Jump to ratings and reviews
Rate this book

Sharp Objects

Rate this book
Fresh from a brief stay at a psych hospital, reporter Camille Preaker faces a troubling assignment: she must return to her tiny hometown to cover the unsolved murder of a preteen girl and the disappearance of another. For years, Camille has hardly spoken to her neurotic, hypochondriac mother or to the half-sister she barely knows: a beautiful thirteen-year-old with an eerie grip on the town. Now, installed in her old bedroom in her family's Victorian mansion, Camille finds herself identifying with the young victims—a bit too strongly. Dogged by her own demons, she must unravel the psychological puzzle of her own past if she wants to get the story—and survive this homecoming.

Librarian's Note: this is an alternate cover edition - ISBN 10: 0307341550 (ISBN 13: 9780307341556)

254 pages, Paperback

First published September 26, 2006

Loading...
Loading...

About the author

Gillian Flynn

22 books97.4k followers
Gillian Flynn is an American author and television critic for Entertainment Weekly. She has so far written three novels, Sharp Objects, for which she won the 2007 Ian Fleming Steel Dagger for the best thriller; Dark Places; and her best-selling third novel Gone Girl.

Her book has received wide praise, including from authors such as Stephen King. The dark plot revolves around a serial killer in a Missouri town, and the reporter who has returned from Chicago to cover the event. Themes include dysfunctional families,violence and self-harm.

In 2007 the novel was shortlisted for the Mystery Writers of America Edgar for Best First Novel by an American Writer, Crime Writers' Association Duncan Lawrie, CWA New Blood and Ian Fleming Steel Daggers, winning in the last two categories.

Flynn, who lives in Chicago, grew up in Kansas City, Missouri. She graduated at the University of Kansas, and qualified for a Master's degree from Northwestern University.

Review Quotes:
"Gillian Flynn is the real deal, a sharp, acerbic, and compelling storyteller with a knack for the macabre."
–Stephen King

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
432,928 (33%)
4 stars
505,981 (39%)
3 stars
257,515 (20%)
2 stars
58,990 (4%)
1 star
18,793 (1%)
Displaying 1 - 30 of 123 reviews
Profile Image for HaMiT.
288 reviews65 followers
July 12, 2020
با اینکه اینجا مخصوص کتاب هست و زیاد صحیح نیست در مورد فیلم یا سریال های اقتباس شده از روی کتابها نظر بدیم ولی خود به خود این مقایسه ی کتاب و اقتباس پیش میاد، خصوصا برای کسایی که هم اهل خوندن هستند و هم اهل دیدن
کتاب که تموم شد مستقیم رفتم سراغ سریال و اون رو هم دیدم و باید بگم هرکدوم برای خودش ویژگی هایی داره و اینکه کتاب رو بخونید یا فیلم رو ببینید یا هردو کار رو کنید بستگی به شخصیت و علایق خودتون داره. به صورت خیلی خلاصه بخوام بگم، اگه از عنصر غافل گیری خوشتون میاد حتما اول سریال رو ببینید و اگه خوندن افکار یه شخص و روند منطقی تر یه داستان رو ترجیح میدید، سراغ کتاب برید
کتاب به صورت اول شخص روایت میشه و شخصیت اصلی کتاب (کمیل) دچار مشکلات روانیه و توصیفاتش در مورد حال خودش جذاب و زیباست
چیزی که خیلی برام بولد شد، ملایم سازی سریال بود. کتاب مملو از توصیفات برهنگی، سکس و خشونته و آدم وقتی میبینه که اچ بی او سریال رو ساخته، توقع این شدت از ملایم سازی نداره. اگه مشکل فقط دخترهای سیزده ساله بود آدم درک میکرد ولی قضیه خیلی بیشتر از این حرفاست. و مسئله انتخاب ایمی آدامز برای نقش کمیل هست. آدامز بازیگر فوق العاده ایه، خصوصا برای نقشهایی که غم و ناراحتی درونی و مشکلات روانی دارند بهترین انتخاب هست، ولی با برهنگی کامل مشکل داره و این نقش به برهنگی نیاز داشت که مشکلات روانی کمیل بهتر نمایان بشه
در عین حال، نکته ی مثبت سریال فلش بک هایی هست که وجود داره و گذشته ی کمیل رو نشون میده
و اینکه پایان کتاب برای من غافل گیری نداشت. دلیلش هم سرنخ هایی هست که در روند داستان به خواننده داده میشه و به همین خاطر هم کتاب منطقی تر به پایان میرسه، چون توضیحاتی وجود داره که توی سریال نیست.
از طرف دیگه عنصر غافلگیری توی فیلم/سریال خیلی جذابتره.

پیشنهادم اینه که با توجه به گرونی کتاب، اول سریال رو ببینید و اگه از شخصیت اصلی خوشتون اومد و دوست داشتید بدونید توی ذهنش چی میگذره بعد کتاب رو بگیرید و اگر هم مسئله فقط پایان سریال بود، برید توی یه کتاب فروشی، دزدکی دو فصل آخرش رو بخونید و بزنید به چاک :))
و در آخر اونقدرا هم داستان خاصی نیست که زیادی به خودتون زحمت بدین. زیبا و غمناک هست ولی خارق العاده نیست
Profile Image for Gypsy.
436 reviews722 followers
February 15, 2019

آخ این کتاب بدجوری منو گرفت. از شروعش بگیر تا پایانش. جزییات و توصیفات ناب، درونیاتی که با وسواس بیرون کشیده شده بودن و انگار خود نویسنده همۀ اینا رو تجربه کرده بوده، شخصیت‌پردازی‌ عالی، اوج و فرودهای بجا، پایان‌بندی ویران‌کننده... اگه یه نفر خلاصۀ کتابو تعریف می‌کرد، رغبت نمی‌کردم بخونمش. ولی فضای سرد و هولناک و بیمارگونۀ داستان منو غرق کرد. حتی به‌نظرم شهر کوچیکی که کامیل توش به دنیا اومده و بزرگ شده بود، خیلی شبیه ایران خودمون بود و حرفا و رفتارهاشون خیلی شبیه مردم خودمون.

چیزی که دوست داشتم توی این کتاب، یه جورایی آشنایی‌زدایی و تابوشکنیش بود. اون قداستی که برای مادر قائلیم، و برای خانواده، اینجا شکست. نشون داد نزدیک‌ترین آدمامون بیشترین آسیبو می‌تونن بهمون بزنن، دقیقاً به همین خاطر که بهمون خیلی نزدیکن. و نشون داد یه زنجیرۀ تربیتی اشتباه چطوری به انواع کژرفتاری و مشکلات روانی می‌انجامه. اگه از مادر آدورا حساب کنیم، خود آدورا، کامیل و خواهرش، تا حدی هم پدر خانواده، همه ناهنجاری‌های عمیق روانی دارن. ولی چنان پنهان شده و عادی به‌نظر می‌رسه که هیچ‌کس این همه سال نمی‌تونه کاری بکنه. چه برسه به پرستاری که متوجه شد ماریان اصلاً مریض نبوده... چقدر شبیه آدمای جامعۀ خودمونه. که تو دستت به هیچ‌جا هم بند نمی‌شه و هیچ‌کس نمی‌تونه کاری برای درمان و التیام این روان‌های آسیب‌دیده بکنه.

