What do you think?


چنین کنند بزرگان
Ever wonder what Nero did before he began fiddling about in Rome, or wanted the bare facts about Lady Godiva? Maybe you've found the story of Lucrezia Borgia a bitter pill to swallow, or wanted the straight skinny on corpulent King Henry the Eighth, but you haven't the stomach for stuffy history books. Now these and twenty-two more of history's most famous personages are brought brilliantly to life, in this collection of unfailingly accurate yet undeniably hilarious biographies. You'll laugh while you learn about the very real people behind the legendary names, including why Montezuma was so vengeful, and why Catherine was so Great. You'll even finally lay to rest the rumor that Charlemagne was called "Chuck" by his friends.
184 pages, Paperback
First published January 1, 1950
About the author
Will Cuppy
22 books41 followersWilliam Jacob "Will" Cuppy was an American humorist and literary critic, known for his satirical books about nature and historical figures.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 358 reviews
August 24, 2019
پروفسور رایت عقیده دارد که اسکندر «بیش از هر چیز پیامبر صلح بود». لابُد ایشان اطلاع دارند، مُنتها به نظر میرسد که اسکندر پیامِ صلحش را از راهِ جنگ تبلیغ میکرد
کتابی که خواندم، اثری است با جان مایه طنز. طنزی چنان، که بِشود در وصفش گفت، "نَه شوخی،نَه جدی-هم شوخی،هم جدی". معجونی از ایده نابِ "ویل کاپی" و ظریف گوئیِ دریابندری، در دو مکان و زمان مختلف، اولی در مملکتشون حینِ نوشتن و دومی هم در مملکتِمون، حینِ ترجمه
به اعترافِ موکدِ خودِ مترجم در مقدمه -که در نَمکین بودن کَم از متنِ کتاب ندارد-، ترجمه وی سرشارست از امانت نَ+داری، انگشت کردن،جعل و حذف و اضافاتِ دلم خواست طور
ولی گذشته از اینا، تحسینِ زبانِ طنزِ منحصر بفردِ تالیفی-ترجمه ایِ دریابندری، مَگر با یک "دَمِت گرم!" مَشتی، عینِ بی انصافییه
اولِ
استاد نجف دریابندری، شوخی هایِ حقاََ خنده داری رو در بابِ داستانِ زندگانیِ بزرگانِ تاریخ (با تاکید ویژه بر قاتلان و فاسدانِ بزرگ اروپا)، رویِ خرِ نوشتاریِ بذله گویانه یِ "ویل کاپی" سوار کرده، اونم چه سَوار کردنی، دقیقاََ برعکس. دریابندری، این دلبریِ نوشتاری رو به گونه ای انجام داده که خیلی ها اوائل معتقد بودند، شخصی به نامِ "ویل کاپی" وجود خارجی نداره و این کتاب نوشته خودِ دریابندریه.
نجف دریابندری، در اردیبهشت99 درگذشت، وَبه قولِ خودش، درگذشتی در اثر فوت
دوم
برایِ من، واکنش به طنزِ خاصِ متن، به این صورت بود که بعد از خنده یِ اولی، یه حسِ متعاقبِ تکان دهنده ایَم بود که یه جورایی تاریخ نویسی به معنای معمولِش، در گُنده تَر کردنِ قاتلین و فاسقینِ مشهورِ تاریخ رو نقد میکرد. مِن بابِ مثال، اشاره رِندانه به اینکه هَر کی بیشتر بُکشه، از بزرگانِ تاریخ محسوبش میکنن. به عنوانِ نمونه، یکی مثه اسکندر
سوم
از دیدِ این بنده، یک بار مطالعه این کتاب کافی خواهد بود، اگر که مطالعمون از بابِ خنده و خوشیه و نَه بیشتر. اما خالی از لطف و هدف، نخواهد بود اگه دو بار یا بیشتر وصدالبته با دقت و حوصله مضاعف بخونیمش اگه که هدفِ مطالعه "خنده + فهمِ مکتوماتِ قلبیِ مشترکِ نویسنده و مترجمه". کاپی و دریابندری، نویسنده و مترجمی چنانند، که اگر هم "هَم زمان" نزیسته و "هَم زبان" نَبوده باشن، اما عجیب هم دِلَن
آخر سخن
شاهکارِ کتاب از دیدِ طنزدوستاش، شوخی های اروتیکشه و حتی طرحِ گرافیکیِ روی جلد هم، که یه شمشیرِ دراز تو کلمه یِ "چنین" فرورفته و دستِ طرف از پشت خورده به کلمه یِ "کُنند"، همین موضوع رو تداعی میکنه
چند بریده متن از کتاب
کلئوپاترا شخصاََ به رتق و فتق امور مشغول بود، گرچه بیشتر به فتق امور میپرداخت
-----------------------------------------------
اشخاصی که از همدیگر خوششان میآید، خیال میکنند دیگران هم از آنها خوششان می آید و خیلی لوس و بیمزه میشوند
-----------------------------------------------
از تخصصهای گوناگون "احمد شاملو" یکی هم این است که میتواند هر مجلهی تعطیلی را دائر کند و هر مجلهی دائری را تعطیل کند. این کار را شاملو به کمکِ معجون خاصی انجام میدهد که ترکیباتِ آن در هر دو مورد کم و بیش یکی است
-----------------------------------------------
اینکه میگویند "خئوپس"، این هرم را ساخت البته منظور این نیست که خودش سنگهای آن را به دوش کشید
خئوپس یک نفر نابغه بود. بنابراین فهمید که سنگها را باید اشخاص دیگر به دوش بکشند
کتابی که خواندم، اثری است با جان مایه طنز. طنزی چنان، که بِشود در وصفش گفت، "نَه شوخی،نَه جدی-هم شوخی،هم جدی". معجونی از ایده نابِ "ویل کاپی" و ظریف گوئیِ دریابندری، در دو مکان و زمان مختلف، اولی در مملکتشون حینِ نوشتن و دومی هم در مملکتِمون، حینِ ترجمه
به اعترافِ موکدِ خودِ مترجم در مقدمه -که در نَمکین بودن کَم از متنِ کتاب ندارد-، ترجمه وی سرشارست از امانت نَ+داری، انگشت کردن،جعل و حذف و اضافاتِ دلم خواست طور
ولی گذشته از اینا، تحسینِ زبانِ طنزِ منحصر بفردِ تالیفی-ترجمه ایِ دریابندری، مَگر با یک "دَمِت گرم!" مَشتی، عینِ بی انصافییه
اولِ
استاد نجف دریابندری، شوخی هایِ حقاََ خنده داری رو در بابِ داستانِ زندگانیِ بزرگانِ تاریخ (با تاکید ویژه بر قاتلان و فاسدانِ بزرگ اروپا)، رویِ خرِ نوشتاریِ بذله گویانه یِ "ویل کاپی" سوار کرده، اونم چه سَوار کردنی، دقیقاََ برعکس. دریابندری، این دلبریِ نوشتاری رو به گونه ای انجام داده که خیلی ها اوائل معتقد بودند، شخصی به نامِ "ویل کاپی" وجود خارجی نداره و این کتاب نوشته خودِ دریابندریه.
