Jump to ratings and reviews
Rate this book

ته خیار

Rate this book

221 pages, Paperback

First published January 1, 2014

35 people are currently reading
456 people want to read

About the author

هوشنگ مرادی کرمانی

28 books444 followers
Houshang Moradi Kermani
هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد استان کرمان متولد شد. تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند و همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد. مادرش از دنیا رفته بود و پدرش دچار نوعی ناراحتی روانی-عصبی شده بود و قادر به مراقبت از فرزندش نبود. از همان سنین کودکی به خواندن علاقه خاص داشت و عموی جوانش که معلم روستا بود در این علاقه بی‌تاثیر نبود. پس از تحصیلات ابتدایی به کرمان رفت و تا ۱۵ سالگی در آنجا زندگی کرد و در این دوره بود که شیفته سینما هم شد.
دوره دبیرستان را در یکی از دبیرستان‌های شهرستان کرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد. وی پس از مهاجرت به تهران دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در این شهر گذراند و در همین مدت در رشته ترجمه زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت.
از سال ۱۳۳۹ در کرمان و همکاری با رادیو محلی کرمان نویسندگی را آغاز کرد، و در سال ۱۳۴۷ با چاپ داستان در مطبوعات فعالیت مطبوعاتی‌‌اش را گسترش داد.
اولین داستان وی به نام «کوچه ما خوشبخت‌ها» در مجله خوشه (به سردبیری ادبی شاملو) منتشر شد که حال و هوای طنز آلود داشت. در سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ اولین کتاب داستان وی «معصومه» حاوی چند قصه متفاوت و کتاب دیگری به نام «من غزال ترسیده‌ای هستم» به چاپ رسیدند.
در سال ۱۳۵۳ داستان «قصه‌های مجید» را خلق می‌کند، داستان پسر نوجوانی که با مادربزرگش زندگی می‌کند. همین قصه‌ها، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیب وی ساخت.
اما اولین جایزه نویسندگی‌‌اش به خاطر «بچه‌های قالیبافخانه» بود که در سال ۱۳۵۹ جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه جهانی اندرسن در سال ۱۹۸۶ را به او اختصاص داد. این داستان سرگذشت کودکانی را بیان می‌کند که به خاطر فقر مجبور بودند در سنین کودکی به قالیبافخانه‌ها بروند و در بدترین شرایط به کار بپردازند. در مورد نوشتن این داستان می‌گوید: «برای نوشتن این داستان ماه‌ها به کرمان رفتم و در کنار بافندگان قالی نشستم تا احساس آنها را به خوبی درک کنم». درک و لمس آنچه که می‌نویسد از خصوصیات نویسندگی کرمانی است که در تمام داستان‌های او می‌توان احساس کرد. می‌توان گفت مرادی با تمام وجود می‌نویسد.
آثار او به زبان‌های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده است. اما اولین اثری که از او به زبان انگلیسی ترجمه شده بود داستان «سماور» از «قصه‌های مجید» بود که برای یونیسف فرستاده شد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
70 (12%)
4 stars
139 (25%)
3 stars
205 (37%)
2 stars
87 (16%)
1 star
40 (7%)
Displaying 1 - 30 of 59 reviews
Profile Image for Jalal.
41 reviews8 followers
April 4, 2015
کتاب پر است از قصه های ظاهراً بی سر و ته، مثل همان خیار اول ماجرا که معلوم نشد سرش تهش است یا تهش سرش. ولی وقتی خیار خوشمزه باشد و آدم از خوردنش حظ ببرد، چه فرقی می کند سر و تهش کجایش است؟
Profile Image for Sahar.
217 reviews9 followers
February 7, 2019
من این کتاب رو به عنوان کتاب نوجوانان خریدم. توی لیست کتابهای نوجوانان تقریبا ده تای اول بود. این لیست هارو چه کسایی مینویسن؟ خیلی برام جای عجیبه که چطور این کتاب میره توی رده سنی نوجوانان؟ البته اینم بگم این اولین تجربه ی شوکه کنندم نیست. قبل تر هم کتاب از رده ی نوجوانان خوندم که اصلا مناسب اون دوره سنی نیست.
بهر حال این کتلب از نظر من +17هست اونم بخاطر زمینه ی غم و اندوه و طنز تلخ و سیاهش هست. این رو من بزرگسال متوجه میشم ولی مطمینم توی نوجوانی حس بدی بهم منتقل میکرد کما اینکه کتابهای جلال آل احمد هم همینکار رو با من کرد و تاثیر تلخی نوشته هاش هنوزم باهام هست.
من کتاب رو دوست داشتم. دلم میخواست بعد از امتحاناتم یه کتاب فان بخونم که اینجوری شد ولی بازم خوشحالم بهش نمره ی چهار دادم چون واقغا خوب بود. قسمتهای سور رئال ش عالی بود.
چون الان یادم نمیاد دقیقا کودوم قسمتهاش کلی مینویسم. عاشق کلاغ توی داستانا بودم.
Profile Image for Saber Memari.
27 reviews8 followers
February 1, 2024
زنی که دست دختر بچه‌ای را می‌کشید. رسید به پیرزن لاغر.
پیرزن گفت:
-بفرمایید دهانتان را شیرین کنید. منزل خودتان است.
و لبخند محبت زد.
زن حوصله لبخند زدن نداشت. دختر کوچولو را که به خودش می‌پیچید، بُرد. از پله‌ها برد پایین. با عجله شلوارش را کَند، فرستادش تو. خودش دَم در ایستاد. پیرزن لنگ‌لنگان از پله‌ها پایین آمد:
-سلام. سال نو مبارک. بفرمایید دهانتان را شیرین کنید. منزل خودتان است.
اشاره کرد به اتاقک ته مستراح.

