Jump to ratings and reviews

Aftermath: Violence and the Remaking of a Self

A powerful personal narrative of recovery and an illuminating philosophical exploration of trauma

On July 4, 1990, while on a morning walk in southern France, Susan Brison was attacked from behind, severely beaten, sexually assaulted, strangled to unconsciousness, and left for dead. She survived, but her world was destroyed. Her training as a philosopher could not help her make sense of things, and many of her fundamental assumptions about the nature of the self and the world it inhabits were shattered.

At once a personal narrative of recovery and a philosophical exploration of trauma, this bravely and beautifully written book examines the undoing and remaking of a self in the aftermath of violence. It explores, from an interdisciplinary perspective, memory and truth, identity and self, autonomy and community. It offers imaginative access to the experience of a rape survivor as well as a reflective critique of a society in which women routinely fear and suffer sexual violence.

As Brison observes, trauma disrupts memory, severs past from present, and incapacitates the ability to envision a future. Yet the act of bearing witness, she argues, facilitates recovery by integrating the experience into the survivor's life's story. She also argues for the importance, as well as the hazards, of using first-person narratives in understanding not only trauma, but also larger philosophical questions about what we can know and how we should live.

184 pages, Paperback

First published January 1, 2001

Loading...
Loading...

About the author

Susan J. Brison

5 books9 followers

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
254 (49%)
4 stars
189 (37%)
3 stars
57 (11%)
2 stars
7 (1%)
1 star
3 (<1%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for Saman.
391 reviews231 followers
November 9, 2024
در مورد یک کتاب مهم

کتاب پسافاجعه، خشونت و بازساختن خود یک کتاب تقریبا کم حجم ولی فشرده و گاهی سخت خوان و صد البته مهم و خواندنی است. خانم برایسون که استاد فلسفه دانشگاه است در دهه نود مورد تجاوز و اقدام به قتل قرار می‌گیره. ایشون از این حادثه جان سالم به در می‌بره و حدود ده سال پس از اون واقعه این کتاب رو منتشر می‌کنه.. او در این کتاب پس از تعریف کردن اون اتفاق دهشتناک با دید فلسفی به کند و کاو قضیه می‌پردازه.. کتاب چند وجهی است و موضوعات گوناگونی رو در برمی‌گیره. خانم برایسون سعی کرده از ابعاد گوناگون قضیه رو بررسی کنه.کتابی است که باید آرام و با طمانینه خوانده بشه.من مطمئنم در دفعات بعدی مطالعه این کتاب می‌تونم مطالب بیشتری رو بفهمم و حرف تازه‌ای رو متوجه بشم.

خانم برایسون در این کتاب پس از گفتن و شرح دادن از حس و حال قربانی بودن و تاکید به دیدن و شنیدن قربانی به روایت از این قضیه تاکید می‌کنه.او معتقده روایت‌های اول شخصی که از تروماها گفته میشه با رعایت شرایطی بسیار حائز اهمیته و میتونه در روند بازسازی شخص کمک شایانی بکنه. شاید اینجا برای ما این تلنگر زده بشه که به عنوان نه قربانی، بلکه کسی که نزدیکی یا عزیزی از ما دچار تروما بشه، حاضر به شنیدن و گوش جان سپردن به روایت تلخ او هستیم؟ یا سریعا شروع به پیدا کردن ریشه تقصیر این اتفاق تلخ در فرد و شماتت و نکوهش او می‌پردازیم؟ آیا همون اندازه که فرد قربانی مورد سرزنش قرار میگیره که اگر بهتر لباس میپوشیدی، و مثلا جین تنگ نمی‌پوشیدی اتفاقی برات می‌افتاد متوجه این قضیه هستیم که اون فرد نیاز به شنیده شدن داره؟ تو جامعه خودمون یکی از تاسف برانگیزترین مسائلی که میبینم و میشنوم اینه که حرف از نکوهش متجاوز کمتر زده میشه.انگار که تجاوز یک فعل عادی است که به هر حال رخ میده و بهتره فرد مورد تجاوز گرفته مراقب باشه..بحث مراقبت و آگاهی سر جاش ولی انگشت شماتت و نکوهش باید به سمت متجاوز باشه نه کسی که درگیر تروما شده و حالا میخواد ادامه زندگی‌اش رو با این ترومای دهشتناک سپری کنه. خانم برایسون هم اشاره می‌کنه که انگار هویت انسان تغییر می‌کنه. با توجه به چند وجهی بودن مطالب که خانم برایسون در کتاب بهشون اشاره کرده، معتقدم این کتاب برای همه است.نه فقط کسی که دچار تروما شده و نیاز به بازسازی داره.اونی هم که این تجربه رو پشت شر نگذاشته، اونی هم که اطرافیانش دچار شدند و هر کسی که در این دنیای بی قاعده زندگی می‌کنه این کتاب میتونه براش مفید باشه. البته من دوست داشتم در بحث تجاوز طوری حرف زده نشه که فقط زنها مورد تجاوز قرار می‌گیرند.به نظرم اینکه بیشتر، زنها مورد تجاوز قرار می‌گیرند گزاره درست تری هست؛ در واقع هستند پسرهایی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند و اتفاقا برای اونها حرف زدن از این اتفاق سخت تر هم هست.


