What do you think?


قمار عاشقانه
خنک آن قمار بازی كه بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار
بنماند هیچش الا هوس قمار
318 pages, Paperback
First published March 21, 2000
About the author
Abdolkarim Soroush
47 books357 followersAbdolkarim Soroush was born in Tehran in 1945. Upon finishing high school, Soroush began studying Pharmacy after passing the National Entrance exams of Iran. After completing his degree, he soon left for London in order to continue his studies and to become familiar with the modern world.
It was after graduating in analytical chemistry from graduate school at London that he went to Chelsea College, for studying history and philosophy of science, spending the next five and a half years there. During these years, confrontation between the people and the Shah's regime was gradually becoming more serious, and political gatherings of Iranians in America and Europe, and Britain in particular, were on the increase. Soroush, too, was thus drawn into the field.
After the Revolution, Soroush returned to Iran and there he published his book "Knowledge and Value" (Danesh va Arzesh) the writing of which he had completed in England. He then went to Tehran's Teacher Training College where he was appointed the Director of the newly established Islamic Culture Group.
A year later, all universities were shut down, and a new body was formed by the name of the Cultural Revolution Institute comprising seven members, including AbdulKarim Soroush, all of whom were appointed directly by Ayatollah Khomeini. The purpose of this institute was to bring about the re-opening of the universities and total restructuring of the syllabi.
In 1983, owing to certain differences which emerged between him and the management of the Teacher Training College, he secured a transfer to the Institute for Cultural Research and Studies where he has been serving as a research member of staff until today. He submitted his resignation from membership in the Cultural Revolution Council to Imam Khomeini and has since held no official position within the ruling system of Iran, except occasionally as an advisor to certain government bodies. His principal position has been that of a researcher in the Institute.
See also عبدالکریم سروش
It was after graduating in analytical chemistry from graduate school at London that he went to Chelsea College, for studying history and philosophy of science, spending the next five and a half years there. During these years, confrontation between the people and the Shah's regime was gradually becoming more serious, and political gatherings of Iranians in America and Europe, and Britain in particular, were on the increase. Soroush, too, was thus drawn into the field.
After the Revolution, Soroush returned to Iran and there he published his book "Knowledge and Value" (Danesh va Arzesh) the writing of which he had completed in England. He then went to Tehran's Teacher Training College where he was appointed the Director of the newly established Islamic Culture Group.
A year later, all universities were shut down, and a new body was formed by the name of the Cultural Revolution Institute comprising seven members, including AbdulKarim Soroush, all of whom were appointed directly by Ayatollah Khomeini. The purpose of this institute was to bring about the re-opening of the universities and total restructuring of the syllabi.
In 1983, owing to certain differences which emerged between him and the management of the Teacher Training College, he secured a transfer to the Institute for Cultural Research and Studies where he has been serving as a research member of staff until today. He submitted his resignation from membership in the Cultural Revolution Council to Imam Khomeini and has since held no official position within the ruling system of Iran, except occasionally as an advisor to certain government bodies. His principal position has been that of a researcher in the Institute.
