What do you think?


Kallocain
This is a novel of the future, profoundly sinister in its vision of a drab terror. Ironic and detached, the author shows us the totalitarian World-state through the eyes of a product of that state, scientist Leo Kall. Kall has invented a drug, kallocain, which denies the privacy of thought and is the final step towards the transmutation of the individual human being into a "happy, healthy cell in the state organism." For, says Leo, "from thoughts and feelings, words and actions are born. How then could these thoughts and feelings belong to the individual? Doesn't the whole fellow-soldier belong to the state? To whom should his thoughts and feelings belong then, if not to the state?"
As the first-person record of Leo Kall, scientist, fellow-soldier too late disillusioned to undo his previous actions, Kallocain achieves a chilling power and veracity that place it among the finest novels to emerge from the strife-torn Europe of the twentieth century.
As the first-person record of Leo Kall, scientist, fellow-soldier too late disillusioned to undo his previous actions, Kallocain achieves a chilling power and veracity that place it among the finest novels to emerge from the strife-torn Europe of the twentieth century.
193 pages, Paperback
First published January 1, 1940
About the author
Karin Boye
99 books273 followersKarin Boye was a Swedish poet and novelist.
She is perhaps most famous for her poems, of which the most well-known ought to be "Yes, of course it hurts" (Swedish: "Ja visst gör det ont") and "In motion" (Swedish: "I rörelse"). She also wrote a few novels including "Kallocain". Inspired by the rise of National Socialism in Germany, it was a portrayal of a dystopian society in the vein of Orwell's Nineteen Eighty-Four and Huxley's Brave New World (though written almost a decade before Nineteen Eighty-Four). In the novel, an idealistic scientist named Leo Kall invents Kallocain, a kind of truth serum.
Boye died in an apparent suicide when swallowing sleeping-pills after leaving home on April 23, 1941.
She is perhaps most famous for her poems, of which the most well-known ought to be "Yes, of course it hurts" (Swedish: "Ja visst gör det ont") and "In motion" (Swedish: "I rörelse"). She also wrote a few novels including "Kallocain". Inspired by the rise of National Socialism in Germany, it was a portrayal of a dystopian society in the vein of Orwell's Nineteen Eighty-Four and Huxley's Brave New World (though written almost a decade before Nineteen Eighty-Four). In the novel, an idealistic scientist named Leo Kall invents Kallocain, a kind of truth serum.
Boye died in an apparent suicide when swallowing sleeping-pills after leaving home on April 23, 1941.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
January 11, 2022
*بدون خطر لو رفتن داستان
کالوکائین، من رو یاد آخرین کتاب جهان انداخت!
با اینکه سبک پادآرمانشهری داشت، ولی در بین بقیهی آثار همخانوادهاش، حرفی برای زدن داشت!
دنیایی رو تصور کنید، که تحت سلطهی یک حکومت دیکتاتوری زندگیتون جریان داره...
و این حکومت برای تمام کارهای شما و سایر افراد جامعه تصمیم میگیره...
برای شغلها، برای عشقها، برای فرزندآوریها، برای تربیت فرزندان و برای کوچکترین و بزرگترین مسائل زندگی تک تک انسانهای اون جامعه...
حالا تصور کنید که هرگونه خیانت نسبت به این حکومت، مجازات مرگ در پی داره...
مجازات هر اقدامی، چه به صورت عملی، چه به صورت کلامی، هرچند کوچیک و ناچیز، علیه این حکومت، برابر با مرگه...
لابد به خودتون میگین دیگه از این بدتر نمیشه!
ولی اشتباه میکنین!
حالا بیاین تصور کنین که، حکومت به نحوی فکر افراد رو هم بخونه...!!
و حالا نه تنها عمل در راستای مخالفت با حکومت مجازاتش مرگه، بلکه حتی افکار منفی در مورد حکومت هم مجازات مرگ در بر داره...
...
این دنیای کالوکائینه! همینقدر سیاه و همینقدر ترسناک...
کالوکائین، کتاب خوبیه که در اون، هم عشق گنجانده شده و هم تنفر، هم استرس و هم آرامش، هم علم و هم حماقت، هم تخیلات و هم واقعیت...!