از متن کتاب :
اکنون درباره‌ی ان جمله راهنمای گروه حمایتی تجاوزم که گفته بود « تو هرگز مثل قبل نمیشوی، اما می‌توانی بهتر از قبل بشوی» چه می‌اندیشم؟ فکر کنم باید با آن موافق باشم. نه « بهتر» به این معنی که زندگی سازگارتر، تحت کنترل و پیش‌بینی پذیرتری دارم؛ « بهتری» که حاصل این است که پذیرفته‌ام زندگی داستانی در حال گفتن و بازگفتن است و فرد می‌تواند تا حدی کنترل بر آن داشته باشد.
Profile Image for Dream.M.
1,184 reviews809 followers
November 9, 2024
هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند.
یا
چگونه مردسالاری سکوت را به اسم حیا به جهان قالب کرد.

کمتر زن و دختری هست که یک نوعی از تجاوز و آزار جنسی رو تجربه نکرده باشه؛ از شنیدن متلک جنسی و بدون اجازه لمس شدن تا رابطه جنسی ناخواسته با همسر و انواع شدیدتر. اما اغلب این آزارها هیچوقت گزارش نمیشن و حرفی ازشون زده نمیشه، به همین خاطر و بخاطر عدم ارائه تعریف دقیق از تجاوز، هیچ آمار رسمی و معتبری از قربانیان وجود نداره. بنابراین با تعداد زیادی قربانی تراماتایز شده طرفیم که نه تنها به درمان دسترسی ندارند بلکه اصلا قادر به روایت آنچه که به سرشون اومده و شکایت از متجاوز هم نیستن.

حرف زدن از تروما و تجربه تراماتیک، برای اغلب افراد، به خاطر ترس از قضاوت شدن، بد فهمیده شدن، درک نشدن و یا نادیده گرفته شدن، دشوارترین بخش گذار از پی تی اس دی هستش. چه این تجربه ناشی از تصادف باشه، یا در اثر مرگ عزیزان، و یا به دنبال تجاوز و خشونت جنسی اتفاق بیفته، در هر صورت، قربانی برای گذار از بحران نیاز داره تا درباره آنچه که تجربه کرده، احساس کرده، دیده و شنیده، صحبت کنه تا بوسیله این بازتعریف کردن وقایع، تکه پاره های وجود خودش رو پیدا، به هم متصل و خودش رو بازسازی کنه. این فرایند بازگشت به خود و ترمیم روحی، جز با روایت تجربه تراماتیک امکان پذیر نیست.
اما این روایت کردن، برای قربانیان تجاوز و خشونت جنسی، به خاطر آنچه که بالاتر گفته شد دشوارتره؛ علاوه بر اینکه این افراد اغلب در چنین مواردی، بزرگترین سرزنشگر و بزرگترین مانع بهبودی خود هستند.

