزدان هم بشن و این وسط حوا قراره نقش مهمی رو براشون بازی کنه و ما دلیل این مهم بودن حوا رو تا آخر داستان نمیفهمیم.

شاید ایده کلی تکراری باشه ولی روش پرداخت بهش کاملا جدید و متفاوت و البته گیرا هست که فکر میکنم اینو مدیون شخصیت اصلی ویژش هست، حوای عزیز که یه سر و گرد از همه شخصیت اصلیا بالاتر هست و کلیشه های قدیمی رو به هم زده، شخصیت اصلی که بالاخره نه تنها از دستش حرص نمیخوری بلکه درکش هم میکنی و تمام کاراش منطقی هست(به زبان ساده تر:کله خر نیست و قبل پریدن تو دل ماجرا به مخش فشار میاره)، فردی که جهان بینی خاص و جذاب خودشو داره، به همه چیز-حالا چه کم چه زیاد- دید داره و در هر موقعیتی حرکات و رفتار بقیه براش مهمه، (اون تیکه های آخرش وقتی تو اون موقعیت همچنان به وقار روشیا دقت میکرد من مردم براش.)ه

"اون زن خوبی بود، معمولا دروغ نمی‌گفت و حقه نمی‌زد و همیشه‌ی خدا صاف و ساده بود؛ برای همین فکر می‌کرد بقیه هم مثل خودش هستند. به نظر من آدم باید کمی از هر خصلت بدی را در خودش نگه دارد؛ این مثل واکسن عمل می‌کند و باعث می‌شود آدم مثل او به این راحتی ها گول نخورد."


از حوا که بگذریم بقیه شخصیت ها هم شخصیت پردازی فوق العاده ای داشتن ، همشون تک به تک شکل گرفته بودن و مخاطب میتونست باهاشون ارتباط برقرار کنه، هر شخصیتی که می اومد میدونستی که قراره نقشی رو هرچند کوچیک به عهده داشته باشه و با دید تحلیل گر حوا هم به شناخت نسبتا خوبی ازش میرسیدی. (البته من زیاد با مهبد ارتباط برقرار نکردم که فکر کنم اینم به خاطر عشق حوا بود که باعث میشد نتونه تمام ابعاد مبهد رو ببینه.) نام گذاری این شخصیت ها هم خیلی دوست داشتنی بود، گیلان مثلا!یا خود الیستا حتی!ه

شخصیت پردازی این اثر به قدری خوب بود که نمیتونم هیچ ایرادی ازش بگیرم جز اینکه چرا بیشتر نبود*وی معتاد شخصیت ها بود* چرا بیست و دو و کانن و جید بیشتر نبودن😭
و این پیشنهاد رو دارم که اگه توی جلدای بعد فلش بک زده نشد یه پیش درآمد برای این 22 و و بقیه بچه ها بنویسن*وی از تصور عملی شدن این ایده از خوشی در گنج خود نمیپوستد!*

«چرا باید کسی اسم قشنگشو کنار بذاره و یه عددو ترجیح بده؟»
سرش را بالا گرفت. «اعداد جنسیت ندارن خانم.»


هرچند من همچنان خواستار مقادیر بیشتری از شخصیت پردازی و البته شخصیت های متفاوت تر و بیشتری هستم، ولی به نظرم اگر روی فضا سازی و توصیف ها هم به همون اندازه وقت بذارن بهتر میشه چون توی این جلد یکم کم کارش شده بود.
خیلی دوست دارم بیشتر در باره هونا بدونم، فناوری هایی که استفاده میکنن، نظامشون، شغل هاشون، معماری خونه ها و ... ، چیزهایی که نشون بده اونجا زمین نیست و یه جای جدید هست(البته اون جای جدید میتونه مشابه زمین باشه!)
و اگه چنین چیزی وجود داره تفاوت مردم هر ناحیه با هم(یه چیزی مثل اون قسمتی که میگفت مردم فلان منطقه چشماشون کشیده هست و...)، زبانی که صحبت می‌کنن، اینکه اونجا هم هر ناحیه فرهنگ مخصوص به خودشو داره یا اینکه کل هونا یکدست هست ، و اینکه اگر فرهنگی هست به اون فرهنگ قدیمی زمینیا(عید مثلا!) بر می‌گرده یا نه، آب و هواشون و اینکه چجوری زندگی میکنن اونجا، اکسیژن هست یا نه(مثل 100 نفر) یا اینکه این نسناس ها چی هستن اصلا؟!

