امروز همه، کم و بیش از زندگی هنرمند بزرگ دنیای سینما، چارلی چاپلین که بیاغراق از مشهورترین هنرمندان جهان است، آگاهی دارند؛ اما کمتر کسی میداند که این هنرمند بزرگ برای «چارلی» شدن از کجا آغاز کرده است. خوشبختانه خود او گوشههای تاریک اوایل زندگی خویش را برای ما روشن کرده است و این کتاب مربوط به همان دوران است که هنوز کسی چارلی را نمیشناخت و نمیدانست که روزی بزرگترین ستارهی سینما خواهد بود. امید است که خوانندگان جوان با تامل در سطور این کتاب، چراغی فرا راه زندگی خویش بیابند. چاپ اول اسفند ماه ۲۵۳۵
Sir Charles Spencer "Charlie" Chaplin, KBE was an English comedian actor and film director. Chaplin became one of the most famous actors as well as a notable filmmaker, composer and musician in the early to mid Classical Hollywood era of American cinema. He was famous also for his great sense of humor and slapstick comedy skills.
چارلی عزیز، چقدر سختی کشیدی و تلاش کردی🫂 مشوق اصلیاش مادرش بود🥲 جدا متعجبم از این همه تلاش و اراده و عشقش به خوب بودن کار:) الگو در تلاش کردن شدی برام. با اینکه اوایل غمانگیز بود ولی خیلی به دلم نشست و دوستش داشتم♡
داستانی شیرین و دوست داشتنی از زندگی چاپلین. فکر نمیکردم تا این اندازه با فقر دست و پنجه نرم کرده باشه. تنها چیزی که اون رو بلند میکنه و از فقر نجاتش میده، تلاش، استعداد و خلاقیتش بود. نحوه خلق شدن اون ولگرد بانمک با اون لباس عجیب غریبش برام خیلی جالب بود. «یک دفعه رو به من کرد و گفت: - در اینجا چند حرکت مضحک لازم است. تو برو و یک گریم مسخره بکن و برگرد بیا. هرچه شد شد. من اصلا نمیدانستم که چطور باید گریم کرد. از لباس خبرنگاری خودم خوشم نمی آمد. در راه که به طرف رختکن میرفتم با خودم گفتم خوب است یک شلوار بسیار گشاد و کفشهای بزرگ بپوشم و یک کلاه «ملن» سرم بگذارم و یک عصا هم دستم بگیرم. دلم میخواست که اینها همه با هم بی تناسب باشند: شلوار فوق العاده گشاد و لباس بسیار تنگ، کلاه بسیار کوچک و کفشهای بسیار بزرگ با هم متضاد بودند. نمیدانستم که باید پیر نشان بدهم یا جوان، ولی چون یادم آمد که سنت مرا پیرتر از آنچه بودم تصور کرده بود سبیلی هم به خودم اضافه کردم که بی آنکه حالت مرا از بین ببرد چند سالی به ظاهر سنم اضافه میکرد. از شخصیتی که در نقش او ظاهر میشدم هیچگونه اطلاعی نداشتم، لیکن از آن لحظه که لباس بازی به تن کردم خود لباس و گریمی که کرده بودم احساسی از آنچه باید باشم به من داد. کم کم داشتم نقش خودم را کشف میکردم و وقتی به روی صحنه آمدم نقش تمام و کمال خلق شده بود. ....»
یک ظهر جمعه بهش پناه آووردم و تا شب و آخرین صفحه پناهم موند. یک اتوبیوگرافی صادقانه و شیرین. مثل خوندن یک نامه بلند از یک دوست بود. طعمش همیشه با من خواهد موند.
چاپلین دوست داشتنی، چارلی کوچولوی فقیر ، کم سواد اما قوی و باهوش چقدر جالبه که مادرش با اینکه بارها و بارها تعادل روحیش رو ازدست میده و در مراکز درمانی بستری میشه اما چارلی با تمام وجود بهش عشق می ورزه و تواناییش در پانتومیم رو مدیون این مادر میدونه. کتاب خوبی بود. و از خوندنش خیلی خوشحالم
پنج ستاره نه برای نوشتار کتاب، بلکه برای عظمت معنایی که در آن نهفته است. صاحب این نبوغ و شیرینی تمام عیار، چه اندوه وصفناپذیری به چشم دیده است. حالا فیلمهای چاپلین را با تحسین و احترام دوچندان تماشا میکنم.
زندگی نامه ها، به خصوص خود زندگی نامه رو دوست دارم. ادبیات انگلستان رو دوست دارم. ترجمه های قاضی رو دوست دارم. دنیای کودکی چارلی چاپلین رو هم دوست داشتم. کتاب سبکی هست، و خوندنش راحت هست.
دیدی یه کتابیو میگیری و با تک تک صفحه هاش زندگی میکنی؟ بعد میخوای بخونیش ولی میترسی تموم شه؟ این واسه من همینطوری بود از معدود کتابایی که این حسو بهش داشتم البته عشق و ارادت من به چارلیم دست کمی نداشت در نهایت درده که میکشتت بالا چاپلین چقدر جسارت و شجاعت داشت که برای پرداختن به رویا و ایده ای که داشت حاضر شد موقعیت نسبتا خوبی که داشتو ترک کنه و مستقل بخواد فیلم بسازه و این یه رسیکه خیلی بزرگ واسه یه بازیگره .بازیگری که از بچگی تا به حال هیچ کس به ایده های شگفت انگیزی که داشت نپرداخته بود خودش الان میخواست اونارو تصویری بکنه برای مردمی که تا قبلش فیلم هایی رو میدیدن که مفت نمی ارزید و این واقعا چیز کوچیکی نیست:)
"متوجه هستید این قهرمان چندین چهره دارد.اودر عین حال هم یک ولگرد است،هم یک نجیب زاده،هم یک شاعر است،هم خیالاتی و هم منفرد،و دائم شيفته حوادث رویایی و ماجراها است."
همانطور كه از نام كتاب هم هويداست، بيشتر به كودكي چارلي چاپلين پرداخته شده بود ولي كاش مثلا اسم كتاب داستان زندگي من ميبود، چون شخصيت زحمت كش و رنج كشيده اي كه او داشته، ارزش بيشتر و بيشتر تر خواندن و شناختن داره
روایتِ خودِ چاپلینه از کودکیش تا ورودش به صنعتِ سینما. به دلیلِ موضوعِ کتاب و جذّابیتی که برام داشت، خوندنش تجربهٔ شیرینی بود؛ امّا ترجمه نیازی مبرم به ویرایشی اساسی داره.