ازین نویسنده خوشم نمی‌اومد راستش. فیلم دختر گمشده رو دیده بودم و بسیار اعصابم خرد شده بود به‌خصوص با پایان‌بندیش. بارها خواستم کتابشو بخونم که شاید نظرم عوض شه، ولی دیدم بیزاریم بهش می‌چربه. اینم سراغ کتاب نمی‌رفتم اگه سریالشو ندیده بودم. اول سریالو دیدم و گفتم وای خدا، من می‌خوام هرچی زودتر کتابشو بخونم! بعد در کمتر از یک ماه تصادفی توی یه کتابفروشی پیداش کردم و به‌نظرم اومد ترجمه‌شم خوبه. هرچند در زمینۀ طرح جلدش رکب خوردم! چاپ دوم طرح جلد مطابق سریال داره و قشنگ‌تره. می‌تونست مطابق سریال هم نباشه، منتها من از طرح جلد این چاپش خوشم نمی‌آد. :دی قطعش هم کاش جیبی‌طور نبود، چون به قطرش نمی‌خوره و حین خوندن کتابو مجبوری زیاد وا کنی. ویرایشش هم خوب بود، هرچند می‌تونست بهتر باشه و چندتایی از زیر دستشون در رفته بود. اما اذیت‌کننده نبود.

به‌طرز وحشتناکی با کامیل همذات‌پنداری می‌کردم! بااینکه زمین تا آسمون مشکلات‌مون فرق داشت و دو تا شخصیت متفاوت بودیم. ولی یه بخشش به‌خاطر علاقه‌م به ایمی آدامز و بازی خوبش توی سریال بود، و یه بخش هم درون‌کاوی‌های نویسنده. حس می‌کردم کلمه‌به‌کلمۀ کتاب با وسواس نوشته شده. می‌تونم یه بار دیگه هم بخونمش، چون از نظر تکنیکی به‌نظرم کامل بود. در جزییات کمی با سریال فرق داشت، که بهتر هم بود. ینی توی سریال یه سری چیزا با عقل جور درنمی‌اومدن و پایان‌بندی هم اون‌قدر ناگهانی گره‌گشایی می‌کرد که انگار عمد داشتن مخاطب بره کتابو بخونه اگه می‌خواد بیشتر بفهمه. ولی کتاب از همه نظر خوب بود. یه چیزا رو هم سریال بیشتر پرداخته بود، مثل خاطرات کامیل و ماریان و مراسم ختمش، یا یه چیزایی که الان از ذهنم پرید ولی توی سریال برای بیشتر درگیر کردنِ مخاطب گنجونده بودن و توی کتاب به‌نحو دیگه‌ای بود.
Profile Image for EMMA.
255 reviews413 followers
October 11, 2018
اخرش يه نويسنده پيدا شد ديگه زن ها رو ضعيف و قرباني طور تو كتابش نياره😀
Profile Image for Peiman.
653 reviews211 followers
September 24, 2024

یک خانوم خبرنگار که مشکلات روحی هم داشته برای تهیه‌ی گزارش از قتل دو دختر نوجوان مجبور میشه به زادگاهش و پیش مادرش برگرده، مادری که چندان رابطه‌ی خوبی باهاش نداره و الان با شوهرش و دختر کوچکش زندگی می‌کنه. در مسیر تهیه‌ی این گزارش از زندگی خودش هم تعریف می‌کنه و حقایقی فاش میشه. بیشتر از اینکه داستان جنایی باشه تم روانشناسی داره. توصیفات صحنه‌ها خوبه و داستان هم نسبتاً کشش خوبی داره.ه
Profile Image for Parisa forootan.
67 reviews22 followers
April 25, 2020

هم سریالش و هم کتابش برای من سرشار از جذابیت بود هرچند که کمی با هم متفاوت بودن

با اینکه کتابش رو بعد از سریالش خوندم ولی بازم برام جذاب بود
Profile Image for Yeganeh Moeini.
91 reviews22 followers
February 9, 2021
چی شد که خریدم؟
نمایشگاه کتاب پارسال که کتاب‌های غرفه ی نشر چترنگ رو نگاه می‌کردم، از نوشته‌ی پشت جلد این کتاب حدس زدم که درباره‌ی سلف کات باشه. تا قبل از بیست سالگی خودم هم این کار رو می‌کردم پس با احتمال همزاد پنداری با شخصیتِ هنوز غریبه‌ی کتاب خریدمش. بعد با چند کیلو کتاب توی دستم رفتم لمیز جهاد پیش سارا و همینطور که داشت کتاب هامو نگاه می‌کرد گفت عه، سریالِ اینم هست.

چی شد که خوندم؟
احساس نیاز کردم که یه کتاب پاپیولار بخونم (اصلا بالای جلدش نوشته "همه خوان") که جذاب و سرگرم کنن ه باشه و نیاز به تلاش برای وقت گذاشتن نداشته باشه. همینطور هم شد. مثل لیس زدن بستنی چوبی خونده میشه. هر صحفه، یه لیس.

چطور بود؟
ما دانشجوهای روانشناسی عاشق اینیم که تو آثار هنری اختلال روانی ببینیم. هر چند وقت یه بار کانال های روانشناسی که عضوم تبلیغ یه کانال رو می‌ذارن با این عنوان: معرفی و دانلود فیلم های سینمایی اسکیزوفرنی، سادیسم، مازوخیسم، افسردگی، هیپنوتیزم. اصلا دیدن یک ذهن زیبا جزو مناسک قبول شدن تو روانشناسیه. هر ترم اولی، یک بار دیدن فیلم یک ذهن زیبا فقط بخاطر اینکه توی فیلم توهم داره.
همیشه از این نگاه به فیلم و کتاب ها ناراضی بودم اما دانشجوی روانشناسی درونم نمی‌تونه از اینکه کامیل توی بیمارستان روانپزشکی بستری شده، تشخیص اینکه مادرش اختلال ساختگی داره و خواهرش اختلال شخصیت ضداجتماعی خوشحال نشه و فکر نکنه عجب کتاب خوبی خونده‌. اینکه روابط مادر و دختری گذشته ی مادر کامیل شرح داده شده بود و یه ارتباط منطقی بین رفتار مادرش و اختلالِ حالاش شکل گرفته بود دیگه ضربه ی آخری بود که می‌تونه یه دانشجوی روانشناسی رو راضی بفرسته بیرون.
قشنگی این کتاب برای من اینه که شخصیت ها رو میشه تحلیل کرد. میشه وقایع گذشته ی زندگیشون رو به رفتارهای الانشون ربط داد، میشه یه دیاگرام رسم کرد و توضیح داد چی شد که فلانی بچه ها رو کشت،چه انگیزه‌های درونی‌ای داشت.