“-ولی تو گفتی که منو می‌پرستی!
زبانش را در‌آورد.«نمی‌خوام بهت توهین کنم، ولی در‌واقع تو هم مشغول پرستیدن خودتی. تو تنها چیزی هستی که برام مهمه.»
دهانم باز ماند. «ولی این عین کفره!»
پوزخند زد. «کفر؟ مگه پرستیدن جز خالصانه دوست‌داشتن کسیه؟»”

و بالاخره رمنس داستان که به جرات میگم از بهترین رمنس هایی بود که تا به الان خوندم.(و فکر میکنم به خاطر اینکه به فرهنگ خودمون نزدیک تر بود.) عشقی که وجود داشت عشق واقعی بود(حداقل واقعی تر از غربی ها!) و جای درستش اومده بود. جوری نبود که به مسیر اصلی داستان لطمه وارد کنه و همگام با اون پیش می‌رفت.
هرچند که من انتظارم از روابط عاشقانه چیز بیشتریه(یعنی میشه تو یه کتاب فانتزی یهو یکی بیاد حافظ بخونه برا کراشش؟)و امیدوارم که در جلد های بعدی هم این روند ادامه پیدا کنه و بتونیم دید و تحلیل حوا نسبت به عشق رو هم ببینم، اون وسط مسطا هم اگر یکی پیدا بشه که رو یکی دیگه کراش داشته باشه که دیگه نور علی نوره!

و در آخر هم در باب زیبایی طرح جلد میخوام حرف بزنم*وی از سخن باز میماند و رینبو بالا میاورد*

