اینکه فقط اسم ادگار آلن پو رو بعنوان نویسنده داستان ها روی جلد کتاب آوردن نمیتونه دلیلی جز جلب نظر یا جذب خواننده داشته باشه چون فقط یکی از داستان ها از ایشونه. بنظرم این کار درست نبود که اسم نویسنده های دیگه در عنوان حذف شده، خب البته تعدادشون هم بیشتر از اونه که بشه همه رو آورد . البته ممکنه بشه اینجوری توجیهش کرد که آلن پو مهمترین نویسنده ژانر گوتیک و معروف ترین نویسنده این کتابه و بقیه نویسنده ها زیر اسم اون قرار میگیرن. نمیدانم... :(( بهرحال من با این بخش کتاب مشکل دارم. اما در مورد محتوای کتاب، داستان های کوتاه با تم مرگ، در ژانر ادبیات گوتیک و از نویسندگان خیلی مهم و سرشناس هستن که با دقت و ظرافت طبع گردآوری و ترجمه شده ن. برای علاقمندان به هر کدوم از این موارد بنظرم خوندن این کتاب تجریه جذابی میتونه باشه. فایلش رو بعدا میذارم توی کانال و اگه بتونم درموردش حرف میزنم.
همانطور که در مقدمه اشاره شد داستان ها زیاد مضمون اسرار آمیز و جادویی نداشتند. بیشتر مضمون مرگ بود. مقدمه مختصری درباره ی این ادبیات گوتیک و رمانتیک توضیح می دهد. ویژگی داستان گوتیک: 1. فضای داستان در مکانهای دور افتاده و وحشی از یک طرف و محصور و زندانگون از طرف دیگر اتفاق میافتد. 2. زمان داستان از دوران مدرن به گذشتهی باستانی تغییر میکند. 3. قدرت یکی از تمهای اصلی آن است. داستان گوتیک مرزهای انسانیت را بررسی میکند. انسانی که به وسیلهی نیروهای درونی و بیرونی به انجام کارهایی واداشته میشود که تمایلی به آنها ندارد. 4. انحرافات و موارد عجیب و خطرناک جنسی در آن به فراوانی یافت میشود. 5. گرایش به امور غریب. امر غریب امری است به نظر جدید میرسد اما ریشه در گذشتهی روانشناسانهی انسان یا جهان دارد. 6. گرایش به امور والا. امور والا متعادل و زیبا و هماهنگ چنانکه موضوع زیبایی شناسی است، نیستند بلکه وحشتانگیز و بهت آور و تکاندهنده هستند. 7. داستانهای گوتیک در دوران بحران اجتماعی و سیاسی پدیدار میشوند. 8. دو نوع داستان گوتیک وجود دارد: ۱. به ماوراطبیعه باور دارد. ۲. در تلاش است برای ماورطبیعه توضیح این جهانی بیابد.
راستش کتاب رو گم کرده بودم و تازه پیداش کردم..متوسطه.یعنی در کل یه مجموعه داستانه در مورد مرگ و خیلیاشم با اینکه مرگ درش هست ولی ربطی به اون نداره و باید تو ژانر وحشت تعریف شه.اما در کل بد هم نبود
از داستان "مرگ" توماس مان از همه بیشتر خوشم اومد.. شاید به خاطر این که قالب خاطره نویسی داشت و من کلن از داستان های با قالب خاطره یا نامه خیلی خوشم میاد. البته پایان بندی خوبش هم به زیبایی داستان کمک کرد
خب من چون ژانر وحشت و خیلی دوست دارم این کتاب هم قطعا خیلی دوست دارم. کتاب از چند داستان کوتاه از نویسنده های مختلف تشکیل شده که همه درون مایه مرگ رو دارند.بعضی ها شون حتی غم انگیزند اما به دل من که خیلی نشست.
عالی بود، حتما پیشنهاد میکنم. گردآوری برخی از زیباترین و نفیسترین داستانهای کوتاه ژانر ترس از نویسندههای سرشناس این ژانر که شخصا حتی بیش از ۶ نفرشان را نمیشناختم و با ۱۰ نویسندهی تازه و عالی آشنا شدم.
مجموعه خوبی است. مقدمه خوبی هم دارد منتهی آنقدر که ادعا میشید گوتیک نیست. همه کتاب را نخواندم و فقط داستانهای آلنپو، ریلکه و چند نفر معروف دیگر را خواندم اما چون برای توماس مان سراغ کتاب رفتم، فقط برای داستان او و پسرش، کلاوس، یادداشت میگذارم.
