Diana adalah wanita muda yang cerdas dan cantik, dan memiliki segalanya, namun tidak bahagia, karena kebutuhannya untuk mendapatkan persetujuan dan pujian dari orang-orang lain, telah membuatnya tak bisa menjadi diri sendiri.
Ketika ibunya menjelang ajal, Diana baru mengetahui bahwa dia mempunyai saudari kembar bernama Mary. Sang ibu mengatakan Mary sedang dalam bahaya dan Diana harus menemukan dan menyelamatkannya.
Satu-satunya petunjuk hanyalah surat-surat Mary kepada ibu mereka. Dalam surat-surat itu, Mary mengisahkan perjalanannya ke sebuah taman mawar di Istambul, di mana dia belajar berbicara dengan mawar-mawar.
Berbekal surat itu, Diana berangkat ke negeri asing, menempuh perjalanan yang akan membawanya pada suatu penemuan yang sungguh tidak diduganya.
He attended middle and high school at Robert College in Istanbul. He completed his university education in the USA where he earned his BA in Business Administration and Psychology at Lehigh University. Serdar Özkan has been a full-time novelist since 2002, dedicated to writing novels that unravel the deeper meaning of life's journey.
His debut novel, The Missing Rose, has been published in 44 languages in over 50 countries worldwide. Greatly cherished by readers from different cultures throughout the world from Canada to Japan, and from Brazil to China, The Missing Rose has entered bestseller lists in many countries.
Staying on bestseller lists at No.1 for weeks in Turkey, The Missing Rose remained on the lists for 84 weeks and became the most read novel in Turkey in 2010.
In the world press, The Missing Rose received great praise and was likened to the all-time favorites, Paulo Coelho’s Alchemist and Richard Bach’s Jonathan Livingston Seagull.
The Missing Rose was also likened to Saint-Exupéry’s Little Prince by DPA, one of the world’s most important news agencies, as well as by Helsinki Sanomat, the most widely read newspaper in Finland, and was acclaimed as the “Turks’ Little Prince.”
Published internationally by the world’s most prestigious and distinguished publishing houses like Random House, Bertelsmann, Bompiani and Hachette, Serdar Özkan’s debut novel has so far been translated into the following languages:
اساس رمان رز گمشده بر اسطورهی دایانا (آرتمیس، الههی شکار) و مریم است. آغاز و پایان کتاب دو متن اساطیری دارد. دیانا دختریست که پدرش را در کودکی از دست داده و با مادرش زندگی میکند و در اوج جوانی مادرش نیز از دنیا میرود. او آرزوهای حقیقی خود را در ازای نگاه تأییدکنندهی دیگران میفروشد. از طریق نامههایی که خواهر دوقلویش برای مادر میفرستاده، و مادر همه را از دیانا پنهان میکرد، در مییابد که باید در جستوجوی او برود و در این میان نیاز دارد تا مانند خواهرش صدای رزها را بشنود. هنگام انتخاب این مسیر نشانههایی برایش ظاهر میشود. او به ترکیه میرود نزد بانو زینب. بانو زینب با تمرینهایی خاص مثل شستن مو .....
دیگه واقعاً دارم سعی میکنم خودمو کنترل کنم گول این تبلیغات رو نخورم. گول ِ ترجمه به سی زبان ِ زنده دنیا و کتاب پرفروش ِ فلان و بهمان رو نخورم. من کِی میخوام یاد بگیرم فرق کتابای بازاری و عامه پسند رو با کتابای گوشت و استخون دارو. حالا جدا از غر زدن، مفهوم داستان فوق العاده بود. نمادها و تعابیر جداً عالی بودن و نه که آدم پشیمون شه از خوندنش. نه، بخونین اتفاقاً. ولی کسی که اینو نوشته، نویسنده نیست. صرفاً مخاطب شناس ِ خوبیه! میدونه چی رو چطوری بنویسه که ملت بخرن و بخونن و به به بگن و درگیر ساختارش هم نشن.
