What do you think?


Eileen
So here we are. My name was Eileen Dunlop. Now you know me. I was twenty-four years old then, and had a job that paid fifty-seven dollars a week as a kind of secretary at a private juvenile correctional facility for teenage boys. I think of it now as what it really was for all intents and purposes—a prison for boys. I will call it Moorehead. Delvin Moorehead was a terrible landlord I had years later, and so to use his name for such a place feels appropriate. In a week, I would run away from home and never go back.
This is the story of how I disappeared.
The Christmas season offers little cheer for Eileen Dunlop, an unassuming yet disturbed young woman trapped between her role as her alcoholic father’s caretaker in a home whose squalor is the talk of the neighborhood and a day job as a secretary at the boys’ prison, filled with its own quotidian horrors. Consumed by resentment and self-loathing, Eileen tempers her dreary days with perverse fantasies and dreams of escaping to the big city. In the meantime, she fills her nights and weekends with shoplifting, stalking a buff prison guard named Randy, and cleaning up her increasingly deranged father’s messes. When the bright, beautiful, and cheery Rebecca Saint John arrives on the scene as the new counselor at Moorehead, Eileen is enchanted and proves unable to resist what appears at first to be a miraculously budding friendship. In a Hitchcockian twist, her affection for Rebecca ultimately pulls her into complicity in a crime that surpasses her wildest imaginings.
Played out against the snowy landscape of coastal New England in the days leading up to Christmas, young Eileen’s story is told from the gimlet-eyed perspective of the now much older narrator. Creepy, mesmerizing, and sublimely funny, in the tradition of Shirley Jackson and early Vladimir Nabokov, this powerful debut novel enthralls and shocks, and introduces one of the most original new voices in contemporary literature. Ottessa Moshfegh is also the author of My Year of Rest and Relaxation, Homesick for Another World: Stories, and McGlue.
This is the story of how I disappeared.
The Christmas season offers little cheer for Eileen Dunlop, an unassuming yet disturbed young woman trapped between her role as her alcoholic father’s caretaker in a home whose squalor is the talk of the neighborhood and a day job as a secretary at the boys’ prison, filled with its own quotidian horrors. Consumed by resentment and self-loathing, Eileen tempers her dreary days with perverse fantasies and dreams of escaping to the big city. In the meantime, she fills her nights and weekends with shoplifting, stalking a buff prison guard named Randy, and cleaning up her increasingly deranged father’s messes. When the bright, beautiful, and cheery Rebecca Saint John arrives on the scene as the new counselor at Moorehead, Eileen is enchanted and proves unable to resist what appears at first to be a miraculously budding friendship. In a Hitchcockian twist, her affection for Rebecca ultimately pulls her into complicity in a crime that surpasses her wildest imaginings.
Played out against the snowy landscape of coastal New England in the days leading up to Christmas, young Eileen’s story is told from the gimlet-eyed perspective of the now much older narrator. Creepy, mesmerizing, and sublimely funny, in the tradition of Shirley Jackson and early Vladimir Nabokov, this powerful debut novel enthralls and shocks, and introduces one of the most original new voices in contemporary literature. Ottessa Moshfegh is also the author of My Year of Rest and Relaxation, Homesick for Another World: Stories, and McGlue.
260 pages, Hardcover
First published August 18, 2015
About the author
Ottessa Moshfegh
41 books25.8k followersOttessa Moshfegh is a fiction writer from New England. Eileen, her first novel, was shortlisted for the National Book Critics Circle Award and the Man Booker Prize, and won the PEN/Hemingway Award for debut fiction. My Year of Rest and Relaxation and Death in Her Hands, her second and third novels, were New York Times bestsellers. She is also the author of the short story collection Homesick for Another World and a novella, McGlue. She lives in Southern California.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
February 11, 2025
Rage, the need to be loved, the need to escape from reality and empty heart
همه چیز توی این کتاب رو به عنوان metaphor برای هر چیزی که دلم بخواد میتونم بردارم و این رو خیلی دوست دارم و اصلا خود نویسنده هم شاید همین منظور رو داشته.
درسته که این کتاب بخش بزرگیش درمورد family is horror هست اما اگه انقدر درمورد ویژگیهای شخصیتی ایلین و رفتار و عادتهاش عمیق نشده بود فقط در همون سطح میموند و به این حدی که الان هست هیچوقت دست پیدا نمیکرد.