در کل کتاب خوبی(فرا خوبی) بود و خوشحالم که یه ته‌مایه ایرانی هم داشت.ریتم مناسب داستان و سوپرایز هاش کاملا به جا بود و میخوام که بر خلاف حرف نویسنده کار اولشو با بقیه کتب فانتزی مقایسه کنم و بگم که خیلی بهتر از اونا بود و مطمئنا در جلد های بعدی میتونه رو دست خفن ترینا هم بزنه.
خلاصش اینکه آب دستتونه بذارید زمین و برید بخونیدش و ببینید که چه اثر های تالیفی خوبی داریم (جز شما نویسنده محترم! شما آب دستته باید بذاری زمین بری بقیشو بنویسی! و یه بنده خدایی رو برای بار سوم و آخر؟ بکشی!) که اگر تا الان نخوندیدش از زیان‌کارانید!
Profile Image for Anisa.
114 reviews
October 29, 2020
داستان درمورد دختری به نام حواست. حوا در دنیایی زندگی میکنه که اهالیش گوش به فرمان خدایانشن، خدایانی که فرزندان خدای یگانه هستند، افرادی که مردم رو به صورت کامل زیر کنترل دارند. اما حوا با اینکه دختر شهردار یکی از هشت شهر هونا هست هرگز به خدایان اعتقاد نداشته و معتقده که زمین نمیتونسته نابود بشه و دنیا به فرمان های خدایان دروغین محدود بشه. حالا حوا پسری رو میبینه که اون رو تعقیب میکنه و به وسیله اون با گروه ای که تمام عمرش فکر می کرد دشمنانشون هستن آشنا میشه. توی این راه حقایق زیادی برای حوا روشن میشه و اون قراره قهرمان تمام مردم باشه و....
اگه بخوام علاقه خودم، کار اول نویسنده و سختی اولین کار گمانه زن توی ایران رو در نظر نگیرم نمره پنج رو بهش میدم. دلیلم هم اینه که المان های فانتزی و علمی تخیلی کمی داشت.
یه چیزی که خیلی توی مه آلود برام جذاب بود همین بود که گول خوردم. فکر می کردم که یه داستان فانتزیه اما علمی تخیلی بود و بعد به صورت ناگهانی همه چی درهم شد و یه لحظه گفتم چرا یعنی همه ی اینا یه دروغ بزرگ بود! اینکه این قدر از کتاب بخونم و تهش ببینم که بازی خوردم برام جالب بود.
به نظرم بحث شخصیت پردازی و جلوه کاری ها باهم فرق داره. یه سریا میگن شخصیت پردازی مه آلود ضعیفه چون نمی تونستن با شخصیت ها ارتباط برقرار کنن اما اینکه نویسنده یه شخصیتی بسازه که بتونه روی تک تک سلول های عصبی تون راه بره خودش یه امتیازه :دی و توصیف شخصیت هاشم به نظرم کامل بود.
درمورد فضاسازی باید چند تا نکته بگم:
×هونا یه دنیای جدیده و کلی قانون ها و باور های مختص خودش رو داره و یه چیز جدید توی ادبیات گمانه زن خیلی خوش مزه است.
×فضایی که توصیف می شد خیلی ضعیف بود بعد می دیدی چند صفحه بعد کامل می شد. انگار هر چی جلو تر می رفته نمای تار ��هر برات واضح تر می شد و این توی تمام جنبه های کتاب وجود داشت!
من خیلی تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. قشنگ حس می کردم داستان راوی نداره و این یه نثر نیست که دارم می خونم بلکه این داستان زندگی منه! یه جاهایی حوا رو فحش می دام که این چه کاری بود کردی و اون جایی که داشت کد ها رو وارد سیستم می کرد واقعا قلبم ایستاد! یه لحظه ای مثل اون اون قدر برام هیجان انگیز بود که رفتم آب خوردم و چند دقیقه نفس کشیدم بعد ادامه دادم!
در مورد قضیه المان هایی که داستان رو تبدیل به یه کار توی ادبیات گمانه زن می کرد باید بگم که پتانسیل داستان به شدت بالاست. امیدوارم توی جلد دوم چیزای بهتری ببینم و مشابه این کتاب برام شعله در مه بود که المان فانتزی خیلی کمی داشت.
همون طور که گفتم از صفحه اول تا صفحه آخر داستان زمین تا آسمون برام فرق کرد. همه چی توی مه آلود رشد کرد. از شخصیت حوا گرفته تا حرف های نویسنده و حتی حرف های نویسنده هم پخته تر شد. و واقعا از طرز فکری که نویسنده ریخته بود توی کتاب رو خیلی خیلی دوست داشتم. کارای نویسنده یه آزادی خاصی داشتن که توی این زمان و مکانی که الان توی ایران هست وجود نداره.
در آخر هم باید بگم که عاشقانه ش گاهی وقت ها زیاد از حد می شد اما شاید بتونم بگم شیرین بود تا یه چیز نچسب! البته یه جاهایی غیرمنطقی بود و بزرگ نمایی...
Profile Image for Mohammad reza khorasanizadeh.
781 reviews65 followers
January 28, 2020
یک کتاب فانتزی و تا حدودی علمی تخیلی فارسی جذاب
اگر از بخش های عاشقانش فاکتور بگیریم که بنظرم خوب درنیومده بودن، بقیش خیلی خوب بود. زمینی که تقریبا نابود شده و مردمانی تحت کنترل چهار ایزد در سرزمینی به نام هونا زندگی می‌کنند. زندگی ای به ظاهر آرام اما بشدت تحت کنترل!
شخصیت پردازی کتاب بسیار خوب انجام شده و با وجود تعداد زیادی شخصیت ها، هرکدام جایگاه های خودشان را دارند. روند داستان جز در موارد معدود، خوب و جذاب بود و پایان بندی خیلی خوبی هم داشت که بشدت منو تشویق کرد تا جلد دومش را هم بخوانم
37 reviews
March 4, 2020
شاید بشه گفت تنها جنبه ی تخیلی بودن داستان دیستوپیا بودنش هست.که اون هم بعضی موقع ها وسط داستان احساس می کردم انحرافی توی داستان به وجود اومده(زیادی وارد مسائل عاشقانه شده بود) اما در پایان داستان به نظرم خیلی جذاب شد و من مشتاق شدم جلد های بعدی رو هم بخونم.
