What do you think?
Rate this book


Hardcover
First published January 1, 1969
آنگاه فون هولست ما را به اتاق نشیمن بزرگی بود که نور آفتاب از پنجرههای بزرگ و باز به درون آن میتافت. در بیرون درختان سبز آلش زیر آسمان آبی دیده میشد و پرندگان پژوهشکده بال افشانی میکردند. فون هولست ویولای خود را آورد، بین دو پسر نشست و در نواختن سرناد بتهوون در د ماژور با ایشان همراه شد. این قطعه که از آثار جوانی بتهوون است لبریز از نیرو و نشاط است و ایمان به نظم کانونی در سراسر آن کمدلی و ماندگی را از بین میبرد. در همان حال که گوش میکردم در این اعتقاد راسختر میشدم که اگر به میزان بشری بسنجیم، زندگی و موسیقی و علم همواره ادامه خواهد یافت، هرچند ما خود فقط مهمانانی دو روزه، یا به قول نیلس هم بازیگران و هم تماشاگرانی در نمایش بزرگ زندگی باشیم.: (ص 248)