Famously referred to as one of the "Axis of Evil" countries, North Korea remains one of the most secretive and mysterious nations in the world today. In early 2001 cartoonist Guy Delisle became one of the few Westerners to be allowed access to the fortress-like country. While living in the nation's capital for two months on a work visa for a French film animation company, Delisle observed what he was allowed to see of the culture and lives of the few North Koreans he encountered; his findings form the basis of this graphic novel.
Guy Delisle was born in Quebec City in 1966 and has spent the last decade living and working in the South of France with his wife and son. Delisle has spent ten years, mostly in Europe, working in animation, an experience that taught him about movement and drawing. He is now currently focusing on his cartooning. Delisle has written and drawn six graphic novels, including "Pyongyang," his first graphic novel in English.
Born in Quebec, Canada, Guy Delisle studied animation at Sheridan College. Delisle has worked for numerous animation studios around the world, including CinéGroupe in Montreal.
Drawing from his experience at animation studios in China and North Korea, Delisle's graphic novels Shenzen and Pyongyang depict these two countries from a Westerner's perspective. A third graphic novel, Chroniques Birmanes, recounts his time spent in Myanmar with his wife, a Médecins Sans Frontières administrator.
پرچهکوهی عزیز این کتاب رو بهم کادو داد. در عروسی علی و فاطمه.
اما کتاب. خوندنش تجربه جدیدی بود. گاهی فکر میکردی که آیا روایت کاملا مستند هست یا به نفع شوخیهاش داره واقعیت رو عوض میکنه؟ تصاویر جذاب و ساده بودند. فضا رو خوب منتقل میکرد و جنس شوخیهاش هم آروم و دوستداشتنی بود. میشه گفت که سیاسی نبود، بلکه به روایت کردن عینی چیزهایی که باهاشون روبرو میشد پرداخته بود. اما مگه میشه از کرهشمالی حرف زد و سیاسی نبود؟
این اولین سفرنامه ی مصوری بود که خوندم. از این ژانر خوشم اومد و دوست دارم خوندن از این دست کتاب ها رو بیشتر تجربه کنم. اول کتاب از جهت حجم اطلاعاتی که از پیونگ یانگ و فضای حاکم بر اون بهمون میداد، غنی تر بود. رفته رفته حرف های نویسنده روی دور تکرار میافتاد و چاشنی طنز سفرنامه بیشتر میشد. اما طنز از نوع طنازی شخص گی دولیل. از نظر من مسخره کردن نوع لباس پوشیدن خانم ها و آقایان کره ی شمالی اون طور که گی دولیل بهش میخندید، خنده دار نیست. امثال این سکانس ها در کتاب کم نیست. سکانس هایی که وقتی بهشون نگاه میکردم، حسم این بود که گی دولیل یک نگاه از بالا به پایین به «مردم» کره شمالی داره و شرایط سیاسی و فرهنگی جامعه اونها رو در نظر نگرفته. جایی از سفرش به مترجم کره ای، یک روزنامه فرانسوی نشون میده و میگه «اینکه آدم ها آزادانه نقد کنن خیلی اوضاع رو بهتر میکنه، البته که میتونی نظرات مختلف رو بخونی و بعد خودت تصمیم بگیری.» اینجای کتاب به جای اینکه دلم به حال مترجم بسوزه، دلم به حال خود گی دولیل سوخت. چرا که فلسفه غرب به خصوص فرانسه، مهد سانسور ادیان و سکولاریسم، که با قوانین شدید جلوی انتشار صدای حق از ناقوس کلیساها و منبر مساجد رو گرفته، بلایی بر سر گی دولیل ها آورده که فکر میکنند در کشورشون آزادی بیان دارند و کره ای ها رو مسخره میکنند. درسته که قدیمی بودن کتاب باعث میشه اطلاعات سفرنامه به روز نباشه اما خوندن این کتاب ۱۷۵ صفحه ای مصور، برای آشنایی کمی بیشتر، با این کشور منزوی خالی از لطف نبود.