I really do not have so much things to write about this book. When you see the advertisements of it you really think it must be a wonderful book, "a combination of The Alcemist of Paulo Coelho and The Little Prince" Seriously, I wouldn't change even a page of The Little Prince with the entire of this book. I was deeply dissapointed, and it was truly a waste of time. So, I was once more right about being prejudiced about a bestseller.
تونستم ناتمام رهاش کنم خوشبختانه خوندن کتابهای اورهان پاموک و عزیز نسین،انتظارم رو از ادبیات داستانی معاصر ترکیه بالا برده بود و شدیدا مولع بودم سری به آثار باقی نویسندههاشون (الیف شافاک و سردار ازکان) هم بزنم که خب هردوبار منجر به ناامیدی شد تعجبم در مورد این کتاب بیشتر بخاطر تبلیغات گستردهی نویورکتایمز و کتابفروشیها بود و اینکه فلاندلار فروخته و به بیش از چهل زبان دنیا ترجمهشده
بخش دوم کتاب رو بیشتر از بخش اول کتاب دوست داشتم. حرفی که میخواست بزنه جالب بود درکل کتاب به شدت سلیقهایی هست ممکنه هزار نفر دوست نداشته باشه ولی یه نفر خوشش بیاد. به نظرم اینکه از کتاب خوشتون میاد یا نه بستگی به حس و حالتون داره
I started reading the book as it was compared by reviewers with The Little Prince by St. Exupery and The Alchemist by Paulo Coelho, described as a unique novel of self-discovery. Well, I was disappointed by the simplicity of the style, the author's effort to retell the story of the Little Prince and the rose, cheap referring to Socrates and Sufism, as well as the happy end which was clear from the start.
خیلی به دردنخور بود حرفای خوبی رو که خیلی ها خیلی بهتر و زیباتر نوشتن و سرودن چرا باید با همچین زبان و فضا و استعارات مزخرف و احمقانه ای بازگو کرد؟ اصلا گول تعریف و تمجیدهایی که در موردش رو جلد نوشتن رو نخورین
I picked this up from the hotel bookshop in Delhi coz I ran out of reading material on our recent trip. There was a time in my thirties, when books in the vein of this one (The Alchemist etc), appealed to me, but I'm not in that place right now. I don't need another book telling me how to get in touch with my inner self and live a life of joy nor explain to me that there's no gain without pain! Fortunately for me, I've learnt those lessons. Having said that the book was sort of enjoyable in parts, the language easy and the tone thankfully not too condescending. I guess it was just the wrong choice of book for me!
بدأت بداية جميلة ومشوقة.. عن فتاة تخبرها أمها قبل موتها أن لها أختا توأما عليها أن تبحث عنها. لتبدأ رحلة ديانا في البحث عن ماريا أختها بعد تردد، رحلة قادتها من ريو دي جانيرو إلى اسطنبول.. وهنالك في اسطنبول بدأ الكاتب يحاول أن يجعل من روايته رواية صوفية تتماهى فيها كل الكائنات وتُسمع فيها كل الأصوات بالقلب والروح.. محاولة لم تكن ناجحة بنظري، أصابني فيها ملل وفتور بعد حماسي للإنتهاء من الرواية.. لنصطدم بعدها بنهاية تشبه كثيرا الأفلام الهندية 😅
نجمتين للبداية ولبعض المقتبسات التي أعجبتني.. شخصيا لا أرشحها للقراءة.
با تجربه ى شخصى من توى زندگى ، بهترين توصيف از حال روزهاى اخيرم بودو رابطه ى احساسيم با مادرم و چالش هاى درونى خودم ، واقعا به دلم نشست ، اونقدر توانمند نيستم كه كتابى رو نقد كنم و همچنين عقيده دارم ساده ترين كتابها هم اگر در زمان مناسبش خونده بشن مى تونه تاثيرى كه بايد رو در روح خواننده بذاره .پل خوبى براى بعد مادى و معنوى وجودم بود.
با اینکه لحن داستان رو دوست نداشتم و موضوعشم چیز جدیدی نبود اما درکل کتاب بدی نبود و از خوندنش پشیمون نیستم🤔. ساختار داستان خیلی چیز خاصی نبود ولی نویسنده همون حرفهای معمول که خواننده ها دوست دارن بخونن رو ت��ی کتاب آورده بود و به نظرم دلیل محبوبیتش بین خیلیها همین حرف ها باشه .