ترجمه چطور بود؟
نسخه ی انگلیسیش رو هم دانلود کردم تا از سانسورهاش سر در بیارم. مثلا اینطور بود که دختر و پسره همدیگه رو می بینن و میگن سلام. توی فصل بعدی پسره میگه چهل و هشت ساعت از وقتی با هم خوابیدیم می گذره. یا مثلا موقع رابطه ی جنسی دختره اصرار داره "به روش من پیش بریم" و این کلا توی نسخه ی ترجمه نیست. اما اینکه موقع کار هم پسره طعنه می‌زنه "به روش من پیش بریم" توی ترجمه اومده که کلا جمله ها رو از معنا می‌ندازه. از این گذشته،کتاب پر از بچه های بی ادبه. بچه مدرسه ای های بولی که قاعدتا عصبانی اند و فحش میدن. این بار خشمگین توی نسخه ی ترجمه زیاد القا نمی‌شه. علائم نگارشی هم درست جاگذاری نشدن که چون خودم بلدشون نیستم مته به خشخاش نمی‌ذارم.
_________

خوانش دوم:

"یازده سالگی، به طور کنترل‌ناپذیری هر چیزی را که هر کسی به من می‌گفت، در دفترچه‌ی کوچک آبی رنگی می‌نوشتم. هر عبارتی باید روی کاغذ می‌آمد وگرنه واقعیت نمی‌یافت، از قلم می‌افتاد. کلمات را معلق در هوا می‌دیدم و تا می‌آمدند محو بشوند اضطرابم می‌گرفت. وقتی می‌نوشتمشان داشتمشان. دیگر نگران منقرض شدنشان نبودم. طرفدار حق حیات کلمات شده بودم. روانی کلاس بودم. سال هشتمی عنق و عصبی که با شور و شوقی مذهبی مثل دیوانه‌ها عبارات را یادداشت می‌کرد. "

قبل از این که دوباره بخونمش سریال رو دیدم و چقدر تصاویر، هر چند در تحرک صورت‌ها و کلام‌ها، نابسنده‌اند. شخصیت‌ها به اشیای داستان‌ساز و عروسک‌های خیمه شب بازی بدل میشن که روحشون رو پنهان کردند و فقط حرکات، وقایع و دیالوگ‌هاشون رو نشون میدن.
Profile Image for Rana.
71 reviews90 followers
March 20, 2021
خیلی سعی کردم تو ۹۹ تموم شه و با خودم نبرمش ۱۴۰۰، ولی باز نصف صفحه‌ش موند بعدِ تحویل سال :)))
یه داستان جنایی محتوی مقادیر قابل توجهی از اختلالات روانشناختی و روابط انسانی آنرمال. کشش خوبی داشت و تا آخر غافلگیرکننده بود. من نسخه زبان اصلی رو خوندم و در مورد ترجمه‌ها و سریال چیزی نمیدونم که مقایسه کنم.
Profile Image for میعاد.
Author 15 books390 followers
December 5, 2017
ترجمه بسيار گنگ و پر ايراد🤷🏻‍♂️ كتاب هم داستان بدى نداشت، ولى آن‌چنان هيجان‌زده نمی‌شى. ٢/٥ در واقع.
Profile Image for i.Shayan.
208 reviews
July 25, 2020
امتیاز سریال : 5 ستاره کامل ☆☆☆☆☆
امتیاز کتاب : 4 ستاره ☆☆☆☆
"Problems always strat long before you really, really see them"
این نقل قول از کتاب چیزهای تیز نوشته گیلیان فلین نویسنده ی دخترگمشده که یکی از بهترین سریال‌های روانشناختی-جنایی تاریخ تلویزیون از روی اون ساخته شده و یکی از معدود کتاب‌هایی که اقتباسش بسیار قوی‌تر ظاهر شده.
هدف این مطلب بیان تفاوت های بین کتاب و سریال نیست بلکه تمجید از سریال و کتابیه که به این قدرت و نترسی رسیده که حرفهایی رو میزنه که توی جامعه هنوزم دربارشون حرف زده نمیشه و بعضی‌ها اون رو یک تابو میدونن.
گیلیان فلین در رمان‌هاش از قتل یا یک جنایت برای دقیق شدن در روابط و احساسات مخفی و پیچیده انسان ها استفاده میکنه و با استفاده از این به مباحثی میپردازه که کمتر بهشون پرداخته شده مثل تین کتابش که مبحث اصلی اینه که زن چیه و چه جایگاهی داره؟ آیا مادر شدن یک زن باعث میشه اون تبدیل به یک انسان کامل تر و بی نظیر و بدون خطا بشه؟ و اینکه اگه ما بزاریم کسی با ما کاری کنه مثل اینه که ما اون کارو با اون کردیم؟
سریال یک سریال کاملا فمنیستیه ولی فمنیست به چه معناست؟
آیا به این معنیه که زن‌ها بی نظیرن و هیچ مشکلی ندارن و از مردا قوی ترن ؟
یا اینکه این معنی رو میده که زن ها درست مثل مردها مشکلات خاص خودشونو دارن و هیچ کسی از جمله مادرها بی عیب و نقص نیست و حتی ممکنه دچار مشکلات بیشتر و بزرگ تری هم باشن
پس وقتی داریم راجع به اینکه این سریال فمنیستیه صحبت میکنیم یعنی شخصیت های زن این سریال واقعی‌ترین و دقیق ترین نمونه‌های شخصیتی که میتونید ببینید همونقدر پیچیده که یک انسان پیچیدست و هیچوقت تا انتها نمیشه اون‌ها رو درست شناخت.
اما در قبال بخش هنری سریال باید گفت کارگردانی و فیلم برداری و بازیگرها در بالاترین سطح ممکن قرار دارن ولی یک مورد خاص هست که باعث میشه داستان‌گویی سریال رو به سطح بالاتری رسونده که کمتر فیلم یا سریالی به اون رسیدن و اون تدیوینه، چیزی که نمونه بارز "نگو،نشون بده" که این باعث میشه خاطرات توی سریال حتی از کتاب هم زیبا تر جلوه کنن و ذهن مخاطب رو قلقلک بدن
در نهایت باید گفت این سریال شگفتی حقیقی سال پیش بود و تمامی افرادی که ذره‌ای خودشون رو سینمابین حرفه‌ای میدونن باید این سریالو ببینن
پ.ن: پیشنهاد من اینه مستقیم سریالو ببینید و کتاب رو نخونید چون ترجمه خوبی تو ایران وجود نداره، ترجمه چترنگ پر از غلط‌های عجیب و غریبه و ترجمه میلکان که روون تره پر از سانسوره و توی هر دو ترجمه اون فضای مالیخولیایی از بین رفته و به یک فضاسازی عادی تقلیل پیدا کرده
Profile Image for Mahya.
49 reviews33 followers
August 21, 2022
4.5
با اینکه قبل از خوندن کتاب سریال اقتباس گرفته ازش رو دیده بودم و تا هفته ها تويیست نهایی داستان توی سرم میچرخید اما حالا با خوندن کتاب متوجه شدم که سریال اگر خودش هم میخواست به هیچ وجه نمیتونست بد از آب در بیاد چون یک منبع عالی داشته.

