Jump to ratings and reviews
Rate this book

طومار شیخ شرزین، فیلم‌نامه

Rate this book
Screenplay

79 pages, Paperback

First published April 1, 1996

19 people are currently reading
547 people want to read

About the author

بهرام بیضائی

70 books36 followers
بهرام بیضایی: مروری بر زندگی و آثار یک اسطوره زنده

بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و اسطوره‌شناس برجسته ایرانی، در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود ور در روز ۵ دی ۱۴۰۴ در سن ۸۷ سالگی، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. او به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینما و تئاتر ایران و از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگی معاصر شناخته می‌شود که با خلق آثاری عمیق و چندلایه، نقشی بی‌بدیل در غنای هنر و اندیشه ایرانی ایفا کرده است.


آغاز راه و شکل‌گیری اندیشه

بیضایی در خانواده‌ای اهل فرهنگ و ادب در تهران زاده شد. پدرش، ذکایی بیضایی، شاعر بود و این پیشینه، او را از همان ابتدا با ادبیات و هنر مأنوس کرد. علاقه‌ی وافر او به سینما و نمایش از دوران نوجوانی آغاز شد و همین علاقه او را به سمت پژوهش‌های گسترده در تاریخ نمایش ایران و جهان سوق داد. بیضایی تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران آغاز کرد، اما آن را ناتمام گذاشت تا به صورت مستقل به تحقیق و آفرینش هنری بپردازد.


حاصل پژوهش‌های ژرف او در همان دوران جوانی، کتاب مرجع و ماندگار "نمایش در ایران" بود که به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع در زمینه تاریخ نمایش ایرانی شناخته می‌شود و تسلط عمیق او بر ریشه‌های فرهنگی و نمایشی ایران را به نمایش می‌گذارد.


کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما

فعالیت‌های هنری بیضایی در دو حوزه اصلی تئاتر و سینما متمرکز است، هرچند قلم او در قالب فیلمنامه، نمایشنامه، پژوهش و داستان‌نویسی نیز آثاری درخشان خلق کرده است.


در عرصه تئاتر، بیضایی با نگارش نمایشنامه‌هایی چون "پهلوان اکبر می‌میرد"، "مرگ یزدگرد"، "چهار صندوق" و "افرا، یا روز می‌گذرد"، جانی تازه به تئاتر ایران بخشید. آثار نمایشی او با بهره‌گیری هوشمندانه از اساطیر، تاریخ و فرم‌های نمایش ایرانی (همچون تعزیه و نقالی) و ترکیب آن با تکنیک‌های مدرن تئاتری، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، تاریخ، زن، مرگ و حقیقت می‌پردازند. زبان فاخر، ساختار پیچیده و شخصیت‌پردازی عمیق از ویژگی‌های بارز نمایشنامه‌های اوست.


در حوزه سینما، بیضایی کار خود را با ساخت فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و با اولین فیلم بلندش، "رگبار" (۱۳۵۱)، نام خود را به عنوان یک فیلمساز صاحب‌سبک و اندیشمند مطرح کرد. "رگبار" با نگاهی دقیق و شاعرانه به تحولات اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته، آغازگر مسیری بود که با شاهکارهایی چون "باشو، غریبه کوچک" (۱۳۶۴)، "شاید وقتی دیگر" (۱۳۶۶) و "مساف" (۱۳۷۰) ادامه یافت.


فیلم "مرگ یزدگرد" (۱۳۶۰)، که اقتباسی از نمایشنامه خود او بود، نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او و سینمای ایران به شمار می‌رود. این فیلم با ساختاری مبتنی بر روایت‌های متناقض و تمرکز بر مفهوم نسبیت حقیقت، نمونه‌ای درخشان از سینمای فلسفی و تاریخ‌نگر است. "سگ‌کشی (۱۳۷۹) نیز پس از سال‌ها دوری از فیلمسازی، بازگشتی قدرتمندانه برای او بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.


سبک و مضامین کلیدی

آثار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردارند:


زبان و دیالوگ: استفاده از زبانی فاخر، ادیبانه و در عین حال دقیق و حساب‌شده که به آثار او عمقی چندبعدی می‌بخشد.
اسطوره و تاریخ: بهره‌گیری از اساطیر ایرانی و بازخوانی رویدادهای تاریخی برای طرح مسائل جهان معاصر.
هویت زنانه: توجه ویژه به شخصیت زن و جایگاه او در تاریخ و اجتماع. زنان در آثار بیضایی اغلب شخصیت‌هایی قدرتمند، کنش‌گر و پیچیده هستند.
ساختار روایی: استفاده از ساختارهای روایی غیرخطی، روایت‌های تودرتو و شکستن مرز میان واقعیت و خیال.
پژوهش و دقت: تمامی آثار او بر پایه تحقیقات گسترده و دقیق در زمینه‌های تاریخی، اسطوره‌شناسی و فرهنگی بنا شده‌اند.