به عنوان کسی که توی ایران بزرگ شده و مدام به صورت تهدید جملهی «چندوقت دیگهم میشیم کره شمالی» رو شنیده، کتاب مهمی بود. حقیقتش من بخشی از اطلاعات داخلش که مثلا شبا برق ندارن و یا وضع کارشون چه شکلیه رو میدونستم، اما چیزی که نمیدونستم این بود که خارجی به کشورشون سفر میکنه. حقیقتش اطلاعاتی که ما از منزویترین کشور جهان داریم، واقعا محدوده و این کمیک خیلی کمک بزرگی بهم کرد. فارغ از این، این کتاب بیشتر از شنژن منو میخندوند؛ زمانی که دولیل با اسما و مخصوصا آقای سین شعر میساخت و میخوند: «آقای سین قهرمانمونه» و من کلی به اون موضوع میخندیدم. نکته جذاب بعدی آزمونایی بود که میگرفت؛ واقعا نفسگیر بودن. اما چرا ۵ نه؟ چون یه دو سه جا به نظرم محتوای نژادپرستانه داشت، یا حداقل اینطور به نظر میومد. البته با اون بلاهایی که سر دولیل تو کره شمالی اومده و میزان خشمش، اندکی بتونم بهش حق بدم اما کماکان ۴ به همین خاطر.
دومین اثری بود که از گای دولیل میخوندم برای همین معیار ذهنیم از گای دولیل کتاب سرزمین مقدس بود و خب اصلا در حد اون نبود، هم از منظر داستانی و هم از نظر گرافیکی (اصلا جذابیت روایتها و اطلاعات خوب و همچنین تصویرهای فوقالعادهش رو نداشت) شاید به این دلیل بود که از کرهشمالی داستانها و کتابهای زیادی خونده بودم و این کتاب خیلی کم به دانستههام اضافه کرد. تا حالا چندتا کتاب از بازدید افراد خارجی به پیونگ یانگ خوندم که این روند همراهی مترجم و راهنما و سبک تبلیغ پروپاگاندا توی همهشون تکرار میشه ولی نکته جالب کتاب جایی میشه که همه چیزهایی که ما توکتابها میخوندیم و باید توی ذهنمون تصویرسازی و تصور میکردیم رو آقای دولیل زحمت کشیده و طراحی کرده که خب دیدنشون خیلی جالب میشه (مثل برج جوچه، موزهها، مجسمه رهبران و ...) نکته بامزهی دیگه هم این بود که دولیل توی هتلی بود که «امیرخانی» هم با دوستهاش اونجا بودن و خب از یه سری جاهای مشترکی تعریف میکنن که هرکدوم بازدید کردن و خاطرات هتلشون مشابهت داره.
کتاب رو در بازه ی زمانی کوتاهی خواندم، و با توجه به سبک کمیک کتاب طبیعی بود که سرعتم به نسبت زیاد باشه شاید بعد از سالهای سال اولین کتاب کمیکی بود که خواندم، از این لحاظ یعنی از لحاظ سبک کار به نسبت خوشم آمد اما محتوای کتاب چیز جدیدی نداشت و همان کلیشه های همیشگی در مورد کره شمالی، درسته که تجربه ی دست اول نویسنده ی کتاب روایت شده بود و نکات ریزی داشت اما اگر از آن چند درصد بگذریم، میشد کتاب رو بدون رفتن به کره شمالی هم نوشت، یعنی آنقدر کلیشه بود که همه ی این موارد را همه می دانند، چیز خاصی بعد از مطالعه ی کتاب به شما اضافه نمی شود سخت به دنبال روایت های جدید و شاید هم متفاوت از وضعیت کره شمالی هستم، نه آنکه بیاید بگوید محدودیت نیست و از این دست حرفها، ولی روایتی که با کتابهای موجود در بازار ترجمه ی ایران متفاوت باشد، حتماً هست، ولی نیافته ام هنوز، البته خیلی هم جدی جستجو نکردم، ولی اگر کسی پیدا کرد و معرفی کرد، خوشحال می شود
این شمارو یاد چی میندازه: "در همهی اتاقها، طبقات و تمام ساختمانهای کرهی شمالی، عکس پاپاکیم و پسرش کنار هم به دیوار نصب شدهاند." 💀؟؟؟ --‐--------------------------- قبلا از همین کارتونیست (به کسی که کمیک مینویسه همین میگن دیگه؟) کتاب شنژن رو خونده بودم و یادمه که ریسیست بودن شدیدش اعصابمو خرد کرده بود، ولی گفتم با فقط یک اثر قضاوتش نکنم، اینو خوندم که بهش یه فرصت دوباره بدم، و guess what ... اینم نژادپرستانه بود، هم نسبت به کرهای ها هم نسبت به چندتا چینی بنده خدایی که توی هتلش بودن!