کتاب رو برای بار دوم خوندم و امتیازم رو از سه به چهار تغییر دادم.
🙃
Profile Image for Sara Bakhshiani.
236 reviews45 followers
May 12, 2021
خب اصولا من از کتاب هایی که چندتا داستان کوتاه باهم دارند زیاد خوشم نمیاد
چون ادم تا میاد یه داستان و هضم کنه باید وارد دنیای یه داستان دیگ بشه
این کتاب هم جزو همون کتاب ها بود و چون تو دوره همخوانی بودم باعث شد که بخونمش
ولی از خوندنش پشیمون نیستم چون داستانش کم و بیش مفهوم داشت و اندکی هم خنده دار بود
و خیلی سعی میکردم سریع موقعیت مکانی و شخصیت های داخل ذهنمو عوض کنم تا داستان بعدی رو بهتر بفهمم
دوتا ستاره هم بخاطر داستان های خنده دارش و حس خوبی که کتاب بهم داد
Profile Image for Fatemeh Nazari.
199 reviews46 followers
April 4, 2017
اين اولين كتابى بود كه از هوشنگ مرادى كرمانى ميخواندم. اين كتاب را دوست نداشتم. از قصه هاى بى سر و ته ش لذت زيادى نبردم. البته بينشان قصه هاى خوب هم بود ولى مرا تشويق به خواندنش نميكرد.
مدتى بود كه در كتابخانه ام جا خوش كرده بود؛ آن روز ها به خاطر پر فروش بودنش خريدم. اما خب اگر نميخريدم و نميخواندمش هم ضررى نميكردم.
Profile Image for Maryam.
182 reviews50 followers
July 8, 2015
از بین داستانها قصه بچه خوابیده رو خیلی دوست داشتم
Profile Image for Motahare Ghaderi.
168 reviews72 followers
August 2, 2017
حیرون بودم سه بدم بهش یا چهار
ویژگی تقریبا صد در صد داستاناش این بود که یه طنز موقعیت جالب داشتن. یه اتفاق یا موقعیت یا رفتار های عجیب و بعضا غیر واقعی داستان ها که ترکیب خنده داری رو ایجاد کرده بود و نویسنده از خلال این قضایا داستان رو خلق کرده و حرفی رو زده بود.
بدیش برای من این بود که یه جاهایی نمی فهمیدم تهش که چی! یعنی توی پایان یه لنگه پا می موندم که بالاخره چی می خواستی بگی برادر؟
ولی خیلی از داستاناشو دوست داشتم.لبخند زدم،..ایده های خیلی خوبی بود توی خیلی هاشون.
خیلی ایده های خوبی بودن و این برای من واقعا شگفت آور بود.
نکته ی جالب دیگه وجود المان های روستایی یا مربوط به زندگی های سنتی و زندگی های معمولی ما ایرانیا توی داستان بود.یه فضای صمیمیت اندود شده که خیلی توش حس راحتی می کرده.
به خاطر این حس های خوش 4 ستاره دادم بهش
Profile Image for بهاره ارشدریاحی.
Author 5 books127 followers
January 3, 2017
اين مجموعه سي داستان كوتاه دارد، كه بر خلاف اغلب كارهاى آقاي مرادي كرماني كه در فضاي كودك و نوجوان است براي مخاطب بزرگسال نوشته شده و به نظرم خيلي شخصي و شبيه به دنياي ميانسالي نويسنده است. بعضي از داستان هاي اين مجموعه پيش تر در مجله هاي مختلفي مثل "همشهري داستان" منتشر شده. از داستان هاي خوب اين مجموعه مي توانم به ته خيار، ميان باد و ابر و كار و بار عروسك ها اشاره كنم.
Profile Image for Mina khamoushi.
190 reviews205 followers
August 8, 2015
مثل همیشه لطیف دوست داشتنی و روون بود. منو برد به گذشته...
داستان ها انگار یه برش از داستلن اصلی بودن. انگار یه داستانی جریان داشت و نویسنده یه تیکه شو برای ما روایت میکرد.
البته من داستان های بلندش رو ترجیح میدم چون قصه ها فرصت بیشتری برای شکل گرفتن داشتن و ترجیح میدادم تو اون فضا بیشتر بمونم
Profile Image for Bahare_kar.
66 reviews14 followers
Read
June 4, 2021
آقای مرادی کرمانی ، زبان بی ریا و دلنشین شما همدم روز های پر التهاب من شد
ای کاش زندگی به سادگی و روانی داستان های شما باشد .‌..
Profile Image for Fatemeh.
380 reviews66 followers
June 13, 2023
خیلی در نظرم کتاب انتقادی‌ای نبود، لحن طنز کتاب هم خیلی مشخص نبود، به طور کل داستان‌هاش برام اینطوری بود که اوکی حالا اینم بخونیم.
Profile Image for Ali.
31 reviews
August 21, 2024
هدیه به:
“آن پیرمرد چاق، کوچولو و تنهایی که هر شب خواب های پاره پاره، سیاه و تلخ می دید، چون بر می خواست، می نشست خواب ها رو می دوخت، رنگ می زد، شکر می زد، کتاب می کرد و می فروخت.”