مهاجرت و تداوم فعالیت

بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ به دعوت دانشگاه استنفورد به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان استاد مدعو در این دانشگاه به تدریس و پژوهش در زمینه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران پرداخت. او در طول اقامت خود در آمریکا نیز از فعالیت هنری باز نایستاد و چندین نمایشنامه از جمله "طرب‌نامه" و "چهارراه" را با حضور بازیگران ایرانی در کالیفرنیا به روی صحنه برد و کارگاه‌های آموزشی متعددی برگزار کرد.


بهرام بیضایی، با بیش از نیم قرن فعالیت هنری و پژوهشی، نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به مثابه یک اندیشمند و روشنفکر تأثیرگذار، جایگاهی رفیع در تاریخ فرهنگ

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
489 (49%)
4 stars
313 (31%)
3 stars
139 (14%)
2 stars
38 (3%)
1 star
8 (<1%)
Displaying 1 - 30 of 154 reviews
Profile Image for Sajjad.
44 reviews31 followers
December 3, 2023
کسی دوستدار حقیقت نیست ، همه دوستدار مصلحت هستند.

اولین اثری بود که از بهرام بیضایی میخوندم و خیلی لذت بردم هم از نثر داستان هم از مضمون ماجرا.

خلاصه فیلمنامه :
داستان در زمان فرمانروایی مغولان یا تاتارها بر ایران می‌گذرد. یکی از دبیران کتابخانه (عیدی) هنگام سوختن برخی از طومارهای کتابخانه، تصادفاً طوماری از استادش شیخ شرزین می‌یابد که جهت دادخواهی از صاحبدیوان نوشته بوده. متن طومار بخشی از سرگذشت شرزین پسر روزبهان، دبیر دارالکتّاب سلطانی است که از پسِ نوشتنِ طوماری به نام دارنامه شیوخ دیگر به او کفر و ارتداد می‌بندند.

شرزین، چهره اصلی این نمایش که عمیقاً باور به خردورزی دارد، در دارنامه به ستایش خرد پرداخته، یا به گفته خودش: «خرد را به درختی مانند کردم که اگر بپروریش ببالد ورنه بیخ آن خشک شود.» شیوخ حسود که معتقد به تابعیت محض از نوشته‌های پیشینیانند، از نوشته‌های شرزین که حرف نو گفته خشمگین شده او را مورد بازجویی قرار می‌دهند. شرزین برای جان به در بردن کارِ خود را به ابن سینا نسبت می‌دهد؛ ولی سپس‌تر که دارنامه همچون کتاب تازه‌یابِ ابن سینا مورد استقبال شیوخ و سلطان وقت قرار می‌گیرد، شرزین در حضور سلطان اقرار می‌کند که دارنامه را خودش نوشته‌است و ….
صاحبدیوان و عیدی که طومار شیخ شرزین را یافته بودند، علاقه‌مند می‌شوند که از سرنوشت او آگاه شوند و به همین سبب سراغ هر کس که خبری از وی دارد می‌روند و بخشی از زندگی شرزین را از هر یک از ایشان می‌شنوند.




فیلمنامه به شیوه داستان در داستان روایت می‌شود و سرگذشت شخصیت اصلی یعنی شیخ شرزین توسط روایان متفاوت و یک طومار همانند قطعات پازل کنار هم قرار می‌گرفت.

بهرام بیضایی به خاطر اینکه در زمان مغولان داستان را روایت می‌کند از نثر و زبان پیشینیان بهره گرفته و نثر داستان نه آنقدر ساده و روان و خالی از بدعت های ادبی است و نه پر از صناعت ها و تکلف های ادبی و حتی در بخش هایی مسجع و موزون می‌باشد و از اونجایی که با تاریخ بیهقی و سبک شناسی نثر آشنایی داشتم خوانش نثر داستان آنقدر برایم مشکل نبود و قرابت هایی هم پیدا میکردم.

مضمون کلی فیلمنامه هم که به شکل واضح تقابل عقل و خرد با سنت و خرافات هست و مثل همیشه نادانی و جهل خریدار های بیشتری دارد و سرنوشت پیروان حقیقت، طرد شدن و تبعید و در نهایت هلاکت به دست جهالت است.

فیلمنامه شامل سه بخش است و هر بخش کشمکش های خاص خود و دیالوگ های جذابی دارد و فیلمنامه در عین رئال و واقع گرا بودن رگه هایی از سوررئالیسم رو هم در خود جای داده است که این مورد رو خودم دوست داشتم.
روایت تا لحظه آخر کشش و جذابیت خود را حفظ می‌کند و اگر برای بعضی از خوانندگان نثر داستان را در نظر نگیریم را به هیچ وجه فرسایشی نیست و از ابتدای داستان که درگیری شیوخ و شرزین و تقابل آنان را می‌بینیم و در ادامه گفتگوی شرزین و آبنار خاتون و در بخش آخر مواجه شدن شرزین با اهالی یک آبادی با غافلگیری های متعدد و نقاط اوج بسیار رو به رو میشیم که نهایت جذابیت داستان، در بخش آخر آن می‌باشد که به جمله ای که در ابتدای ریویو ذکر کردم تجسم می‌بخشد.
متاسفانه جهل و خرافه با ریشه های این خاک پیوند خورده است و هیچ‌گاه به خرد و اندیشه ورزی میدان نداده است و چه بسا بیضایی با این فیلمنامه طعنه ای به نفی آزادی اندیشه و بیان در عصر حاضر زده باشد.



