مجموعه ۱۰ داستان کوتاه: «یک شب قبل از انتخابات»؛ «پرانتز باز، خنده، پرانتز بسته»؛ «برای پیرزنهای خودم»؛ «تقسیم»؛ «تورگی»؛ «غذای چینی»؛ «شازده خانم»؛ «گدای انگلیسی»؛ «آفتاب مهتاب»؛ «هنوز نه، اما بعد»۰ چاپ ۱۳۸۲
شیوا ارسطویی، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی متولد اردیبهشت ۱۳۴۰ تهران با تحصیلات کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی و کارشناسی بهداشت صنعتی از دانشگاه تهران است.
مجموعه داستانهای «آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «آفتاب مهتاب» و «من دختر نیستم» و رمانهای «بیبی شهرزاد» و «افیون» از آثار اوست. کتاب «آفتاب مهتاب» برندهٔ جایزهٔ گلشیری و نیز برندهٔ جایزهٔ یلدا در سال ۸۲ شدهاست. ارسطویی سابقهٔ تدریس داستاننویسی در دانشگاه هنر تهران و دانشگاه فارابی را داشته٬ و اکنون در یکی از دانشگاههای غیرانتفاعی هنر در حال تدریس است. همچنین ده سال است کارگاه داستاننویسی وانکا را برگزار میکند. او بازیگری در چند فیلم کوتاه را تجربه کرده؛ از جمله فیلمی که بر اساس یکی از داستانهای جان بلاهری ساخته شدهاست.
انگار به صدای زن میان سالی گوش می دین که داره از خاطراتش حرف می زنه.حس می کردم دارم خاطره می خونم.شاید چون یشتر داستان ها از دیدگاه اول شخص روایت شده اند و اولویت درشون با گذشته است. "آفتاب مهتاب" و"پرانتز باز ، خنده ، پرانتز بسته " برام دلنشین تر بودند. مجموعه ای از ده تا داستان با محوریت زنانه. قشنگ وصمیمی.
قصه ها یکدست نبود بعضی خیلی خیلی خوب و بعضی متوسط ویژگی مشترک شان این بود که راوی همه قصه ها زن میانسال بود اون یکی کتاب ارسطویی را « آمده بودم ....» بیشتر دوست داشتم
دو داستان از ده داستان واقعا خوب بود : شازده خانم و آفتاب مهتاب
"بالأخره وقتی با خبر شد که پسر روزبه خان دست دختر ته تغاری ش را گرفته و زده به چاک جاده، پاک از همه چیز نه امید شد. اولین عکس العمل ش این بود که برود وسعت حیاط خانه ش و اذان بی وقت سر بدهد...اذانی که برای اتفاقی نااا گوار و مخصوصا اتفاقی که ابروی مسلمانی را به باد دهد، سر میدهند. ما خیلی ترسیدیم وقتی شنیدیم علی آقا راه و بی راه، هر کجای خانه که باشد، بلند میشود میایستاد و اذان بی وقت سر میدهد... " آفتاب مهتاب
فقط محض کنجکاوی که بدانم کتابی که جایزه گرفته است چه داستانهایی دارد؟ آفتاب مهتاب را خواندم و غیر از یک داستان چیز دندان گیر دیگری نصیبم نشد. همان یکبار کافی بود