در کتاب «پسافاجعه»، خانم «سوزان برایسون»، با روایت تجربه خودش از مورد تجاوز واقع شدن، تقریبا کشته شدن، و مراحل گذار از بحران روحی و جسمی پس از این فاجعه، بر تاثیر شفابخش «روایت کردن » و ارزش «باز تعریف کردن تجربه تروماتیک» تاکید می‌کنه.
«پسافاجعه» کتابیه که با روایتی عمیق و همدلانه به بررسی تاثیرات مخرب و ماندگار خشونت و فجایع بر افراد، به‌ویژه زنان، می‌پردازه. خانم برایسون (مدرس فلسفه و مطالعات جنسیت) با ترکیب روایت‌های شخصی خودش و تحلیل‌های فلسفی، سعی کرده به درک روان‌شناختی و اجتماعی تجربه‌ قربانیان خشونت برسه و به خوانندگان کمک می‌کنه تا درک دقیق‌تری از این تجربه‌ها داشته باشن. او با صداقتی باورنکردنی به واکنش‌های روانی و بحران‌های هویتی خودش پس از فاجعه ای که از سر گذرونده پرداخته و نشون می‌ده که چگونه درد و رنج، می‌تونه فرد رو به سمتی سوق بده که دست به بازنگری خود و ارزش‌هاش بزنه.
سبک نگارش برایسون، صریح، صادقانه و احساسیه و بر پایه‌ تجربه‌های واقعی و دردناک خود بنا شده.
این کتاب از نظر فمینیستی هم ارزش ویژه داره، چون به عمق تجربه‌های زیسته‌ زنان قربانی خشونت پرداخته و تلاش می‌کنه صدای اونا رو در جامعه‌ای که اغلب این تجربه‌ها رو نادیده می‌گیره، به گوش برسونه. برایسون با تأکید بر مسائلی مثل تجاوز، خشونت خانگی، و بحران‌های هویتی که به دنبال این فجایع برای زنان ایجاد می‌شه، ساختارهای اجتماعی و فرهنگی رو که قربانیان رو به انزوا و سکوت مجبور کرده، نقد میکنه. به همین دلیل این کتاب نقش مهمی در مطرح‌ کردن مسئله‌ خشونت جنسیتی و پیامدهای روانی و اجتماعی اون داره.
از دیدگاه فمینیستی، پسافاجعه ارزش‌هایی مثل توانمندسازی و بازیابی قدرت شخصی زنان پس از تجربه‌ خشونت رو مطرح می‌کنه. برایسون برخلاف بسیاری از روایت‌های معمول که قربانیان رو افرادی ضعیف و بی‌دفاع تصویر می‌کنن، به پتانسیل و قدرت درونی اونها برای بازسازی خود تأکید داره و زنان رو از قالب قربانیان منفعل به افرادی پویا و توانمند تغییر می‌ده. این نگاه فمینیستی به توانمندسازی، ارزش این کتاب رو در ادبیات فمینیستی و جنبش‌های حقوق زنان بیشتر می‌کنه.
همچنین ایشون به تحلیل ساختارهای قدرت و روابط اجتماعی ای می‌پردازه که به خشونت علیه زنان دامن می‌زنن. او با نگاهی انتقادی به ساختارهای مردسالارانه جامعه نگاه می‌کنه که اغلب با سکوت و یا بی‌توجهی به درد و رنج زنان، به بازتولید خشونت کمک می‌کنن.
برایسون با استفاده از روایت‌هایی از زنان قربانی، به تحلیل عمیق‌تری از مفهوم بدن و تأثیرات خشونت بر حس خود و هویت فرد می‌پردازه و نشون می‌ده که تجاوز و خشونت چطور می‌تونه تصور از بدن و هویت فرد رو تغییر بده.