See also عبدالکریم سروش
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 71 reviews
Read
August 20, 2007اين كتاب، يكي از زيباترين و پر مغزترين كتابهاي آقاي دكتر سروش است. در اين كتاب كه 10 سرفصل دارد و بيشتر آنها سخنراني ايشان در نشستهاي مختلفي است، دو داستان از مثنوي معنوي تفسير ميشود و هشت سخنراني دربارهي شخثيت و افكار والاي حضرت مولانا ايراد ميگردد
اين كتاب خوب، جزو پيشنهادهاي اين حقير، به دوستان و آشنايانم است. چاپ نخست اين كتاب در 10000 نسخه و فروردين 1379 انجام شد . از چاپهاي بعدي آن اطلاعي ندارم
اين كتاب خوب، جزو پيشنهادهاي اين حقير، به دوستان و آشنايانم است. چاپ نخست اين كتاب در 10000 نسخه و فروردين 1379 انجام شد . از چاپهاي بعدي آن اطلاعي ندارم
Read
May 1, 2008خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
July 22, 2019
کتابی که خواندم، مجموعه ای از سخنرانی ها، مقالات و نوشته های پراکنده ی دکتر سروش در باب مولانا و خورشید تابانَش -شمس تبریزی- است که در طول سال های بعد از دهه 70 ایراد نموده یا به رشته تحریر درآورده اَند
ضمن احترام به شخصیت علمیِ دکتر سروش و نَه البته مَشیِ سیاسیِ ایشان در دهه 60 (نقش پُررنگِ شان در تعطیلی دانشگاه های ایران بعد از انقلاب برای2 سال)، و ضمنِ اعتراف به عدم توانِ مُکفیِ علمی-تحلیلیِ این بنده در نقدِ اثرِ حاضر، حِس شخصیَم این است که بعنوان مخاطبِ عامِ باید بگم که این اثر فقط دانسته های ما رو موزون، شعری و گاهاََ منظم کرده و متاسفانه بنابه انتظار، قُفلی از نهانخانه یِ 1000قفلِ 750ساله یِ اسرارِ دیدارِ انقلابی این دو کوکبِ همساز و دمسازِ آسمانِ عرفان، باز نکرده
بطور نمونه، در مقامِ مقیاسه با اثری مشابه به ذهنم رسید که فصلِ مربوط به مولانا در "کتاب پنج اقلیم حضورِ"، اثرِ مرحوم داریوش شایگان رو بَسی بالاتر و نافذتَر از این کتاب دیدم
حرف آخر: عموما نپسندیم
ضمن احترام به شخصیت علمیِ دکتر سروش و نَه البته مَشیِ سیاسیِ ایشان در دهه 60 (نقش پُررنگِ شان در تعطیلی دانشگاه های ایران بعد از انقلاب برای2 سال)، و ضمنِ اعتراف به عدم توانِ مُکفیِ علمی-تحلیلیِ این بنده در نقدِ اثرِ حاضر، حِس شخصیَم این است که بعنوان مخاطبِ عامِ باید بگم که این اثر فقط دانسته های ما رو موزون، شعری و گاهاََ منظم کرده و متاسفانه بنابه انتظار، قُفلی از نهانخانه یِ 1000قفلِ 750ساله یِ اسرارِ دیدارِ انقلابی این دو کوکبِ همساز و دمسازِ آسمانِ عرفان، باز نکرده
بطور نمونه، در مقامِ مقیاسه با اثری مشابه به ذهنم رسید که فصلِ مربوط به مولانا در "کتاب پنج اقلیم حضورِ"، اثرِ مرحوم داریوش شایگان رو بَسی بالاتر و نافذتَر از این کتاب دیدم
حرف آخر: عموما نپسندیم
July 17, 2012
تصور کن
مولوی باشه و مولوی شناس چیره دستی چون دکتر سروش ...چه ضیافتی ...چه گوهرهای نابی ...
فصل آخر مجادله معاویه و ابلیس که محشر بود
به نظرم بارها و بارها باید بخوانمش
مولوی باشه و مولوی شناس چیره دستی چون دکتر سروش ...چه ضیافتی ...چه گوهرهای نابی ...
فصل آخر مجادله معاویه و ابلیس که محشر بود
به نظرم بارها و بارها باید بخوانمش
October 15, 2018
اصلا مطابق انتطارم پیش نرفت. بنظرم خیلی قشنگ تر و حرفه ای تر میشد مولانا و اشعارشو رو تحلیل کرد..
March 28, 2021
آفرین به این درک و علم و تسلط مولانا شناسی
March 1, 2018
خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الا،هوس قمار دیگر...
کتابی پر معنا از جناب سروش در مورد مولانای جانان،که ایشان در آن کتاب به سوالات زیر پاسخ داده اند:
مولانا قبل از دیدار با شمس چگونه بود و بعد از آن چگونه شد؟؟
مولانا،چگونه مولانا شد و مولانا ماند؟
دلیل دوام و طراوت اشعار وی بعد از گذشت هفت قرن چیست؟
اشعار و سبک فکری مولانا چه تفاوتی با اشعار شعرای دیگر چون حافظ دارد؟
و...
بنماند هیچش الا،هوس قمار دیگر...