در مجموع خیلی از خواندن این کتاب راضی هستم و به سایر دوستان هم پیشنهاد میکنم و مشتاق شدم که سایر آثار استاد بیضایی به خصوص نمایشنامه های ایشان را مطالعه کنم.
Profile Image for فؤاد.
1,128 reviews2,372 followers
June 8, 2016
گفت: هر چيزى را زكاتى است و زكات عقل اندوهى است طويل.
تذكرة الاولياء
ذكر فضيل عياض

كتاب

زبان قوی بود، هر چند جاهایی از الگوهای جدید استفاده کرده بود (مثلاً "نمی تواند زیاد دور شده باشد" که ساختاری جدید و شاید برگرفته از جملات انگلیسی است)، ولی در کل زبان عالی و تحسین برانگیز بود، مخصوصاً تشبیهات و استعاره های هنرمندانه.
ولی پرداخت داستان ضعیف بود، و مضمون هم کمابیش تکراری.
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews153 followers
December 25, 2021
.
در کتاب ظاهر بنگرید؛ ظاهر مردمان چون کلام است و باطن معنی؛ و بداندکه مقصود از کلمه معنی است. آدمیان هر یک کتابی‌اند ناخوانده.
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,177 followers
July 18, 2016
طومار شیخ شرزین حکایت حال آدم‌هایی است که فقط وقتی می‌روند جای خالی‌شان بزرگ می‌شود. شیخ شرزین آدمی است که آگاه می‌کند مردم را به ناآگاهی‌شان. یکی مثل خود بهرام بیضایی. آن‌هایی که نه حکومت حضورشان را برمی‌تابد و نه مردم حرف‌شان را می‌فهمند. معدود آدم‌هایی که درک‌شان می‌کنند هم کاری ازشان برنمی‌آید. شیخ شرزین فقط برای دوره‌ی گذشته نیست و بیضایی هم اگر فیلمنامه‌اش را به سبک و سیاق گذشته نوشته شاید الزامی بوده در کارش. شیخ شرزین‌ها را همه‌ی ما آزار می‌دهیم، با نادانی‌مان و دانایی آن‌ها آتشی است بر امنیتی که جهالت برایمان ساخته.
چیزی ندارم که بگویم درباره این کتاب، حرفی هم ندارم اصلا. اینقدر که بیضایی در نظرم بزرگ است و اینقدر که من کوچک هستم. نه سوالی می‌توانم بپرسم و نه صحبتی می‌ماند برای اضافه کردن. فقط می‌خواهم بگویم آقای بیضایی، نمیر لطفاً. هیچوقت نمیر.
Profile Image for Hamedborhan.
53 reviews16 followers
March 2, 2025
-در آن (دارنامه) خرد را به درختی مانند کردم که اگر بپروریش ببالد ورنه بیخ آن خشک شود...
دمت گرم آقای بیضایی!
این اولین بار بود که اثری از بیضایی رو میخوندم و در بین این همه نمايشنامه و فیلمنامه خوشحالم که با این اثر شروع کردم ... که تماما ستایش خرد بود و سخن نو و نکوهش تعصبات و خرس خاله های دین و مدعیان مکاتب گذشتگان و بیان رنج آگاه بودن!
خیلی بدیهیه که این محتوا اگر هم بیضایی دنبال ساختن فیلمی بر اساسش بوده باشه، هرگز مجوزی نگیره ... اون هم بیضایی ای که همواره مورد بی‌مهری و آزار بوده.
خاصه جایی که شیخ شرزین گفت (درباره‌ی محتوای کتاب شروح الظفر) :
تازیان در نهایت نیکخواهی به ما حمله کردند و ما در کمال ناسپاسی از خود دفاع کردیم ...
جملات بسیار سنجیده و عمیقی داشت این فیلمنامه.
نثر اثر حاکی از اشراف بسیار ستودنی بیضایی به فارسی شکرریز و تاریخ این مرز و بومه.
به نوعی داستان شرزین برام یادآور سرنوشت حسین بن منصور بود.
طی این هزار و چهارصد سال هرکس سخنی نو به زبان آورد یا زبانش رو از حلقش بیرون کشیدند؛ یا چشمانش رو کور کردند؛ یا دندانش شکستند یا بردارش آویختن!