چند فصل آخر کتاب بی نظیر نوشته شده و تنشی که نویسنده با نزدیک شدن به پایان کتاب ایجاد میکنه نشون از مهارت بالاش در نوشتن این سبک داره

فضاسازی داستان، شخصیت ها و عمقی که بهشون داده شده بود، روابط مریضی که بینشون وجود داشت و یه ایده عالی برای پایان کتاب؛ همه این ها تجربه خوندن کتاب رو برام لذت بخش کرد و در آینده کارهای بیشتری رو از فلین خواهم خوند.
“Sometimes if you let people do things to you, you're really doing it to them.”
Profile Image for pardis aghaei.
139 reviews24 followers
August 11, 2019
خود كتاب رو پيدا نكردم،سريالش رو ديدم كه گويا به خوبى تونسته از پس داستان بربياد.البته از نظر من ريتمش بسيااااار كند و خسته كننده بود،جاهايى بود كه حوصله ام رو خيلى سر ميبرد و در كل ديدن هر قسمتش به جاى يك ساعت،نيم ساعت طول ميكشيد بس كه ميزدم جلو:دى اما از نظر روانشناختى و بيماريهاى روان بويژه اختلالات شخصيتى و وسواسى-جبرى،پرداخت خوب و همذات پندارانه اى داشت و مشخص بود كه نويسنده مطالعه و احاطه خوبى به قضيه داشته.جاهايى از سريال دوست داشتم بشم دست كاميل و مادرش رو خفه كنم بس كه بى چشم و رو و بدذات ميشد:| ولى سير انتقال بيمارى هاى روان رو از نسلى به نسل بعد خيلى خوب به تصوير كشيده بود،جورى كه وقتى ادورا رو ميديدى،ميگفتى عجيب نيست كه اما دخترش هم اينهمه افسارگسيخته و بى حياست😅
در كل خوب بود و اگر كتابش رو ببينم هم ميخونمش.
Profile Image for Mostafa Alipour.
91 reviews60 followers
February 24, 2024
من مخاطب جدی کتاب های با تم اصلی جنایی و معمایی نیستم. گاهی اوقات صرفا برای هیجان بیشتر. کتاب های اندکی رو تجربه کردم و با همین تجربه اندک قاطعانه می‌گم که این کتاب چیزی فراتر از افتضاحه!
چیزی که منو ترغیب کرد تا سمت این کتاب برم شنیدن درباره رویکرد روانشناسانه خانم نویسنده بود. اینکه افراد دنبال کندده جنایتکار موازی با گشتن توی خیابونها مشغول به واکاوی خودشون می‌شن و خاطرات تلخ گذشته و شخم می‌زنن و در انتها نتایج دردناکی در انتظارشونه. اما "چیزهای تیز" بسیار ناامید کننده است. قسمت دردناک ماجرا اینجاست که اواسط یا اواخر مطالعه به این ناامیدی پی نمی‌برید و از همون صفحات اول ضعیف بودن کتاب رو بطور پیوسته حس می‌کنید.
با این توضیحات چطور همون اوایل کتاب رو رها نکردم پی کارش؟
چون احتمال دادم شاید اشتباه کنم و در پایان نویسنده من رو با خیره نگریستن به غروب خورشید رها کنه که متاسفانه موفق نشد.
هیچ چیزی از قطعات این داستان ارتباط مشخص و قابل درکی به هم نداره. انگار نویسنده در حال نوشتن با خودش به این نتیجه می‌رسه که این موضوع جالبه بذار تو کتاب بیارم، این هم همینطور و این و و و و...

خبرنگاری الکلی و معتاد به سلف کات به نام کامیل که مدتی هم در بیمارستان روانی تحت درمان بوده حالا مامور به نوشتن درباره قتل دو دختر بچه در شهر زادگاهش و محل زندگی خانواده‌اش شده. پس بعد از سالها به آغوش خانواده برمی‌گرده تا از اتفاقات اطلاعات جمع کنه. از طرفی خواهر کامیل هم در کودکی فوت کرده پس با این درد غریبه نیست. نکته مشترک در جسد پیدا شده از دخترها این هست که هردو هیچ دندانی توی دهان ندارند! انگیزه قاتل از کشیدن دندان دختربچه ها چه چیزی می‌تونه باشه؟! کارگاهی مخصوص پیگیری پرونده رو در دست داره و طبق معمول بسیار جذاب و خوش تیپ هم هست. پس واضحه که با کامیل وارد رابطه می‌شن تا از هم اطلاعات کش برن و...

شخصا علاقه مند بودم بدونم چه مسیری موجب علاقه مند شدن کامیل به برش پوستش و نوشتن روش شد ولی در داستان اطلاعی از این مورد نیست. اونایی که با داستان آشنا هستند ممکنه موضوع رو به مشکل با مادرش و دوران کودکی ربط بدن اما اصلا قابل درک نیست. اصلا این ویژگی کامیل در پیشبرد داستان چه نقشی داره؟ هیچ. بعضی از دوستان هم توی ریویو ها به این اشاره کردند که چطور ممکنه شخصی بتونه روی کمر و پشت بدنش کلمات رو نقش کنه؟ قاعدتا ممکن نیست ولی شاید خانم نویسنده قادر باشه!
واقعا فکر می‌کنم باید باید با این موضوع که نویسنده کاراکتر هایی رو بسازه که چه آقا و چه خانم ظاهر بسیار زیبایی دارند و مثلا بعد یک دیدار یک دل نه صد دل عاشق هم می‌شن خداحافظی کنیم. این مدل برای داستان های دوره تینیجری هست نه یک داستان مثلا جنایی. انتظار کمی جدیت و تعلیق خیلی بی‌راه نیست.
کامیل هم که در این مدت با دو آقا روبه‌رو می‌شه و با هردو رابطه جنسی رو تجربه می‌کنه. در اینکه این اتفاق موضوعی شخصی و غیرقابل بحث هست شکی نیست، منتها من به عنوان خواننده انتظار دارم حداقل تا حد ممکن این موارد بطور تصنعی در خلال داستان چپونده نشده باشه، همینطور برای پر کردن صفحات. مخصوصا درباره ارتباط کامیل با شخص دوم بعد از اتمام کتاب حس مسخره شدن داشتم.
و از همون اوایل داستان قاتل برای خواننده مشخص شده. بعضی از نویسنده ها از این روش برای جلب نظر خواننده روی رفتار های قاتل استفاده می‌کنن. اما اینجا معلوم نیست چه خبره و فاز نویسنده چیست. عدم توانایی در پرداخت درست یا کوتاه بینی!

حاوی کمی اسپویل
داستان بر بستری ساخته شده که شاید با پیشرفت های امروزه روانشناسی غریبه نباشه برامون. مادری که دوست داره بچه هاش به اون و دست نوازشش همیشه نیاز داشته باشن. پس با دارو اونهارو مریض می‌کنه تا این حالت نیازمند بودن پیوسته در جریان باشه.


متاسفانه ایده بسیار زیبا و جذاب این داستان با کاستی های متعدد این کتاب حیف شد. البته که این کتاب اولین کتاب نویسنده است و شاید داستان های بعدی با کیفیت تر باشند اما فکر کنم خانم فلین برای من همینجا تموم شد. فارغ از بهتر شدن احتمالی کتاب های بعدی نوع نوشتن و قلمش اصلا برام قابل درک نیست. حجم زیادی از متن بطور بدون اغراقی زائد و بدون خاصیت برای خواننده است. بله کتاب هایی دیدم که حجم زیادی از داستان ارتباط مستقیمی با سیر داستان نداره اما یا از قلم لذت بردم یا دلیل مشخصی پشت این مدل نوشتار هست. اینجا واقعا من که نفهمیدم دلیلش چی بود!

پ‌ن: یکی از دلایل جاذب این کتاب برای من سروصدای سریالش بود. میخواستم اول کتاب رو بخونم و بعد برم سراغ سریال که حداقل فعلا منصرف شدم. شاید سریال از کتاب بهتر باشه. البته که با بیش از یک میلیون ریت امتیاز کتاب هم بالای چهار هست و نمی‌دونم چرا واقعا!