کتابی پر معنا از جناب سروش در مورد مولانای جانان،که ایشان در آن کتاب به سوالات زیر پاسخ داده اند:
مولانا قبل از دیدار با شمس چگونه بود و بعد از آن چگونه شد؟؟
مولانا،چگونه مولانا شد و مولانا ماند؟
دلیل دوام و طراوت اشعار وی بعد از گذشت هفت قرن چیست؟
اشعار و سبک فکری مولانا چه تفاوتی با اشعار شعرای دیگر چون حافظ دارد؟
و...
July 30, 2012
جملات خوب بیشتر کتاب هایی که میخونم رو زیرش خط میکشم اما واسه این کتاب اینکارو نکردم چون واقعا کتاب خط خطی میشد. کتاب مجموع سخنرانی های آقای سروش در مورد مولاناست که گاهی در مورد یک شعر مولانا و گاهی در مورد طرز فکر مولاناست. اسم کتاب هم ازین بیت مورد علاقه سروش آمده که:
خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگ
خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگ
April 1, 2015
این کتاب رو درست 5 سال 5 ماه پیش خوندم خیلی با مولانا و اشعارش آشنایی نداشتم ولی این کتاب مولانارو تا حدودی به من معرفی کرد و بعد از خوندن قمار عاشقانه به سراغ م لانا رفتم چرا که این کتاب انگیزه ای شد تا به مولانا علاقمند بشم.
December 10, 2016
از بهترین نوازنده های جان در ایام امتحانات
August 14, 2012
قمار عاشقانه" یک مجموعه مقاله است. یعنی مقاله های این کتاب سخنرانی های بوده اند که دکتر سروش در طول سالیان گوناگون با محوریت آن زنده ی خندان، آن عاشق پران، آن یوسف یوسف زاینده در جاهای مختلف ایراد کرده. منتها آن سخنرانی ها را به شکلی که بایسته و شایسته ی کتاب و خواندن است درآورده.
شاید بهترین صفتی که می توانم به این کتاب ساده و روان و خواندنی دکتر سروش اطلاق کنم صفت "یادگرفتنی" باشد. راستش وقتی مقاله های این کتاب را می خوانی در عجب می مانی از این همه معنا که در این جهان پوچ و بیهوده ریخته و پاشیده...! سروش پرمغزترین مقاله های خودش را در این کتاب جمع آوری کرده. طوری که خواندن این کتاب به طرزی محسوسی بر بار دانش آدمی اضافه می کند...
شاید بهترین صفتی که می توانم به این کتاب ساده و روان و خواندنی دکتر سروش اطلاق کنم صفت "یادگرفتنی" باشد. راستش وقتی مقاله های این کتاب را می خوانی در عجب می مانی از این همه معنا که در این جهان پوچ و بیهوده ریخته و پاشیده...! سروش پرمغزترین مقاله های خودش را در این کتاب جمع آوری کرده. طوری که خواندن این کتاب به طرزی محسوسی بر بار دانش آدمی اضافه می کند...
Read
November 15, 2008برخی قمار می کنند که ببرند
برخی قمار می کنند که دوباره قمار کرده باشند برد و باخت هم، برایشان مهم نیست
برخی هم به قمارخانه می روند چون تا دوباره ببند حریف قمار را
"خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش"
!بنماند هیچش الا هوس دوباره یار دیدن
برخی قمار می کنند که دوباره قمار کرده باشند برد و باخت هم، برایشان مهم نیست
برخی هم به قمارخانه می روند چون تا دوباره ببند حریف قمار را
"خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش"
!بنماند هیچش الا هوس دوباره یار دیدن
September 23, 2007
كتاب فوق العاده زيبايي بود من سال ها پيش اونو خوندم و هنوز كه هنوزه وقتي به ياد اين كتاب ميافتم احساس خوشي بهم دست ميده
من بعد از خوندن اين كتاب بود كه تو زندگيم به اين جمله رسيدم كه بزرگترين قمارباز زمين و زمان امام حسين بود كه بينهايت پاك باز و بيپروا قمار كرد و عاشقانه رقصيد .
من بعد از خوندن اين كتاب بود كه تو زندگيم به اين جمله رسيدم كه بزرگترين قمارباز زمين و زمان امام حسين بود كه بينهايت پاك باز و بيپروا قمار كرد و عاشقانه رقصيد .