ایلین بیشتر درمورد پدرش حرف میزنه اما همون صحبتهای کوتاه درمورد مادرش هم برای من باارزش بود. اینکه بعد از مرگ مادرش همیشه بین وسایل اون و خونه دنبال ردی میگشته از اینکه دوستش داشته و بهش اهميت میداده و چقدر طول کشید تا دست از گشتن دنبال چیزی که وجود نداره برداره.
در طول کتاب همینطور که زمان میگذره منتظر چیزی/کسی هستی که ایلین رو نجات بده از دست خودش،پدرش یا زندگی توی ایکسویل و بالاخره یک نفر اینکارو میکنه.
"I really saw myself for the first time that night, a small creature in the throes of life, changing."
ایلین divisive character هست یا ازش خوشت میاد یا متنفر میشی. کامل نیست گاهی خیلی احساسی، خیلی درونگرا، خیلی obsessed, خیلی بیرحم یا خیلی خوبه. ایلین توی محل کارش فیت نمیشه و با دیگران ارتباط برقرار نمیکنه و همهی اینها باعث میشه در نهایت اصلا حوصلهسربر نباشه و قابل درک باشه.
“Didn’t she know I was a monster, a creep, a crone? How dare she mock me with courtesy when I deserved to be greeted with disgust and dismay?”
اقتباس ۲۰۲۳ هرچند در نوع خودش فیلم خوبیه اما اصلا با تاثیر کتاب قابل مقایسه نیست و با توجه به اختلافهایی که داشتن من نتیجهگیریهای متفاوتی از هرکدوم داشتم جدای از این بازی آن هتوی و تامسین مکنزی رو هم خیلی دوست داشتم و به نظرم حتما ارزش دیدن داره.💓
همه چیز توی این کتاب رو به عنوان metaphor برای هر چیزی که دلم بخواد میتونم بردارم و این رو خیلی دوست دارم و اصلا خود نویسنده هم شاید همین منظور رو داشته.
درسته که این کتاب بخش بزرگیش درمورد family is horror هست اما اگه انقدر درمورد ویژگیهای شخصیتی ایلین و رفتار و عادتهاش عمیق نشده بود فقط در همون سطح میموند و به این حدی که الان هست هیچوقت دست پیدا نمیکرد.
ایلین بیشتر درمورد پدرش حرف میزنه اما همون صحبتهای کوتاه درمورد مادرش هم برای من باارزش بود. اینکه بعد از مرگ مادرش همیشه بین وسایل اون و خونه دنبال ردی میگشته از اینکه دوستش داشته و بهش اهميت میداده و چقدر طول کشید تا دست از گشتن دنبال چیزی که وجود نداره برداره.
در طول کتاب همینطور که زمان میگذره منتظر چیزی/کسی هستی که ایلین رو نجات بده از دست خودش،پدرش یا زندگی توی ایکسویل و بالاخره یک نفر اینکارو میکنه.
"I really saw myself for the first time that night, a small creature in the throes of life, changing."
ایلین divisive character هست یا ازش خوشت میاد یا متنفر میشی. کامل نیست گاهی خیلی احساسی، خیلی درونگرا، خیلی obsessed, خیلی بیرحم یا خیلی خوبه. ایلین توی محل کارش فیت نمیشه و با دیگران ارتباط برقرار نمیکنه و همهی اینها باعث میشه در نهایت اصلا حوصلهسربر نباشه و قابل درک باشه.
“Didn’t she know I was a monster, a creep, a crone? How dare she mock me with courtesy when I deserved to be greeted with disgust and dismay?”
اقتباس ۲۰۲۳ هرچند در نوع خودش فیلم خوبیه اما اصلا با تاثیر کتاب قابل مقایسه نیست و با توجه به اختلافهایی که داشتن من نتیجهگیریهای متفاوتی از هرکدوم داشتم جدای از این بازی آن هتوی و تامسین مکنزی رو هم خیلی دوست داشتم و به نظرم حتما ارزش دیدن داره.💓
September 16, 2018
آیلین
اتسا مشفق
مهدی موسوی
نشر شمشاد
آیلین ،۲۴ساله ، ساکن شهر سردسیر کوچکی در شمال شرقی امریکا ، دارای پدری الکلی و هرزه و شرایط روحی و جسمی بسیار نامناسب است .تا به حال رابطه جنسی را تجربه نکرده و کل زندگی اش مورد ازار و تحقیر والدین بوده است .فکر کشتن پدر ،خود آزاری و اسیب رسانی به جسم خود و همچنین دیگر آزاری لحظه ای از ایلین جدا نمی شود و تقریبا نیمی از کتاب به این دغدغه ها اختصاص دارد. ورود زنی زیبا به محل کار ایلین که دارالتادیب پسران بزهکار است سبب ساز وقایعی می شود که اتسا مشفق ، نویسنده ایرانی تبار کتاب به زیبایی و تلخی سعی در روایت انها دارد .