اگر توضیح بیشتری بدم، داستان کتاب لو میره.
من صرفا چون امتیاز پنج ستاره کامل رو به کتابهای شاهکار میدم، و کالوکائین در حد شاهکار نیست، به چهار ستاره اکتفا میکنم، ولی بدونین و آگاه باشین که این کتاب فوق العادهاس...
اگر از کتاب هزار و نهصد و هشتاد و چهار خوشتون اومده، توصیهام اینه که کالوکائین رو هم بخونید، بیشک عاشقاش میشید...
کالوکائین، من رو یاد آخرین کتاب جهان انداخت!
با اینکه سبک پادآرمانشهری داشت، ولی در بین بقیهی آثار همخانوادهاش، حرفی برای زدن داشت!
دنیایی رو تصور کنید، که تحت سلطهی یک حکومت دیکتاتوری زندگیتون جریان داره...
و این حکومت برای تمام کارهای شما و سایر افراد جامعه تصمیم میگیره...
برای شغلها، برای عشقها، برای فرزندآوریها، برای تربیت فرزندان و برای کوچکترین و بزرگترین مسائل زندگی تک تک انسانهای اون جامعه...
حالا تصور کنید که هرگونه خیانت نسبت به این حکومت، مجازات مرگ در پی داره...
مجازات هر اقدامی، چه به صورت عملی، چه به صورت کلامی، هرچند کوچیک و ناچیز، علیه این حکومت، برابر با مرگه...
لابد به خودتون میگین دیگه از این بدتر نمیشه!
ولی اشتباه میکنین!
حالا بیاین تصور کنین که، حکومت به نحوی فکر افراد رو هم بخونه...!!
و حالا نه تنها عمل در راستای مخالفت با حکومت مجازاتش مرگه، بلکه حتی افکار منفی در مورد حکومت هم مجازات مرگ در بر داره...
...
این دنیای کالوکائینه! همینقدر سیاه و همینقدر ترسناک...
کالوکائین، کتاب خوبیه که در اون، هم عشق گنجانده شده و هم تنفر، هم استرس و هم آرامش، هم علم و هم حماقت، هم تخیلات و هم واقعیت...!
اگر توضیح بیشتری بدم، داستان کتاب لو میره.
من صرفا چون امتیاز پنج ستاره کامل رو به کتابهای شاهکار میدم، و کالوکائین در حد شاهکار نیست، به چهار ستاره اکتفا میکنم، ولی بدونین و آگاه باشین که این کتاب فوق العادهاس...
اگر از کتاب هزار و نهصد و هشتاد و چهار خوشتون اومده، توصیهام اینه که کالوکائین رو هم بخونید، بیشک عاشقاش میشید...
May 3, 2025
دنيايي را تصور كنيد( البته براي شما سخت نخواهد بود)كه در ان شما اختيار هيچ چيزي در زندگيتان را نداريد،كودكي،تربيت،نوجواني،اموزش،سبك زندگي،شغل،علايق،عشق،گفتگو،ازدواج و حتي مرگ،شما صرفا يك وسيله هستين براي بقا و پيشبرد"كشور جهاني"،اخرين پناه و اخرين اختيار شما ذهنتان هست،روياها و احساساتتان كه ان را در زير نقابي از بي تفاوتي پنهان مي كنيد
خوب بايد بهتون بگم كه زياد دلخوش نباشيد قراره كاملا بي پناه و عريان شويد و اين داستان كالوكائين هست
(چقدر خوب بود اگر موقع خواندن اين رمان هيچ دركي از پادآرمان شهر توصيفي نويسنده نداشتم،كاش آزادي براي من سبك زندگي من بود نه رويايي دور و عجيب...)
خوب بايد بهتون بگم كه زياد دلخوش نباشيد قراره كاملا بي پناه و عريان شويد و اين داستان كالوكائين هست
(چقدر خوب بود اگر موقع خواندن اين رمان هيچ دركي از پادآرمان شهر توصيفي نويسنده نداشتم،كاش آزادي براي من سبك زندگي من بود نه رويايي دور و عجيب...)