«پسافاجعه» به دلایل زیادی کتاب مهم و ارزشمندیه. از جمله اینکه:
این کتاب در حوزه فمینیسم صدایی تازه و هم‌دلانه برای زنان فراهم کرده و بر این نکته تأکید می‌کنه که شنیدن و درک تجربیات زیسته‌ زنان قربانی خشونت برای ایجاد تغییرات اجتماعی ضروریه.
همچنین منبعی ارزشمند برای کسانیه که به مطالعه درباره حقوق زنان، فمینیست، روانشناسی تروما، و جامعه شناسی علاقمند ان و مفیده برای هر کس که به دنبال درکی عمیق‌تر از خشونت جنسیتی و فرآیند بازیابی باشه.
این کتاب رو میشه هم اثری آگاهی‌بخشی و هم متنی الهام‌بخش در نظر گرفت که به قدرت درونی افراد برای بازسازی هویت‌شون پس از تجربه‌های سخت تاکید داره. و کتابیه که خوانندگان علاقه‌مند به موضوعات روان‌شناختی، فمینیسم و مطالعات اجتماعی رو همزمان و جداگانه راضی نگه میداره.
شاید برای برخی از خوانندگان، این کتاب به خاطر تمرکز زیاد بر احساسات و جزئیات عاطفی، کمی کند و تکراری بنظر بیاد اما در عین حال، دیدگاه‌های انتقادی اش نسبت به ساختارهای اجتماعی و نهادهای حمایتی از جمله خانواده، دوستان، سازمان های دولتی، می‌تونه تامل‌برانگیز و درنتیجه تغییر آفرین باشه.
این کتاب همچنین در بحث‌های مربوط به حقوق بشر و سیاست‌های اجتماعی دیدگاه خاصی داره. خانم برایسون با تاکید بر اهمیت شنیده شدن صدای قربانیان و توجه به آسیب‌های روانی و اجتماعی اونها، نهادهای اجتماعی رو به چالش میکشه. اون معتقده که جامعه باید به‌جای سرزنش قربانیان، به بازسازی شون کمک کنه. این نگاه نقادانه، می‌تونه کتاب رو به مرجعی برای بحث‌های سیاست‌گذاری اجتماعی و نهادهای حمایتی تبدیل کنه.

و اگر بخوام به علت اینکه چرا با تمام این ویژگی ها بهش پنج ستاره نمیدم هم اشاره کنم؛ باید بگم به این خاطره که بنظرم برایسون درگیر یک نوع از کلیشه جنسیتی درمورد تجاوز شده که نگاه اون رو به جنسیت متجاوز و قربانی محدود کرده. به طوری که بنظر میرسه از نظر ایشون، متجاوز فقط می‌تونه یک مرد استریت و قربانی یک زن باشه.
......
در پایان از علی عزیز برای همخوانی و هم صحبتی پربار و صبوریش تشکر میکنم و به همه خیلی پیشنهاد میکنم این کتاب رو توی برنامه مطالعه شون قرار بدن.
Profile Image for Sana.
341 reviews173 followers
October 13, 2025
فکر نمیکردم یک روزی کتابی از تجاوز بخونم
واقعا کتابی غمگینی هست.
جالبه خوندن این کتاب مصادف شد با دیدن سریال هندی که به یک دختر تجاوز شده. و اینکه این سریال از روی یک پرونده ساخته شده .
Profile Image for Ali.
260 reviews62 followers
November 9, 2024
تصورش رو بکنید تو یه روز قشنگ دارید تو یه جاده روستایی قدم می‌زنید و همه چیز قشنگه. موقعیت خوبی دارید، همسر خوبی دارید، زندگی روال قشنگ و روشنی داره و دارید از روزتون لذت می‌برید. موقع پیاده‌روی و غرق شدن توی زیبایی روز یه دفعه یکی از پشت شما رو می‌گیره و می‌زنه. می‌بره یه گوشه و بهتون تجاوز می‌کنه. کتکتون می‌زنه و قصد کشتن شما رو داره. وقتی به خیال خودش انقدر شما رو انقدر زده که دیگه امیدی به زنده موندنتون نیست شما رو یه گوشه ول می‌کنه و فرار می‌کنه ولی شما زنده می‌مونید. شما بلند می‌شید و گیج و داغون وحشت‌زده دنبال کمک می‌گردید.
تصورش کردید؟ اگه تا اینجاش رو تصورش کردید، حالا تصور کنید چطوری می‌خواید ادامه بدید؟ چطوری زندگی می‌کنید؟ زندگی‌تون چه شکلی میشه؟ رابطه‌تون با افراد، دیدتون نسبت آدما چه مدلی میشه؟ به عواقب این حادثه فکر کنید.