خیلی ترغیب شدم بیشتر و بیشتر از بیضایی بخونم
Profile Image for Navid Taghavi.
178 reviews73 followers
May 29, 2022

تا سال‌های سال علم چندین کلمه بیشتر نبود و من به تو می‌گویم که آن علم هم نبود. خردمند می‌داند که این جهالتی است حفاظت‌شده. جز شمشیر چیست برهان شما برای حبسی که در من در آنم؟ بدانند که مردمان همه یکسان‌اند و از تغلب روزگار است که برخی بر صدر می‌نشینند و برخی ذیل و بدان که دنیا به دست اوباش است و نیکان به گناه لیاقت می‌میرند. ترا خدا به دنیا می‌آورد ولی کرنش به اوباش زنده نگاه میدارد.
----
یکصد و سیزده لغت در قبح اندیشه‌ی نو یافته‌ام چون طاغی و باغی و مبدع و ملحد و کافر و امثالش و حتی یکی نیافتم در ستایش سخن نو.

Profile Image for Saman.
338 reviews166 followers
December 19, 2024
« دانایی را نمی‌شود کشت »

قصه پر غصه تقابل خرد و بی‌خردی دستمایه کار بیضایی بزرگ قرار گرفته و خروجی اون شده طومار شیخ شرزین. اهل خرد و حقیقتگرایی که نه توسط جامعه پذیرفته میشه و نه توسط دربار و خشک مغزان چنبره زده به دربار.. روایت پر درد شیخ شرزین از نادانی و ناسپاسی مردمانی میگه که اهل مصلحت‌اند و نه حقیقت و معرفت. شکل روایت، پیام ماجرا و نثر بیضایی مثل همیشه درخشان و غنی بود. از اینکه در کارهای بیضایی بعضی جملات رو چند بار میخونم تا متوجه بشم یا مثل همین فیلم‌نامه با لغات جدیدی آشنا می‌شم که تا به حال نمی‌دونستم، بسیار خرسند و راضیم.
در این مورد مطمئن نیستم ولی فکر می‌کنم " طومار شیخ شرزین" برداشت آزادی از ماجرای حسین ابن منصور حلاج هم میتونه باشه.
Profile Image for Aroosha Dehghan.
Author 3 books94 followers
June 30, 2023
طومار شیخ شرزین روایت خردمندی است به دام افتاده در میان بی‌خردان، حکایت رویایی دانش و نادانی، داستان تقابل افلا تعقلون‌ها و افلا تسلمون‌ها، سوگنامه‌ای دردناک برای آنچه که بر سر دانش و خرد و کتاب در این سرزمین رفته است.
«هرچیزی را ذکاتی است و ذکات عقل اندوهیست طویل.»
همه‌ی داستان در همین یک جمله است.
فیلنامه‌ای که آغازش مشتاق می‌کند به ادامه دادن و پایان درخشانش آه از نهاد هر کس برمی‌آورد.
کاری درخشان و به یاد ماندنی که خواننده را به فکر وامی‌دارد.
Profile Image for Nazanin.
104 reviews4 followers
February 26, 2019
جهان دیدن چهره خود را در آینه بر نمی تابد
ص۷۹


مسحور نثر عریان و دردمندش شدم که چه زیبا از زخمی میگفت که همواره در حال عود کردن و چرک دادن است

و دیدم که باقی را پیشتر دیگران به خوبی نوشته اند و من چیزی ندارم بنویسم جز اینکه چهره پر رنج و ژرف و دور از شعار کتاب را دوست داشتم
Profile Image for پیمان عَلُو.
346 reviews290 followers
September 12, 2020
آری اینها همه از تمرین است؛جلاد تمرین سر بریدن می‌کند و تیرانداز تمرین تیراندازی ،کفاش بسیار کفش میدوزد تا استاد شود و رسّام همینگونه،اگر دستی را ببندی بی هنر می‌ماند و این گناه آن دست نیست،گناه آنست که تمرین بستن کرده.و شما بسیار تمرین می‌کنید تا کسی را اندیشه بر زبان نرسد،شما که اینک بر خون من دلیرید،و بسیاری تمرین نیزه می‌کنند تا شما را که تمرین فریاد می‌کنید بر من چیرگی دهند ،و من تمرین مرگ میکنم !


Profile Image for Peymanjafari.
212 reviews8 followers
March 27, 2023
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم(فردوسی)
.
واقعا عالی بود این کتاب
صحنه میارزه همیشه جهل و خرد
و خیر و شر
.
گفت:هرچیزی را ذکاتی است و ذکات عقل اندوهیست طویل
.
جهان دیدن چهره خود را در آینه نمیتابد!!!
8.1.1402
Profile Image for Mojtaba Asghari.
80 reviews20 followers
May 31, 2022
بیضایی این کتاب را در سال 1364 نوشت و سه سال بعد کتاب جنگنامه غلامان را که برای فهم سه سیاه اون کتاب پیشنهاد میکنم این کتاب را هم بخوانید.
در این کتاب میشود رد پایی از کتاب گالیله برشت و لیرشاه شکسپیر را هم دید که البته هیچ هم بد نیست و اتفاقا همین هاست که شاهکارهارو میسازد
به قول خود شرزین در همین کتاب:
"استاد: اندیشه هایت بکر نیست
شرزین: هیچ بکری فرزندی نزائیده. درسی هم به آنها بدهید که در تالار بر سر گوشت و پوست و استخوان من چانه می زنند. نتیجه بهتر از این نیست وقتی باید چنان بنویسی که گفته باشی و در همان حال نتوانند بگویند گفته ای.
تمام آنجه به شیوه ی دیگران دیده اید از من است اما به شیوه ی دیگران.
با اینهمه بکر نبودن بهتر از سترونی است!"

