What do you think?


Down Below
Black Swan Press 1983 Surrealist Editions Paperback.
56 pages, Paperback
First published January 1, 1945
About the author
Leonora Carrington
72 books1,099 followersLeonora Carrington was an English-born Mexican artist, surrealist painter, and novelist. She lived most of her adult life in Mexico City, and was one of the last surviving participants in the Surrealist movement of the 1930s. Carrington was also a founding member of the Women’s Liberation Movement in Mexico during the 1970s.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 1 of 1 review
August 30, 2024
لئونورا کرینگتون نقاش از تجربیاتش در دیوانه خانهای در اسپانیا میگوید. زمانی که نازیها معشوقش ماکس ارنست را دستگیر کردند، لئونورا با دوستانش از پاریس خارج شده و به اسپانیا میرود و بعد از گذراندن اپیزودهای عجیب و غریبی، کنسول بریتانیا در اسپانیا او را به دیوانهخانه میفرستد.
به نظرم دو مرحله در شهودات/ توهماتش مشهود است. در مرحلهی اول بدنش را آینه و بازنمود دنیای بیرون میبیند. مثلن معده و اندرونش را جایگاه جامعه میداند. باور دارد اسهالی که از آن رنج میبرد در واقع پلیدی و بیماری مادرید است که در دستگاه گوارشی او متبلور شده. یا وقتی اتوموبیلی که او و دوستانش را به اسپانیا میبرد "گیر" میکند، آن را بازتاب " گیرکردگی" بدنش میداند. او باور دارد که انتخاب شده که دنیا را نجات دهد. فکر میکند یکی از مهمانان هتلی که در آن هست پدرش هست و نماینده هیتلر در اسپانیا. مادرید را هیپنوتیزم کرده و مردمانش را به زامبی بدل ساخته. راه حل نجات دنیا را در اتحاد بریتانیا و اسپانیا میداند. تئوریهایش را برای کنسول بریتانیا باز میگوید و کنسول موجب انتقال او به دیوانه خانه میشود.
مرحلهی دوم شهود/ توهماتش در دیوانه خانه حول بخش " داون بیلو" یکی از بخش های دیوانه خانه میگردد. بخشی که بیماران آرامتر در آن نگهداری میشد. آنجا بهشت لئونوراست. اورشلیمش است. در این مرحله مراسم جادویی و اسرار امیز انجام می دهد. به اشیا معنای سری نسبت میدهد. وسواس فکریاش رفتن به بهشت " داون بیلو" است میخواهد در هییت مسیح به " داون بیلو" برود و دانشش را آنجا اشاعه دهد.
به نظرم دو مرحله در شهودات/ توهماتش مشهود است. در مرحلهی اول بدنش را آینه و بازنمود دنیای بیرون میبیند. مثلن معده و اندرونش را جایگاه جامعه میداند. باور دارد اسهالی که از آن رنج میبرد در واقع پلیدی و بیماری مادرید است که در دستگاه گوارشی او متبلور شده. یا وقتی اتوموبیلی که او و دوستانش را به اسپانیا میبرد "گیر" میکند، آن را بازتاب " گیرکردگی" بدنش میداند. او باور دارد که انتخاب شده که دنیا را نجات دهد. فکر میکند یکی از مهمانان هتلی که در آن هست پدرش هست و نماینده هیتلر در اسپانیا. مادرید را هیپنوتیزم کرده و مردمانش را به زامبی بدل ساخته. راه حل نجات دنیا را در اتحاد بریتانیا و اسپانیا میداند. تئوریهایش را برای کنسول بریتانیا باز میگوید و کنسول موجب انتقال او به دیوانه خانه میشود.
مرحلهی دوم شهود/ توهماتش در دیوانه خانه حول بخش " داون بیلو" یکی از بخش های دیوانه خانه میگردد. بخشی که بیماران آرامتر در آن نگهداری میشد. آنجا بهشت لئونوراست. اورشلیمش است. در این مرحله مراسم جادویی و اسرار امیز انجام می دهد. به اشیا معنای سری نسبت میدهد. وسواس فکریاش رفتن به بهشت " داون بیلو" است میخواهد در هییت مسیح به " داون بیلو" برود و دانشش را آنجا اشاعه دهد.
Displaying 1 - 1 of 1 review