پسافاجعه یه کتاب کوتاه از سوزان جی. برایسونه که توی اون از تجربه‌ی خودش در مورد تعرض میگه.
سوزان برایسون یه استاد فلسفه بوده که توی یه روستا در فرانسه اون حادثه‌ای که بالا نوشتم براش اتفاق میوفته و بعد از چند سال تلاش و چنگ زدن به زندگی، کتاب پسافاجعه رو می‌نویسه و از تجربه‌ی زیسته خودش میگه. از اینکه چه احساسی داشته و چطوری تونسته کم کم، کمی به زندگی برگرده.

در زمینه‌ی حسن‌ها و عیب‌های کتاب چند تا نکته هست که دوست دارم بهشون اشاره کنم:

اول از همه خوبی‌ها
این کتاب، کتاب تکان‌دهنده‌ایه
جوری که شما رو مستقیم می‌بره به دل تجربیاتی که فرد مورد تجاوز قرار گرفته حسش کرده. از بی اعتمادی به دنیای اطراف میگه. از اینکه زندگی کردن عادی هم واست سخت میشه و باید برای هر چیزی چنگ بزنی و تلاش کنی تا فقط بتونی به روتین عادی برگردی. اونم اگه بتونی.
پس از این جهت کتاب تاثیرگذاریه.

در مورد عیب‌های کتاب میشه به این قضیه اشاره کرد که نویسنده بیشتر از روایت خودش چیزی ارائه نمیده. در واقع همه‌‌ی جنبه‌ها رو پوشش نمیده و همین باعث میشه کتاب بیشتر به روایت‌نگاری فردی شبیه باشه تا یه اثر در مورد تجاوز و اثرات اون. و خب راه‌حل‌هایی هم که مطرح می‌کنه خوب هستن ولی وقتی پای تجاوز مطرح میشه قضیه جور دیگه‌ایه و نمیشه صرفا به همین راه‌حل‌هایی که میده اکتفا کرد(کلاس دفاع شخصی و تهیه سرویس مخصوص برای بانوان و امثال هم).
و البته که کل کتاب فقط متمرکز روی تجاوز مرد به زنه و چیزی راجع تجاوز زن به مرد یا مرد به مرد یا زن به زن نداره. من می‌تونم درک کنم چرا توی چنین کتابی به این موضوع‌ها نپرداخته ولی قضیه جوریه که انگار از نظر نویسنده این تجاوزها وجود نداره و فقط تجاوز مرد به زنه که وجود داره.

در کل کتاب خوبیه برای شروع مطالعه توی این زمینه و البته کمی امیدبخش.
ممنونم از رویا که کتاب رو خوند و راجعش بحث کردیم و توی خیلی چیزا روشنم کرد.