اتسا مشفق پدری ایرانی و مادری اروپایی دارد . در امریکا زندگی می کند و بخشی از این مشکلات روحی و افسردگی قهرمان داستانش ، آیلین برگرفته از زندگی شخصی اوست. آیلین موفق ترین اثر این نویسنده جوان است که در سال ۲۰۱۶برنده جایزه معتبر پن همینگوی شد و همچنین از نامزدهای نهایی برای جایزه بوکر محسوب میشد. (جزو شش کتاب برتر سال )
خواندن کتاب چندان ساده نیست ،تقریبا در دو سوم کتاب داستانی وجود ندارد و راوی تنها روایت کننده سیاهی و تاریکی است.
تا به حال کتابی خوانده اید که موضوع آن فقط و فقط از جنسیت، بدن ، گوشت وپوست و خون ، خود زنی ، سادیسم ، مازوخیسم، یک خط پر رنگ داستانی در باره ارتباط لزبینها و نیاز های تن خواهانه زنانه و همچنین انحراف جنسی از هر نوع آن باشد؟اگر نه و البته اگر توان و جرات خواندن چنین کتاب مهیبی را دارید، رمان آیلین نوشته اُتسا مشفق ، برنده جایزه همینگوی و لیست نهایی بوکر در سال ۲۰۱۶ را بخوانید .
اتسا مشفق
مهدی موسوی
نشر شمشاد
آیلین ،۲۴ساله ، ساکن شهر سردسیر کوچکی در شمال شرقی امریکا ، دارای پدری الکلی و هرزه و شرایط روحی و جسمی بسیار نامناسب است .تا به حال رابطه جنسی را تجربه نکرده و کل زندگی اش مورد ازار و تحقیر والدین بوده است .فکر کشتن پدر ،خود آزاری و اسیب رسانی به جسم خود و همچنین دیگر آزاری لحظه ای از ایلین جدا نمی شود و تقریبا نیمی از کتاب به این دغدغه ها اختصاص دارد. ورود زنی زیبا به محل کار ایلین که دارالتادیب پسران بزهکار است سبب ساز وقایعی می شود که اتسا مشفق ، نویسنده ایرانی تبار کتاب به زیبایی و تلخی سعی در روایت انها دارد .
اتسا مشفق پدری ایرانی و مادری اروپایی دارد . در امریکا زندگی می کند و بخشی از این مشکلات روحی و افسردگی قهرمان داستانش ، آیلین برگرفته از زندگی شخصی اوست. آیلین موفق ترین اثر این نویسنده جوان است که در سال ۲۰۱۶برنده جایزه معتبر پن همینگوی شد و همچنین از نامزدهای نهایی برای جایزه بوکر محسوب میشد. (جزو شش کتاب برتر سال )
خواندن کتاب چندان ساده نیست ،تقریبا در دو سوم کتاب داستانی وجود ندارد و راوی تنها روایت کننده سیاهی و تاریکی است.
تا به حال کتابی خوانده اید که موضوع آن فقط و فقط از جنسیت، بدن ، گوشت وپوست و خون ، خود زنی ، سادیسم ، مازوخیسم، یک خط پر رنگ داستانی در باره ارتباط لزبینها و نیاز های تن خواهانه زنانه و همچنین انحراف جنسی از هر نوع آن باشد؟اگر نه و البته اگر توان و جرات خواندن چنین کتاب مهیبی را دارید، رمان آیلین نوشته اُتسا مشفق ، برنده جایزه همینگوی و لیست نهایی بوکر در سال ۲۰۱۶ را بخوانید .
June 3, 2019
چقدر خوندن این کتاب طول کشید؛ اولش واقعا دوستش داشتم اما از اواسط کتابْ دیگه عصبیم میکرد. توصیفهای اضافی و بیتاثیر در روند داستان بیشازحد بودند. واقعا بیشتر از این توقع داشتم.