زبانی هم که بیضایی در این کتاب استفاده کرده هم بسیار به جا استفاده شده. برای روایت تاریخی احتیاج به همچین زبان تاریخی هم بود که استاد بیضایی در این زمینه همیشه خاص بوده و هست.

در انتها به زبان خود کتاب باید به استاد بیضایی گفت:
"تو زیاده میبینی بیش از آنچه بایست میبینی!"
درود بر شرفت استاد بیضایی
Profile Image for Narjes Dorzade.
284 reviews298 followers
October 1, 2019
شما،تمرین نیزه می‌کنید و من تمرین مرگ!

جهان دیدن چهره‌ی خود را در آینه بر‌نمی‌تابد

بهرام بیضایی
Profile Image for Nima Kohandani.
Author 15 books320 followers
March 11, 2016
هنوز توی بهت و شوک هستم

تک تک دیالوگ های کتاب... تک تک جملات کتاب قابل تامل و تعمقه

برخی رو چند بار میخوندم حین خوندن

و درنهایت اون پایان شگفت انگیز...

فعلاً ترجیح میدم فقط بهش فکر کنم و فکر و فکر...

Profile Image for Behdad Ahmadi.
Author 2 books59 followers
December 30, 2025
طومار شیخ شرزین، حاصل فرار من بود از یک کتاب بد که از قضا ایرانی هم بود، به یک کتاب ایرانی دیگه. و الان احساس می‌کنم از ظلمات به نور رفتم. تمام ۸۰ صفحه‌ی این فیلم‌نامه چنان پرکشش و جذاب و نفس‌گیر بود که نتونستم زمین بذارمش و تقریبن یک نفس خوندم. هر بخش رو چند بار.
زبان بی‌نظیر، داستان بی‌نظیر، حتا حالت داستان که به چیزی بینابین افسانه و حکایت و تاریخ شبیهه بی‌نظیر. طومار شیخ شرزین همه‌چیز‌تمامه.

داستان درباره‌ی شیخی تبعید شده به نام شرزینه که یکی از شاگردانش حکایتش رو پیش صاحب‌دیوان جدید می‌کنه، و با هم هم‌دست می‌شن برای پیدا کردن رد و نشونه‌ای از او. داستان شیخ شرزین، خلال روایت‌های همین شاگرد و افرادی که شاگرد و صاحب‌دیوان پیدا می‌کنن بیان می‌شه.

به زودی دوباره می‌خونمش. و با تعمق بیشتر روی تک تک جمله‌ها و حرف‌ها و توصیف‌ها.