یه چیزی هم بگم آخر ریویو
تجاوز فقط سکس زوری نیست
هر چیزی که طرف مقابل رو اذیت کنه و ازش راضی نباشه تجاوزه.
اینکه یکی رو دستمالی کنی
اینکه جور خاصی با یه نفر دست بدی
حتی اینکه یکی رو جور خاصی نگاه کنی هم تجاوزه
شاید الان با خودت بگی خیلی سخت‌گیرانه‌س. حداقل مورد آخرش. قبول دارم ولی باید سختگیرانه باشه. تجاوز موضوع ساده‌ای نیست و باید در موردش همه جوره سخت‌گیری باشه.
Profile Image for Zahra Naderi.
232 reviews46 followers
April 17, 2025
این کتاب و خوندم تا ببینم دیگران چطور با مشکلاتشون کنار میان و الگو بگیرم، اگه یه روزی مورد تجاوز واقع شدم آگاهی بیشتری داشته باشم، و اگه یکی از نزدیکانم دچار این حادثه شد بهتر بتونم درکش کنم.
چیز جالبی که از کتابه یاد گرفتم: ما خودمون و تا آخرین نفس سرزنش می‌کنیم، چون می‌ترسیم با حقیقت مواجه بشیم. این حقیقت که رابطه علیت و نظم و عدالت، اونطوری که انتظارشو داشتیم توی جهان وجود نداره. وقتی اتفاق ناخوشایندی برامون میفته، دنبال یه سوراخی می‌گردیم که خودمونو مقصر بدونیم، که اگه اینطوری می‌کردیم اون فاجعه رخ نمی‌داد، یه جوری خیال خودمونو راحت کنیم که افسار زندگی و آینده دست خودمونه و دیگه نمی‌ذاریم اینطور اتفاقات تکرار شه. همین یکی از دلایلی هست که باعث می‌شه که یه عده از قربانیان تجاوز، تا مدت‌ها حتی نمی‌تونن از دست متجاوزشون عصبانی باشن و خودشونو سرزنش می‌کنن.
برام جالب بود که نویسنده بزرگوارانه به این نکته اعتراف کرد که شرایطش به مراتب بهتر از یه زن ساهپوست، معتاد یا فاحشه ای که مورد تجاوز واقع شده هست و ممکنه یه آدم دو زبانه در اثر تروما توانایی صحبت به یکی از زبان‌هاشو (و نه هردورو) از دست بده.
Profile Image for Nilo0.
694 reviews147 followers
September 2, 2024
پسافاجعه کتابیه که مثل اسمش حاوی وقایع وحشتناکه. تجاوز و اقدام به قتل نویسنده که جون سالم به در برده اما ترومای حاصل از این تجربه تلخ و دردناک و تاثیرش همیشه تو زندگیش باقی مونده و در این کتاب از دیدگاه فلسفی تجربه خودش و در کل تروما رو بررشی کرده.
یه کتاب غنی، پربار و آگاهی‌بخش از بخشی از خشونت جامعه که تمایل داریم نادیده بگیریم تا بتونیم در این توهم که در دنیا عدالت وجود داره به زندگیمون ادامه بدیم. غافل از اینکه اتفاقات وحشتناک هر روز رخ می‌دن و راه کنار اومدن تروما، بازگو کردنشه و فرد ترومادیده نیاز داره شنیده شه تا کنترل روایت رو به دست بگیره که بخشی از کنترل زندگی آینده‌شه.
ملموس بودن تجربه سوزان این‌قدر کتاب رو عمیق و باورپذیر کرده که در عمق فاجعه رخ‌داده فرومی‌ریم و دردورنجش رو حس می‌کنیم. همین تجربه شخصیشه که کتاب رو ارزشمند کرده که بدونیم این اتفاقات وحشتناک هر روز رخ می‌دن و نیاز به آگاهی بیشتر و گفته شدن و شنیده شدن دارن.
خیلی تلخ بود اما عمیقا تاثیرگذار بود و از اون کتاباس که دلم می‌خواد همه بخونن و بدونن و روایت کنن.
Profile Image for Zari.Books.
255 reviews25 followers
August 9, 2026
با خوندن این کتاب به یه نتیجه‌ای رسیدم.این که خوندن کتابایی که روایتگر درد و رنج افراد هست یه حس خوبی بهم می‌ده.الان فکر می کنید این دختره دیوونه میوونه‌ای چیزیه.ولی خب بزارید در جایگاه متهم از خودم دفاع بکنم.دلیل این که حس خوبی بهم می‌ده،شجاعت این نویسنده هاست.نمی‌گم که اونا دوباره اون آدم قبلی شدن یا پذیرفتن یا ازش عبور کردن.نه.اصلا همچین چیزی ممکن نیست.اما نویسنده تونسته شجاعت به خرج بده و از درد و رنجی که در اون لحظات و لحظات بعد از اون رو سپری کرده رو روایت کنه.همین به زبان آوردن و به رشته تحریر درآوردن و به چاپ رسوندن حس خوبی بهم می‌ده.چون این طوری همون طور که خانم برایسون گفته "برای چیره شدن بر تروما،باید درباره اش حرف زد"


خانم برایسون،استاد رشته فلسفه،در یکی از روزها در فرانسه مورد تعرض قرار می‌گیره و متجاوز علنا قصد به قتل رسوندنشون رو داشته و با این فکر که ایشون به قتل رسیده،کنار رودخانه رهاشون می‌کنه.و حالا خانم برایسون بعد از ده سال از اون تعرض،کتابی در این باره می نویسه با چاشنی فلسفه و نقد و ناعدالتی های موجود.