Read
July 28, 2018اصلا کتاب خوش خوانی نیست ، تلاش نویسنده برای ساخت و پرداخت شخصیت اصلی داستان خیلی اثر بخش نیست و تا صفحه 200 کتاب شما با روزمرگی های حوصله سر بر آیلین در گیرید ، و نهایتا تو 50 صفحه آخر به چیزی که میخواید میریسید که البته خیلی دیره ، 50 صفحه آخر میتونست خط اصلی
داستان بشه و کشش خوبی برای خواننده ایجاد کنه ولی متاسفانه اینطور نشد
به نظر خود نویسنده هم دیگه حوصله ادامه نداشته
داستان بشه و کشش خوبی برای خواننده ایجاد کنه ولی متاسفانه اینطور نشد
به نظر خود نویسنده هم دیگه حوصله ادامه نداشته
August 3, 2019
عالی. لحن بهتخمم و طنزش رو حتی بیشتر از خود داستان دوست داشتم.
راوی به کل بدنش و اندامهاش وسواس داره و دستش رو روی چیزهایی میذاره که فکر کنم خیلی تجربه همگانی ولی خاموشیه، مثل زیر بغل لباس که عرق کرده و وقتی توی اتاق پرو درش میآری و دوباره میپوشیش سرد شده.
کلا مدتها بود رمان شخصیتمحور به این خوبی نخونده بودم، راوی بدجنس و در عین حال معصوم، گیر کرده توی خانواده پرمصائب، خیالپرداز و نه خیلی جسور.
راوی به کل بدنش و اندامهاش وسواس داره و دستش رو روی چیزهایی میذاره که فکر کنم خیلی تجربه همگانی ولی خاموشیه، مثل زیر بغل لباس که عرق کرده و وقتی توی اتاق پرو درش میآری و دوباره میپوشیش سرد شده.
کلا مدتها بود رمان شخصیتمحور به این خوبی نخونده بودم، راوی بدجنس و در عین حال معصوم، گیر کرده توی خانواده پرمصائب، خیالپرداز و نه خیلی جسور.
January 31, 2022
شاید به خاطر تعاریفی بود که ازش شنیده بودم و شاید هم به خاطر تبلیغاتی که شده بود...در هر صورت انتظارم از این کتاب خیلی بالا رفته بود و خب... کتاب انتظاری که ازش داشتم رو برآورده نکرد.. صد البته که در خوب بودن قلم خانم مشفق شکی نیست و به عنوان یک ایرانی، مایه ی افتخار هستند فقط حس میکنم این کتاب اونقدر که توقع داشتم برای من لذت بخش نبود...نمیدونم...شاید هم در زمان مناسبش نخوندم...
November 16, 2019
آیلین فضای سرد و تاریک و زمستانی و خشک نیوانگلند را به خوبی ترسیم میکند. تا نیمههای داستان روایت آرام و کند است. اما با ورود ربکا به داستان، روند روایت شتاب میگیرد و رو به اوج میرود و در پایان اتفاق اصلی کهاز ابتدای داستان منتظر آن بودیم رخ میدهد.
March 20, 2021
آیلین در یک شهر کوچک در آمریکا، در دهه ۱۹۶۰ با پدر دائم الخمرش زندگی میکند. از آن دست شهرهایی که زندگی در آنها ساکن و ثابت است و اتفاقی درش نمیافتد. آیلین منشی یک زندان نوجوانان است، یک کار روتین و تکراری با همکارانی تکراری و کسل کننده پازل بطالت زندگیاش را کامل میکند. از سویی با عقده و تحقیر بزرگ شده و از خودش، بدنش، شرایط و زندگیاش متنفر است. باکره است و غیر از ماجراهایی در گذشتههای دور و دراز عشقی در زندگیاش نبوده. از بدنش، از پستانهای کوچکش، از قدر کوتاه و قامت استخوانی و بدون ذرهای گوشتش خجالت میکشد. میان مردهای دور و برش از رندی پنهانی خوشش میآید اما از ترس پس زده شدن چیزی ابراز نمیکند و بالطبع رندی هم به او توجهی نشان نمیدهد. نتیجه اینکه پنهانی زندگی رندی را تعقیب میکند، جلوی محل زندگیاش پنهان میشود تا سر از روابط عشقیاش در بیاورد و گهگدار با او رؤیاهای عشقی و جنسی برای خودش میسازد. اوضاع زندگیاش آشفته است. مادرش مرده، پدر جز مشروب و توهمات چیز دیگری ندارد، خواهری دارد که ترکشان کرده و با دوست پسرش زندگی میکند و برای زندگی آیلین جز حسادت و سختتر کردن تحمل شرایط زندگی چیزی ندارد. غذای درست و درمانی در خانه نیست، کثافت از در و دیوار خانه بالا میرود و همه چیز در یک تباهی عمیق آرام آرام فرو میرود. عکسالعمل آیلین فقط در خیالبافی درباره فرار از «ایکسویل» خلاصه میشود. پول جمع کرده، نقشه کشیده و تمام زندگیاش انگیزه و نشانه است که موقع فرار رسیده اما واقعاً فراری رخ نمیدهد. ابتذال روزمره او را بلعیده و جرأتی برای قطع کردن این زنجیر ندارد. در یک چند روز منتهی به کریسمسی که در این داستان دنبالش میکنیم او مدام پر از خواستن و رؤیا پردازی فرار است اما از عمل خبری نیست تا اینکه سر و کله یک تازه وارد در زندان پیدا میشود و آیلین را با رویای فرارش رو در رو میکند.