توی تمام لحظاتی که گی دولیل داشت به کارهای غیرعادی که کرهشمالی ها مجبورن انجام بدن -و برای انجامش شستشوی ذهنی شدن- میخندید، من داشتم غصه میخوردم از اجبار و عقدهای که توی همهی اون کارهای مسخره بود و شباهتش به ایران :(((
شبها برق نیست، همه جا تاریک و خاموشه، خیابونها، مغازهها و حتی فرودگاه! همه جا تاریکه به جز مشعلی که بالای سر مجسمه یادبود کیم چاقالو میسوزه، بلندترین برج گرانیتی جهان! همه جا موسیقی در مدح و ثنای رهبر شنیده میشه، توی مدرسه دستجمعی میخوننش و توی ساختمونهای دولتی سر ساعت مشخصی آهنگ "انقلابی" پخش میشه!
تنها قسمت کتاب که دوستداشتتی بود اونجایی بود که ۱۹۸۴ ِ اورول رو به مترجمش که کرهای بود قرض داد که اونم بخونه:)
● سوال اصلی و مهم: آیا این آدمها واقعا به چنین چرندیاتی که به زور به خوردشان میدهند باور دارند؟
یک جایی که جلسهای بود و کل روزم را میگرفت و توان تمرکز کافی برای مطالعه برایم نمیگذاشت.
از طرفی نباید به پروژه #روزی_۳۴_صفحه_کتاب_بخوانیم آسیب میرسید. به خویش گفتم یک کتاب کمیک بخوانم و لاجرم این کتاب را دست گرفتم.
روایت یک انیماتور امریکایی که برای پروژهای به کره شمالی سفر کرده و مشاهداتش را روایت میکند. گرچه که میگویند خیلی خوب است و... اما کتابش کشش کافی را ندارد.
از لحاظ محتوا نیز خب معلوم است دیگر: با یک کشور بدبخت عقب ماندهی پر تناقض دیکتاتوری... مواجهیم: روایتهایی که این سالها مرتبا از کره شمالی به ما میرسد.
چند جلد دیگر هم دارد: سفر به برمه و چین و بیتالمقدس و...
سفرنامه جذاب و کارتونی از سفر به پیونگ یانگ که آن قسمتی از شهر را که یک خارجی به آن دسترسی دارد توصیف میکند البته موقع خواندن باید این را در ذهن داشت که پیونگ یانگ شهری است که تنها طبقه اشراف کره شمالی حق سکونت در آن را دارند و این تازه بهترین شهر و وضعیت زندگی در کره شمالیست
" دیکتاتوری یعنی دهنت رو ببند ، دموکراسی یعنی بگو،بگو گوشم با توست" __ از متن کتاب__
گی دولیل یک انیماتور و کارتونیست متولد کانادا می باشد که این کتاب مصور حاصل سفر دوماهه وی به کره شمالی است.
حقیقتا من کتاب مصور یا کمیک تا به حال نخوندم فقط چند سال پیش که اهل مجله خوندن بودم یه مجموعه کمیک چاپ میشد ( که متاسفانه اسمش الان یادم نیست ) و اون رو میخوندم ولی با توجه به علایقم فکر میکنم این دسته از کتابها رو دوست داشته باشم این کتاب رو هم تا حدی دوست داشتم ولی به اون صورت حقیقتا جذبم نکرد هر چند نکات جذابی از کره شمالی گفته بود که در ادامه می نویسم. یه نکته ای که هنگام مطالعه کتاب خیلی منو اذیت میکرد این بود که بعضی جاها وقتی داشت درباره یه موضوعی صحبت میکرد یه دفعه موضوع عوض میشد و به اصطلاح از این شاخه به اون شاخه می پرید که نمیدونم مشکل از خود کتاب بود یا ترجمه!!!
تصویر سازی های کتاب جالب بود و دوستشون داشتم.
نکات جالبی که توی کتاب اومده بود :
در کره شمالی جین ، مک دونالد و کوکاکولا ممنوع است.
کیم ایل سونگ ( پدربزرگ رهبر فعلی کره شمالی ) با وجود این که 26 سال پیش مرده ولی همچنان رییس جمور کره شمالی است ( رئیس جمهور ابدی )
عقیده رهبر کره شمالی : برای از نو ساختن جامعه ای ظفرمند فقط لازم است 30 درصد از جمعیت زنده بمانند
رفتن به ایستگاه قطار پیونگ یانگ برای خارجی ها ممنوع است
یکشنبه ها برای مشاهده تلویزیون انتخاب بین دو شبکه است و روزهای دیگر تنها یک شبکه ...