نجف دریابندری، در اردیبهشت99 درگذشت، وَبه قولِ خودش، درگذشتی در اثر فوت
دوم
برایِ من، واکنش به طنزِ خاصِ متن، به این صورت بود که بعد از خنده یِ اولی، یه حسِ متعاقبِ تکان دهنده ایَم بود که یه جورایی تاریخ نویسی به معنای معمولِش، در گُنده تَر کردنِ قاتلین و فاسقینِ مشهورِ تاریخ رو نقد میکرد. مِن بابِ مثال، اشاره رِندانه به اینکه هَر کی بیشتر بُکشه، از بزرگانِ تاریخ محسوبش میکنن. به عنوانِ نمونه، یکی مثه اسکندر
سوم
از دیدِ این بنده، یک بار مطالعه این کتاب کافی خواهد بود، اگر که مطالعمون از بابِ خنده و خوشیه و نَه بیشتر. اما خالی از لطف و هدف، نخواهد بود اگه دو بار یا بیشتر وصدالبته با دقت و حوصله مضاعف بخونیمش اگه که هدفِ مطالعه "خنده + فهمِ مکتوماتِ قلبیِ مشترکِ نویسنده و مترجمه". کاپی و دریابندری، نویسنده و مترجمی چنانند، که اگر هم "هَم زمان" نزیسته و "هَم زبان" نَبوده باشن، اما عجیب هم دِلَن
آخر سخن
شاهکارِ کتاب از دیدِ طنزدوستاش، شوخی های اروتیکشه و حتی طرحِ گرافیکیِ روی جلد هم، که یه شمشیرِ دراز تو کلمه یِ "چنین" فرورفته و دستِ طرف از پشت خورده به کلمه یِ "کُنند"، همین موضوع رو تداعی میکنه
چند بریده متن از کتاب
کلئوپاترا شخصاََ به رتق و فتق امور مشغول بود، گرچه بیشتر به فتق امور میپرداخت
-----------------------------------------------
اشخاصی که از همدیگر خوششان میآید، خیال میکنند دیگران هم از آنها خوششان می آید و خیلی لوس و بیمزه میشوند
-----------------------------------------------
از تخصصهای گوناگون "احمد شاملو" یکی هم این است که میتواند هر مجلهی تعطیلی را دائر کند و هر مجلهی دائری را تعطیل کند. این کار را شاملو به کمکِ معجون خاصی انجام میدهد که ترکیباتِ آن در هر دو مورد کم و بیش یکی است
-----------------------------------------------
اینکه میگویند "خئوپس"، این هرم را ساخت البته منظور این نیست که خودش سنگهای آن را به دوش کشید
خئوپس یک نفر نابغه بود. بنابراین فهمید که سنگها را باید اشخاص دیگر به دوش بکشند
August 24, 2014
این کتاب، چند سالی بود که چاپ نشده بود، نمی دونم به چه دلیل. من مجبور شدم از طریق اینترنت دانلود کنم و بخونمش. اخیراً دیدم مجدداً چاپ شده و خریدمش که زیر دین آقای دریابندری نمونیم!
كتاب "چنين كنند بزرگان"، كتاب طنزى نوشته ى ويل كاپى به ترجمه ى نجف دريابندرىِ افسانه ايست، كه به خاطر نثر زيبايش، تا مدت ها تصور مى شد كه دريابندرى خود نويسنده ى اين كتاب است و ويل كاپى وجود خارجى ندارد.
کتاب ترجمه ی آزادیست از "انحطاط و سقوط غالب افراد" که به زندگی شخصیت های بزرگ تاریخی، با دید طنز نگاه می کند.
به عنوان يك طنز خوب، خواندن اين كتاب را توصيه مى كنم.
كتاب "چنين كنند بزرگان"، كتاب طنزى نوشته ى ويل كاپى به ترجمه ى نجف دريابندرىِ افسانه ايست، كه به خاطر نثر زيبايش، تا مدت ها تصور مى شد كه دريابندرى خود نويسنده ى اين كتاب است و ويل كاپى وجود خارجى ندارد.
کتاب ترجمه ی آزادیست از "انحطاط و سقوط غالب افراد" که به زندگی شخصیت های بزرگ تاریخی، با دید طنز نگاه می کند.
به عنوان يك طنز خوب، خواندن اين كتاب را توصيه مى كنم.
February 2, 2022
راستش به نظرم در خوندن این کتاب حسهای مختلفی کنار هم قرار میگیرند.
دو سه بخش اول کتاب خیلی جذاب و جدید به نظر میاد و سبک شوخیها و روایت جالب هستش و تا حد خوبی طنزآمیز و خندهدار
از یه جایی به بعد شوخیها تکراری میشه، خندهدار که هیچی حتی اعصاب خوردکن میشه و اصلا مشخص نیست قصد و هدف چیه.
اگر خواننده با شخص معروف در هر بخش آشنایی داشته باشه و از سیر وقایع باخبر باشه میتونه با شوخیها و روند متن ارتباط بگیره ولی اگر اون شخص معروف رو نشناسه به هیچ وجه با جملات و شوخیهای پشت سرهم ارتباط نمیگیره.
به نظرم اگر این کتاب به همون صورت اولش یعنی چاپ شده توی شمارههای مختلف نشریه و به صورت سریالی خونده بشه حس بهتری به خواننده میده تا اینکه به صورت یک کتاب و پشت سر هم مطالعه بشه
مترجم زحمت زیادی برای این کتاب کشیده و در زمان خودش کار نویی انجام داده ولی یه جاهایی متن بیش از حد ایرانیزه شده که حتی واحد پول رو هم تبدیل به ریال و تومن کرده (البته فکر کنم بنده خدا خبر نداشته که چقدر ممکنه پول بیارزش بشه و مقادیر اون موقع به الان کاملا بیمعنی بشه).
کتاب کوتاه هستش و فصلها هیچ ارتباطی با هم ندارن. قطعا ارزش خوندن داره مخصوصا به این شکل که فقط یک شخصیت رو انتخاب کنیم و فصل رو بخونیم و بعدش چند وقت بعد یکی دیگه رو بخونیم.
دو سه بخش اول کتاب خیلی جذاب و جدید به نظر میاد و سبک شوخیها و روایت جالب هستش و تا حد خوبی طنزآمیز و خندهدار
از یه جایی به بعد شوخیها تکراری میشه، خندهدار که هیچی حتی اعصاب خوردکن میشه و اصلا مشخص نیست قصد و هدف چیه.
اگر خواننده با شخص معروف در هر بخش آشنایی داشته باشه و از سیر وقایع باخبر باشه میتونه با شوخیها و روند متن ارتباط بگیره ولی اگر اون شخص معروف رو نشناسه به هیچ وجه با جملات و شوخیهای پشت سرهم ارتباط نمیگیره.
به نظرم اگر این کتاب به همون صورت اولش یعنی چاپ شده توی شمارههای مختلف نشریه و به صورت سریالی خونده بشه حس بهتری به خواننده میده تا اینکه به صورت یک کتاب و پشت سر هم مطالعه بشه
مترجم زحمت زیادی برای این کتاب کشیده و در زمان خودش کار نویی انجام داده ولی یه جاهایی متن بیش از حد ایرانیزه شده که حتی واحد پول رو هم تبدیل به ریال و تومن کرده (البته فکر کنم بنده خدا خبر نداشته که چقدر ممکنه پول بیارزش بشه و مقادیر اون موقع به الان کاملا بیمعنی بشه).
کتاب کوتاه هستش و فصلها هیچ ارتباطی با هم ندارن. قطعا ارزش خوندن داره مخصوصا به این شکل که فقط یک شخصیت رو انتخاب کنیم و فصل رو بخونیم و بعدش چند وقت بعد یکی دیگه رو بخونیم.
March 19, 2007
If I was a history teacher, this would be my textbook. It's the kind of book that you can't read by yourself because all you want to do is read the funny parts out loud to people. It is total comedy genius, plus it's a brilliant history book. The best part of the whole book is the chapter on Hannibal, and about his journey over the Alps via elephant caravan, which is pretty much the most ridiculous way you could think of to cross the Alps, and how every time Hannibal wrote home to Carthage to send more elephants, the people of Carthage would respond, did he think they were made of elephants and what had he done with the elephants they sent before. That line made me CRY laughing the first time I read it.
January 16, 2020
دقایق (۲۰:۳۴) تا (۲۳:۲۶) از مستند "پیرمرد و دریا" ساخته داریوش غذبانی:
مهدی غبرایی: تألیفهای استاد هم "چنین کنند بزرگان" را با لذت فراوان من خوندم و خب میشه گفت با نویسندهی خوش ذوقی یا حالا ایشون میگه ترجمه است، من هنوز شک دارم، چون ایشونم به روشنی توضیح ندادند، که ما همچو کسی پیدا نکردیم تو منابع اینترنتو نمیدونم اینجاها پیدا نکردیم. اسدالله امرایی: یه جورایی خودشون اصرار داشتند انگار که مثلاً بگن کسی به نام ویل کاپی وجود نداشته و این در واقع نجف دریابندری بوده ولی هیچ موقع مثلا آقای دریابندری راجع به ویل کاپی حرف نزد. چنین کنند بزرگانش مثلاً یکی از همین چیزهاست و بعد هم جا افتاد، یعنی اصلا خود واژه چنین کنند بزرگان امروز شده یه ضربالمثل توی کار.