پ.ن۱) من هیچ اطلاعات و درکی از فیلم‌نامه ندارم. هر چیزی که گفتم، جدا از ارزش‌های سینمایی و فیلم‌نامه‌ای این کتاب بود که من ازش سر در نیاوردم.
Profile Image for Haman.
270 reviews70 followers
May 18, 2016
شرزین: هزاران کس که می دانستند جنگ بر سر عقیده نیست، بر سر زور و زن و زر است
Profile Image for Fateme Beygi.
348 reviews135 followers
October 30, 2016
چطور به وقت پیش از آمدن تو برگردیم؟
چطور به وقت پیش از خوندن تو برگردیم حتی. فیلم نامه های استاد بیضایی این ارزش رو داره که به خاطر پارسی نویسی اش متن ادبی به حساب بیاد. چون توضیح صحنه هاش چیز بی مصرفی نیست بلکه با این شیوه ی نگارش نمی شه به راحتی ازشون گذشت. فیلم نامه یه ساختار روایت موازی حال و گذشته داره و به قدری تعلیقش بالاست که نمی تونین تا انتها رهاش کنین. البته که کمابیش فضای تئاتری ذهن بیضایی بر این کار حاکمه چون خیلی جاها موقعیت ها و صحنه ها شبیه به یک موقعیت نمایشی می شه و می شه کاملا جاشون رو تغییر داد و خیال کرد که این ها دارن روی یه صحنه اجرا می شن چون ویژگیای سینمایی اش خیلی پررنگ نیستن که اون رو اسیر فضای سینمایی کنن.
شرزین یکی از بهترین شخصیت هاییه که می تونین باهاش روبرو بشین و دیگه هرگز از یاد نمی برینش.
به طور کلی شرزین نمادی از ایران به حساب میاد که مثل همین سرزمین، قربانی جهل و تجاوز جاهلان می شه و از بین می ره؛ از بین رفتنی که تازه آغاز زنده شدنشه چون روحش تا ابد زنده است و هنوز هم افراد رو همراهی می کنه. فیلم نامه ای این چنین خوب در ستایش ایران، ایرانی و به خصوص خرد.
Profile Image for Mahsa.
46 reviews28 followers
June 6, 2019
بیضایی به خودش لقب مرد ناتمام داده بود و همیشه افسوس فیلم نامه هایش را می خورد که فیلم نشد و نمایشنامه هایی که روی صحنه اجرا نرفت. اکثر نوشته هایش در پس غبارهای سانسور محو شد و فکرها و ایده های ناب و خلاقانه اش درون مغزش به دست فراموشی سپرده شد‌. طومار شیخ شرزین دقیقا زندگی نامه اوست و شرزین کسی نیست جز بیضایی، شرزینی که همیشه حقیقت را به مصلحت ترجیح می داد. بیضایی همیشه می گفت در شروع کار بارها و بارها صلاحیت ات سنجیده می شود و مدام سازمان های نظارتی که در همه جا هستند به تو سخت می گیرند و آنقدر تو را در تنگنا قرار می دهند که چاره ای نداشته باشی جز اینکه وابسته اشان شوی تا بتوانند راحت تر برایت برنامه ریزی کنند. آنها شما را برده می سازنند و به زیر بیرق خود می برند و اگر خفت را بپذیری کارت هنوز تمام نشده است مثل کسانی که نون به نرخ روز می خورند و تعدادشان هم کم نیست امثال حاتمی کیاها و ده نمکی ها، اگر قبول کنی کارت میان انبوهی از مصلحت ها و مشتقاتش گم می شود و دیگر اصلا شبیه کار اصلی ات نخواهد بود، پس به خودت می آیی و می گویی چرا باید دست به این کار بزنم و کنار می کشی. هر چه بیشتر در نمایشنامه فرو می رفتم بیشتر به جامعه ای که بیضایی از آن نالان بود نزدیک می شدم. واقعا از جامعه ای که فضایش همواره بسته و محدود است و فیلم خوب در سینمایش پیدا نمی گردد و تئاتر و کنسرت خوب در آن اجرا نمی شود و جوانانش کتاب نمی خوانند و موضوع خوبی برای بحث و جدل ندارند و در گرداب روزمرگی و فساد غوطه ورند آیا بیشتر از این هم انتظار می رود؟ فقط این وسط دلم به حال آدم هایی میسوزد که دائما در حال فکرند و دغدغه اشان داشتن جامعه ای آگاه است و مدام می خواهند چیزی با کارشان به جامعه تزریق کنند تا سهم اشان را به جامعه ای که در آن زندگی می کنند بپردازند مانند امثال بیضایی ها و تقوایی ها ولی در نهایت اینگونه افراد با بی رحمی تمام زیر تیغ سانسور له می شوند و این مردم بی تفاوت حتی سراغشان را هم نمی گیرند. کلا انگار در این جامعه فکر و خلاقیت و حرف حساب مفت نمی ارزد و کسی به دنبال حقیقت نیست و مردم روز به روز سلیقه اشان بدتر می شود و دوست دارند مدام فریب بخورند و عاشق دروغ می شوند و از فیلم هایی که انها را به فکر وا می دارد و پس هر دیالوگ اش حرف های عمیق پنهان است گریزانند. کلا حوصله ندارند تکه های پازل را به دست بگیرند و آن را تکمیل کنند و این خیلی دردناک و غم انگیز است ........
Profile Image for Samane Hatam.
Author 6 books70 followers
November 16, 2020
آری این‌ها همه از تمرین است؛ جلاد تمرین سر بریدن می‌کند و تیرانداز تمرین تیراندازی، کفاش بسیار کفش می‌دوزد تا استاد شود و رسّام همینگونه، اگر دستی را ببندی بی‌هنر می‌ماند و این گناه آن دست نیست، گناه آنست که تمرین بستن کرده. و شما بسیار تمرین می‌کنید تا کسی را اندیشه بر زبان نرسد، شما که اینک بر خون من دلیرید، و بسیاری تمرین نیزه می‌کنند تا شما را که تمرین فریاد می‌کنید بر من چیرگی دهند، و من تمرین مرگ می‌کنم!
***
مسخره مردم عجیبی هستند، عادات غریبی دارند مثلاً مرده‌هاشان نفس نمی‌کشند.
شرزین عجب!
مسخره در مرگ عزیزان اشک می‌ریزند!
شرزین و لابد وقت شادی می‌خندند.
مسخره نه بیشتر از سایر مردم.
***
استاد ... حرف بزن حقیقت چیست؟
شرزین سخنی که از زبان لالی گفته شود، و کری می‌شنود، و کوری بر کاغذ می‌آورد.
استاد [حیران] پاسخ تو اینست؟
شرزین [اشکش فرومی‌غلتد] چه بگویم درباره‌ی این دروغ بزرگ که نامش حقیقت است؟ در بازار ارزان می‌فروشند اگر خریدارید. بدل را به سوگندی نام اصل می‌دهند، و دروغ را نام راست.