گی دولیل سال 2001 به کره شمالی سفر کرده و مثل این که اون موقع کره شمالی اصلا اینترنت نداشته ولی چیزی که من سرچ کردم مثل این که اینترنت دارند ولی درباره این که به شبکه جهانی وصل هستند یا فقط دسترسی به شبکه داخلی دارند رو نمیدونم.
و یه جمله جالب : بیرون از کره شمالی که باشی خبرهای بیشتری از آن داری تا وقتی توی خود کشور هستی !!!
پیونگ یانگ سفرنامه مصور تصویرگر کانادایی به پایتخت کره شمالی است. نکته ی جالبی که در مقدمه این کتاب مطرح می شود این است که برخلاف تصور عموم داستان مصور مختص کودکان و نوجوانان نیست. اما در ایران بعد از ترجمه و چاپ مجموعه تن تن این قالب داستانی تقریبا به خاموشی رفت. نبودِ داستان مصور برای تن تن خوان های قدیمی غم انگیز بود تا اینکه نشر اطراف به سمت احیای این قالب داستانی رفت. «پیونگ یانگ» برای علاقه مندان به کتاب مصور و سفرنامه کتاب محبوبی خواهد بود.
نمیدونم یک کتاب کمیک تقریباً سیاسی مثل این کتاب رو با چه کتابی مقایسه کنم!! ولی مطمئنم تو سبک خودش جزو بهترین هاست و واقعا هم کتاب خوبی بود یعنی به لحاظ اطلاعاتی که به خواننده میده یا فضاسازی هایی که از خفقان و فضای سرد و بستهی کره شمالی به تصویر میکشه عالیه ، انقدر خوب که بعضی جا ها شرایط مردم اون کشور برام ناراحت کننده اومد و واقعا دلم سوخت :(
خلاصه که پیشنهاد میکنم اگه عنوان و فضای سیاسی کتاب براتون جذابه یا طرفدار کمیک هستید ، حتماً این کتاب رو مطالعه کنید
اولین کتاب مصور (البته به جز کامیک بوکهای اسپایدرمن و اینها!) بود که میخواندم؛ دلیل خواندنم هم، فقط داشتن تصوری از کشور کرۀ شمالی، ورای مستندات پوپولیستی بود؛ خیلیم خوب بود، نویسنده سعی کرده فقط تجربیاتشو بگه، نه کمتر نه بیشتر و دمش گرم! کتاب خوبی بود برای مسافرت تو اتوبوس در مسیر خانه؛ شاید اینکه همزمان یه توریست چینی هم کنارم نشسته بود و از زندگیش در چین و حکومت اونجا هم میگفت، تأثیر بیشتری بر لذت کتاب داشته!
I liked the little visual details. The quiz ideaa and fact that it was successful in making me feel like Iam there. Guess I was thirsty for and expected to know much more. (من نسخهی ترجمهشدهی نشر اطراف رو خوندم. ترجمهش نسبتا خوبه. حین خوندنش چندتا جارو چندبار مجبور شدم بخونم. نمیدونم نارسایی ترجمه بود یا روایی اصلی. ولی به هر حال.)
چقدر جای خالی کتابهای کمیک استریپ خوب برای بزرگسالان در کشور ما خالی است. این کتاب را طی دو روز خواندم و همه را هم در ساعتهای مرده مثل وقت انتظار تاکسی، یا داخل تاکسی، یا بین دو کتاب یا ... با این که این همه درباره کره شمالی خواندهایم هنوز هم کتاب جزییاتی که شگفتزدهمان کند دارد که رو کند کاش واقعا کمیک استریپ برای بزرگسالان بیشتر و بیشتر شود. به ویژه کمیکهای داستانی
سفرنامه گیل دولیل به کره شمالی، در این کتاب نویسنده با وجود محدودیت های بسیاری که برای توریست های خارجی برای تردد آزادانه در سطح شهر دارد، اما خفقان و دیکتاتوری حاکم بر جامعه را کاملا حس و منتقل میکند. و عجیب من را یاد کتاب "۱۹۸۴" می اندازد، همانطور که دولیل هم چند اشاره ای به آن می کند. ~ از آخرین باری که کمیک خونده بودم شاید ۱۰ سالی میگذره، خوب بود حس خوشایندی که دوباره بهم دست داد! :)
گی دولیل کارتونیست و انیماتور کانادایی در سال ۲۰۰۱ برای انجام مأموریتی به یک استودیوی انیمیشنسازی در پیونگ یانگ کرهشمالی میرود و در این کتاب مشاهداتش از کرهشمالی، آدمهایش، ابعاد اقتصادی، تاریخی و بخصوص سیاسی و فرهنگیش را با تصویرسازیهای جالبی ثبت میکند. کتاب فکتهای جالبی از کرهشمالی دارد، بعضاً بامزه و اغلب ناراحتکننده. من برای تنوع به سراغ یک سفرنامه که از قضا کمیک بودنش هم به تنوعطلبیام کمک کرد رفتم. کتاب را میتوان در یکی دو نشست خواند هرچند من در روزهایی خواندمش که سرم بشدت شلوغ بود! خواندنش برای فهم کلیای از کرهشمالی منزوی که چیز زیادی از آن نمیدانیم، کفایت میکند هرچند احتمالاً کتابهای بیشتری راجع کرهشمالی بخوانم و خواندهها و شنیدهها را سبک و سنگین کنم. این هم لینکی است حاوی ۱۰۰ عکس از کرهشمالی: https://www.earthnutshell.com/100-pho...