و این هم بگم که به عنوان اولین کتاب رسمی نویسنده خیلی عالی بود.
Profile Image for Sepideh Dehghani.
246 reviews60 followers
July 30, 2020
یه سوال؛ چرا همه این کتاب رو فانتزی حساب میکنن؟!! این کتاب dystopian نهایتا، یه کم علمی تخیلیه. فانتزی چیز دیگه ایه کلا! :)
فقط به خاطر سرعت خوب داستان و اینکه کتاب اول نوسنده است دو ستاره دادم
Profile Image for Faeze Taheri.
188 reviews54 followers
January 2, 2020
در حد یک کتاب فانتزی که منو به ادامه خوندنش تشویق کنه، خوب بود و پایان کتاب هم من رو به‌شخصه برای خوندن جلد بعدی مشتاق کرد
نکته منفی داستان که از نظرم کمی زیاده‌روی و خوب کار نشده بود، بخش رمانتیکش بود که از طرفی انگار وصله ناجوری بود و اگر هم قرار بود تاثیری در روند داستان داشته باشه، اون اندازه آب و تاب نمی‌خواست
65 reviews1 follower
January 12, 2020
خب چون دیستوپیا هست میشه گفت کلیشه‌ایه..همه‌ی کتابا توی این ژانر هستن البته این بدلیل خوب نبودنشون نیست..جالب بود کلا ولی شخصا با شخصیت‌ها ارتباط برقرار نکردم و واسشون ناراحت یا خوشحال نشدم..اما واسه یه اثر تالیفی واقعا خوب بود
Profile Image for KiAnilRad.
7 reviews
February 8, 2020
کتاب مه‌آلود اثر علی‌محمد آقایی:
اول از همه بگویم که می‌دانم مه آلود نخستین اثر نویسنده‌اش است، اما نمی‌توانم با درنظر گرفتن این مسئله چشم بر ایراد‌ها ببندم و به به‌به و چه‌چه بسنده کنم. به نظرم کتاب را باید بدون ملاحضهٔ نویسنده را کردن خواند و نقد کرد، تا ارزش واقعی اثر مشخص شود. (این مسئله درمورد نویسندگان معروف هم صادق است.)
مه‌آلود کتابی است که مورد توجه قرار گرفت و طرفداران بسیاری هم دارد. به‌شخصه کتاب را به سه نفر از دوستانم قرض دادم و هرسه -درست برعکس من- از آن لذت بردند. گرچه ایشان برای هیجان‌زدگی‌شان توضیحی نداشتند و صرفا هیجان زده شده بودند، من طوماری (نه چندان) بلند‌بالا را تدارک دیده ام.
۱) رمنس ضعیف داستان:
گرچه تعدد صحنه های عاشقانه کمی بیش از انتظار ( و حتا آزار دهنده بود) رابطهٔ حوا و مهبد پرداخت درستی نداشت. نحوه و دلایل علاقه‌مند‌شدن حوا و مهبد به‌هم گنگ بودند.
۲)کمی مردانگی...؟ (چه تایتل نیکویی :|) :
کمی به دو عاشق سینه‌چاک حوا بپردازیم. چیزی که درمورد این دو مرا به مرز جنون می رساند، شدت ضعیف‌النفسی شان در مقابل حوا است. از یک‌طرف مهبد که نود درصد ابعاد وجودی‌اش عشق ورزیدن به حوا است،از طرف دیگر کیا که وقتی می‌فهمد حوا «دوستش ندارد» رقت‌انگیزترین احساساتش را به رقت‌انگیزترین حالت ممکنه بیرون می‌ریزد. هردو بی داشتن حتی ذره ای غرور مردانه که مایهٔ جذابیتشان باشد به حوا ابراز علاقه می کنند و تمام چیزی که دارند اینست؛ بَر وَ رو!
۳)حوا:
حوا یک chosen one تمام‌عیار است. از آنهایی که دل خیلی هایمان از امثالشان خون است.شخصیت اصلی‌اند چون شخص دیگری مقدر کرده، نه چون خودشان از لحاظ شخصیتی پخته‌اند و یا جذابیت خاصی دارند.
اشتباه نکنید،من از حوا انتظار بی‌نظیر بودن ندارم. بی‌نقص بودن غیر‌طبیعی و حوصله‌سربر است. ولی حوای ما دخترک لجوج و بی‌ملاحضه ایست که دنیا دور سرش طواف می کند.
۴) حدالقل چیزهایی که از یک والدِ داستانی انتظار داریم:
جال می‌توانست به عنوان پدر حوا مردی پخته و عاقل باشد تا بتوان حدالقل گفت کاراکتری طبیعی است. جال اما، بی هیچ دلیل قانع کننده‌ای از دخترش کناره می‌گیرد.اورا ترد می کند و تنها پشتیبانش را از او دریغ می‌کند. و در نهایت می‌میرد! بی آنکه فرصت لحظه‌ای به دل خواننده نشستن را داشته باشد.حتی مرگش هم دل آدم را نمی سوزاند.
۵) نسناس ها:
به جرئت می توانم بگویم، نسناس‌ها یک کپی نه‌چندان ماهرانه از جن‌های‌خانگی هری‌پاتر بودند.ده درصد هم می‌گذارم برای احتمال شکل گرفتن این ایده در ذهن نویسنده،قبل از دیدن و خواندن هری پاتر.
۶) توصیفات و پردازش به محیط:
مه آلود از این لحاظ خیلی سخت می‌لنگد.هیچ تصویر درست و واضحی از خیابان‌ها و باقی اماکن نداشتم.
۷) یک پیشنهاد:
شاید مه‌آلودی که از زبان سوم شخص روایت شود،جذاب تر از نسخهٔ اول شخص آن باشد.نمی دانم،شاید به محوریت کمتر حوا هم کمک می کرد.
سخن آخر:
مه‌آلود نقاط عطفی هم داشت و جذابیتش در انتها دوچندان شد.با نمی‌توانم دلم را راضی کنم که جلد دوم راهم بخرم.مه‌آلود هرگز از اولویت های من نخواهد بود.
Profile Image for Alireza Khandabi.
85 reviews20 followers
May 26, 2019
آفرین به این نویسنده تازه کار که تونسته بود چنین کتاب خوب و ماهرانه ای خلق کنه. به نظرم نثر روان و هیجان انگیز کتاب باعث می شد که تا آخرین خط داستان مخاطب رو جلو ببره. شخصیت ها به خوبی معرفی شده اند و در کل برای یک شروع طوفانی بود
و زمان آن بود که مه آلود خون به پا کند...
Displaying 1 - 30 of 67 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.