July 10, 2010
همه را بیازمودم زتو خوشترم نیامد
October 26, 2014
Loved this book...the best book I've read so far this year.
Read
April 7, 2020و اين كتاب، ترغيب نامه اي بود بر من تا بيشتر خوانمش يار را، مولوي عاشق را؛
و عرفان را ك بگشايي ب طرب آيد روحت!
آري، چنين است
و عرفان را ك بگشايي ب طرب آيد روحت!
آري، چنين است
Read
January 25, 2018عبدالکریم سروش را دوست نداشتم. حتی آن روزگاری که خواندنش مثل شریعتی مد بود
June 6, 2018
اگر یک نفر
حتی یک نفر
روزی از این نردبان
بالا رفته است
پس این نردبان بالارفتنی است
پس این آسمان رسیدنی است
پس روی ماه خدا بوسیدنی است
عرفان آهار نظری
حتی یک نفر
روزی از این نردبان
بالا رفته است
پس این نردبان بالارفتنی است
پس این آسمان رسیدنی است
پس روی ماه خدا بوسیدنی است
عرفان آهار نظری
December 15, 2016
قمار عاشقانه
مجموعه ای مشتمل بر 10 سخنرانی نویسنده در دهه ی هفتاد شمسی.
هرکدام از فصول از دریچه ای به دریای افکار مولانا نگاه میکند و هر فصل جداگانه دارای ساختاری دلشنین و مطالبی اموزنده است.
در برخی از فصول دقیقا معنای قمار عاشقانه ی مولانا بررسی شده و تعریف و دید جالبی ازافکار مولانا و قماری که عاشقانه دست به آن زد، به خواننده القا میکند.
به عنوان یک خواننده هر مقاله و فصل را دلچسب تجربه کردم هر چند نکاتی نیز به ذهن من رسید که بیانش خالی از لطف نیست.
شاید تنها نکته ی مشترک این کتاب همان محوریت مولاناست هر چند انتظار می رود یک کتاب و از بیرون دارای یک ساختار فکری، یک روند منطقی و یا یک شاکله ی کلی باشد و از این حیث این کتاب فاقد چنین ویژگی بود(حداقل به صورت یک ویژگی بارز).هرچند هر مقاله دارای روند بسیار خوبی است.
دوم آنکه در جاهایی بسیار نویسنده تلاش کرده مفاهیی رو "مولانایی"وار تفسیر کند و این تلاش گاهی از حد و صبر خواننده فرا تر می رود.
انتهای مطالعه ی کتاب این حس به من القا شد که یک قدم جلو تر رفتم و فهمیدم که می توان یه سطح زیبا تر اندیشید، و برای موفقیت یک کتاب چه چیزی
بهتر از این.
شنا در دریاچه های این بحر ، کمک می کند تا نه تنها جسم روح رو بشویی بلکه هنرنمایی نهنگ مولانا را هر چند از دور مشاهده کنی و در طی این طریق میبینی که گاهی هم مسیر و همراه مولانا شدی. این تجربه آنقدر دلنشین هست که به قمار دوباره غرق در این بحر شدن بیاندیشی.
مجموعه ای مشتمل بر 10 سخنرانی نویسنده در دهه ی هفتاد شمسی.
هرکدام از فصول از دریچه ای به دریای افکار مولانا نگاه میکند و هر فصل جداگانه دارای ساختاری دلشنین و مطالبی اموزنده است.
در برخی از فصول دقیقا معنای قمار عاشقانه ی مولانا بررسی شده و تعریف و دید جالبی ازافکار مولانا و قماری که عاشقانه دست به آن زد، به خواننده القا میکند.
به عنوان یک خواننده هر مقاله و فصل را دلچسب تجربه کردم هر چند نکاتی نیز به ذهن من رسید که بیانش خالی از لطف نیست.
شاید تنها نکته ی مشترک این کتاب همان محوریت مولاناست هر چند انتظار می رود یک کتاب و از بیرون دارای یک ساختار فکری، یک روند منطقی و یا یک شاکله ی کلی باشد و از این حیث این کتاب فاقد چنین ویژگی بود(حداقل به صورت یک ویژگی بارز).هرچند هر مقاله دارای روند بسیار خوبی است.