پنج اسفند صفردو
Profile Image for Arvin Ardeshiri.
12 reviews10 followers
January 21, 2021
4.25/5

از اون کتاب هایی بود که خیلیا ممکنه از اول نتونن باهاش ارتباط برقرار کنن و کتابو بزارن زمین و دیگه ادامه ندن! اما باید صبر داشت و رفت جلو تا به اخر داستان رسید! دو فصل آخر کتاب فوق العاده و در عین حال ترس آور و وحشتناک بود! اگه نویسنده شروع داستان و اواسطش رو کمی هیجانی تر میکرد پنج ستاره کامل رو میدادم... در کل سبک نوشتن این نویسنده رو دوست دارم که توی داستان هاش نشون میده آدم ها بدون توجه به جنسیت و یا سنشون میتونن چقدر خطرناک و دردسر ساز باشن! سریال ساخته شده هم از روی کتاب عالیه و شباهت زیادی به هم دارن و بیشتر مواقع دیالوگ ها و صحنه ها یکی هست! در کل از خوندنش لذت بردم و پیشنهاد میکنم که بخونینش! 😁💯
Profile Image for Mouzhan.
179 reviews42 followers
April 7, 2024
دوتا دختر توی یه شهرکوچیک کشته میشن ویه سری خشونت روشون اعمال میشه که نمینویسم که مباداکسی حالش بد نشه...
یه دختر خبرنگاراز شیکاگو به زادگاهش اعزام میشه چون به اعتقاد سردبیرش،یه آدم محلی بهتر میتونه آمار دربیاره واز طریق آشنایی،حرف بکشع از بقیه!
اون دختر یه خواهری داشته که تو گذشته فوت شده والان تازه دنبال علت مرگ خواهرشم میوفته!
یه سندروم توی این کتاب معرفی میشه!
اصلا پیچیده نبود حدس قاتل ولی روند اتفاقات ناخوشایند زیاد بود.
هیچکس از شنیدن روزانع های یه دختر مازوخیسم الکلی لذت نمیبره وخب ازاونور هم غم دنیا به دل ادم میریزه برای کسایی که به خاطر داشتن پدر ومادری مریض ونالایق به حال بد دچار میشن...
چی میشد خدا به همه بچه نمیداد؟
Profile Image for Arghavan.
91 reviews13 followers
August 7, 2022
این کتاب از نظر داستانی بسیار قوی تر ، عمیق تر و تیره تر از کتاب جاهای تاریک بود برام. با لذت و حوصله خوندم. جنبه معمایی زیادی نداشت درنتیجه اینطور نبود که وقتی میذارمش کنار ، به این فکر کنم که چه خبره تو اون کتاب و سریعا برم سراغش ولی همراهش که میشدم کشش بالایی برای ادامه دادن داشت.روون بود و به خودم میومدم می دیدم کلی جلو رفتم.

“Isn’t a smile a girl’s best weapon?”

درگیری فکری زیادی با محتوای داستان داشتم و واقعا دوستش داشتم. امتیازم 4.25 باشه شاید منصفانه تر باشه. دلم نمیاد 4 خالی بدم بهش😁
و هزار حرف نگفته ای که تو این جمله میشه پیدا کرد:
“I think she’s sick, and I think what she has is contagious"
Profile Image for Fahime.
329 reviews260 followers
February 6, 2019
بعد از دیدن سریال، کتابو خوندم که مطمئن بشم چیزی از قلم نیافتاده. و چقدر خوب شد کتاب رو خوندم، چون چند صفحه ی پایانی کتاب در سریال نیستن.
مطابق معمول، کتاب خیلی از سریال بهتر و قوی تره. مخصوصا اینکه تمام بازیگران سریال از اون چیزی که باید باشن بزرگ ترن. مثلا آما در سریال شانزده یا هفده ساله به نظر می رسه، در حالی که در کتاب فقط سیزده ساله شه و خب مست کردن و مواد مصرف کردن در سیزده سالگی خیلی وحشتناک تره.
کلا به نظرم کتابو بخونید. من ترجمه ی سمیه کرمی از میلکان رو خوندم، بد نیست، اما عالی هم نیست. سانسور هم زیاد داره :)
Profile Image for °H∆di§°.
160 reviews54 followers
July 25, 2020
خیلی جذاب و هیجان انگیز بود ،و در عین حال غم انگیز که تجربیات کودکی آدم چه بد چه خوبش چه تاثیر عمیقی میتونه رو بزرگسالی آدم و حتی نسل های بعد آدم بذاره ... خوندن این کتاب رو به هرکسی که فرزند داره یا در آینده قصدشو داره توصیه میکنم .
Profile Image for mona aghazade.
142 reviews44 followers
April 11, 2021
ام م باید از گفته دوستم استفاده کنم که گفت زیبا و غمناک است اما خارق العاده نیست
یه داستان که مشکلات روانی و خانواده یه دخترو نشون می ده
البته من از اون دسته هام که کتاب و می خونم بعد می رم دنبال سریال یا فیلمش
برای من زیاد چنگی به دل نزد
2.5
فروردین 1400
Profile Image for Arezoo.
154 reviews34 followers
July 25, 2020
داستان و ماجرا جالب و جذاب بود واقعا .. پایانش برام‌تقریبا قابل حدس بود و خیلی هیجان زدم نکرد.. منتهی از خوندنش واقعا لذت بردم و روایت جذابی بود از یه جنایت
Profile Image for Mahsa.
313 reviews395 followers
March 24, 2020
حین خوندن داستان، این جمله خودش رو از یه جعبه قدیمی ذهنم بیرون کشید و داره توی ذهنم تکرار میشه:

اثر انگشت ما، از زندگی هایی که لمسشون کردیم هیچوقت پاک نمیشه...

تمام این ماه ها که خوندنِ این کتاب رو عقب می انداختم، فقط یک دلیل
داشتم؛ منتظر فرصتی بودم تا بتونم تمام یک روز رو بهش اختصاص بدم. چون می دونستم کتابهای این نویسنده رو نمیشه زمین گذاشت. و چون دلم نمیخواست مجبور بشم زمین بگذارمش.
و حالا که این فرصت فراهم شد و امروز خوندمش، مطمئن شدم که حق با من بود.

روز عجیبی بود با این کتاب...

کامیل - راوی قصه - روزنامه نگاره. کامیل در سیزده سالگی خواهر کوچکش رو‌ از دست میده، و کودکی و نوجوانی خودش رو با حک کردن کلمات با چیزهای تیز روی بدنش سپری کرده. حالا کامیل بعد از سالها به شهر کوچیکی که کودکی و نوجوانی خودش رو در اون سپری کرده برمیگرده تا بتونه درباره قتل یک دختر و ناپدید شدن یک دختر دیگه گزارش تهیه کنه.‌ و قصه اینجا تازه آغاز میشه...

همینجا باید بگم که این قصه اصلا قصه زیبایی نیست. در واقع، هیچ چیز درباره این داستان قشنگ نبود. این داستان پر شده از زشتی هایی که مثل یه سیلی محکم توی صورت خواننده میخورن. سیلی ای که جای اون رو تا مدت ها روی صورتم حس خواهم کرد. زشتی هایی که همیشه میدونی وجود دارن، اما خوندن از اونها و یک جا جمع شدنشون؟ قطعا از آدم انرژی میبره.