قشنگ ترین بخش کتاب قبل از شروع خود کتابه، دقیقا در صفحه اول! یکی از صادقانه ترین تعاریفی که یک نویسنده از خودش میتونه بکنه.
Profile Image for Dorsa Seyedi.
7 reviews
May 5, 2022
کتاب شامل ۳۰ تا داستان کوتاه بود و نکته‌ی قابل توجهش واسم دنیاهای زیبایی بود که خلق کرده بود. هرچند غیرواقعی، ولی قدم زدن توی این دنیاها پر از حس خوب بود. حتی مفهومی مثل مرگ رو هم خیلی زیبا و نرم و لطیف به تصویر کشیده بود.
Profile Image for Mehrnoosh.
129 reviews5 followers
June 23, 2019
ته خیار اولین تحربه من از خوندن داستان کوتاه هوشنگ کرمانی بود. یک تجربه خوب.
داستان از تابلوی روی دیوار شروع میشود که روی آن نوشته: «زندگی به خیار میماند، ته اش تلخ است.» و بحث بین استاد و دوستش شروع میشود که ته خیار کجای آن است و در اصل بحث بین تلخ بودن ابتدای زندگیست یا انتهای آن. بعد که بحث بالا میگیرد همسایه استاد هم وارد ماجرا میشود و داستان ادامه می یابد.
Profile Image for Ali.
110 reviews10 followers
August 1, 2016
ته خیار تقدیم شده به آن پیرمردی که شب‌ها خواب می‌بیند بعد به خواب‌هایش شکر می‌زند و آن‌ها را کتاب می‌کند و می‌فروشد. واقعن ته خیار شامل چنین داستان‌هایی است. اما این داستان‌ها ریشه در لحظه‌های زندگی ما دارند و بسیار ساده هستند و همین سادگیشان بسیار شیرین است. اما گاه پا را از این سادگی هم فراتر می‌گذارند و در یکی دو صفحه شاهکاری می‌شوند که در ذهنت خانه می‌کنند و شاید هم یک چیزهایی را در تو تغییر دهند مثل ته خیار، درختو و چندتایی دیگر.
صدای خود استاد کرمانی هم بسیار دلنشین است خودش که داستان بخواند شیرینیش را دوچندان می‌کند. یادم است داستان‌ها را که می‌خواندم ناخواسته صدایم را شبیه به صدای ایشان می‌کردم.
Profile Image for Arefeh Yavary.
95 reviews14 followers
December 15, 2017
خوب بود کلا

