یه روز کامل درگیر این جمله کتاب بودم :می گردی پی کسی که نیست ،یا اگر باشد آسان به چشم نمی آید ،یا اگر آمد مال تو نخواهد بود.
.
.
هیچ چیز غیر واقعی تر و گمراه کننده تر از احساسات آدمی نیست،می توان به پایان راه رسید و دلزده شد از کسی که تا دیروز عاشقش بودی.اما کافی است همین کسی که خدا خدا میکردی راهش را بکشد و برود ناگهان یکی دیگر را بر تو برتری دهد تا از دوری اش چنان ماهی افتاده بر شن داغ شوی که انگار نه همین دیروز بود که ملال حضورش تو را می کشت
.
به عنوان یه مخاطب عام هر کتابی که منو انقد سر شوق بیاره که همش دنبال فرصت باشم برا خوندنش قطعا کتاب خوبی،اینم ازون کتابای خوب بود برا من