باخودم فکر میکنم ما آدم ها چقدر روی هم تاثیر میگذاریم. که ما آدم ها با هر حرفی که میگیم و با هر حرکتی که از خودمون نشون میدیم، چقدر میتونیم تاثیرگذار باشیم... باخودم فکر میکنم یک حرکت کوچک من، یک حرف اشتباه از من، چقدر روی کسی که حرف ها و حرکات من براش مهمه تاثیر میگذاره... چقدر شخصیتش رو شکل میده.
دارم فکر میکنم ما آدم ها چقدر می تونیم یک بمب ساعتی باشیم برای همدیگه. چقدر می تونیم تاثیر بگذاریم... چقدر حواسمون نیست و بمب های خودمون رو دست به دست می کنیم با رفتارهای اشتباهمون؟

میدونم که این سوال تا مدتها توی ذهنم خواهد بود؛ که کدوم رفتار اشتباه من، یه بمبه که دست به دست شده و بهم رسیده؟
و حواسم باشه چه تاثیری می گذارم.
که یه بار دیگه نوار تکرار این جمله توی ذهنم راه افتاد؛
اثر انگشت ما، از زندگی هایی که لمسشون کردیم هیچوقت پاک نمیشه...

کاش از اثر انگشت هامون، شکوفه بزنه...

به تاریخ چهارم فروردین نود و نه...
Profile Image for Monique .
158 reviews25 followers
August 4, 2018
هرگز طرفدار خشونت نبودم
و حتی،به دنبال اخبارش هم نبودم.صفحات زرد،خبرهای تلگرامی از بچه دزدی و قتل و هزارجور فاجعه دیگه
اینکه چرا طبع انسان دوست!من جذب نوشته های فلین میشه (به طوری که از همه کارو زندگیم میفتم!!!)
وجود شخصیت های بیمار گون و داستان ملتهب و پر از گره و مارپیچی هست که کتابای این نویسنده دربر داره
شما فقط با یک معما رو به رو نیستید،پیش روی شما کتابی هست که برای لذت بردن از عمقش باید دونه دونه داستان شخصیت ها رو بشکافید و به قصه ی سرگذشتشون سفر کنید
چیزی که برام خیلی جالبه،اختلالات روانیی هست که شخصیتهای کتابای فلین دارن،اون از امی و این هم از شخصیت های این کتاب(چیزهای تیز)،چیزهایی هستن بیشتر افسردگی و پارانویید و اینجور چیزا!!
شخصیت آشوب گر کتاب های فلین،زن ها هستن.نمیدونم این میتونه یه جور حرکت فمینیستی باشه یا نه؟!(زنها حتی میتونن وحشتناک تر از مردها باشن!!!)
اما به هرحال،بسیار دوست داشتنی بود و نفس گیر.خلق این همه پیچیدگی و جزییات جالب،فلین رو به یک نویسنده محبوب برای من تبدیل کرده :)
Profile Image for Rosita .
172 reviews37 followers
May 31, 2024
تا حدودی اسپویل!🚫
من که لذت بردم . شدیدا دل‌تنگ کتابی با اتمسفری تاریک، مرموز و جنایی بودم و این داستان تونست راضیم کنه. خیلی مطمئن بودم از اینکه قاتل کیه ولی مشخص شد توی دامی افتادم که نویسنده برامون پهن کرده !
موضوعات روانشناختی جالبی رو شاهد میشیم ، مثل ددی ایشوز، سندروم مونشهاوزن، تراماهای منتقل شده از نسلی به نسل دیگر، خودآزاری، سوگواری، وابستگی به الکل و اختلالات شخصیتی .
به علاقه‌مندان این ژانر پیشنهاد میکنم ؛)

پ‌ن)اسم Amma یکجورایی همون بازی با حروف کلمه ی Mama نیست؟🙄
Profile Image for Sara.
108 reviews43 followers
October 9, 2019
من واقعا از این سطح ترسناکی که بترسی، ولی به کابوس و اینا منجر نشه، خوشم میاد. داستانش واقعا کشش بالایی داشت و من هم دقیقا همچین چیزی می‌خواستم.
Profile Image for دانیال عماری.
Author 1 book29 followers
July 3, 2020
ژانر خواندن هم عالم خودش دارد. در کتاب‌فروشی‌ها که گشت می‌زنم – مخصوصا بخش کتب انگلیسی – حسرت لذتی را می‌خورم که آن ژانر خوان حرفه‌ای می‌برد. به شکم جلو آمده‌اش خیره می‌شوم که زیر تی‌شرتی بی‌طرح پنهان شده و به شکلات‌هایی فکر می‌کنم که در اوج تعلیق بلعیده و با سرعت خوانده. تعصب شدید و گاهی پرخشگرانه‌ش به اسپویل یا لو رفتن قصه مرا شک زده می‌کند. اکنون هم آمده تا کتاب قطور دیگری بردارد و ببرد تا عصرهای بی‌رفیقش را با آن سر کند و دو روزه تمامش کند. من هم تصمیم گرفتم بعد از برخورد با آثاری که همیشه مرا از بزرگی و شاخصی ترسانده‌اند، برای یک کتاب هم که شده به دنیای شیرین و پرکشش ژانرها پناه ببرم و ژانر جنایی را از همه دوست داشتنی‌تر یافتم.

اولین برخورد من با طرح داستانی «چیزهای تیز» در قرنطینه‌ی ویروس کرونا اتفاق افتاد، که دنبال سریالی کوتاه می‌گشتم. با سریال هشت قسمتی «چیزهای تیز» آشنا شدم و با بازی امی آدامز به تماشا نشستم. پس از اتمام سریال کتاب‌اش را تهیه کردم و طبق معمول با اثری متمرکزتر روبرو بودم.
ویژگی بارز این رمان در مقایسه با اکثر آثار جنایی، نحوه پیگیری جنایت است، که با شخصیت اصلی، که خبرنگار روزنامه‌ای ناشناخته است، قصه را پی می‌گیریم. اما مسئله محدود به همین جنایت نمی‌شود و جنبه‌های عمیق روانشناسانه کلیت روایت را تحت کنترل دارند. از ایده‌های اصلی قابل شناسایی در اثر، بدبینی غلیظ آن نسبت به نهاد خانواده است. شعاری که نه در سرتاسر قصه حضور دارد، که روی جلد کتاب هم به چشم می‍خورد:« این خانواده سمی است.»

با تاکید بر محور پیرنگ و شخصیت پیش می‌رویم و رمان توانایی پرداخت شخصیت را نمایان می‌کند. کامیل پریکر که شخصیت اصلی باشد، با ویژگی‌های متضاد درونی‌اش از جمله: نفرت و مهربانی‌اش، عشق و گریز همیشگی‌اش، عمیقا در بافت داستان پرداخته می‌شود و با پیش روی داستان این تمهید روشن می‌گردد که تمامی اتفاقات و جنایات در قصه، همه در حال تولید این شخصیت، و بازنگری خودش از گذشته دردناکش است.