July 17, 2018
خدمتتون عرض کنم ک این کتاب 278 صفحه س و توی مشخصات گودریدز فکر می کنم سی صد و خورده ای زده بود و اشتباه ثبت شده. حقیقتا نمی دونم چی بگم، کتاب خوبی بود؟ شاید. از خوندش لذت بردم؟ شاید. اگه بر می گشتم عقب هیچوقت دوباره از قفسه های شهر کتاب برش می داشتم؟ قطعا نه و این جواب هم بخاطر این نیست ک خوب نوشته نشده. در واقع داستان خوبی نداشت ولی خیلی خوب نوشته شده بود. فکر می کنم همین قضیه ک با وجود داستان به نظرم نچندان خوبش منو نگه داشت و تا تهش رو خوندم، اونم با سرعت خوبی توضیح می ده ک خوب نوشته شده. آیلین دختر خیلی عجیبی بود. نمی تونم هیچوقت درکش کنم، نمی تونم باهاش همزاد پنداری کنم البته شخصا با تمام کتاب هایی ک راوی مونث دارن من این مشکل رو داشتم. داستان سیاهی بود. پایانش رو دوست نداشتم. هیچ بخش از کتاب نبود ک به نظرم اونجا داستان به اوج برسه یا میخکوب بشم. البته فقط یه نیمچه میخکوبیتی داشت توی یه قسمت ولی اونم چیز خاصی نبود. ولی معیار خوب بودن یه کتاب با این چیزا نیست. به نظرم شاید چیزی ک باعث شده این کتاب جایزه بگیره یه جورایی باید بخاطر واقع انگارانه بودنش باشه، یا اینکه توضیح و توصیف مناسب از یه ادم نامعقول تو شرایط و زندگی نامعقول خودش. قرار نیست این مسئله جذاب باشه، قراره فقط هنرمندانه باشه. و به نظرم این طور بود. در کل، خوب خوندمش ولی فکر نکنم دیه هیچوقت بهش برگردم، یا بهش فکر کنم یا بخوام بخش خاصی رو دوباره بخونم.
May 9, 2025
دو سوم اول کتاب خیلی کند بود و ناگهان یک سوم آخر سرعت بالایی گرفت. اوایل داستان ما با شخصیت آیلین و خانوادهاش آشنا میشویم، و بعد تکرار همین اطلاعات: خانواده از هم پاشیده که عزت نفس را از آیلین سلب کرده، پدر پلیس بازنشسته الکلی، فضای بیروح و خشن دارالتادیب پسران. فاصله یک سوم اول و یک سوم آخر اگر حذف شود لطمهای به داستان وارد نمیآید. البته راوی هر از چندی اشارهای به حوادث آینده میکند تا کنجکاوی خواننده را برانگیزد.
January 28, 2024
نصفه خوندم جالب نبود
August 21, 2025
بیش از نصف اول کتاب نغ زدن شخصیت اصلی بود، بعد داستان شروع شد.
January 18, 2023
آیلین شخصیتیه پر از عشق و نفرت
امید و ناامیدی
اختلالات روانشناسی
و تا حدودی کثیف
امید و ناامیدی
اختلالات روانشناسی
و تا حدودی کثیف
Displaying 1 - 13 of 13 reviews













