The first book to deal with the problems of communicating to a skeptical, media-blitzed public, Positioning describes a revolutionary approach to creating a "position" in a prospective customer's mind-one that reflects a company's own strengths and weaknesses as well as those of its competitors. Writing in their trademark witty, fast-paced style, advertising gurus Ries and Trout explain how to:
Alfred Paul Ries was an American marketing professional and author. He was the cofounder and chairman of the Atlanta-based consulting firm Ries & Ries with his partner and daughter, Laura Ries. Along with Jack Trout, Ries is credited with resurrecting the idea of "positioning" in the field of marketing.
این حجم از بصیرتهای انتزاعی در کتابی کاربردی دربارهی بازاریابی و برندینگ حقیقتاً کمسابقه و چشمگیر است. کتاب، به ویژه در چند فصل ابتدایی، مملو از ایدههای صریح و کوبنده دربارهی جایگاهیابی و بازاریابی است و نویسندگان کوچکترین تعارفی در بیان و صدور احکامی که به نظرشان میرسد ندارند. ال ریس یک ایدهی مرکزی را با قدرت تمام در کتاب دنبال میکند و از آن کوتاه هم نمیآید. احتمالا این حد از تمرکز و سرسختی روی ایدهای که دارد همهجا جواب نمیدهد. جالب است که در بعضی موارد به اشتباهاش هم اعتراف میکند. البته این ویژگی هرچه کتاب به پایانش نزدیکتر میشود کمرنگ میشود. دست کم به دو دلیل، یکی اینکه کتاب به دام تکرار چند بارهی خودش میافتد و سعی میکند، بعضاً با وصله پینه، ایدهاش را در صنایع و دربارهی برندهای مختلف کارآمد نشان بدهد که خب همیشه موفق نیست و دلیل دوم اینکه از عمر کتاب نزدیک به 20 سال میگذرد و این باعث شده است که فصلهای پایانی خیلی کهنه به نظر بیاید چیزی که مطلقا در هنگام مطالعهی فصلهای ابتدایی به نظر نمیرسد. در مجموع کتاب برای همهی بازاریابها و مدیران برندینگ ضروری است و احتمالا در طرح و تثبیت ایدهی جایگاهیابی اهمیت تاریخی دارد. ترجمهی کتاب پراشتباه، کمجان و فارسیاش بسیار ناهموار است. در بعضی موارد جز با مراجعه به متن اصلی نمیفهمید که نویسنده چه میگوید و بعضی وقتها با مراجعه به متن اصلی از کاردستی مترجم شگفتزده میشوید. کتابسازی سیته هم به اندازهی ترجمه بد و خنگ است. کاش این کتاب را آریانا چاپ میکرد.
هر وقت از من بخواهند یا خودم بخواهم به زور در رابطه با کتابی نظر بدهم میگویم خوب بود. بد بود. بامزه بود، عجب نثری داشت و به همین ترتیب. این آقا هم کلا اولین بار مفهوم پوزیشنینگ را مطرح کرده همین طوری از تبلیغ ها و رویکردهای شرکت ها صحبت می کند. مثلا سونآپ استراتژی خوبی داشت برای مقابله با کوکاکولا و پپسی ولی بعدش خراب کرد. باید در بازار اول باشید و گرنه هیچ کس شما را یادش نمی ماند. اگر در بازار اول نیستید چیزی در بازار پیدا کنید که بتوانید اول باشید. آخر کتابش هم که شبیه گفت و گوست شش تا اصل گفته که موقع پوزیشنینگ حواستان بهشان باشد. اما اگر بخواهید کتاب استانداردی باشد که یک مفهومی در مدیریت را یادتان بدهد، نه این طوری نیست خیلی، باید باهوش باشید زیاد و بتوانید از خلال متن مساله ی خودتان را پیدا و حل کنید. در مورد بیانیه ی پوزیشنینگ هم در کتاب چیزی گفته نشده سرچ کنید در اینترنت هست، آن آخرش سعی کنید بنویسیدش.
با اینکه در نگاه اول یک کتاب خشک آکادمیک به نظر میومد ولی کتاب جالب و پرمحتوایی بود ، ترجمه کتاب می تونست خیلی بهتر از این باشه ، برای بسیاری از کلمات مهم هم متن عنوان اصلی هم پانویس نشد. کتاب پر از مثال های واقعی است ولی برای آنها که با بسیاری از شرکت ها آشنایی ندارند ، تکثر نام های نامانوس شاید خسته کننده باشد. کتاب توسط افرادی نوشته شده که خود سالهای سال در زمینه بازاریابی و جایگاه سازی برندهای مختلف در ذهن مشتریان تجربه دارند ، خواندن سرسری کتاب هایی از این دست فایده ی چندانی جز افزودن دانسته ندارد ولی اگر به دید کاربردی به این کتاب ها توجه شود می تواند مثمر ثمر شود هر چندشاید در این گونه کتاب ها که تجربه شخصی نویسندگان آن می باشد مواردی باشد که با فرهنگ ما در همخوانی نداشته باشد و یا در تعارض باشد ولی می شود از آنها هم درسی گرفت
کتاب خوبیه، اما بمباران اطلاعاتی که میکنه، کاربردی بودنش رو تحت تاثیر قرار میده. در اصل به جای تبیین مفهومی که ارایه میده اینقدر مثال میزنه که خسته کننده میشه
This entire review has been hidden because of spoilers.