زبان متن مثل بیشتر کارهای بیضایی قوی و غنی بود ـ حتی یکی دوتا یادداشت برداشتم برای ترجمه‌هام استفاده کنم.
تشبیه‌ها و استعاره‌ها به‌جا و قشنگ بودن، حتی بعضی رو بازخونی می‌کردم بس که خوب بودن.

اما پرداخت داستان به نسبت باقی کارهای بیضایی ضعیف بود. نیمه‌ی اول داستان کاملاً سرخورده‌م کرد. داستان تکراری، سیر وقایع تکراری. اواخرش حس کردم می‌خواسته داستانی برای حلاج باشه یا حلاج خودش رو خلق کنه ـ کما اینکه اشاره‌ای هم بهش می‌شه ـ اما به نتیجه‌ی مطلوب نویسنده نرسیده.
Profile Image for Tahmineh Baradaran.
567 reviews137 followers
May 26, 2018
عالی. بسیاری از نمایش های بیضایی راخواندم.وازنظرمن دودسته هستند..آنها که درزمان قدیم میگذرد نثرزیباتر ومفهوم رابهترمنتقل میکند.نمایشهای معاصر ازاین کیفیات بهره کمتری دارد.نمایشهای معاصرش بی شباهت به کارهای رادی نیست .من تیپ کارهای این چنینش رابیشتردوست دارم.
17 reviews6 followers
May 28, 2019
شرزین روشنفکری تنها است که در جهانی پر از جهل و ریا گرفتار شده است. او مدام فریاد می زند : که دانایی هرگز کشته نمی شود و قیام اش را علیه جهل مردم پایان نمی دهد ولی خوب می داند که این آغاز ویرانی اش خواهد بود، در شهری که کسی دوستدار حقیقت نیست و همه دوستدار مصلحت اند. برای من بیضایی همانند شرزین است، ناملایماتی که به او در عرصه هنر روا داشته شده کمتر از شرزین دربار سلاطین ترک نبوده است. سرمایه گرانقدری که مانند هدایت ها ساعدی ها دانشور ها و خیلی های دیگر در وطن بیگانه گشت و کسی قدرش را ندانست. فردی که در سن ۸۸ سالگی نگذاشتن حتی فیلم هایش به تعداد انگشتان دو دست هم برسد و تازه همین فیلم ها هم یا توقیف شدند و یا دیر اکران گشتند، اکثر نمایشنامه هایش هم رنگ صحنه ندیدند. از تدریس و کار در دانشگاه تهران اخراجش کردند و به گفته خودش زمانی را که باید برای خلق آثارش صرف میکرد در راهروهای ادارات تلف کرد و در برهه زمانی امروز که باید مردم کشورش را بیش از پیش با هنرش و نبوغش و حرف هایش سیراب کند متاسفانه به غربت پناه برده است. کاش قدر شرزین های کشورمان را بیشتر از قبل بدانیم. و در نهایت میرسیم به خط آخر نمایشنامه که صدای جوان های آگاه کشورم است. عیدی : و من برای همیشه وامدار او می مانم ......
Profile Image for Mohammad.
138 reviews61 followers
June 7, 2016
دانایی مهجور است و ناپسند، چه برای آنکه سلطان است و غالب و ظالم و چه آنکه رعیت است و مغلوب و مظلوم. اما به هر رو دانایی را نمی شود کشت.

باز هم بهرام بیضایی و آن تسلط مثال زدنی اش به تاریخ و ادبیات کهن ما. موضوع فیلم نامه بسیار عالی است و متعهدانه. زبان فیلم نامه هم بی نظیر است (من عاشقش هستم).

در فرصتی بهتر کاملتر خواهم نوشت ان شاالله.
Profile Image for Ramin Azodi.
127 reviews
August 6, 2017
از وزين ترين آثار بهرام خان بيضايي، با نثري آكنده از لطايف ادبي در ستايش خرد و خردورزي
Profile Image for Tahmineh.
63 reviews17 followers
December 30, 2025
«دانایی را نمی شود کشت.»