July 14, 2024
معرکه بود. همین!
October 17, 2019
رمان « كالوكائين » مهمترين اثر بلند، كارين بويه نويسنده و شاعر سوئدي است.
فضاي داستان سرزميني را توصيف مي كند كه مشابه و يا نزديك به آن در رمانهايي مانند ميرا، ١٩٨٤ و يا دنياي قشنگ نو روايت شده است.
همه افراد اين كشور تحت نظارت شديد حكومتي قرار دارند و كودكان از خردسالي براي تربيت بر طبق آرمانهاي دولت، جدا از والدين نگه داري مي شوند. انسانها همه لحظات زندگي خود را تحت نظارت دوربين ها سپري مي كنند و هيچ حريم خصوصي ندارند.
در ميان دانشمندي ماده اي به نام كالوكائين كشف مي كند كه با تزريق آن به افراد، آنها در حالت هوشيار تمام رازها و افكار دروني خود را با صداي بلند بيان مي كنند...
.
قسمتي از كتاب:
-ليندا من تو را اذيت كردم.
لبخند زد، لبخندي كوتاه و مبهم
-تو مرا با زور باز كردي مثل يك قوطي كنسرو،
اما اين كافي نيست بعد آن فكر كردم يا بايد از خجالت بميرم يا به ميل خودم حرفهايم را ادامه بدهم.
نتوانستم جواب بدهم، تمام ذرات وجودم داشتند گوش ميكردند، تا آن زمان در زندگي ام هرگز به چيزي آن گونه گوش نداده بودم،
من در او گم شدم، من خود او بودم...
September 28, 2018
علمیتخیلی نابی با نام اصلی کالوکاین نوشتهی کارین بویه(1941 ـ 1900) شاعر و رماننویس سوئدی. نویسنده کتاب را تحتتاثیر سفرش به روسیه در سال 1928 و اقامتش در برلین نوشته است. داستان به شکل بازگویی خاطرات از زبان دانشمندی به نام لئو کال روایت میشود. او موفق به ساخت ترکیبی شیمیایی به نام کالوکاین شده است که با ترزیق آن فرد بدون هیچ شرم یا ترسی کوچکترین تمایلات و افکارش را برای دیگران فاش میکند. لئو کال فردی ایدهآلیست و در خدمت سیستم است و با کمال میل کشفش را که نوعی داروی حقیقتگویی است در اختیار دولت میگذارد تا از آن برای بازجویی اشخاص استفاده شود. در رمان 1984 اورول جز ذهن همهچیز زیر نظر دولت است اما در کالوکاین کارین بویه با پادآرمانشهروحشتناکتری مواجهیم که در آن حتی ذهن هم در مشت دولت قرار میگیرد.
رمان به مفهوم عشق و فردگرایی و تقابلش با حسد و بیارزشبودن فرد در برابر خیر جمعی میپردازد. در دنیایی که نویسنده خلق کرده فردیت بیارزش است و جامعه ارگانیسم عظیم و مقدسی محسوب میشود که در آن فرد فقط سلولی است که اهمیتش در خدمتی است که به کل ارگانیسم میکند. به اعضای جامعه از سن کم آموزش داده میشود که به دولت تعلق دارند. برنامههای تبلیغاتی بسیاری ترتیب داده میشود تا فرد مشتاق به ایثار و فداکاری برای اجتماع باشد و از منافع فردی خود همواره چشمپوشی کند. از میان جوانان عدهای با عنوان داوطلبان جانباز تربیت میشوند تا جسم و روان خود را برای پیشرفت علمی داوطلبانه در اختیار دانشمندان و پزشکان قرار دهند. زن و مرد به ظاهر برابر هستند اما در واقع زن وسیلهای برای زایش و تحویل نیروی کار به دولت تلقی میشود. همه موظفند به هم مشکوک باشند و کوچکترین نشانهای از نافرمانی را حتی اگر از سوی اعضای خانواده باشد به پلیس اطلاع دهند. زنان و مردان پیوسته تشویق به فرزندآوری میشوند تا نیروی کار به سیستم تحویل داده شود. بچهها از هشتسالگی از خانواده جدا میشوند و برای آموزش به اردوگاههای جوانان فرستاده میشوند. حتی در اتاقخواب چشم و گوش وجود دارد و شهروندان با کمال میل و رضایت وظایف زناشویی خود را در برابر این ابزارهای جاسوسی به انجام میرسانند. و البته با کشف کالوکاین اگر نافرمانی و نارضایتیای در اذهان وجود دارد دیگر از دولت پوشیده نخواهد ماند.
