Fritz, the writer, spins a spine-tingling tale to cheer up Karl, the apprentice clockmaker. But rather than helping matters, the story begins to come true....
The stories of Karl, the apprentice; Dr. Kalmenius, his nefarious “savior”; Gretl, the brave daughter of the town innkeeper; and a young prince whose clockwork heart is in danger of winding down come together in surprising and magical ways in a story that has the relentless urgency of a ticking clock.
Sir Philip Nicholas Outram Pullman is an English writer. His books include the fantasy trilogy His Dark Materials and The Good Man Jesus and the Scoundrel Christ, a fictionalised biography of Jesus. In 2008, The Times named Pullman one of the "50 greatest British writers since 1945". In a 2004 BBC poll, he was named the eleventh most influential person in British culture. He was knighted in the 2019 New Year Honours for services to literature. Northern Lights, the first volume in His Dark Materials, won the 1995 Carnegie Medal of the Library Association as the year's outstanding English-language children's book. For the Carnegie's 70th anniversary, it was named in the top ten by a panel tasked with compiling a shortlist for a public vote for an all-time favourite. It won that public vote and was named all-time "Carnegie of Carnegies" in June 2007. It was filmed under the book's US title, The Golden Compass. In 2003, His Dark Materials trilogy ranked third in the BBC's The Big Read, a poll of 200 top novels voted by the British public.
ایده داستان رو واقعا دوست داشتم، کلیتش خیلی خوب بود و به نظرم جا داشت که پرداخته بشه دو بخشش برام گنگ بود و گنگ موند این که شاهزادهه از کجا سر و کلهش پیدا شد و این که چه طور آخرش پسر واقعی شد ولی خیلی خوب بود در کل، باید بیشتر از پولمن بخونم ببینم میتونم کنار گیمن بذارمش یا نه.
《هو الحق》 داستان کوتاهی جذاب با حال و هوای زمستان🌼🌿 کوکی کتاب معروفی نیست، داستان خیلی خاصی هم نداره اما نکات ریز جذابی در مورد کتاب هست که از همون چند خط اول داستان یقهی شما رو میگیره و دیگه نمیتونید زمین بگذاریدش. کتاب یک سری آرت خیلی قشنگ داره که بخشی از داستانند، غافلگیر کنندست و لحن و خال و هوای به شدت جذابی داره. یک سری کادر هم در بین متن کتاب هست که شامل نظرات خود راوی هستند و من خیلی دوستشون داشتم. داستان کوکی در شهری کوچکی از آلمان اتفاق میوفته و دربارهی داستانها و ساعتهاست. خلاصه کنم اگر دنبال کتاب خوب و کوتاهی هستید که جزئیات جذابی داشته باشه بخش ابتدایی کوکی رو بخونید، شما رو با خودش همراه خواهد کرد. 💛🌱
تیک تاک، تیک تاک! بعضی داستانها این جوریاند. وقتی کوکشان کنی دیگر هیچچیز نمیتواند جلوشان را بگیرد…
هنرمند واقعی سرگرم کارش می شود و جنجال به پا نمی کند.
ما می توانیم آینده را در دست بگیریم همان طور که یک ساعت را کوک می کنیم. به خودت بگو: من در این رقابت برنده خواهم ش- اول خواهم شد- و مثل ساعت آیندهات را کوک کن. دنیا جز اطاعت چاره ای ندارد! آیا عقربه های آن ساعت قدیمی گوشه ی تالار می توانند از حرکت بایستند؟ آیا فنرهای داخل ساعت مچی ات می توانند خود را جمع و باز کنند؟ نه.
برام تداعی ترکیبی از ادوارد دست قیچی و داستان برف، آینه، سیب های نیل گیمن بود. مجموعه ای از عناصر تکراری، قلب هایی که از جا در میان و بی جان هایی که جاندار می شن و...مثل اینکه یه جورایی پینوکیو و سفید برفی رو توی یه کابوس دیده باشی و داستانش قاطی شده باشه. تنها خوبی ای که داشت این بود که پایانش رو واضح نمی تونستم حدس بزنم اما افتضاح تموم شد. دوس نداشتم پایانش رو! اصلاً درکش نکردم! یهو سطح داستان سقوط کرد برام. فقط به چینش خوبش سه ستاره می دم.
واقعاً دستمریزاد! چقدر شکل روایتش دلچسب و جذاب بود. هر آنچه از یک داستان خوب میشود از آن سراغ گرفت، در خودش داشت.
یکی از شاخههای نظریهی «مرگ مؤلف» میگوید نویسنده در آغاز کردن یک داستان و خلق شخصیتها مختار و ارادهمند است، اما پس از آن، این شخصیتها هستند که مسیر خود را پیش میبرند. هرچه شخصیت پررنگتر و خوشپرداختتر باشد، در نظر گرفتن پایانی محتوم و از پیشتعیینشده برای آن دشوارتر میشود.
در این معنا، مؤلف در انتخاب پایان میمیرد و این شخصیت است که به ارادهی خودش قصهاش را به انجام میرساند. پولمن هم انگار همین را میگوید: قصهای که «کوک» شود، خودش راهش را پیدا میکند؛ فقط کافیست کوک شود تا به حرکت بیفتد و به آنچه باید، ختم شود.
:
اینجا هم قصهگویی داریم که داستانی که نوشته رو برای جمعی میخونه و داستانش به قدری در گوش شنوندگان تاثیر میکنه که شخصیتهای داستانش وارد دنیا میشن. اما قصهگو به قدری بزدله که از کارکتر منفی که خودش خلق کرده میترسه و قصهاش رو ادامه نمیده. و باقی داستان بخشی به کمک شنوندگان و بخشی به یاری کارکترهای قصه ادامه پیدا میکند. ( اینجا میخواهد نشان بدهد که نه تنها کارکترهایی که خلق میشن سرنوشت خودشون رو نشون میدن بلکه کسانی که آن داستان را میخوانند هم همراه آنها میشوند و با برداشت خودشان تا پایان قصه همراه خواهند بود، حتی اگر نویسنده را نادیده بگیریم) .
کتاب واقعا فوق العاده بود! این کتاب واقعا نشون می ده که داشتن یک ایده ی خوب کافی نیست و این که چقدر سبک نوشتن تاثیر داره. در واقع موضوع خام، یه کلیشه ی قدیمی فانتزی بود. نویسنده ای که داستانی می نویسه و به واقعیت تبدیل میشه. اما داستان اونقدر با خلاقیت های جالب و قالب مناسبش جور شده بود که خواننده رو سر ذوق می آورد. از طرفی مفاهیم فلسفی جالبی هم همین بین پنهان شده بود. قسمت ترسناک ماجرا هم به خوبی توصیف و تشریح شده بود! من که واقعا از کتاب لذت بردم.
بهش ۳.۷۵ میدم. و در مورد داستان...کوتاه بود و به سه بخش تقسیم شده بود. قسمت جذاب ماجرا اینجاست ، قصه ای که شرح داده میشه با شروع و پایان هر بخشش گیرایی جالبی پیدا میکنه و واقعا فضایی که خلق شده بود برام جدید و جادویی بود و شخصیت هایی که خلق شده بودند ، درسته که عمیق نبودن ولی یک "کاراکتر" بودن برای خودشون فقط آخرش برام یه سوال بی جواب گذاشت ولی داستان خوبی بود.