به نظرم کتابیه که باید خونده بشه اما یه نگاه تک بعدی من رو اذیت کرد.از نظر نویسنده، متجاوز همیشه یک مرد و قربانی همیشه یک زنه ولی در واقعیت قید "همیشه" به کار گرفته نمی‌شه.
وجود داشته و متاسفانه داره متجاوزانی زن و قربانیانی مرد.
Profile Image for Sadra Kharrazi.
617 reviews140 followers
November 27, 2024
" درک حقیقیِ دردِ دیگری، می‌تواند کاری کند که آدم احساس کند کمتر حق دارد که خودش درد داشته باشد... "

هر چند که اصولا نسبت به این‌جور کتاب‌ها سختگیرم، پسافاجعه اما نکات مثبتی داره که باعث میشه که به یک اثر خوب و با کیفیت تبدیل بشه

در وهله اول این‌که از زبان یک قربانی واقعی تعرض روایت میشه، نه یک قربانی‌نما.
دوم اینکه این فرد قربانی یک آدم عادی نیست بلکه کسیه که با فلسفه سر و کار داره
و در نهایت، نویسنده سعی می‌کنه که حتی‌الامکان از کلیشه دوری بکنه.

با این‌که که کتاب خیلی چیز جدیدی به دانسته‌هام اضافه نکرد، ولی جالب بود برام؛ علی الخصوص که نقل قول‌های خوبی از نویسنده‌ها و فلاسفه مهم میاره
Profile Image for MiNa Sal.
178 reviews28 followers
August 30, 2024
بنظرم خواندنش برای همه واجبه: اول به دلیل اینکه یا خشونت رو تجربه کردیم یا کسی از اطرافیان‌مون این تجربه رو داشته و در هر دو حالت باید این مسأله رو بشناسیم؛بدونیم چطور بشنویم، چطور روایت کنیم و چطور تاب بیاریم. دوم اینکه بدونیم نادیده گرفتن این امر از سوی جامعه، سکوت و صدا ندادن به فردی که خشونت، تعرض یا تجاوز رو تجربه کرده چه هزینه‌هایی خواهد داشت.
همه ما فرض امنیت رو فرضی پیشینی می‌دونیم، وابسته به بدنمندی اما وقتی امنیت مون بواسطه بدن از دست بره، حتی اگر زنده بمونیم، چطور آدمی می‌شیم؟
Profile Image for Ayuma.
26 reviews
Read
May 31, 2026
بعد از اتفاقات اخیر دیگه نتونستم کتاب بخونم و با کتاب‌ها ارتباط بگیرم. بیشتر کارم شده خوندن روایت آدم‌های آسیب دیده و آدم‌هایی که جنایات رو به چشم دیدن و دووم آوردن تا تعریفش کنن که من بخونم تا شاید تهش بفهمم چرا و چیشد.
Profile Image for Alireza Yoonesi.
90 reviews4 followers
February 20, 2026
کتاب تلخ اما آموزنده‌ای است. نویسنده از تجربه زیسته خود یک تحلیل دقیق و حتی آکادمیک ارائه می‌دهد که عمیقا راهگشا است چه تروما بخشی از حیات ذهنی شما را متشکل باشد یا خیر. برای خود من نکات آموزنده بسیاری داشت و فارغ از نیت اصلی نویسنده، شیوه تحلیل او، اهل قلم را یاری کرده به ایشان ایده برای تحلیل‌های متفاوت می‌بخشد. نویسنده با اینکه به جرگه فمنیست‌های متاثر از فرانسه است، از باب خردمندی نظریات بدیع خود را داشته، الزاما در همه‌چیز با اسلاف خود هم‌نظر نیست. شخصا ثلث ابتدایی کتاب را بیشتر از باقی آن پسندیدم اما فصل انتهایی واقعا چیز دیگری بود. پیام کتابی به این پرباری را نباید در یک جمله خلاصه کرد علی‌ای‌حال چون اکنون که این نظر را می‌نویسم فصول آخر آن را بیشتر در نظر دارم، آن برداشت سطحی از امید نیست بلکه راستی با حقیقت حیات، زدودن توهم و آرزوباوری و چون بید مجنون مقاومت کردن است. بخوانید، بشنوید و لذت ببرید. آوای خانم کاتوزی هم به ارزش کتاب افزوده.