" الوردة الضائعة " هي فتاة تروي قصة بحثها عن شقيقتها التؤام التي افترقت عنها بعد أن قرر والدها الهروب من حياته الزوجية مُصطحباً معه " ماريا " تاركاً خلفه زوجته و " ناديا " ، وتنشأ ناديا على كذبة إعتادت سماعها من والدتها في كل مرة تسأل الطفلة عن أبيها تُخبرها أمها بأنه ميت وتكبر الفتاة وهي لا تعرف شيء عّن والدها ولا عن شقيقتها التؤام إلى أن تنتقل والدتها لرحمة الله وتبدأ أركان هذا اللغز تتهاوى فوق رأس ديانا ، إذ تكتشف ان والدها حيّ يرزق _ على الأقل في ذلك الوقت الذي اعتقدت بأنه متوفى _ وليس هذا فحسب بل لها شقيقة تؤام اسمها ماريا .التي تعرفت عليها من خلال الرسائل السرية الموجودة في صندوق والدتها .
وأحداث الرواية متعددة مابين بحث ديانا عن شقيقتها ومحاولة ماريا الفرار من والدها والعودة لأمها ، تجري الأحداث الأولى في البرازيل بينما الجزء الأخر يحدث في تركيا .
إلى هنا كانت الأمور معي تسير على ما يرام ، حتى حطت ديانا الرحال في تركيا والتقت بصديقة والدتها " زينب هانم " هنا بدأت الرواية تأخذ منحى فلسفي وربما صوفي من خلال الوسائل التي اتبعتها زينب هانم مع ديانا للعثور على شقيقتها ولم الشمل . وبصراحة لا أعرف كيف يمكن لشخصية ديناميكية عملية مثل ديانا أن تصدق بهذه السهولة " هلاوس " إمرأة كزينب وتبدأ معها بالحديث مع الورد وطرح الأسئلة عليها ثم انتظار الحصول على الجواب !! بالنسبة لي كان هذا الجزء طفولي جداً إذ أن الوردة تحدثك وتسأل عنك وتذكرك وليس هذا فحسب بل إنك ستكون محظوظ فعلا لو عثرت على وردة تُحدثك بلسان الفلاسفة والأموات !
Książka dla mnie niezrozumiała i zbyt enigmatyczna. W mojej opinii interpretacja jest zbyt szeroka i trudno powiedzieć o czym to jest. Autor chciał napisać coś w typie małego księcia, aczkolwiek nie dorównał temu. Jedynie końcówka próbuje podciągnąć całą książkę, ale niestety nie udało to się.
الوردة الضائعة لروائى التركى "سردار أوزكان " هى رواية حول اكتشاف الذات ، و الحب ، و العلاقات ، وأهمية الأحلام والآمال في هذه الأزمنة الحديثه المشغولة المستعجلة.
تدور حول تجربة ديانا الفتاة البرازيلية الثرية الناجحة والمحبوبة ، التى تفقد والدتها التى تحبها كثيرا ، وتظل تكافح أحزانها بعد رحيلها ، و تتضاعف آلامها واحزانها بعد قراءة ديانا لرسالة والدتها تخبرها فيها عن وجود تؤم لها تحمل اسم ماريا ، توصيها بضرورة البحث عنها ، و تترك لها مجموعة من الرسائل التى تستدل من خلالها على كيفية العثور على اختها الضائعة ، تلك الاخت التى تجيد الحديث مع الورود تماما كبطل كتاب الروائى الفرنسي إكزوبيري في "الأمير الصغير " .
أثناء انشغالها بالتفكير فى قرار حول ان تقدم على البحث عن ماريا او تتجاهل وصية والدتها الأخيرة ، تلتقى فى نزهاتها اليومية المسائية بحديقة تقع على شاطىء البحر بمتسول يمارس قراءة الطالع عبر التحديق مطولا بملامح الوجه ، كما تتعرف على رسام ينتمى لأسرة تتمتع بوضع مادى مرتفع ، كان طالب بهارفرد ترك دراسة الاقتصاد ليكرس حياته ووقته للرسم ، رغم أنه يكتفى برسم مشهد وحيد متكرر فى كل لوحاته المنصوبة على جانب الطريق .