بعضی وقتها خوبه که کتاب ساده بخونیم


زندگی جاریست

رو آدم از انتهای تمام داستان‌ها برداشت می‌کند
Profile Image for Farjaneh_.
258 reviews123 followers
January 5, 2024
هو النور
نسخه‌ی صوتی رو شنیدم با صدای خود نویسنده، البته تا جایی که متوجه شدم کتاب مجموعه داستان کوتاهه و من تنها ته خیار رو شنیدم.
نسخه‌ی صوتی: داستان همراه ۱
۱۵ بهمن ۱۴۰۲🌻🌱
Profile Image for Nazanin.
Author 1 book7 followers
May 24, 2017
کارهای آقای مرادی کرمانی اغلب بسیار لطیف و یگانه اند. متاسفانه تعدادی از داستانهای این مجموعه به نظرم کامل شده و پخته نمیان. این داستان ها یا دراوج رها شده اند و یا بیشتر شبیه توضیح اند تا داستان. لازم به ذکر است که داستان های بی نظیر این مجموعه کم نیستند و یک علاقمند به کارهای ایشون فرصت برای خواندن انها رو نباید از دست بده.
بهترین داستانها:

"دهل و لگن"
"چشمی در هوای گریه"
"پیشرفت یتیمان"
"ما شام نمی‌خوریم"
"بازگشت"
Profile Image for نيلوفر.
36 reviews6 followers
May 2, 2020
ا«ته خیار» با «تنور» و «لبخند انار» در لحن و نوع نگاه متفاوت بود، داستان‌های کوتاه که میایند و می‌روند، کل مجموعه به داستانی که اول نقل شده؛ یعنی «ته خیار» پیوند خورده، درباب زندگی و مرگ. طنزی هم در همه‌ی داستان‌ها دیده میشه، که برای من هولناک ‌تر از همه «کاروبار عروسک‌ها» بود. داستان‌ها بعد از پایان کتاب بر جانتان می‌نشینند و در فکر فرو می‌برند، به این فکر که «زندگی قورباغه‌ی زنده‌ای است که نابینایی آن‌را با اشتها می‌خورد.»
Profile Image for Lyra.
76 reviews44 followers
October 9, 2020
خب، دقیقا همینقدر که می‌بینین طول کشید خوندن این کتاب و بعضی از داستان‌هاش (از نظر شخصی من) خسته کننده بودن، درحالیکه واقعا از عناصر جالبی ساخته شده بودن و هدف اصلی داستان گیرایی داشت.
اما زیبایی قلم مرادی کرمانی بر هممون واضح و مشخه، و اون حس خودمونی و گرم و طنز ریزش هیچوقت تکراری نمی‌شه. خلاصه، به نظرم مرادی کرمانی تو نوشتن داستان‌های بلند مهارت بیشتری داره.
Profile Image for Hamidreza.
87 reviews21 followers
September 4, 2019
کتاب خوب و جالبی بود و کتاب "اتوبوس پیر" بیشترین شباهت رو به این کتاب داشت . خوب بود . لذت بردم :)
Profile Image for جَنّات.
107 reviews7 followers
February 6, 2018
کتاب اصلا لذت بخش و دلپسند نبود😫😫😫
Profile Image for Mae.
134 reviews39 followers
April 14, 2020
من طنز مرادی کرمانی را می‌پسندم و به‌نظرم این کتاب که شامل مجموعه داستان‌های کوتاه است می‌تواند آدم را سرگرم کند، هرچند هم که به وجد نیاورد!