مصاحبه کننده: راجع به "چنین کنند بزرگان" ویل کاپی این هنوز که هنوزه چالشی هست... هنوز سؤال است که آیا همچین نویسندهای وجود داشته؟ واقعاً ترجمه شده؟
نجف دریابندری: آره یه همچین نویسندهای وجود داشته.
مصاحبه کننده: شما همچنان میگید هست، هان؟ آخه خیلی مهجوره حالا همچین نویسندهای حداقلش اینه. چون با روحیهی طنز خود شما و نوع برخورد طنزتون، ایجاد موقعیت طنز، خیلی نزدیک بود، بعد ظاهرا اینم به صورت مداوم منتشر میشد توی یکی از نشریاتی که شاملو هم بود اون موقع، این سو تفاهم یا این فکر به وجود اومد که احتمالا اینها را خود آقای دریابندری نوشته.
نجف دریابندری: این ترجمهی یه متن انگلیسیه به اسمه نویسنده، ویل کاپیه
محمد زهرایی: دریابندری دروغ نمیگه، هیچ کس نمیتونه بگه که دریابندری دروغ گفته
عبدالله کوثری: به هرحال خودش میگه که حقیقی بوده اما واقعیت اینه که اون زمان که اول بار این تو خوشه چاپ شد همه میگفتند نه آقا اصلا اینو خود دریابندری مینویسه، چون خود دریابندری اصلاً طنزش درجه یکه، اما واقعاً آیا بگم قاضی مثلاً آیا قاضی میتونست اون زبان رو دربیاره؟ غیرممکن بود.
مهدی غبرایی: به هرحال چه ترجمه باشه چه تألیف باشه، ترجمه اگر باشه که بیشتر تحسین انگیزه، نوشته هم باشه و تألیف خود استاد باشه باز هم تحسین انگیزه، و واقعاً کار شیرین و شیوا و لذت بخشی که دیگه به ندرت گیر میاد که من هم چون لذتی رو از خوندن یه کتاب که این همه آدم بخونه و بخنده، و خندهی نه سطحی، بلکه حتی به خودش هم بخنده، شاید مثلاً بعد از کتاب دایی جان ناپلئون این یادم میاد.
مهدی غبرایی: تألیفهای استاد هم "چنین کنند بزرگان" را با لذت فراوان من خوندم و خب میشه گفت با نویسندهی خوش ذوقی یا حالا ایشون میگه ترجمه است، من هنوز شک دارم، چون ایشونم به روشنی توضیح ندادند، که ما همچو کسی پیدا نکردیم تو منابع اینترنتو نمیدونم اینجاها پیدا نکردیم. اسدالله امرایی: یه جورایی خودشون اصرار داشتند انگار که مثلاً بگن کسی به نام ویل کاپی وجود نداشته و این در واقع نجف دریابندری بوده ولی هیچ موقع مثلا آقای دریابندری راجع به ویل کاپی حرف نزد. چنین کنند بزرگانش مثلاً یکی از همین چیزهاست و بعد هم جا افتاد، یعنی اصلا خود واژه چنین کنند بزرگان امروز شده یه ضربالمثل توی کار.
مصاحبه کننده: راجع به "چنین کنند بزرگان" ویل کاپی این هنوز که هنوزه چالشی هست... هنوز سؤال است که آیا همچین نویسندهای وجود داشته؟ واقعاً ترجمه شده؟
نجف دریابندری: آره یه همچین نویسندهای وجود داشته.
مصاحبه کننده: شما همچنان میگید هست، هان؟ آخه خیلی مهجوره حالا همچین نویسندهای حداقلش اینه. چون با روحیهی طنز خود شما و نوع برخورد طنزتون، ایجاد موقعیت طنز، خیلی نزدیک بود، بعد ظاهرا اینم به صورت مداوم منتشر میشد توی یکی از نشریاتی که شاملو هم بود اون موقع، این سو تفاهم یا این فکر به وجود اومد که احتمالا اینها را خود آقای دریابندری نوشته.
نجف دریابندری: این ترجمهی یه متن انگلیسیه به اسمه نویسنده، ویل کاپیه
محمد زهرایی: دریابندری دروغ نمیگه، هیچ کس نمیتونه بگه که دریابندری دروغ گفته
عبدالله کوثری: به هرحال خودش میگه که حقیقی بوده اما واقعیت اینه که اون زمان که اول بار این تو خوشه چاپ شد همه میگفتند نه آقا اصلا اینو خود دریابندری مینویسه، چون خود دریابندری اصلاً طنزش درجه یکه، اما واقعاً آیا بگم قاضی مثلاً آیا قاضی میتونست اون زبان رو دربیاره؟ غیرممکن بود.
مهدی غبرایی: به هرحال چه ترجمه باشه چه تألیف باشه، ترجمه اگر باشه که بیشتر تحسین انگیزه، نوشته هم باشه و تألیف خود استاد باشه باز هم تحسین انگیزه، و واقعاً کار شیرین و شیوا و لذت بخشی که دیگه به ندرت گیر میاد که من هم چون لذتی رو از خوندن یه کتاب که این همه آدم بخونه و بخنده، و خندهی نه سطحی، بلکه حتی به خودش هم بخنده، شاید مثلاً بعد از کتاب دایی جان ناپلئون این یادم میاد.
May 30, 2015
برای دیدن اینکه یک کتاب طنز ترجمه شده چقدر میتونه فوق العاده باشه بدون کوچکترین تردید باید به سراغ "چنین کنند بزرگان" نوشته "ویل کاپی" با ترجمه بی نظیر "نجف دریابندری" رفت. کتاب روایتی است طنز آمیز از زندگی تعدادی از بزرگان تاریخ جهان. ترجمه کتاب آزاد است به طوری که مترجم در مقدمه ذکر می کند به هیچ وجه به اصل اثر وفادار نیست و اسم کتاب را نیز از "انحطاط و سقوط عملاً همه کس" به "چنین کنند بزرگان" تغییر می دهد. هر چند که ممکن است به این موضوع خرده گرفته شود اما به نظر من این یکی از بزرگترین نقاط قوت ترجمه برای حفظ تاثیرگذاری و لطافت طنز کتاب است
April 30, 2023
این کتاب متشکل از سرگذشت 12 شخصیت تاریخی شامل خئوپس، پریکلس، اسکندرکبیر، هانیبال، کلئوپاترا، نرون، آتیلا، کریستف کلمب، لوکرتز، فردریک کبیر، کاترین کبیر و پطر کبیر است که با نگاهی طنز به جنبههایی از زندگی آن ها پرداخته شده، مصداقهای تاریخی اثر آنچنان قابل استناد نیست و اصولاً نویسنده این چنین هدفی را دنبال نمیکرده ولی نگاه طنزی که نویسنده و صد البته مترجم با آن ترجمه درخشان و البته آزاد خود به متن افزوده در لذتبخش کردن خواندن اثر، تاثیر به سزایی داشته. در مجموع لحظاتی خوبی را با خواندن کتاب داشتم. این را هم اضافه کنم که همانطور که مترجم در مقدمه اشاره کرده بخشهایی از این اثر نخستین بار در مجله خوشه چاپ شده که سردبیر آن موقعش احمد شاملو بوده و عنوان اصلی کتاب هم انحطاط و سقوط غالب اشخاص نوشته ویل کاپی بوده است.
کتاب مملو از جملاتی طنزی است که لبخند بر لب مخاطب میاره مثلاً جایی از سرگذشت اسکندر اینچنین نوشته شده :
"پروفسور رایت عقیده دارد که اسکندر بیش از هر چیز پیامبر صلح بود. لابُد ایشان اطلاع دارند، منتها به نظر میرسد که اسکندر پیام صلحش را از راه جنگ تبلیغ میکرد" ، چقدر این عبارت آشناست!!!
کتاب مملو از جملاتی طنزی است که لبخند بر لب مخاطب میاره مثلاً جایی از سرگذشت اسکندر اینچنین نوشته شده :
"پروفسور رایت عقیده دارد که اسکندر بیش از هر چیز پیامبر صلح بود. لابُد ایشان اطلاع دارند، منتها به نظر میرسد که اسکندر پیام صلحش را از راه جنگ تبلیغ میکرد" ، چقدر این عبارت آشناست!!!