یک شب خوابم نمیبرد، دوست داشتم چیزکی سبک بخوانم. توی کتابهای الکترونیکم گشتم و «پیونگ یانگ» را پیدا کردم. در دو-سه جرعه سرکشیدمش. سفرنامه خوانده بودم اما هرگز سفرنامهی کمیک نخوانده بودم. ساده و روان بود و بسیار پرکشش.
حتما باز هم به سراغ کتابهایی دربارهی کرهی شمالی خواهم رفت.
کتاب رو پارسال شروع کردم ولی نصفه، رها شد. جذابیت کتاب، نسبت به دو کتاب دیگهای که از این نویسنده خونده بودم کم بود. دیشب از بین کتابهای نخوانده برداشتمش و نیم ساعته بقیهاش رو خوندم. مطلب خاصی به نظرم نیومد که دربارهاش بنویسم کتاب من، چاپ سومه و صحافی خیلی ضعیفی داشت
کتاب مانند سایر تصاویر روایت غرب از کره شمالیست؛ و در واقع منطبق با همان روایتی ست که کشورداران کره شمالی سعی کردهاند تا از خودشان به دنیا مخابره کنند. نویسنده در سالهای ریاست جمهوری دبلیو بوش پسر به پیونگیانگ رفت و آمد دارد. نخست دلیل رفت و آمد نویسنده بسیار جالب است. او یک کارگردان و انیماتور کانادایی مقیم فرانسه است که برای مدیریت و سرکشی بر فرآیند ارزان تولید انیمیشن در کره شمالی به آنجا سفر میکند. داستان از این قرار است که فریمهای اصلی در فرانسه طراحی میشوند و فریمهای میانی به صورت ارزانتر در شرق آسیا و به خصوص کره شمالی... همین آغاز کافیست تا آن تصویر «کره شمالی جدا از جهان» کمی در ذهن آدم مخدوش شود.... اما از این جا به بعد تصویرها مانند سایر توصیفهاست. زندانی هر مستشار و یا مسافری در چند پرده مختصر و تجربه محدود... و صورتهای سردی که به هیچ عنوان ارتباط برقرار نمیکنند؛ و آیینی غیرذاتگرا و موهوم و بنبستی تمام عیار و غیرانسانی برای من که در همزمانی با این کتاب سفرنامه «نیمدانگ پیونگیانگ» از رضا امیرخانی را هم میخواندم شباهت زیاد تجربهها در دو سفرنامه با حداقل دو دهه فاصله و در دو زمان قاعدتاً متفاوت پدر و پسر جالب توجه بود. از سویی دیگر تجربه کتابی کمیک و تماما تصویری در مقابل سفرنامه نوشتاری، ارادتم را به کمیک و کتب تصویری دوچندان کرد... انتقال پیام در این کتاب بیشتر از کتاب نوشتاری امیرخانی بود و این قابل توجه است
پیونگ یانگ، کرهٔ شمالی. کشوری که پس از بیش از ۱۵ سال از چاپ کتاب، چون تصویرگر کتاب، هنوز غالب اطلاعمان از آن مرهون تصور شباهتش با فضای کتاب «۱۹۸۴» جورج اورول و توصیفات رسانههاست. کتاب روایت سفر دوماههٔ تصویرگر به کرهٔ شمالی برای همکاری در زمینهٔ پویانماییست. گای دولیل تجربه، درک و احساسات شخصیاش از این کشور را در قالب شرح سفرش با خواننده بهاشتراک میگذارد.