Profile Image for Dawn's book diary.
112 reviews15 followers
September 28, 2023
مجموعه داستان «ته خیار» مثل اکثر مجموعه‌های دیگه هم داستان خوندنی داره و هم داستان بی‌مزه‌ی نه چندان دلچسب. از بین ۳۰ داستان این کتاب؛ من یازده‌تاشو دوست داشتم که داستان اول -تهِ خیار- جزو اوناست.
کلاً نثر خاص هوشنگ مرادی کرمانی -با جمله‌های کوتاه کوتاه و اصطلاحات منحصر به فردش- و همینطور رفتن سراغ موضوعات ساده‌ای مثل ته خیار کجای خیاره؟ همیشه برام جالب بوده و به همین خاطر هم این کتابو خوندم.
بعضی از داستان‌های این کتاب از زاویه‌ی دید غیر انسان گفته شدن -مثل داستان «دهل و لگن» که از زبون یه ماهی قرمز تعریف می‌شه. من شخصاً این مدل داستان‌ها رو می‌پسندم و اولین بار بود که از مرادی کرمانی یه همچین چیزی دیده بودم و خیلی برام جالب بود.
کلاً ازش راضی بودم. طرح جلدش هم در کمال سادگی، بامسما و قشنگه!🥒
Profile Image for Armin1370.
16 reviews1 follower
September 14, 2015
خوب بود، یعنی به نظرم روون بودنش دوست داشتنی بود ... به نظرم داستانهای کوتاه اول کتاب دل نشینی بیشتری داشت به نسبت داستانهای پایانی و به خصوص دو تا داستان اول کتاب رو شدیدا دوست داشتم ... خلاصه که زندگی به خیار می ماند، ته اش تلخ است .
Profile Image for SetareArani.
37 reviews36 followers
March 3, 2015
كتاب پر از داشتان هاى خيييلى كوتاه كه بيشترشون ناتمامن اما جذابيت خودشُ براى خوندن داستان هاى بيشتر ايجاد ميكنه.
Profile Image for Pegah.
20 reviews8 followers
August 11, 2017
آن پيرمرد چاق، كوچولو و تنهايي كه هر شب خواب هاي پاره پاره، سياه و تلخ مي ديد
چون برمي خاست، مي نشست خواب ها را مي دوخت، رنگ مي زد، شكر مي زد، كتاب مي كرد و مي فروخت...
Profile Image for Zohreh Hanifeh.
390 reviews105 followers
July 25, 2023
می‌توانم بگویم واقعاً کتاب بدی بود. داستان‌های بی‌سر و ته و پر از اطناب و «آسمون ریسمون». اکثراً بی‌محتوا، یا با یک پیام اخلاقی که توی چشم می‌زد. بدون ویرایش. انگار حتی یک دور از روی داستان نخوانده بود که متوجه شود یک‌بار با زاویه دید دانای کل نوشته و یکهو از وسط متن، راوی اول شخص شده. یا توی یک داستان دیگر نیمرو سفارش داده و بعد املت می‌خورد.
حیف که کتاب برایم امضا شده بود و یک جورهایی خودم را ملزم می‌دیدم حتماً تمامش کنم. 😄🤦🏻
Displaying 1 - 30 of 59 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.