September 2, 2025
Each book I read offers a new perspective. In this post, I share my thoughts on this book in Persian and English. I hope this will be enjoyable for you :)
هر کتابی که می خوانم دریچه ای به دنیایی جدید است. تو این نوشته دیدگاه و تجربه ام از مطالعه ی این کتاب رو به دو زبان فارسی و انگلیسی با شما به اشتراک می ذارم امیدوارم خوندنش براتون لذتبخش باشه :)
Persian (فارسی)
نگاهی کلی به اثر 🔍
کتاب «چنین کنند بزرگان» روایتی طنزآمیز از زندگی و رفتار شخصیتهای مشهور تاریخیست که با نگاهی متفاوت و گاه گزنده، چهرهی انسانیتر و کمتر رسمی آنان را به تصویر میکشد. ترجمهی نجف دریابندری، با نثری روان و شوخطبع، بهگونهایست که خواننده را هم سرگرم میکند و هم به تأمل وامیدارد.
۱.طنز بهعنوان ابزار نقد 🎭
اگرچه لحن کتاب طنزآمیز است، اما این طنز صرفاً برای خنداندن نیست. در بسیاری از بخشها، نویسنده با استفاده از شوخیهای ظریف، نقدهایی جدی و دقیق به رفتار، تصمیمگیری و ضعفهای تاریخی شخصیتها وارد میکند. این نگاه انسانی به «بزرگان» تاریخ، نقطهی قوت اثر است؛ چرا که آنان را نه بهعنوان اسطوره، بلکه بهعنوان انسانهایی با اشتباهات و تناقضها معرفی میکند.
۲.نقاط ضعف و محدودیتها 📉
با وجود جذابیتهای زبانی و طنز، در برخی قسمتها غلبهی شوخی بر محتوا موجب شده است که روایت تاریخی عمق لازم را نداشته باشد. کتاب بیشتر بهعنوان یک برداشت آزاد و غیررسمی از تاریخ قابل ارزیابیست تا یک منبع علمی دقیق. این موضوع ممکن است برای مخاطبانی که انتظار تحلیلهای جدیتری دارند، اندکی ناامیدکننده باشد.
۳. تجربهی شخصی من با کتاب 💭
برای من، مطالعهی این کتاب تجربهای دوگانه بود. از یک سو، لذت بردم از نثر روان و شوخطبعی خاص مترجم، و از سوی دیگر، گاهی احساس کردم که طنز بیش از حد بر محتوا سایه انداخته است. برخی نکات تاریخی بهخوبی در ذهنم ماند، اما در مجموع، آن تعادل مطلوب میان طنز و عمق تاریخی برایم برقرار نشد.
سخن آخر درباره ی کتاب 🔚
«چنین کنند بزرگان» اثریست قابل تأمل، اما نه بینقص. اگرچه لحظاتی از مطالعهی آن لذتبخش و سرگرمکننده بود، اما در مجموع تجربهای متوسط برای من رقم زد. این کتاب میتواند برای علاقهمندان به تاریخ با رویکردی طنزآمیز جذاب باشد، اما احتمالاً برای مخاطبان جدیتر، کافی نخواهد بود.
اگر این کتاب چیزی به من آموخت، این بود که تاریخ فقط با نبوغ ساخته نمیشود—بلکه اشتباهها، غرورها و طنز تلخ طبیعت انسانی نیز در شکلگیری آن نقش دارند.
English (انگلیسی)
General Overview 🔍
The Decline and Fall of Practically Everybody offers a satirical portrayal of the lives and behaviors of prominent historical figures. Through a sharp and unconventional lens, the book presents a more human and less formal image of these individuals. Najaf Daryabandari’s Persian translation, titled Chenin Konand Bozorgan (“Such Are the Great Ones”), is not a literal rendering but a creative adaptation that captures the spirit and humor of the original.
1. Humor as a Tool for Critique 🎭
Although the tone of the book is humorous, the satire is not merely for amusement. In many sections, the author uses subtle jokes to deliver serious and precise critiques of the decisions, behaviors, and flaws of historical figures. This humanized perspective on the “great ones” is one of the book’s strengths, portraying them not as untouchable legends but as flawed, contradictory individuals.
2. Weaknesses and Limitations 📉
Despite its linguistic charm and humor, in some parts the comedic tone overshadows the historical content, leaving the narrative lacking in depth. The book is better understood as a free and informal interpretation of history rather than a rigorous academic source. This may disappoint readers who expect more serious analysis.
3. My Personal Experience with the Book
For me, reading this book was a mixed experience. On one hand, I enjoyed the translator’s witty and fluid style; on the other, I sometimes felt that the humor dominated the substance. Some historical insights stayed with me, but overall, the balance between satire and historical depth didn’t quite meet my expectations.
Final Thoughts on the Book 🔚
The Decline and Fall of Practically Everybody is a thought-provoking work, though not without its flaws. While certain moments were enjoyable and entertaining, overall it was an average read for me. This book may appeal to those interested in history told through a humorous lens, but it likely won’t satisfy readers seeking more serious or scholarly content.
If this book taught me anything, it’s that history isn’t shaped by brilliance alone—it’s also shaped by mistakes, pride, and the bittersweet humor of human nature.
هر کتابی که می خوانم دریچه ای به دنیایی جدید است. تو این نوشته دیدگاه و تجربه ام از مطالعه ی این کتاب رو به دو زبان فارسی و انگلیسی با شما به اشتراک می ذارم امیدوارم خوندنش براتون لذتبخش باشه :)
Persian (فارسی)
نگاهی کلی به اثر 🔍
کتاب «چنین کنند بزرگان» روایتی طنزآمیز از زندگی و رفتار شخصیتهای مشهور تاریخیست که با نگاهی متفاوت و گاه گزنده، چهرهی انسانیتر و کمتر رسمی آنان را به تصویر میکشد. ترجمهی نجف دریابندری، با نثری روان و شوخطبع، بهگونهایست که خواننده را هم سرگرم میکند و هم به تأمل وامیدارد.
۱.طنز بهعنوان ابزار نقد 🎭
اگرچه لحن کتاب طنزآمیز است، اما این طنز صرفاً برای خنداندن نیست. در بسیاری از بخشها، نویسنده با استفاده از شوخیهای ظریف، نقدهایی جدی و دقیق به رفتار، تصمیمگیری و ضعفهای تاریخی شخصیتها وارد میکند. این نگاه انسانی به «بزرگان» تاریخ، نقطهی قوت اثر است؛ چرا که آنان را نه بهعنوان اسطوره، بلکه بهعنوان انسانهایی با اشتباهات و تناقضها معرفی میکند.
۲.نقاط ضعف و محدودیتها 📉
با وجود جذابیتهای زبانی و طنز، در برخی قسمتها غلبهی شوخی بر محتوا موجب شده است که روایت تاریخی عمق لازم را نداشته باشد. کتاب بیشتر بهعنوان یک برداشت آزاد و غیررسمی از تاریخ قابل ارزیابیست تا یک منبع علمی دقیق. این موضوع ممکن است برای مخاطبانی که انتظار تحلیلهای جدیتری دارند، اندکی ناامیدکننده باشد.
۳. تجربهی شخصی من با کتاب 💭
برای من، مطالعهی این کتاب تجربهای دوگانه بود. از یک سو، لذت بردم از نثر روان و شوخطبعی خاص مترجم، و از سوی دیگر، گاهی احساس کردم که طنز بیش از حد بر محتوا سایه انداخته است. برخی نکات تاریخی بهخوبی در ذهنم ماند، اما در مجموع، آن تعادل مطلوب میان طنز و عمق تاریخی برایم برقرار نشد.
سخن آخر درباره ی کتاب 🔚
«چنین کنند بزرگان» اثریست قابل تأمل، اما نه بینقص. اگرچه لحظاتی از مطالعهی آن لذتبخش و سرگرمکننده بود، اما در مجموع تجربهای متوسط برای من رقم زد. این کتاب میتواند برای علاقهمندان به تاریخ با رویکردی طنزآمیز جذاب باشد، اما احتمالاً برای مخاطبان جدیتر، کافی نخواهد بود.
اگر این کتاب چیزی به من آموخت، این بود که تاریخ فقط با نبوغ ساخته نمیشود—بلکه اشتباهها، غرورها و طنز تلخ طبیعت انسانی نیز در شکلگیری آن نقش دارند.