آنچه بیش از توصیف این کشور از نگاه دولیل مرا جذب صفحات کتاب کرد، دقت خاص او در توجه به جزئیات، روایت گیرا و هنر تصویرگری اوست. گرچه بخش بزرگی از داستان آشنایی خواننده با سازوکارهای زندگی در این کشور است، اما دولیل میتواند حتی بدون مکالمه لحظاتش را روایت کند: از واکنشهایش در مواجهه با شرایط تا کنکاش در ذهن همراهانش و اندیشههایش در تنهایی. دولیل توانسته است بهدرستی با اشارات فرعی و یا با بازیهای ذهنی خود، سفرنامهٔ خود را از خطر یکنواختی برهاند و جذابیت خوانش کتاب را برای آنهایی که علاقه و فرصت کافی برای همراهی با جزئیات تصاویر داشته باشند دوچندان کند.
نسخهٔ انگلیسی کتاب را خواندم، اما متوجه شدم بهتازگی ترجمهٔ فارسی این کتاب از سوی نشر اطراف به چاپ دوم رسیده و کتابهای دیگری نیز از همین تصویرگر در قالب مجموعهٔ «سفرنامهٔ مصور» در همان نشر به فارسی برگردانده شدهاند.
این کتاب رو از کتاب قبلیِ نویسنده، شنژن، بیشتر دوست داشتم و احتمالاً اینکه درست قبلش کتاب «سرودِ» آین رند رو خوندم، توی نظرم تأثیر گذاشته. تو شنژن مشکلی که باهاش داشتم این بود که نویسنده تا حدی با زاویهی دیدِ فرهنگیاجتماعیِ رشدکرده در غربِ خودش داشت به جامعه و فرهنگِ چینی نگاه و از اون انتقاد میکرد. اما اینجا چنین چیزی نبود. فضای کرهی شمالی دقیقاً هموناندازه خفقانآور، یکنخواخت و خاکستری بود که همهمون خبر داریم و آین رند هم نمونهی مشابهی از همین جامعهی کمونیستی رو توی کتابش به تصویر کشیده بود. بهٰراحتی هم میشد نشانههای افسردگی رو در نویسنده بابت حضورش در اون فضای بسته مشاهده کرد.
پیشنهادم میکنم اگر میخواید از کرهی شمالی بیشتر «ببینید»، این کتاب مصور رو هم در فهرست مطالعهتون قرار بدید.
سفرنامهای دیگه از مجموعه سفرنامههای نشر اطراف. با این تفاوت که این سفرنامه مصوره. یه انیماتور فرانسوی برای ماموریت کاری مدتی به پیونگ یانگ، پایتخت کرهی شمالی، میره و خاطراتش رو به شکل کارتون میکشه و نشر اطراف هم کتاب رو ترجمه و چاپ کرده. فکر کنم اولین تجربه خوندن کتاب مصور در بزرگسالیم بود و دوستش داشتم. و اینکه دلم میخواست درباره کره شمالی بدونم که خب تا حدی با جو اون کشور آشنا شدم.
کتابهای نشر اطراف و حوزههایی که روشون تمرکز کرده رو میپسندم. این سبک هم جالبه. نمیدونم اگر من هم به این سفر برم مثل نویسنده اونقدر بهم فشار میاد که لحن تمسخرآمیز در روایتهام پررنگ میشه یا میتونم با لحن خنثیتری سفرنامهم رو بنویسم.
چیز میزهای ریز بامزه ای داشت، چیزهای کوچیکی از در و دیوار. خیلی خودمونی و بامزه. کتاب رو توی یه روز خسته کننده خوندم. شخصی داشت نوعهای مختلف روایتکردن رو توضیح میداد و میگفت که حتما نباید عکس یا متن محور باشه یه سفرنامه میتونه خیلی بامزه و کاریکاتوری باشه یه کمیک! و این کتاب رو نشونم داد.
این کتاب کمیک در یک کلمه فوق العادست زمان مورد نیاز برای مطالعه این کتاب : دو ساعت پیونگیانگ از سری کتابهای کمیک «گیدولیل» کارتونیست فرانسوی است به خصوص این کتاب به نظرم از همهی کتابهای این سری بهتر است چون هم موضوع جذابی و هم ارائه بسیار جالبی دارد و البته ترجمه خوب این کتاب بر جذابیت کمیکها افزوده است