بعد تردد قصير واحاديثها مع قارىء الطالع و الفنان تحزم امرها وتقرر البحث عن ماريا التؤم الضائع ، فتجد ديانا نفسها فى الطريق إلى اسطنبول باحثة عن زينب هانم صاحبة دار ضيافة و حديقة ورود بالقرب من قصر أورتكوى ، كى تخبرها عن كيفية العثور على ماريا التى بحسب رسائل والدتها سبق لها الحضور الى هذا المكان قبل سنوات طويلة ، و تخبرها زينب هانم بأنها تتوقع وصول ماريا فى أى وقت ولكن لاتمانع فى بقاء ديانا بضيافتها حتى تصل اختها التؤم ، كما تعرض عليها فكرة تعليمها كيف تستمع للورود .
تدور أحداث بين ريو دي جانيرو في البرازيل، إسطنبول فى تركيا ، وتبتدء الرواية بوصف مركز لروح مدينة أفسس التركية التى تعود إلى عصور قديمة ، حينما كانت المدينة مركز لعبادة الآلهة ديانا ، حيث تتحول المدينة الى رمز عن ثنائية الجسد والروح ، عن الغرور والتواضع ، مازجا ً بين ديانا العصرية وديانا الالهة المغرورة البعيدة عن التواضع ، بالمقابل تظهر ماريا شديدة الشبه بتواضع وروحانية السيدة مريم فى العصور المسيحية فيما بعد، دون ان تتحول الرمزية والمقارنة بين الروحين والعالمين الى مواعظ تثقل على القارىء . بالمقابل تتضمن الرواية حكايات تراثية قديمة كانت من ضمن مغامرات وحكايات شخصية طريفة هو "نصر الدین جحا" ، ترويها زينب هانم لديانا فى الأيام الأربعة لتعلم الاستماع للورود ، محاولة ايصال رسائل فلسفية ذات نفحات صوفية لديانا القادمة من حياة مغرقة فى ماديتها وتعلقها بالمظاهر.
استخدم أوزكان اليوميات والمذكرات كتقنيات سردية تنتمى لطريقة الكلاسيكية فى فن الرواية مما افقد الرواية الحيوية لم تضفى أى تشويق المطلوب فى مثل هذا النوع من الحكايات ، وان كنت اعترف أن النهاية جاءت مفاجأة نوعا ما .
رواية "الوردة الضائعة " من ترجمة أنطوان باسيل وإصدار شركة المطبوعات للتوزيع والنشر نفس دار النشر التى تولت ترجمة ونشر اعمال الروائى البرازيلى الشهير باولو كويلو ، ربما هذا ماجعل دار النشر تضع تنويه على الغلاف الخلفى لرواية الورد الضائعة بأنها لاتقل أهمية عن روايتى "الخيميائى و الأمير الصغير" فكلا العملين الأدبيين يدوران حول شخص يخوض تجربة روحية لها طابع فلسفى ، استعمال دار النشر لهذين العملين اللذين حققا شهرة كبيرة فى وقت النشر قبل عقود عدة لرواية الأمير الصغير والشهرة الرواج الكبير للخيميائى فى السنوات الماضية ، كان وراء خيبة أمل قراء كثر لم يعجبهم المقارنة التى لم تأتى فى صالح الوردة الضائعة ، إذ بدت أقل تشويق او تفتقد لشىء من نضج الفلسفى عند الأمير الصغير، وروحانية الخيميائى .
Okuyup da "vakit kaybı" dediğim gerçekten çok az kitap vardır ve maalesef içlerinden biri de "Kayıp Gül". Küçük Prens, Martı ve Simyacı ile eşdeğer göstermek zaten kötü kokan bir pazarlama stratejisi,ancak yazarın da bu kitabı bu üç kitaba benzesin diye yazdığını hissetmek çok üzücü. Popüler kültüre hitap eden eserler yazmak tabi ki ayıp değil, ancak SADECE satsın diye yazmak ve dünyaya bu kitabı "Türk Edebiyatı" olarak tanıtmak hem ülkedeki değerli Türk yazarlarına hem de merak eden yabancı okurlara karşı büyük bir ayıp.