English (انگلیسی)
General Overview 🔍
The Decline and Fall of Practically Everybody offers a satirical portrayal of the lives and behaviors of prominent historical figures. Through a sharp and unconventional lens, the book presents a more human and less formal image of these individuals. Najaf Daryabandari’s Persian translation, titled Chenin Konand Bozorgan (“Such Are the Great Ones”), is not a literal rendering but a creative adaptation that captures the spirit and humor of the original.
1. Humor as a Tool for Critique 🎭
Although the tone of the book is humorous, the satire is not merely for amusement. In many sections, the author uses subtle jokes to deliver serious and precise critiques of the decisions, behaviors, and flaws of historical figures. This humanized perspective on the “great ones” is one of the book’s strengths, portraying them not as untouchable legends but as flawed, contradictory individuals.
2. Weaknesses and Limitations 📉
Despite its linguistic charm and humor, in some parts the comedic tone overshadows the historical content, leaving the narrative lacking in depth. The book is better understood as a free and informal interpretation of history rather than a rigorous academic source. This may disappoint readers who expect more serious analysis.
3. My Personal Experience with the Book
For me, reading this book was a mixed experience. On one hand, I enjoyed the translator’s witty and fluid style; on the other, I sometimes felt that the humor dominated the substance. Some historical insights stayed with me, but overall, the balance between satire and historical depth didn’t quite meet my expectations.
Final Thoughts on the Book 🔚
The Decline and Fall of Practically Everybody is a thought-provoking work, though not without its flaws. While certain moments were enjoyable and entertaining, overall it was an average read for me. This book may appeal to those interested in history told through a humorous lens, but it likely won’t satisfy readers seeking more serious or scholarly content.
If this book taught me anything, it’s that history isn’t shaped by brilliance alone—it’s also shaped by mistakes, pride, and the bittersweet humor of human nature.
June 11, 2014
Will Cuppy wrote 'The Decline and Fall of Practically Everybody' on and off for 16 years. At the time of his death (suicide), it was still incomplete. Ailing and suffering from depression, Cuppy committed suicide after he was facing eviction from his apartment.
Basically a journalist and book reviewer who wrote more than 4000 book reviews in his 23 year career, his popularity reached its zenith when this book was published (by sifting through more than 15000 note cards, Cuppy's friend, Fred Feldkamp completed Decline and Fall), after one year of his passing (his tragic end does remind one of John Kennedy Toole).
I am not saying all this to make you feel melancholy, but if I did (and I am sure I did), there is no better cure than to read this book. The book is really hilarious, concise, and accurate (a rare combination). And Cuppy never opts for below-the-belt humor (only lesser humorists do that).
But in case you're still feeling a bit sad, here's some uplifting tidbit.
The reclusive bachelor whose best work got published posthumously (which he never completed, and so must have concluded before dying that it never would), got an asteroid named after himself by the IAU, 15017 Cuppy ... in 2003.
This still didn't lift the gloom, did it?
Well then you should go and read this book already.
Rest in peace, Mr. Cuppy.
April 10, 2021
کتاب «چنین کنند بزرگان» ترجمه کتابی ست بنام «انحطاط و سقوط تقریبا همه کس» اثرِ ویل کاپی طنز نویس آمریکایی..
نجف دریابندری خود اعتراف میکند که در این اثر نه تنها به اصلِ امانت پایبند نبوده بلکه قطعات بسیاری از متن اصلی ساقط شده یا جملات و عبارات جعلی فراوانی در آن گنجانیده شده..
حالا چرا دریابندری چنین کاری کرده، چیزی ست که توضیح خاصی نمیدهد..اما خروجی به هر حال اثری ارزشمند، مفرح و دل انگیز است.
چنین کنند بزرگان، بررسی طنز و کنایه آمیز زندگیِ یازده تن از زنان و مردان بزرگِ تاریخ مثل خئوپس، پریکلس، اسکندر، کلئوپاترا، نرون، آتیلا، کورتزیا بورجا و.. است.
باز هم، همانطور که شخص دریابندری توضیح میدهد حتی نمیتوان به صحت اطلاعات داده شده اطمینان کرد و از آن جالبتر پانویسهای با نمک کتاب است که اطلاعاتی خنده دار، بی ربط و حتی مهمل به خواننده میدهند.
دوستان کتابِ چنین کنند بزرگان یک اثر کوتاه، راحت خوان و خوشمزه ای ست که به نظر من بهترین پیشنهاد برای مواقعی ست که از خواندن اثارِ سنگین خسته شده اید.
بخشی از کتاب؛
سومین مرد خوشبخت (شوهر لوکرتزیا) آلفونسو دسته، پسر دوکِ فرارا بود. اشکال کار این آلفونسو این بود که حلال زاده بود و راجع به حلال زادگی اش خیلی منم میزد، انگار بقیه مردم حرام زاده اند، چنانکه بودند.
درباره تعداد زنان آتن هیچ آماری در دست نداریم چونکه یونانی ها زن ها را قابل سرشماری نمیدانستند
پریکلس دوست مردم بود. آنقدر مردم را دوست داشت که در مقابل رای هایی که به او می دادند به انها پول میداد، حال آنکه می توانست ندهد.
نجف دریابندری خود اعتراف میکند که در این اثر نه تنها به اصلِ امانت پایبند نبوده بلکه قطعات بسیاری از متن اصلی ساقط شده یا جملات و عبارات جعلی فراوانی در آن گنجانیده شده..
حالا چرا دریابندری چنین کاری کرده، چیزی ست که توضیح خاصی نمیدهد..اما خروجی به هر حال اثری ارزشمند، مفرح و دل انگیز است.
چنین کنند بزرگان، بررسی طنز و کنایه آمیز زندگیِ یازده تن از زنان و مردان بزرگِ تاریخ مثل خئوپس، پریکلس، اسکندر، کلئوپاترا، نرون، آتیلا، کورتزیا بورجا و.. است.
باز هم، همانطور که شخص دریابندری توضیح میدهد حتی نمیتوان به صحت اطلاعات داده شده اطمینان کرد و از آن جالبتر پانویسهای با نمک کتاب است که اطلاعاتی خنده دار، بی ربط و حتی مهمل به خواننده میدهند.
دوستان کتابِ چنین کنند بزرگان یک اثر کوتاه، راحت خوان و خوشمزه ای ست که به نظر من بهترین پیشنهاد برای مواقعی ست که از خواندن اثارِ سنگین خسته شده اید.
بخشی از کتاب؛
سومین مرد خوشبخت (شوهر لوکرتزیا) آلفونسو دسته، پسر دوکِ فرارا بود. اشکال کار این آلفونسو این بود که حلال زاده بود و راجع به حلال زادگی اش خیلی منم میزد، انگار بقیه مردم حرام زاده اند، چنانکه بودند.
درباره تعداد زنان آتن هیچ آماری در دست نداریم چونکه یونانی ها زن ها را قابل سرشماری نمیدانستند
پریکلس دوست مردم بود. آنقدر مردم را دوست داشت که در مقابل رای هایی که به او می دادند به انها پول میداد، حال آنکه می توانست ندهد.