***
مابعدالتحریر؛
اصولا از تروما نوشتن کار هرکسی نیست. فلاسفه نیز بندرت سوزنی به خود می‌زنند و نویسنده از سخت‌ترین تروما از حیث صحبت کردن که ظاهرا مسئله 'شرم' لاینحل می‌نماید، آنهم وقتی که خود او قربانی است، دست به تحلیل فلسفی می‌زند و این کار بزرگی است. برایسون به متون کهن و نوین احاطه دارد. جایی، استنادی به کتاب لاویان می‌کند بجهت شاهد آوردن برای مدعای خود و بدون بیان ذره‌ای داده اضافی، روان خواننده و آباء و اجداد او را مورد کاوش قرار می‌دهد: تجاوز به همسر یک مرد. به همسر یک مرد. مردی که خود او زن را به بیرون از پناهگاه هل می‌دهد و سپس کالبد اورا قصابی کرده هر تکه را به دادخواهی برای یکی از اسباط یعقوب نبی می‌فرستد. توگویی مایملک وی تلف شده و "زن" بالاصاله وجود نداشته، در همسر مردی بودن تعریف می‌شود؛ او در عهد عتیق حتی نامی هم ندارد. او هست تا مورد تجاوز قرار بگیرد، تا موضوع دادخواهی شوهرش باشد.
چه بهتر که به کتاب بعنوان یک اثر فلسفی نگریسته شود و از بحث‌های رنگ‌ و رو رفته پرهیز شود. دوستی گلایه کرده بود چرا به تجاوز به پسربچه‌ها اشاره نشده. خب بدیهی است، نویسنده یک پسربچه نیست و موضوع کتاب شرح و بسط خشونت عریان در پس‌زمینه‌ای است که تجربه زیستهٔ نویسنده را تشکیل داده است. کتاب فلسفی را نباید سطحی خواند.
در نگاه سطحی کتاب می‌تواند ضدمرد (!) تلقی شود. حوصله مناسب برای پاسخ دادن به چنین توهماتی را ندارم. علی‌ای‌حال، معتقدم نباید فکت‌ها را فراموش کرد. معروف است که دولت‌مردی از وایمار از مورخی پرسید آیندگان درباره شروع‌کننده ج‌ج یکم چه خواهند گفت، آیا ما مقصر بودیم؟ آقای مورخ پاسخ می‌دهد نمی‌دانم - که کار مورخ کف‌بینی و آینده‌بینی نیست - اما مطمئنم نخواهند گفت این سربازان بلژیکی بودند که به آلمان بی‌طرف تجاوز کردند. پذیرفتن ایراد مقدمه واجب درمان است و اینست از بدیهیات.
لعنت به این روزهای سیاه. شاید مناسب خیلی‌ها نباشد این کتاب.
Profile Image for Melika fakhraei.
4 reviews7 followers
July 19, 2024
جایی از کتاب نوشته بود:«در هر ده ثانیه یک زن کتک میخورد» و من در تمام طول کتاب به این فکر میکردم
که وای بر من و عدالت
که در همین لحظه که من کتاب را ورق میزنم و خط به خط میخوانم
زنی در گوشه‌ای از این دنیا
از این کشور
دردی را به جان خرید.
Profile Image for Nasim.
38 reviews1 follower
March 29, 2025
عمیق و دردناک
برای مطالعه درباره‌ی تروما یا نزدیک شدن به تجربه‌ی تجاوز، خوب و جالبه، هر چند کاملا تخصصی محسوب نمیشه
وسط اون همه رنج و تاریکی، امید و برگشت به زندگی رو می‌شه پیدا کرد.
Displaying 1 - 13 of 13 reviews