مرگ:
روایت مرد بیماری است، ۴۰ ساله که از بیست سال پیش تعیین کرده که ۱۲ اکتبر ۴۰ سالگیاش خواهد مرد. داستان به صورت روزشمار از اواسط سپتامبر شروع شده و هر روز در یک یا دو پاراگراف روایت میشود. مرد دختر بچهای کوچک دارد که به نوعی حس میکند ادامه اوست. یعنی از مرگ خود نمیترسد چون دخترک بعد از او زنده خواهد ماند و زندگی خواهد کرد.
روزها میگذرد تا اینکه به یازده اکتبر میرسد. مرد که تا کنون گمان میکرده بسیار برای مرگ آماده است، چون مرگ به سراغ او میآید، به بهانه اینکه یک روز زودتر ۱۲ اکتبر سر رسیده، او را پس میزند. غافل از اینکه مرگ دست خالی از هیچ خانهای باز نمیگردد!
مرگ در عوض مرد بیمار، دخترک را باخود میبرد و مرد را بیآتیه میکند. او که گمان میکرد خواهد مرد و در عوض اعقابش خواهند زیست، حالا باید زنده بماند در حالی که نه عقبهای دارد و نه امیدی به زیستن.
یک روز خوش:
صادقانه بگویم. تا قبل از اینکه پاراگراف آخر داستان را بخوانم، معتقد بودم که کلاوس زیر سایه پدرش است که مشهور شده وگرنه چیزی برای عرضه ندارد. ولی خط آخر نظرم را عوض کرد.
داستان سادهای است. مرد جوانی ماشینش در جوی آب بزرگی چپ میشود اما خودش به صورت معجزه آسایی زنده میماند. وقتی از جوی بیرون میآوردنش، شروع به آه و ناله میکند. گویی جوان فقیری است و ماشینش را هم از شوهر خواهرش قرض گرفته و با این تفاسیر به خاک سیاه نشسته. داستان چند صفحه شرح گریه و زاری این مرد جوان است تا اینکه وقتی میخواهند ماشین را از آب بیرون بکشند، ناگهان جسد دختر جوانی هم پدیدار میشود که گویی معشوقه او بوده.
داستان با این جمله مرد جوان تمام میشود. «[ای وای!] لوییز را [پاک] فراموش کرده بود!»
کتاب در قلمرو مرگ مجموعه ای متنوع است از نویسندگانی که همراه اثرشان به مرگ پرداخته اند . کتاب در قلمرو مرگ واقعا اثر هیجان انگیزی است چرا که توانسته است آثاری برجسته از نویسندگان مرگ را کنار هم گرد آورد. از قلب افشاگر ادگار آلن پو گرفته تا صندوقچه ی طلایی راینر ماریا ریلکه. ادبیات گوتیک که در برهه ای از زمان مخاطبان بسیاری داشت امروزه کمتر مورد توجه نویسندگان است و شاید به نوعی دوره اش گذشته باشد. ادبیات گوتیک شاخه ای از مکتب رمانتیسم یا پیش رمانیستم بود. در سبک گوتیک نویسنده به مضامین هولناک و در کنار آن عاشقانه می پردازد. البته وجود رگه های سوررئالیسم در سبک گوتیک آن را برجسته می کند. در واقع می توان گفت سوررئالیسم تا حدی از آثار گوتیک برخاست. برخی حتی از این فراتر می روند و معتقدند که این ادبیات گوتیک بود که الهام بخش نویسندگان بزرگی چون کافکا، داستایوسکی یا بورخس شده است. سرآغاز رمان گوتیک به انگلستان و اثر قصر اوترانتوی والپول نسبت داده شده است. عوامل متعددی بودند که موجب ایجاد این سبک ادبی شدند، که جنگ های سی ساله، شیوع وبا و طاعون در اروپا، برآمدن مکتب های عرفانی مانند پتیسم در آلمان و متدیسم در انگلیس از آن جمله است. مجموعه ی در قلمرو مرگ برای آن هایی که به ادبیات وحشت کلاسیک و سبک گوتیک علاقه مند هستند هدیه ای تکرار نشدنی است. https://www.ketabane.org/book/%DA%A9%...