January 25, 2017
بی حواشی و بی اطناب نظرم در مورد طنازیش مثبت بود. خوندم و خوش بودم با وقتی که صرف خوندنش کردم
اما
دیگه زیادی نسبت به اطلاعات تاریخی رقیق بود. نمی دونم اصلش چطوره اما اگر طنزش همراه بود با اطلاعات بیشتر بهتر می شد. البته منظورم بیشتر اطلاعات تاریخی از جنبه های دیگه ی این آدما است نه جنبه های مطرح در کتاب مثلا اینکه معشوقه ی فلان کس کی بوده یا بهمان کس سر کیو چجوری زیر آب کرده. البته اگه همین اطلاعاتم بیشتر و دقیق تر بود بهتر بود. خلاصه باید تاریخ میراثی برای خواننده داشته باشه. این توصیفات کارشان خنداندن و شکست ابهت "بزرگان" تاریخه که در حد خودش خوبه اما میراثی به بار نمی ذاره؛ میراثی که باعث بشه آدم دوباره هوس کنه بره سراغش
March 15, 2016
من آدم خوش خنده ای هستم طبق استاندارد های ایران، ولی حین خوندن کتاب شاید سر جمع 3 بار لبخند زدم و نهایتا یه بار هم خندیدم. تلاش نجف دریا بندری برای زنده نگه داشتن عنصر طنز کتاب قابل تحسینه، ولی حداقل روی من که اثری نداشت
مشکل دیگه من با کتاب این بود که نه تنها نمی خندیدم باهاش، بلکه به خاطر دستکاری شدن متنش نمی دونستم چقدر روایات تاریخیش معتبر هستن، چون کاملا ایرانیزه شده بود
پیشنهاد من به کسانی که قراره در آینده این کتاب رو بخونن اینه که اولا بهتره نخونیدش! اگه هم می خواید بخونید با نیت قلبی برید سمت این کتاب، نه با ریویوهای که این اثر رو لایق شش و هفت و هشت ستاره می دونستن
مشکل دیگه من با کتاب این بود که نه تنها نمی خندیدم باهاش، بلکه به خاطر دستکاری شدن متنش نمی دونستم چقدر روایات تاریخیش معتبر هستن، چون کاملا ایرانیزه شده بود
پیشنهاد من به کسانی که قراره در آینده این کتاب رو بخونن اینه که اولا بهتره نخونیدش! اگه هم می خواید بخونید با نیت قلبی برید سمت این کتاب، نه با ریویوهای که این اثر رو لایق شش و هفت و هشت ستاره می دونستن
April 16, 2021
در دوران دبیرستان چاپ اولش رابارها خواندم وخندیدم .این روزها به نظرم چندان هم ملیح نمی آید .لابدنشانه افزایش سن است .:)
June 5, 2014
: ))
همین که روی جلد اوّل اسم نجف دریابندری اومده و بعدْ ویل کاپی نشون میده کاسهای زیر نیمکاسهس [ عنوان کتاب و طرح جلدم اگه دقّت بشه بهشون حرفهایی برای گفتن دارن! ] -و البته چه خوب که اینطوره! حکایتهای بامزّهی زندگی شخصیتهای تاریخی با شوخیآی جابهجای دریابندری-کاپی؛ خود من راجع به خیلی از این آدمها کنجکاو شدم و اینوراونور نگاه کردم و دیدیم که اطّلاعات کتاب از نظر تاریخی اغلب هم درستان. پس با تمسخر تاریخ هم میشه تعریفاش کرد! بله
همین که روی جلد اوّل اسم نجف دریابندری اومده و بعدْ ویل کاپی نشون میده کاسهای زیر نیمکاسهس [ عنوان کتاب و طرح جلدم اگه دقّت بشه بهشون حرفهایی برای گفتن دارن! ] -و البته چه خوب که اینطوره! حکایتهای بامزّهی زندگی شخصیتهای تاریخی با شوخیآی جابهجای دریابندری-کاپی؛ خود من راجع به خیلی از این آدمها کنجکاو شدم و اینوراونور نگاه کردم و دیدیم که اطّلاعات کتاب از نظر تاریخی اغلب هم درستان. پس با تمسخر تاریخ هم میشه تعریفاش کرد! بله
January 31, 2024
خیلی بامزه بود😁
اگه واقعاً نجف دریابندری نوشته باشه چقدر به انواع موسیقی علاقه داشته، برای هر شخصیت میگفت به یه ساز علاقه مند بوده.
شخص مورد علاقه ام هم خئوپوس بود
اگه واقعاً نجف دریابندری نوشته باشه چقدر به انواع موسیقی علاقه داشته، برای هر شخصیت میگفت به یه ساز علاقه مند بوده.
شخص مورد علاقه ام هم خئوپوس بود
January 23, 2024
فردریک ویلهلم از خورد و خوراک افراد خانوادهاش میزد و پول جمع میکرد و بعد آن را به باد فنا میداد و با همهی اینها مدعی بود که مغز اقتصادی دارد. این را میگویند مغز سیاسی.
این کتاب مجموعهی سرگذشت شخصیتهای تاریخیه، که خب به خودی خود سوژهی متفاوتی نیست، اما زبان طنزش اون رو متمایز میکنه. حالا نسخهی فارسیش یه ویژگی برتر دیگهای هم داره و اون هم ترجمهی نجف دریابندریه.
با اطمینان میتونم بگم ترجمهی متن طنز، سختترین نوع ترجمه است، چون انتقال بار طنز خیلی سخته. چیزهای بامزه توی یک فرهنگ، ممکنه توی فرهنگ دیگه بامزه نباشه و پیدا کردن معادل نعل به نعل براش خیلی سخته. نمیشه کامل هم به متن وفادار بود و مدام پانویس زد و شوخیها رو توضیح داد، چون شوخی توضیحدادهشده مثل نون بیات میمونه. در ضمن متن طنز مخاطب عامتری داره، برای همین مترجم نمیتونه کمکاریش رو با جملههای پیچیده لاپوشونی کنه و اگه کسی نتونست از متنش چیزی بفهمه، تقصیر رو گردن خواننده بندازه. توی این کتاب، بار طنز خیلی خوب منتقل شده. کتاب جوری نیست که مدام باهاش قهقهه بزنین، شاید اصلاً این اتفاق نیفته (هرچند من با سرگذشت هانیبال خیلی خندیدم)، اما در طول مطالعهی کتاب مدام یه لبخند گوشهی لبتونه. طنزش هم هجو نیست و اتفاقاً خیلی جاها تلخ و گزنده و اجتماعیه.
با برخی از شخصیتهایی که توی این کتاب بهشون پرداخته شده بود، از قبل آشنایی نداشتم و فکر میکنم اگر میداشتم، لذت خوندن سرگذشتشون به روایت ویل کاپی و ترجمهی نجف دریابندری برام جذابتر میشد.
یک نکتهای هم هست که تا مدتها افراد فکر میکردند ویل کاپی وجود خارجی نداره و متنهای کتاب نوشتهی خود نجف دریابندریه، اما اول کتاب (حداقل در چاپ هفتم) اسم انگلیسی کتاب اومده و کتاب انگلیسی هم الان در دسترسه که مشخصاً از این کتاب جامعتره. اما سرگذشت ساوونارولا که بعد از چاپ هفتم به نسخهی فارسی کتاب اضافه شده و نجف دریابندری توی مقدمه ادعا کرده از دستنوشتههای منتشر نشدهی ویل کاپیه، نوشتهی خودشه (گویا بعداً توی مصاحبهای خودش هم به این موضوع اذعان میکنه).
کتاب سالهاست تجدید چاپ نشده. نمیدونم علتش چیه (جایی خوندم توقیف شده، اما از این موضوع اطمینان ندارم). نسخهی فیزیکیش تقریباً جایی پیدا نمیشه (مگر از کسی بخرینش که قصد فروش نسخهی قدیمی رو داشته باشه). اما نسخهی اسکنشدهاش موجوده. با این حال نسخهی اسکنشده بعضی صفحات (در بخشهای انتهایی کتاب) رو نداره و جا انداخته. حین گشتن برای پیدا کردن اون صفحات، دیدم که دو نسخهی صوتی غیررسمی هم از کتاب وجود داره. یکی رو آقای ناصر زراعتی سال 2014 برای رادیو پیام سوئد خونده و نسخهی دیگه رو خانم شهرزاد فتوحی. نسخهی آقای زراعتی دو داستان اضافه شده در چاپ هفتم (شارلمانی و ساوونارولا) رو نداره، اما ممکنه خوندن ایشون رو بیشتر بپسندین. بعد از پیدا کردن نسخهی صوتی کتاب، با خودم گفتم کاش صوتی گوشش میدادم، چون بهنظرم اونجوری برام بامزهتر بود.
نسخهی صوتی با صدای ناصر زراعتی
نسخهی صوتی با صدای شهرزاد فتوحی
یک نکته هم به نظرم رسید و اون ترجمهی واحد پولی توی کتاب بود. مثلاً ثروت فلان فرد به تومان بیان شده بود. داشتم فکر میکردم شاید زمانی اقتصاد این کشور اونقدر ثبات داشته که چنین کاری غیرمنطقی نبوده، اما الان اگر کسی چنین کاری بکنه، در فاصلهی ترجمه تا چاپ کتاب، احتمالاً اعداد معادلسازیشده معناشون رو از دست میدن.
امتیازم به کتاب در اصل 3.5 ستاره است که خب همینجوری به پایین گردش میکنم.
پروفسور رایت عقیده دارد که اسکندر «بیش از هرچیز پیامبر صلح بود»، لابد ایشان اطلاع دارند، منتها به نظر میرسد که اسکندر پیام صلحش را از راه جنگ تبلیغ میکرد.
