What do you think?
Rate this book


750 pages, Hardcover
First published January 1, 801
داستان کشیده شدن ام به طرف این کتاب از آنجا بود که وقتی رساله های افلاطون و ارسطو را مطالعه میکردم در چندینجا به آثار هومر اشاره کرده بودند و از طرف دیگر، خیلی از کارگردانهای اروپایی هم در فیلمهایشان به تکرار، از قهرمانان این داستان ها یاد کرده بودند. و در بسیاری از داستانها هم اسامی خدایانِ یونان و قهرمانان این داستان را شنیده بودم و تصمیم گرفتم بارِ این شرمساری از خود را، بیش از این بهدوش نکشم و ایلیاد و اودیسه را مطالعه کنم. اولش وقت گذاشتن روی مطالعهی مجلدی هزار صفحهای برایم موجه نبود اما آن را مانند داروی تلخی که پزشک توصیه کرده باشد شروع کردم به خواندن، و دیری نگذشت که شیفتهی داستانِ آن شدم و گفتم عجیب است که یک نفر نابینا در حدود سیقرن پیش، چنین شاهکاری خلق کرده باشد. به انگیزهاش برای هموار کردن رنجِ نوشتنِ آن بر خودش، درود میفرستم.
ایلیاد داستانی حماسی است. پاریس، هلن، زنِ زیباروی پادشاه را میدزدد جنگی بین تروا و یونان درمیگیرد. داستانِ ایلیاد پر از خون و پیکار و گاوهای قربانیشده برروی آتش و زنهای به اسارت گرفتهشده و رشادتهای قهرمانانه است. ایلیاد قدیمیترین متنی است که در آن از خدایان کوه المپ یاد شده است و از اینجهت مرجعی تاریخی بهحساب میآید.
اودیسه هم داستان بازگشت اولیس از جنگ ترواست. اولیس بعد از پیروزی در جنگها زنانشان را دستهدسته به غنیمت میگیرد، خوبها را اول خودش برمیدارد و بقیه را به انصاف، بین لشکریانش تقسیم می کند. حالا(زمانِ جاری در داستان اودیسه) بعد از چند سال غیاب اولیس، برای زنش خواستگار پیدا شده است و خبرش به گوش اولیس رسیده است. او هم به غیرتش برمیخورد و بعد از تحمل رنجهای زیاد، به وطنش برمیگردد تا با پسرش تلماک، خون خواستگارهای بی شرم زنش را بریزد.
خواندن اودیسه برای من به اندازهی خواندن ایلیاد لذتنبخشید.