دوم آنکه در جاهایی بسیار نویسنده تلاش کرده مفاهیی رو "مولانایی"وار تفسیر کند و این تلاش گاهی از حد و صبر خواننده فرا تر می رود.
انتهای مطالعه ی کتاب این حس به من القا شد که یک قدم جلو تر رفتم و فهمیدم که می توان یه سطح زیبا تر اندیشید، و برای موفقیت یک کتاب چه چیزی
بهتر از این.
شنا در دریاچه های این بحر ، کمک می کند تا نه تنها جسم روح رو بشویی بلکه هنرنمایی نهنگ مولانا را هر چند از دور مشاهده کنی و در طی این طریق میبینی که گاهی هم مسیر و همراه مولانا شدی. این تجربه آنقدر دلنشین هست که به قمار دوباره غرق در این بحر شدن بیاندیشی.
January 7, 2015
خیلی زیبا بود مخصوصا قسمت معاویه و شیطان .
**************************************************
گفت که دیوانه نهای لایق این خانه نهای رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که سرمست نهای رو که از این دست نهای رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو کشته نهای در طرب آغشته نهای پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم
گفت که تو زیرککی مست خیالی و شکی گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم
گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی جمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدم
گفت که شیخی و سری پیش رو و راهبری شیخ نیم پیش نیم امر تو را بنده شدم
گفت که با بال و پری من پر و بالت ندهم در هوس بال و پرش بیپر و پرکنده شدم
گفت مرا دولت نو راه مرو رنجه مشو زانک من از لطف و کرم سوی تو آینده شدم
گفت مرا عشق کهن از بر ما نقل مکن گفتم آری نکنم ساکن و باشنده شدم
**************************************************
گفت که دیوانه نهای لایق این خانه نهای رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که سرمست نهای رو که از این دست نهای رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو کشته نهای در طرب آغشته نهای پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم
گفت که تو زیرککی مست خیالی و شکی گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم
گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی جمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدم
گفت که شیخی و سری پیش رو و راهبری شیخ نیم پیش نیم امر تو را بنده شدم
گفت که با بال و پری من پر و بالت ندهم در هوس بال و پرش بیپر و پرکنده شدم
گفت مرا دولت نو راه مرو رنجه مشو زانک من از لطف و کرم سوی تو آینده شدم
گفت مرا عشق کهن از بر ما نقل مکن گفتم آری نکنم ساکن و باشنده شدم
September 18, 2021
بعد از یک سال و نیم مطالعهی آثار دکتر سروش، خوانش بعضی از مطالب او دربارهی مولانا و حافظ بسیار خواندنی است. یکی از نکات جذاب فلسفهی اسلامی سروش، علاقه او به عرفان عاشقانه است. حقیقت امر، درست است که عرفان عاشقانه از زمان شمس و حتی شاید پیش از آن شروع شده اما من عرفان عاشقانه را با دکتر سروش شناختم. سخن از عشق بسی زیباتر از جبن و بیم است و شاید با زندگی عاشقانه دنیا جای بیآلایشتری هم میشد.
نکتهی زیبای دیگر کتاب تفسیر شعرهای حضرت مولاناست که برای من که سواد بسیار کمی دارم جذاب بود و با توجه به اشعار مولانا میتوان دریافت که او بنای تصوف خود را بر عشق نهاده است نه بر خوف و زهد
خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچ الا هوس قمار دیگر
سخن آخر، ای کاش دکتر سروش به همین فلسفه علم و اسلامی اکتفا میکرد و دست از سیاست میکشید که سیاست فقط باعث از بین رفتن اعتبار کلام اوست.
نکتهی زیبای دیگر کتاب تفسیر شعرهای حضرت مولاناست که برای من که سواد بسیار کمی دارم جذاب بود و با توجه به اشعار مولانا میتوان دریافت که او بنای تصوف خود را بر عشق نهاده است نه بر خوف و زهد
خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچ الا هوس قمار دیگر
سخن آخر، ای کاش دکتر سروش به همین فلسفه علم و اسلامی اکتفا میکرد و دست از سیاست میکشید که سیاست فقط باعث از بین رفتن اعتبار کلام اوست.