رمان بعد از گذشت 78 سال از انتشار همچنان به قدری زنده و ملموس است که به راحتی میتوان همانندیهایش را با زندگی امروز و سیستم به ظاهر آزادش به خوبی درک کرد.
نویسنده یک سال پس از انتشار این رمان به علت فشارهای روحی خودکشی کرد. او دوجنسگرا بود.
گزیدهها:
«همقطاری که هرگز نه پیش خود و نه پیش دیگران نمیپذیرد که فداکاری انجام داده است، سزاوار ارزش بیشتری از همقطار مایوسی است که در بند به اصطلاح فداکاری و ایثار خویش گرفتار است حتی اگر یاس خویش را پنهان کرده باشد.» ــ ص:27
«دولت از فکرهای روشنی که در موقع لزوم به آییننامه چاپ شده تف میکنند، استفادهی بیشتری میبرد.» ـــ ص:118
«اگر علت یا دلیلی برای اعتماد میان افراد وجود داشت، دولت هرگز بوجود نمیآمد. اساس ضروری مقدس وجود دولت، شک و بیاعتمادی دو طرفه و مستحکم ما به یکدیگر است. هرکس که این اصل را زیر سوال ببرد، دولت را مورد شک و تردید قرار میدهد.» ـــ ص:120
بخشی از سخنرانی در باب ساخت فیلمهایی برای تهییج جوانان برای داوطلبشدن برای جانبازی:
«هیچکس به طور جدی نمیتواند معتقد باشد که زندگی شخصی به خودی خود ارزش دارد. اگر قرار است ما از ارزش زندگی صحبت کنیم، این ارزش ضرورتا باید مربوط به چیزی باشد که بیرون از فرد قرار دارد. ما کدام روز، کدام ساعت از زندگیمان را جرات میکنیم به خودی خود ارزشمند بدانیم؟ هیچکدام! و من معتقدم که آگاهی از بیارزشی زندگی فرد در درون ما نیرویی خلق میکند که به مراتب قویتر از این هدف عالی است و خواستی است که همهچیز را تحتالشعاع قرار میدهد، به عبارت دیگر، طلوع دولت ـ آگاهی در مغزهای همقطاران است. بنابراین، حاصل رنجی که فیلم تصویر میکند باید ثمرهای ماورای فرد داشته باشد ـ نباید اینطور باشد که از طریق فنای قهرمان یک نفر نجات بیابد، (در این صورت قهرمان میتوانست به جای آن، خود را نجات دهد!) و حتی نباید تعداد نجاتیافتگان اندک باشد، بلکه باید هزاران، میلیونها و ترجیحا تمام همقطاران کشور جهانی نجات داده شوند. اهمیت قائل شدن برای هدف یک جنبهی فردی هم دارد و آن عبارت است از شکوه و افتخار فنایی که به تصویر کشیده میشود. ... قهرمان باید از حضیض ذلت نجات یابد. در مقابل قهرمان، غالبا آدم رذلی قرار داده میشود که انگیزههای خودخواهانه و ضداجتماعی دارد، و دچار وسوسه و فریب شده و از درد و مرگ پرهیز میکند. زشتی حالت او یا دورویی نفرتانگیز او، سستی و بیانضباطی، ترس و بطالت او، در کنار اعمالش باید یک هشدار مداوم باشد، گرچه هرگز نباید در این تیپ بیش از اندازه اغراق کرد زیرا در این صورت نمیتواند همچون خاری در ذهنهای حساس فرو رود که: ممکن نیست تو یکی از آنها باشی؟ وحشت از ترسو بودن، بیافتخار بودن، به مفهوم ذاتی زشت بودن، در حقیقت برای تیپهای قهرمانپرستی که اینجا توصیف کردم، اغلب نیروی محرک قویای بوده است و اینها کسانی هستند که ما باید قبل از همه هدف مبارزه تبلیغاتیمان را روی آنها بگذاریم.» ــــ صص:140و141
«تمدن یعنی زندگی دولتی.» ـــ ص:159
«شاید بشود جهان نوینی را از میان آنهایی که مادرند پدید آورد ـ چه زن باشند و چه مرد، خواه فرزندی به دنیا آورده باشند خواه نه.» ــ ص:207
«عجیب نیست که همهچیز، حتی حقیقت به محض اینکه هدیه نباشند ارزش خود را از دست میدهد؟» ـــ ص:214
«پدر و مادرهای بیمار و معلمین بیمار فرزندانی بیمارتر از خود تربیت میکنند تا جایی که بیماری امری عادی میشود و سلامت امری وحشتناک. از موجودات تنها، موجوداتی تنهاتر و از موجوداتی ترسیده، موجوداتی ترسیدهتر زاییده میشوند.» ـــ ص:215
پ.ن:
کاش مترجم گرامی نسبت به تجدید چاپ این رمان ارزشمند اقدام کند.