کامیل در اکثر بخش‌های داستان، در حال پرسه در شهر دوران کودکی‌اش به سر می‌برد. گویا این ماموریتِ نوشتن حوادث مربوط به جنایت، در واقع ماموریت خودش برای باز کردن گره‌ای کور و کهنه است که در کودکی اش اتفاق افتاده. تعلیق در داستان در جنبه‌های مختلفی دنبال می‌شود. پرسش اساسی هم در نهایت به گذشته خود کامیل ختم می‌شود. در واقع پاسخ همه پرسش‌ها در همین گذشته او پنهان است. و اوست که با وجود نقش نداشتن در تحقیقات پلیس، پاسخ‌ها را در خود پنهان کرده است.

یک نکته قابل توجه دیگر در آثار ژانری و مخصوصا این اثر، به تعویق انداختن پاسخ نهایی تا بند آخر نوشتار اثر است. آن ضربه‌ای که نویسنده طراحی می‌کند و خواننده هم با دهانی بازمانده نوش جان. در این اثر این اتفاق به شکلی شخصیت‌پردازانه اتفاق می‌افتد، و شمای اسطوره‌ای به شخصیت اصلی می‌بخشد. انگار با خودت می‌گویی تازه ابتدای راه است، با این که به برگه انتهایی رسیده‌ای.

«چیزهای تیز» اثری‌ست قابل توجه و مطالعه در ژانر جنایی امروز ادبیات آمریکا. تاریک و بدبین است و عمیقا روانکاوانه. اولین اثر نویسنده‌ای جوان که تا کنون سه رمان منتشر کرده است و در صفحه اینستگرامش خندان به دور زل زده است.

دانیال عماری، تیر 99
Profile Image for Madam Eli.
89 reviews19 followers
October 17, 2025
من اول سریالشو دیدم . بشدت خوشم اومد ازش . هم بخاطر بازی عالی امی ادامز جذاب و عزیزدل و هم بخاطر هنجارشکنی و قداست زداییش و نشون دادن جنبه ی متفاوتی از مادر بودن و مادری کردن که کمتر کسی بهش پرداخته .
سریال بیگ لیتل لایز هم با همین محوریت قداست زدایی هست و من اینارو با فاصله کمی دیدم و بدجوری ذهنم درگیرش بود و واقعا خوشم اومده بود .
به محض اینکه فهمیدم چیزهای تیز کتاب داره ، کتابش رو از طاقچه خریدم و به صورت الکترونیک خوندم ( کاری که به ندرت انجام میدم و ترجیح همیشگیم کتاب چاپیه)

از خوبی کتابش هرچی بگم کم گفتم ..
بنظرم مثل همیشه کتاب خیلی کامل تر بود و اطلاعات خیلی زیادی رو از شخصیت کمیل بهت میداد . خصوصا خاطرات گذشته ش. جریان شروع خودزنی هاش .. پایان ماجرا رو هم خیلی خوب شکافته بود و توضیح میداد ..
اما سریال هم یه جاهایی به کمک اومده بود . بنظرم کتاب و سریال واقعا مکمل هم بودن .

من به عنوان کسی که در جامعه ای هستم که مادر مقدسه و هیچ اشتباه و خطایی بهش وارد نیس، با پوست و گوشت تنم این کتاب رو درک کردم و با کمیل همذات پنداری کردم که چقدر سخته از نزدیک ترین فردت از کسی که قراره حمایتت کنه آسیب ببینی و نتونی دم بزنی

داستان جوری نوشته شده که واقعا تا آخراش حدس زدن سخته ..
آسیب شناسی که کرده واقعا جای تامل داره
ما باید بپذیریم که والدین مبرا از خطا و مقدس نیستند . هیچکس نیست .....
ما هممون انسانیم و خطاکار
Profile Image for Amin Matin.
312 reviews69 followers
April 4, 2022
Jesus Christ
عجب داستان رازآلود روانشناختی محشری بود، خانم فلین شما به لیست نویسنده‌های موردعلاقه‌م اضافه شدی.

پلات توئیستو خیلی خوب قایم کرده بود، نتونستم نزدیک بشم، هر چند در اواخر حدس می‌زدم داستان داره به چه سمتی می‌ره، محشر بود خلاصه، کلاس آموزشی بود.
خانم فلین نقص‌های بشری و شر و فسادی که درون آدم‌هاست رو به بهترین حالت ممکن می‌بینه و حتی بهتر می‌نویسه.

قطعاً سراغ همه‌ی آثار ایشون خواهم رفت.
Profile Image for The reyhan!.
3 reviews8 followers
August 15, 2019
چیره دستانه.

توی اسپاتیفایم یه پلی لیستی دارم که عنوانش چنین چیزیه: تهوع و شگفتی. برای عاهنگایی که تصادفی کشف می کنم و چنان فوق العاده و ماهرانه ن که نمی شه ازشون گذشت و یه جا عارشیوشون نکرد، ولی گوش موسیقیاییم بهشون عادت نداره و گوش کردنشون باعث می شه از خودم به در شم و سرگیجه و تهوع بگیردم. اگر چنین عارشیوی توی گودریدزم می داشتم، این کتاب می رفت جزو اونا. :))

عاقا. بافتِ نگارش؟ این کتاب، بی اندازه یک دست و موزون و منسجمه. من نمی دونم چطور چنین چیزی رو می شه در طی سیصد؟ سیصد و خُردی صفه حفظ کرد و روش ادامه داد و تازه کیفیتِ خروجی رم تضمین کرد هم زمان. منظورم در اینجا اینه که کاراکترپردازی، توصیفات، فضاسازی، خط سیر، رخدادای اصلی و وقایعِ جزئی روند داستان که در مجموع این کتابو شکل می دن، چنان در هم تنیده و به هم متصلن که هیچ چیز زائد یا نامربوطی، حتا به اندازه ی یک کلمه پیدا نمی شه توی کتاب. این فوق العاده عجیب و شگفت عاوره. ینی تو قبل از این که کتابو دستت بگیری، یه ایده ای داری که این قراره داستانِ مریضی باشه، یا دستِ کم داستان ترسناکی باشه. ولی نویسنده فقط یه داستانِ مریض نمی ده بهت - جهان مریضی رو خلق می کنه برات. دوربینی که داری داستانو از توی قابش می بینی مریضه، زمان و محیط وقوع رویدادا مریضن، کنش و واکنشا بین کاراکترا مریضه، رویدادا، خُرده رویدادا، نتایجشون، لغاتی که برای توصیف به کار برده شده و ترتیب توصیفات. اینجا کلمه ی "مریض"ـو فقط دارم در بار معنایی «سیک» به کار می برم، بدون هیچ اشاره ای به وضعیت فیزیکی یا روانی یا هر چیا.

بدین ترتیب، داستان موفق می شه تقریبن با هر «واو»ش به تو حسی از ترکیب کلافگی، انزجار، ناامنی و هراس القا کنه، که هدفِ داستان سراییِ کتابم هست هم زمان. این خدمت به هدف فوق العاده و دقیق، منو شگفت زده می کنه عاقا. خیلی احاطه و مهارت می خواد این امر؛ و خودِ این مهارت عم، سطحی از تسلط جداگانه می طلبه که بتونی همه ی اینا رو طبیعی و روون بریزی توی ساختار داستان و مصنوعی و زورچپون و سر هم بندی به نظر نرسه نگارش. خلاصه این کتاب نمونه ی کاملیه از فرم و محتوای در هم تنیده و غیرقابل مرزبندی به نظرم. فوق العاده س. به علاوه، مترجمم بی اندازه.. کارشون خوب بوده. من متن اصلی رو ندیده م، ولی از اونجایی که به نظرم میاد بار معنایی لغات مستقیم از جانب خودِ نویسنده دارن کنترل می شن و منِ فارسی زبون تونسته م حس کنم اینو، به نظرم خیلی متعهد به نگارش اصلی و ماهرانه ترجمه کرده ن. دمشون گرم.