June 8, 2008
این کتاب شرح جهش جانانه و جنون آمیز جان جوانمردی است که پیش از آنکه صبح معرفت از مشرق سرّش بردمد و «شمس» عشق در افق اقبالش طالع شود، زاهدی با ترس، سجاده نشینی با وقار، شیخی زیرک، مرده ای گریان و شمع جمع منبلان بود و وقتی در چنگال شیری «شیخ گیر» افتاد و دولت عشق را نصیب برد، زنده ای خندان، عاشقی پرّان، یوسفی یوسف زاینده و آفتابی بی سایه شد و این همه را وامدار آن بود که دلیرانه و کریمانه و فارغ از بندگی و سلطنت و شریعت و ملت تن به قضای عشق داد و پا در قماری عاشقانه نهاد و سرخوش از باختن و فارغ از بردن، خان و مان خود را به سیل تند عشق سپرد و دیوانه و امّارۀ نفس امّاره گشت.
May 31, 2018
این کتاب رو سال 83 هنگامی که در لارستان بودم خوندم.داستان چگونگی گزینش و اعتماد جناب شمس به مولانا را آقای سروش روایت کرده و کلید کار را بر مطلع کتاب نگاشته است. خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش به نماند هیچش الا هوس قمار دیگر
یعنی جناب مولانا آنجنان واله جذبه و کشش شمس شد که خیلی دو دوتا چهار تا نکرد و دست به یک قمار عاشقانه زد
برای اون سالها خوب بود
یعنی جناب مولانا آنجنان واله جذبه و کشش شمس شد که خیلی دو دوتا چهار تا نکرد و دست به یک قمار عاشقانه زد
برای اون سالها خوب بود
February 9, 2017
مجموع مقالاتي از آقاي سروش پيرامون مولوي است كه به مناسبتهاي مختلف ايراد شده و در اينجا به صورت مكتوب آورده شده. اگرچه بعضي مطالب در چند مقاله تكرار شده، در كل كتاب بسيار مفيدي براي من بود پيرامون فهم بيشتر آثار و افكار مولانا
August 25, 2007
hame chiz ra bakhtam joz eshtiaghe ghomari digar.......
Read
May 18, 2009هین بگو که ناطقه جو میکند
تا به قرنی بعد ما آبی رسد
گر چه هر نسلی سخن آری بود
لیک گفت سالفان یاری بود
تا به قرنی بعد ما آبی رسد
گر چه هر نسلی سخن آری بود
لیک گفت سالفان یاری بود
March 3, 2015
تصویر دقیق و روایتی مکرر اماکهنه نشده از قمار عاشقانه شمس و مولاناست
خنک ان قمربازی که بباخت هرچه بودش/بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
خنک ان قمربازی که بباخت هرچه بودش/بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
November 15, 2017
این کتاب حکم دروازه ای به سرزمین ناشناخته برای من داشت
July 26, 2019
اين كتاب واقعا يكي از بهترين ترين كتاب ها در مورد حال و افكار مولانا - خداوندگار بلخ است، واقعن كتابي خواندني است اما چيز كه در اين كتاب اضافه به نظر ميرسيد داستان امام حسين بود كه هيچ ربطي به موضوع كتاب نداشت!
جهان سپاس از دكتر سروش بابت چنين كتاب زيبا..!
جهان سپاس از دكتر سروش بابت چنين كتاب زيبا..!
April 1, 2024
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو از من صبر بتوانی و من صبر از تو نتوانم
این کتاب گزیده ای از سخنرانی های دکتر سروش در باب شمس و مولانا بود ، فکر میکردم کتاب کاملی باشه که صرفا اومدن در مورد شمس و مولانا نوشته باشن اما گزیده ای از سخنرانی ها بود و من خیلی به هدفی که داشتم نرسیدم …
تو از من صبر بتوانی و من صبر از تو نتوانم
این کتاب گزیده ای از سخنرانی های دکتر سروش در باب شمس و مولانا بود ، فکر میکردم کتاب کاملی باشه که صرفا اومدن در مورد شمس و مولانا نوشته باشن اما گزیده ای از سخنرانی ها بود و من خیلی به هدفی که داشتم نرسیدم …
Displaying 1 - 30 of 71 reviews


