آپدیت:
با راهنمایی یکی از دوستان متوجه شدم خوشبختانه این کتاب با عنوان جدید کالوکائین با ترجمهی سعید مقدم در نشر مرکز تجدید چاپ شده و ترجمهی جدیدی هم از سعید مسیحا و نشر پنگوئن، هر دو مربوط به سال 96، اکنون در بازار موجود است.
رمان به مفهوم عشق و فردگرایی و تقابلش با حسد و بیارزشبودن فرد در برابر خیر جمعی میپردازد. در دنیایی که نویسنده خلق کرده فردیت بیارزش است و جامعه ارگانیسم عظیم و مقدسی محسوب میشود که در آن فرد فقط سلولی است که اهمیتش در خدمتی است که به کل ارگانیسم میکند. به اعضای جامعه از سن کم آموزش داده میشود که به دولت تعلق دارند. برنامههای تبلیغاتی بسیاری ترتیب داده میشود تا فرد مشتاق به ایثار و فداکاری برای اجتماع باشد و از منافع فردی خود همواره چشمپوشی کند. از میان جوانان عدهای با عنوان داوطلبان جانباز تربیت میشوند تا جسم و روان خود را برای پیشرفت علمی داوطلبانه در اختیار دانشمندان و پزشکان قرار دهند. زن و مرد به ظاهر برابر هستند اما در واقع زن وسیلهای برای زایش و تحویل نیروی کار به دولت تلقی میشود. همه موظفند به هم مشکوک باشند و کوچکترین نشانهای از نافرمانی را حتی اگر از سوی اعضای خانواده باشد به پلیس اطلاع دهند. زنان و مردان پیوسته تشویق به فرزندآوری میشوند تا نیروی کار به سیستم تحویل داده شود. بچهها از هشتسالگی از خانواده جدا میشوند و برای آموزش به اردوگاههای جوانان فرستاده میشوند. حتی در اتاقخواب چشم و گوش وجود دارد و شهروندان با کمال میل و رضایت وظایف زناشویی خود را در برابر این ابزارهای جاسوسی به انجام میرسانند. و البته با کشف کالوکاین اگر نافرمانی و نارضایتیای در اذهان وجود دارد دیگر از دولت پوشیده نخواهد ماند.
رمان بعد از گذشت 78 سال از انتشار همچنان به قدری زنده و ملموس است که به راحتی میتوان همانندیهایش را با زندگی امروز و سیستم به ظاهر آزادش به خوبی درک کرد.
نویسنده یک سال پس از انتشار این رمان به علت فشارهای روحی خودکشی کرد. او دوجنسگرا بود.