I wish I read this when I was very little and then again as an adult. It's a modern fairy tale and some of the parts I think I would have enjoyed alot more as a child, whereas now they were a little dull and naive. In the end it was all worth it. It has one of those tipical turkish endings. They either make you cry or blow your mind, this story did the latter. I think it's best if you go into this book without knowing anything, but then again, that's how I aproach most the books I read.
وحدهم الذين يملكون الشجاعة للتخلي عن الجيد يمكنهم ادراك الافضل ... الرواية تتحدث عن تجديد الروح وتحرير النفس من روابط اعجاب الناس "كن نفسك".. ما لفتني بالرواية ان سردار اوزكان قال انها لا تقل اهمية عن الخيميائي بالنسبة لي وجدتها افضل من الخيميائي
It is true that they said that this novel like 'The Alchemist' Paulo Choelho. This book is a quest for his second I but told Rose language.This is the female version of 'The Alchemist'.
/ „Tik tas, kuriam pakanka drąsos atsisakyti to, ką turi gero, gali tikėtis pasiekti dar geriau.“ /
Knyga, kurią į rankas ėmiau neturėdama jokių išankstinių lūkesčių. Na, gerai, gal šiokių tokių ir turėjau, nes „Indigo“ serijos knygos jau užsitarnavo jautrių, stiprių, jaudinančių knygų vardą, tad iš šios irgi šio to tikėjausi.
Kad istorija skleidžia labai gražią ir jautrią žinutę, tikrai nepasiginčysiu. Nepasiginčysiu ir dėl to, kad idėja gana originali (bent jau aš nieko panašaus iki šiol nebuvau skaičiusi). Bet dėl ko galiu pasiginčyti, tai d��l sukurtų veikėjų, kurie, pripažinkim, nebuvo labai išskirtiniai ir intriguojantys, ir dėl paviršutiniškumo.
Pirmiausia – veikėjai. O tiksliau, veikėjos, nes šioje knygoje išimtinai veikia tik moterys. Kaip bebūtų gaila, nė viena man nepatiko tiek, kad norėtųsi žavėtis ar liaupsinti, kokie nuostabūs jų charakteriai, kokios jos išskirtinės asmenybės. Nenorėdama išduoti siužeto, pasakysiu tik tiek – nuobodokos, ne itin ryžtingos, vietomis erzinančios, nesugebančios apsispręsti ir, lengvai tariant, „užknisančios“. Nesužavėjo.
Nesužavėjo ir istorijos paviršutiniškumas. Kiek neišnaudoto potencialo! Pro viską praslysta labai lengvai, nepasigilinta ten, kur tikrai reikėjo. Čia vienas iš tų retų atvejų, kur detalės ypač svarbios, kur detalesni aprašymai būtų sukūrę visai kitokią atmosferą, sukėlę visai kitokius jausmus ir nuotaiką. Nors negaliu sakyt, kad nesujaudino – kažkokią stygą užkabino, nors ir nestipriai. Na, ir ta Turkija. Kodėl jos tiek mažai?! Norėjosi daugiau turkiškos dvasios, mažiau amerikietiškų banalybių.
Vien dėl skleidžiamos žinutės verta skaityti! Puikiai tiks norintiems greitos, lengvos, neįpareigojančios istorijos – „sukrimtau“ vienu prisėdimu, o ir kažkokio ypatingo susikaupimo ar atidumo knyga nereikalavo, tad atsipalaidavimui – pats tas. Visgi didžiausios mano rekomendacijos bus tiems, kurie mėgsta knygų puslapiais pakeliauti po pasaulį, nes čia, nors ir trumpai, bet pabuvosite net dviejose šalyse – Amerikoje ir Turkijoje. Pabandykit ir jūs leistis į šią kelionę!