September 18, 2014
خوب بود :) برای من شده بود کتاب مخصوص رفت و آمدهای مترو
طنز خوبش باعث میشد ساعتی که توی مترو هستم بهتر بگذره و این هم جالب بود که وقتی میخندیدم مردم سعی میکردن یواشکی عنوان کتاب رو بخونن :دی
تیکه پرونی های آقای دریابندری لوس و خسته کننده نبود، برای من طنز جذابی داشت این کتاب
یه ستاره اضافه تر هم به جلد زرد رنگش میدم که انرژی بخش بود برام :دی
طنز خوبش باعث میشد ساعتی که توی مترو هستم بهتر بگذره و این هم جالب بود که وقتی میخندیدم مردم سعی میکردن یواشکی عنوان کتاب رو بخونن :دی
تیکه پرونی های آقای دریابندری لوس و خسته کننده نبود، برای من طنز جذابی داشت این کتاب
یه ستاره اضافه تر هم به جلد زرد رنگش میدم که انرژی بخش بود برام :دی
June 30, 2013
Here's another one of my unpopular opinions: This book isn't that funny. Neither the original nor the famous Persian translation that's loosely based on the original. I've read them both. Didn't like either.
Short review in Persian:
یک کلمه: رقیق. :))
Short review in Persian:
یک کلمه: رقیق. :))
October 3, 2009
If only this hilariously droll send-up of historical figures were used as a middle-school textbook, every kid would adore history and go on to become a genius. Cuppy worked on this book for sixteen years; the history in it is meticulously researched, though his treatment of it is far from stuffy. This book was published posthumously in 1950, so you'd think the humor would be dated. Not so. It holds up spectacularly well. "Egypt has been called the Gift of the Nile," he begins. "Once every year the river overflows its banks, depositing a layer of rich alluvial soil on the parched ground. Then it recedes and soon the whole countryside, as far as the eye can reach, is covered with Egyptologists."
April 8, 2015
شاید حق این کتاب 2.5 باشد ولی چون بسیار تعریف کرده بودند از کتاب و من هم با شوق فراوان آن را خریدم و بعد هم توی ذوقم خورد 2 دادم.
اولا که نثر جناب دریابندی واقعا نثر پخته ای است. با اینکه ایشان هم نتوانستند دل من رو در طنز به دست بیارند، ولی انصافا از خیلی طنزنویس های دیگر بهتر نوشتند. با این حال باز هم با کتاب خیلی حال نکردم.
بعضی جملات و عبارات جالب و بامزه بودند، اما خیلی هاشان هم نه.
به نظرم قسمت های خوب کتاب "مقدمه"، "پریکلس"،"نرون"،"آتیلا"،"شارلمانی" و "ساوونارولا" بودند.
اولا که نثر جناب دریابندی واقعا نثر پخته ای است. با اینکه ایشان هم نتوانستند دل من رو در طنز به دست بیارند، ولی انصافا از خیلی طنزنویس های دیگر بهتر نوشتند. با این حال باز هم با کتاب خیلی حال نکردم.
بعضی جملات و عبارات جالب و بامزه بودند، اما خیلی هاشان هم نه.
به نظرم قسمت های خوب کتاب "مقدمه"، "پریکلس"،"نرون"،"آتیلا"،"شارلمانی" و "ساوونارولا" بودند.
April 26, 2009
I bought this book at a book fair ages ago for twenty-five cents. Best quarter I ever spent! I still have the book and reread it now and then. It is still funny, after all these years. Wouldn’t think of parting with it. I liked it so much I couldn't resist writing a sequel to it. My version, titled “Mostly Rapscallions,” was published in 2008.
Books of historical humor are of three types: 1) those that are more funny than factual, 2) those that are more factual than funny, 3) those that are both funny and factual. This book is the 3rd type. Its history is valid and its humor is funny. You can laugh and learn both. Cuppy researched this book for more than fifteen years. I have been reading and rereading his books for years and am hard pressed to find any errors in them. Even his most outlandish claims usually contain a grain of truth.
Cuppy has been criticized for his lavish use of footnotes, but they are half the fun. So funny that other authors wanted him to footnote their books. I especially enjoy his asides, his private chats with his readers.
Cuppy belongs in a category all to himself. This book is a unique blend of history, biography, and humor that he perfected. He was a great humorist and just about everyone agrees that this is his masterpiece. I do not agree with those who claim it is outdated. It will never be outdated. If I had a family Bible, this book would be next to it on my book shelf. To me, Cuppy was more than a great humorist; he was a kindred spirit.
Books of historical humor are of three types: 1) those that are more funny than factual, 2) those that are more factual than funny, 3) those that are both funny and factual. This book is the 3rd type. Its history is valid and its humor is funny. You can laugh and learn both. Cuppy researched this book for more than fifteen years. I have been reading and rereading his books for years and am hard pressed to find any errors in them. Even his most outlandish claims usually contain a grain of truth.
Cuppy has been criticized for his lavish use of footnotes, but they are half the fun. So funny that other authors wanted him to footnote their books. I especially enjoy his asides, his private chats with his readers.
Cuppy belongs in a category all to himself. This book is a unique blend of history, biography, and humor that he perfected. He was a great humorist and just about everyone agrees that this is his masterpiece. I do not agree with those who claim it is outdated. It will never be outdated. If I had a family Bible, this book would be next to it on my book shelf. To me, Cuppy was more than a great humorist; he was a kindred spirit.
May 2, 2018
Mi sono ritrovata a leggere questo libro dopo uno speed date letterario (sì, esistono speed date letterari, sono bellissimi per me meno per quelli delle case editrici che mando regolarmente in crisi, tra l’altro quel giorno non ascoltavo molto perché ero presa da morire dal Circolo Fililogico milanese perché sono anche una patita di Instagram - senza gatti, né cibo, né selfie… come ho fatto?).
Comunque: è la storia vera che sembra non vera di alcuni noti personaggi storici in poche pagine.
Will Cuppy fa ridere. Non solo: ne sa un sacco delle cose che scrive. Tanto che (riassumo da postfazione) gli storici non ebbero nulla da ridire quando uscì la raccolta perché la documentazione era davvero flawless, senza difetti.
Io di difetti ne trovo 2 nella narrazione: 1 schema che un po’ si ripete; 2 le note onnipresenti che sono una cosa che spezza il ritmo e che io aborro anche nelle tesi e nei saggi e in Carlo Emilio Gadda - però, ammetto che lo spirito storico-divulgativo dell’opera di Cuppy necessita di note.
Alla fine vale 4 stelle, anche perché questo tizio mi ricorda in modo allarmante me, sotto certi aspetti (Will, ti sarebbe piaciuto un sacco il circolo filologico, e anche Instagram, fidati).
Comunque: è la storia vera che sembra non vera di alcuni noti personaggi storici in poche pagine.
Will Cuppy fa ridere. Non solo: ne sa un sacco delle cose che scrive. Tanto che (riassumo da postfazione) gli storici non ebbero nulla da ridire quando uscì la raccolta perché la documentazione era davvero flawless, senza difetti.
Io di difetti ne trovo 2 nella narrazione: 1 schema che un po’ si ripete; 2 le note onnipresenti che sono una cosa che spezza il ritmo e che io aborro anche nelle tesi e nei saggi e in Carlo Emilio Gadda - però, ammetto che lo spirito storico-divulgativo dell’opera di Cuppy necessita di note.
Alla fine vale 4 stelle, anche perché questo tizio mi ricorda in modo allarmante me, sotto certi aspetti (Will, ti sarebbe piaciuto un sacco il circolo filologico, e anche Instagram, fidati).
April 6, 2014
یه کتاب عجیب ولی عالی. بارها خندیدم و لذت بردم از نثر عالیه نجف دریابندری. جراتی که تو ترجمه و دست بردن به همه چیه این کتاب، حتی اسمش، داشت، باورنکردنی بود برام.
May 2, 2021
در مروری که بر مجموعه آثار شکسپیر نوشته بودم به این نکته اشاره کردم که مترجم شاید آنطور که باید و شاید نتوانسته در مورد کمدیها حق مطلب را ادا کند چرا که خواسته او، وفاداری به متن اصلی بوده است.