گزیدهها:
«همقطاری که هرگز نه پیش خود و نه پیش دیگران نمیپذیرد که فداکاری انجام داده است، سزاوار ارزش بیشتری از همقطار مایوسی است که در بند به اصطلاح فداکاری و ایثار خویش گرفتار است حتی اگر یاس خویش را پنهان کرده باشد.» ــ ص:27
«دولت از فکرهای روشنی که در موقع لزوم به آییننامه چاپ شده تف میکنند، استفادهی بیشتری میبرد.» ـــ ص:118
«اگر علت یا دلیلی برای اعتماد میان افراد وجود داشت، دولت هرگز بوجود نمیآمد. اساس ضروری مقدس وجود دولت، شک و بیاعتمادی دو طرفه و مستحکم ما به یکدیگر است. هرکس که این اصل را زیر سوال ببرد، دولت را مورد شک و تردید قرار میدهد.» ـــ ص:120
بخشی از سخنرانی در باب ساخت فیلمهایی برای تهییج جوانان برای داوطلبشدن برای جانبازی:
«هیچکس به طور جدی نمیتواند معتقد باشد که زندگی شخصی به خودی خود ارزش دارد. اگر قرار است ما از ارزش زندگی صحبت کنیم، این ارزش ضرورتا باید مربوط به چیزی باشد که بیرون از فرد قرار دارد. ما کدام روز، کدام ساعت از زندگیمان را جرات میکنیم به خودی خود ارزشمند بدانیم؟ هیچکدام! و من معتقدم که آگاهی از بیارزشی زندگی فرد در درون ما نیرویی خلق میکند که به مراتب قویتر از این هدف عالی است و خواستی است که همهچیز را تحتالشعاع قرار میدهد، به عبارت دیگر، طلوع دولت ـ آگاهی در مغزهای همقطاران است. بنابراین، حاصل رنجی که فیلم تصویر میکند باید ثمرهای ماورای فرد داشته باشد ـ نباید اینطور باشد که از طریق فنای قهرمان یک نفر نجات بیابد، (در این صورت قهرمان میتوانست به جای آن، خود را نجات دهد!) و حتی نباید تعداد نجاتیافتگان اندک باشد، بلکه باید هزاران، میلیونها و ترجیحا تمام همقطاران کشور جهانی نجات داده شوند. اهمیت قائل شدن برای هدف یک جنبهی فردی هم دارد و آن عبارت است از شکوه و افتخار فنایی که به تصویر کشیده میشود. ... قهرمان باید از حضیض ذلت نجات یابد. در مقابل قهرمان، غالبا آدم رذلی قرار داده میشود که انگیزههای خودخواهانه و ضداجتماعی دارد، و دچار وسوسه و فریب شده و از درد و مرگ پرهیز میکند. زشتی حالت او یا دورویی نفرتانگیز او، سستی و بیانضباطی، ترس و بطالت او، در کنار اعمالش باید یک هشدار مداوم باشد، گرچه هرگز نباید در این تیپ بیش از اندازه اغراق کرد زیرا در این صورت نمیتواند همچون خاری در ذهنهای حساس فرو رود که: ممکن نیست تو یکی از آنها باشی؟ وحشت از ترسو بودن، بیافتخار بودن، به مفهوم ذاتی زشت بودن، در حقیقت برای تیپهای قهرمانپرستی که اینجا توصیف کردم، اغلب نیروی محرک قویای بوده است و اینها کسانی هستند که ما باید قبل از همه هدف مبارزه تبلیغاتیمان را روی آنها بگذاریم.» ــــ صص:140و141
«تمدن یعنی زندگی دولتی.» ـــ ص:159
«شاید بشود جهان نوینی را از میان آنهایی که مادرند پدید آورد ـ چه زن باشند و چه مرد، خواه فرزندی به دنیا آورده باشند خواه نه.» ــ ص:207
«عجیب نیست که همهچیز، حتی حقیقت به محض اینکه هدیه نباشند ارزش خود را از دست میدهد؟» ـــ ص:214
«پدر و مادرهای بیمار و معلمین بیمار فرزندانی بیمارتر از خود تربیت میکنند تا جایی که بیماری امری عادی میشود و سلامت امری وحشتناک. از موجودات تنها، موجوداتی تنهاتر و از موجوداتی ترسیده، موجوداتی ترسیدهتر زاییده میشوند.» ـــ ص:215
پ.ن:
کاش مترجم گرامی نسبت به تجدید چاپ این رمان ارزشمند اقدام کند.