رعیت صفر است_تا بدانی_رعیت را در شمار صفر آور، و بزرگان همه عددند، و سلطان و سالاران برتر شماره‌اند. سلطان نُه است و وزیران و چاکران و سالاران و دیوانیان هشت و هفت و شش و پنج و چهار و سه و دو و یک‌اند و رعیت صفر است.
با اینهمه بهایِ هر سلطان به رعیت است،
و هیچ عدد بی صفر بزرگ نشود.
بدان که رعیت هیچ می‌نماید و بیش از همه است.
Profile Image for Pejman.
50 reviews26 followers
October 3, 2019
متنی درخشان و ماندگار
حکایت دردناک آنچه بر فرهنگ و دانش و اندیشه و هنر این سرزمین رفت و می رود و خواهد رفت
غمنامه ای بر جهانی سراسر جهل و فساد و مصلحت
.
دانش را نمی توان کشت
.
شرزين : با شما از زخمی سخن مي گويم برآمده از نيزه های نادانی که ما همه قربانی آنيم
.
شرزین: روز اول قلم را در مرکب فرو بردم و بر کاغذ آوردم، از آن خون
بر صفحه جاری شد. پوست کاغذ شکافت؛ خون هزار کس در هر سطر می جوشيد
.
شرزين: يکصد و سيزده لغت در قبح انديشه ی نو يافته ام چون
طاغی و باغی و مبدع و ملحد و کافر و امثالش و حتي يکی نيافتم در ستايش سخن نو!
استاد: نگو دارنامه بی عيب است.
شرزين: در خلقت، حشرات هم هستند که شايد عيب خلقت اند، ولي
خلقت را به اشراف مخلوقات مي شناسند نه حشرات
.
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,074 followers
Read
August 8, 2008
نمایشنامه‌‌شناسي بهرام بيضايي

مترسکها در شب-۱۳۴۱
سه نمایشنامه ی عروسکی:
عروسکها-۱۳۴۱
غروب در دیاری غریب-۱۳۴۱
قصه ی ماه پنهان-۱۳۴۲
پهلوان اکبر می میرد-۱۳۴۲
هشتمین سفر سندباد-۱۳۴۳
دنیای مطبوعاتی آقای اسراری-۱۳۴۵
سلطان مار-۱۳۴۵
میراث و ضیافت-۱۳۴۶
چهار صندوق-۱۳۴۶
ساحل نجات-۱۳۴۷
درحضورباد-۱۳۴۷
دیوان بلخ-۱۳۴۷
گمشدگان-۱۳۴۸
راه طوفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی-۱۳۴۹
ندبه-۱۳۵۶
نوشته های دیواری-۱۳۵۷
مرگ یزدگرد-۱۳۵۸
خاطرات هنرپیشه ی نقش دوم-۱۳۶۰
فتح‎نامه کلات-۱۳۶۱
پرده‎خانه-۱۳۶۴
جنگنامه غلامان-۱۳۶۷
طربنامه-۱۳۷۳
سهراب کشی-۱۳۷۳
مجلس بساط برچیدن-۱۳۷۶
افرا یا روز می گذرد-۱۳۷۶
مجلس قربانی سنمار-۱۳۷۷
گزارش اردوایراف-۱۳۷۸
مجلس ضربت زدن-۱۳۷۹
شب هزار و یکم-۱۳۸۲
دیوان نمایش (جلد یک و دو)-۱۳۸۲
مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین-۱۳۸۳

Profile Image for Sanaz.
63 reviews52 followers
July 29, 2018
همه داستان از جایی شروع می‌شود که آنکه خرد دارد رانده می‌شود. اهل دانش (دانش ظاهری که بر پایه تقلید است و نه تفکر) او را با ظاهربینی می‌رانند. عوام او را با ریاکاری و تزویرشان می‌رانند و حاکم از ترس قدرت‌شان. چون او چشم‌ها را بینا می‌کند و گوش‌ها را شنوا. پرده ظاهر را کنار می‌زند و شما را به دیدن باطن دعوت می‌کند. او بهای دانستن را با جان و مال و نام می‌پردازد:
"با شما از زخمی سخن می‌گویم، برآمده از نیزه‌های نادانی و ما همه قربانی آنیم"
"چه بنایی می‌خواستم بر آورم در این ویرانه و چنان کردید که بر پای خویشتن ایستادن نمی‌توانم"
Profile Image for بهار.
4 reviews1 follower
November 23, 2020
آنچه جامعه، دولت و ملت خواهان شنیدنش هستند و یا به دنبالش‌اند نه‌تنها شاید نزدیک به حقیقت نباشد که شاید اصلا حقیقت نباشد. به‌راستی چقدر شالوده‌ی یک جامعه با دروغ درهم تنیده شده است؟ تنیدگی‌‌ای که، با کمترین اشارتی از حقیقتْ، هستش نیست می‌شود، چنان‌که، برای حفظِ هستِ دروغ‌آلودش، نیستی را حکم می‌کند و دست‌و‌پا می‌زند، برای بقایی که حقیقتْ مهمترین خطرش است. گویی، ما در ساحت خانواده، روابط و جامعه دروغ را بیشتر خواهانیم و حرفی که راست باشد را نه تنها پذیرا نیستیم، که منشأ‌ش را با قساوت و با ایمانی تماماً جاهلانه نیست می‌کنیم.
اینها که نوشتم تنها دریافت شخصی من از «طومار شیخ شرزین»-ِ بیضائی‌ست.
Profile Image for Ahoura.7.
31 reviews6 followers
October 13, 2024
به دروغی آبادی آباد بود، از راست چه می‌زاید جز ویرانی؟
Displaying 1 - 30 of 154 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.