پنج ندادم چون.. پنجو بره کتابای لایف چینجرم نگه داشته م. :)) کتاب بسیار خوبیه. ممکنه به تناسب سلیقه ی خوندنیتون با موضوعش حال کنید یا نکنید، ولی به نظرم ممکن نیس که از چیره دستی نویسنده توی شغلش حال نکنید. :)) دلم می خواست که علم بیشتری تو حوزه ی روانشناسی و وضعیت اجتماعی عامریکا در دهه عای اخیر می داشتم که بتونم داد سخن بدم در مورد محتوا، ولی به خودم لطفی می کنم و دهنمو بسته نگه می دارم. :)) اینجوری به پایان برسونم که از دست ندید این داستانِ نو، درگیرکننده و مریض رو - که داره توسط عادم بسیار ماهری براتون نقل می شه.

+پ.ن: لطفِ پیش تر به خودم کرده رو خدشه دار می کنم در اینجا و می گم که کل این چرخه ی زایش - که جنس مونث پیشبریشو به عهده داره - همیشه جنبه ی وحشت انگیز و کریهی عم داشته، علاوه بر اون جنبه ی روشن و پویا و زایا که عادمیزاد دوس داره بهش نیگا کنه. جنبه ی درد، سرکوبِ درد و تحملِ درد، و عاسیب. هم فیزیکی و هم روانی. بهاییه که پرداخته می شه تا موجود جدیدی پا بذاره در این گیتی - فقطم توسطِ مادر پرداخته می شه. ما کمتر توجه کرده ایم به تبعاتِ مخربِ مسئله ی مثبتی مثه باروری، ولی قطعن مثه هر مسئله ی دیگه ای تو این دنیا، اینم از قاعده ی دو روی سکه مستثنا نیس. گیلیان فیلین این قدرتو داره که به رخ بکشه این جنبه رو. یه جایی از کتاب چنین جمله ای داره: زنان همیشه مریض بوده ن. مریض، مریض تر و مریض ترین. به لطف کتابش، فهمیده م که چی می گه. این چرخه ی دردکشیدن، عاسیب دیدن، زندگی بخشیدن و از اول، داره همه جای کتاب تکرار می شه بر مبنای.. زنان کتاب. تکرار توصیفات، صحنه ها، مناسبات بین کاراکترا، رخدادها، نسل ها. مثه حلقه های تو در توی روی سطح عاب. نفرینِ بر گردنِ زنان که وادارشون می کنه عاشقانه، موجودی رو که در حد مرگ زجرشون داده و بهشون درد تحمیل کرده تا زاده بشه، دوست داشته باشن. اگه این مرض نیس پس چیه حقیقتن، عزیزان.

فیلین داره چیزی براتون نقل می کنه که به لطفش عادم جرئت پیدا کنه و نگاهی به قسمتای تاریکترِ قداستِ رابطه ی مادر و فرزندی بندازه. ناب و شگفت عاور.
Profile Image for Raha Shirley.
71 reviews47 followers
August 27, 2019
صد حیف که قبل از خوندن کتاب، سریالش رو دیده بودم و به همین دلیل، علی رغم روونی و گیرایی کتاب و قلم خوب نویسنده، نمیتونستم اون طور که باید توی داستان غرق بشم و از فضای خوف‌ناکش لذت ببرم.

کتاب رو با ترجمه سمیه کرمی (چاپ میلکان) خوندم، ترجمه خوبی بود اما با توجه به سانسورهایی که وجود داشت، پیشنهاد میکنم اگه میتونید کتاب رو به انگلیسی بخونید.
Profile Image for Mehdi.
34 reviews15 followers
October 2, 2018
چیزهای تیز
این رمان داستانی جنایی با چاشنی روانشناسانه است. داستان مانند تمام داستان های جنایی با ماجرای یک قتل آغاز می شود ولی برخلاف این نوع کتاب ها تنها به این موضوع ختم نمی شود که این امر یکی از مزیت های این رمان است
داستان از زاویه دید یک خبرنگار روزنامه که خیلی هم درکارش موفق نیست روایت می شود. قتل در شهر زادگاه او رخ می دهد بنابر این برای گزارش باید به شهر قدیم خود سفر کند که چندان دل خوشی از آن ندارد
رخ داد های داستان تنها مربوط به دیگران نیست و رخ دادها حول راوی شکل میگیرد که سبب تازگی نسبت به دیگر رمان های جنایی می شود که همه چیز در بیرون رخ میدهد

داستان ذره ذره جلو می رود به طور مثال برای شناخت خود یعنی راوی باید حداقل تا فصل پنج یا شش صبر کرد که این موضوع به نظر من نقطه قوت نویسنده است. این روند به علت مهارت نویسنده و داشتن مواد خوب باعث کاهش ریتم نشده و حتی می توان کتاب را یکسره سر کشید
با توجه به خود نویسنده و جنایی بودن داستان و حتی نام خود کتاب باید انتظار صحنه های خشن و تا حدودی چندش آور باشیم که این امر حتی سبب شده قید دیدن سریال را هم بزنم

من کتاب را با ترجمه سرکار خانم سمیه کرمی از انتشارات میلکان خواندم که در ویرایشهای گودریدز نبود
ترجمه از نظر من خوب بود و مترجم از پس کتاب برآمده بود
در کل کتاب های جنایی خیلی قابل به توصیه به دیگران نیستند اما اگر به عنوان تفریح خواهان مطالعه در این ژانر هستید داستان جالبی است

-----
خریداری شده از طاقچه
Profile Image for نيلوفر.
36 reviews6 followers
January 30, 2023
مرددم. آیا چهار امتیاز به جاییه؟
در مورد موضوع داستان، عالی بود. موضوع مورد علاقه‌ی من، وحشت روان‌شناختی.
بازی کردن با چیزهایی که معمولاً نرم و مهربان و مقدسن.
خشونت کسایی که قراره مهربان باشن اما در عوض از صدتا غریبه‌ می‌تونن بی‌رحم‌تر باشن.
پایان داستانم جالب بود.
ولی! به نظرم زمینه‌سازی‌های طول داستان بیشتر به یه سمت دیگه متمایل بود. نه اینکه این پایان دور از ذهن باشه‌ها، نه. ولی یه چیز دیگه انگار به موازاتش بود که روی این سایه می‌انداخت.
یه جاهایی هم کش دار بود، در کل داستان‌پردازی با توجه به موضوع خیلی جذابش جا داشت بهتر باشه، اما، همچنان از کشش لازم برخوردار بود. از یک جایی به بعد کتاب رو به سختی زمین می‌ذاشتی.

پی‌نوشت:
خب من دوباره مرور کردم داستانو. چهار امتیاز به جاییه. در واقع با مرور نوشته‌هام و‌ نکات داستان منطق روایی داستان بیشتر به چشمم اومد و می‌تونم بگم داستان پرقدرتیه. حالا اون زمینه‌سازی‌هایی که به نظرم می‌اومد می‌تونست بهتر باشه، منطقی و درسته.
Displaying 1 - 30 of 123 reviews