آپدیت:
با راهنمایی یکی از دوستان متوجه شدم خوشبختانه این کتاب با عنوان جدید کالوکائین با ترجمهی سعید مقدم در نشر مرکز تجدید چاپ شده و ترجمهی جدیدی هم از سعید مسیحا و نشر پنگوئن، هر دو مربوط به سال 96، اکنون در بازار موجود است.
August 11, 2022
همیشه وقتی اسم ژانر پادآرمانشهری یا دیستوپیایی میاد اکثراً یاد 1984 اُرول میافتن، این کتابْ کتابِ خوب و ارزشمندیه، ولی انقدر که ازش حرف زدن و شاهکار خطابش کردن، اونقدر که ترجمههای مزخرف ازش دراومده و ازش نقل قول کردن که به نظرم تا حد زیادی کتاب و محتواش لوث و کماهمیت شدن و خیلیها در برابرش گارد دارن که تا حدی بهشون حق میدم. چون خودمم همینطوریام؛ کاری با این حرفها ندارم، من با خواندن این کتاب فهمیدم وقتشه واسه تنفس و تنوع هم که شده از 1984 فاصله بگیریم و به رمانهای خوب و ارزشمند دیگهای در این ژانر بپردازیم که زیر سایهی توجه افراطی به 1984 دفن و گم شدن. یکی از این کتابها کالوکائین اثر کارین بویهست که در حجمی کمتر از کتاب اُرول، حرفهای مهم و تکاندهندهی زیادی برای گفتن داره. نویسنده جامعهای جهانی رو خلق کرده که در اون فردیّت و شخصیت افراد هیچ اهمیت و ارزشی نداره، مگر اینکه در خدمت حکومت باشه و مطابق همین اصل تمام کارهاشون ارزشگذاری میشه. یعنی شغل، عشق و احساسات، بچهدارشدن و زندگی شخصیت باید فدای خیر جمعی بشه. مردم زیر زمین زندگی و کار میکنن و خصوصیترین بخشهای زندگیشون هم زیر نظره. افراد موظفند و از بچگی آموزش میبینن که به همه حتی خودشون هم مشکوک باشن و در این راه به عزیزترین شخص زندگیشون هم رحم نمیکنن. حالا در این حکومت امنیتی و دیکتاتوری دارویی کشف میشه که شخص با تزریقش بدون هیچ شرم و ترسی، بدون ارادهی شخصی، پنهانیترین زوایای ذهنش رو هم اقرار و اعتراف میکنه و شما اثر این دارو رو در پازل امنیتی و بازجوییهای این حکومت بسنجید. اینجاست که حتی تصور و تخیل متضاد با منافع حکومت هم میتونه جرم تلقی بشه. شخصیت اصلی داستان کاشف این داروئه و داستان حول محور همین ایده شکل میگیره. جالبه که شب قبل از شروع کتاب داشتم به داستانی با شخصیت اصلی ضدقهرمان فکر میکردم.
.
کتاب علیرغم حرفهای جدی و مهمی که داره، ساده و گیرا نوشته و روایت شده و تو زمان کمی میتونید تمامش کنید. ترجمه و ویراستاری کتاب هم قابل تحسین بودن. از 1984 خروج و به کتب جدید و متنوع دخول کنید. رستگار خواهید شد.
.
کتاب علیرغم حرفهای جدی و مهمی که داره، ساده و گیرا نوشته و روایت شده و تو زمان کمی میتونید تمامش کنید. ترجمه و ویراستاری کتاب هم قابل تحسین بودن. از 1984 خروج و به کتب جدید و متنوع دخول کنید. رستگار خواهید شد.
May 21, 2021
کتاب جالب بود متنش رو دوس داشتم از شهری میگفت که ادمهایش تحت نظر هستند و نمیتوانند برای زندگی شخصی خود تصمیم بگیرند... از دیکتاتوری میگوید اما به شکلی جدید... بسیار لذت بردم
October 19, 2021
"هیچ همقطار بالاتر از چهل سالی نیست که وجدان آسودهای داشته باشد!"
Displaying 1 - 8 of 8 reviews