اما ترجمه داستان طنز از زبان مبدأ به مقصد در حدی که هم دلنشین و هم قابل قبول باشد بسیار سخت است و استاد دریابندری به بهترین شکل ممکن کاری را انجام داده که نتیجهاش کتابی میشود با نام چنین کنند بزرگان.
چنین کنند بزرگان طنزی شیرین دارد و شوخیهایش اغلب نه با شخصیت های تاریخی بلکه شوخی با روایت های تاریخ است.
نوشته ویل کاپی با ترجمه دریابندری طوری به هم آمیخته که تشخیص نقش هرکدام در کتاب حقیقتا مشکل است و مشخصا نوعی بومیسازی در ارایه اثری، به نوبه خود زیبا و قابل تامل، صورت گرفته است.
کتابی مفرح و شاداب که علاوه بر هدیه کردن لذت کتابخوانی و گذراندن لحظاتی خوش با تاریخ، شما را وادار میکند تورقی هم در صفحات تاریخی انجام دهید تا ببینید اصل موضوع از چه قرار بوده است!
مدتها بود کتاب طنز نخوانده و اینقدر نخندیده بودم در ضمن مشتاق شدم کمی هم در مورد وقایع و شخصیتهای تاریخی مطالعه کنم.
فقط به نظرم ایراد کار شیرینی زیاد و تکرار یا حجم زیاد شوخیهای آن بود که کمی باعث دلزدگی میشد. اگر نظر مرا بخواهید مطالبش برای مجله و هفتهنامه مناسبتر از کتاب به نظر میرسید ولی با این همه نباید خواندن این کتاب را از دست داد یا به زمان دیگری موکول کرد!
پ.ن: اما روایت آخری (ساوونارولا) خیلی چسبید!!!
اما ترجمه داستان طنز از زبان مبدأ به مقصد در حدی که هم دلنشین و هم قابل قبول باشد بسیار سخت است و استاد دریابندری به بهترین شکل ممکن کاری را انجام داده که نتیجهاش کتابی میشود با نام چنین کنند بزرگان.
چنین کنند بزرگان طنزی شیرین دارد و شوخیهایش اغلب نه با شخصیت های تاریخی بلکه شوخی با روایت های تاریخ است.
نوشته ویل کاپی با ترجمه دریابندری طوری به هم آمیخته که تشخیص نقش هرکدام در کتاب حقیقتا مشکل است و مشخصا نوعی بومیسازی در ارایه اثری، به نوبه خود زیبا و قابل تامل، صورت گرفته است.
کتابی مفرح و شاداب که علاوه بر هدیه کردن لذت کتابخوانی و گذراندن لحظاتی خوش با تاریخ، شما را وادار میکند تورقی هم در صفحات تاریخی انجام دهید تا ببینید اصل موضوع از چه قرار بوده است!
مدتها بود کتاب طنز نخوانده و اینقدر نخندیده بودم در ضمن مشتاق شدم کمی هم در مورد وقایع و شخصیتهای تاریخی مطالعه کنم.
فقط به نظرم ایراد کار شیرینی زیاد و تکرار یا حجم زیاد شوخیهای آن بود که کمی باعث دلزدگی میشد. اگر نظر مرا بخواهید مطالبش برای مجله و هفتهنامه مناسبتر از کتاب به نظر میرسید ولی با این همه نباید خواندن این کتاب را از دست داد یا به زمان دیگری موکول کرد!
پ.ن: اما روایت آخری (ساوونارولا) خیلی چسبید!!!
July 3, 2018
در دوره ء رنسانس برخلاف امروز اختلاف نظر ميان مردم زياد بود؛ بطوري كه ميان راهبان مسيحي، يعني تاركان دنيا، هم اختلاف افتاده بود و به چند فرقه تقسيم شده بودند و بر سر روش صحيح ترك دنيا مدام با هم جنگ و جدال مي كردند.
حالا جنگ و جدال بر سر تصرف دنيا باز يك حرفي است؛ جنگ وجدال بر سر ترك دنيا پاك به نظر ابلهانه مي آيد. ولي واقعيت اين است كه در آن دوره همانطور كه فرمانروايان مسيحي اروپا بر سر تصرف دنيا با هم مي جنگيدند، راهبان مسيحي هم بر سر ترك دنيا توي سر و كله ء هم مي زدند.
از " ساوونارولا"
___________
حقيقتا انتخاب گزيده اي از اين كتاب بي نظير كار بسيار سختي براي من بود؛ چرا كه در جاي جايش لبخند كه چه عرض كنم، قهقهه بر لبانم نشاند و قدري از تلخي هاي اتفاقات اخير كاست.
بي ترديد دوباره سراغش خواهم رفت ان شاالله.
تير٩٧
حالا جنگ و جدال بر سر تصرف دنيا باز يك حرفي است؛ جنگ وجدال بر سر ترك دنيا پاك به نظر ابلهانه مي آيد. ولي واقعيت اين است كه در آن دوره همانطور كه فرمانروايان مسيحي اروپا بر سر تصرف دنيا با هم مي جنگيدند، راهبان مسيحي هم بر سر ترك دنيا توي سر و كله ء هم مي زدند.
از " ساوونارولا"
___________
حقيقتا انتخاب گزيده اي از اين كتاب بي نظير كار بسيار سختي براي من بود؛ چرا كه در جاي جايش لبخند كه چه عرض كنم، قهقهه بر لبانم نشاند و قدري از تلخي هاي اتفاقات اخير كاست.
بي ترديد دوباره سراغش خواهم رفت ان شاالله.
تير٩٧
Read
August 27, 2007I learned that if you dont want to synthesize thousands of pages of biographies of famous historical people, you get all the juicy tidbits from reading this book / Personality quirks, habits, favorite foods, and salacious stories are in every page
Will Cuppy has a really funny sense of humor, and his footnotes and asides are as funny to me in 2007 as they were to readers in the 1950, when the book was written
This book is a family tradition, I got it from my brother, who got it from our dad.
Viva la Libra
February 7, 2022
The amazing thing about this hilarious book is that it's ALL TRUE.
I and many of my classmates read this in 8th grade while we were studying Ancient History and it helped to fix a lot of facts in our brains much better than our conventional textbook or our teacher's excellent lectures.
Cuppy had an amazing knack for presenting facts in a droll way.
I and many of my classmates read this in 8th grade while we were studying Ancient History and it helped to fix a lot of facts in our brains much better than our conventional textbook or our teacher's excellent lectures.
Cuppy had an amazing knack for presenting facts in a droll way.
December 20, 2015
... خلاصه پیدا بود که از همدیگر خوششان میآید؛ چون اشخاصی که از همدیگر خوششان میآید خیال میکنند دیگران هم از آنها خوششان میآید و خیلی لوس و بیمزه میشوند.
بخش کلئوپاترا
عجب طنزنویسیست این دریابندری. طنز تاریخی خوب.
بخش کلئوپاترا
عجب طنزنویسیست این دریابندری. طنز تاریخی خوب.
July 14, 2018
Una forma más que entretenida de leer anécdotas y datos curiosos de la historia. Recomendable a estudiantes y curiosos del tema.
August 10, 2025
از چندین سال پیش این کتاب توی لیست خریدم بود ولی متأسفانه چاپ تمام بود و طول کشید تا تجدید چاپ بشه. به محض اینکه فهمیدم در بازار موجود شده خریدمش ولی خوندنش به تعویق افتاد تا الآن.
عاشق این کتاب شدم و تقریباً توی تمام صفحاتش شکلک خنده یا قلب کشیدم 😄. هر زمان حالم مساعد نباشه بهش سر خواهم زد. مثل فال گرفتن اتفاقی یک صفحه رو باز خواهم کرد و هر فصلی اومد رو خواهم خوند تا دوباره شیرین زبانی ویل کاپی خنده به لبم بیاره ❤️❤️❤️
عاشق این کتاب شدم و تقریباً توی تمام صفحاتش شکلک خنده یا قلب کشیدم 😄. هر زمان حالم مساعد نباشه بهش سر خواهم زد. مثل فال گرفتن اتفاقی یک صفحه رو باز خواهم کرد و هر فصلی اومد رو خواهم خوند تا دوباره شیرین زبانی ویل کاپی خنده به لبم بیاره ❤️❤️❤️
Displaying 1 - 30 of 358 reviews































