What do you think?


Kurt Wallander #8
Firewall
Stopping to get money from a cash machine one evening, a man inexplicably falls to the ground: dead. A taxi driver is brutally murdered by two teenaged girls. Quickly apprehended they appal local policemen with their total lack of remorse. One girl escapes police custody and disappears without trace. Soon afterwards a blackout covers half the country. When an engineer arrives at the malfunctioning power station, he makes a grisly discovery. Inspector Kurt Wallander is sure that these events must be linked - somehow. Hampered by the discovery of betrayals in his own team, lonely and frustrated, Wallander begins to lose conviction in his role as a detective. The search for answers leads Wallander dangerously close to a shadowy group of anarchic terrorists, hidden within the anonymity of cyberspace. Somehow these criminals seem always to know the police's next move. Wallander finds himself fighting to outsmart them In their gripping police procedural about our increasing vulnerability in the modern digitalised world.
534 pages, Paperback
First published January 1, 1998
About the author
Henning Mankell
268 books3,880 followersHenning Mankell was an internationally known Swedish crime writer, children's author and playwright. He was best known for his literary character Kurt Wallander.
Mankell split his time between Sweden and Mozambique. He was married to Eva Bergman, Swedish director and daughter of Ingmar Bergman.
Mankell split his time between Sweden and Mozambique. He was married to Eva Bergman, Swedish director and daughter of Ingmar Bergman.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 12 of 12 reviews
September 23, 2019
لیندا آرزوی من را برآورده کرد. صرف نظر از اینکه آن روزها شرایطش در کشور ما نبود، پدر، بطور جدی و به زرس قاطع به من گفت: اصلا و ابدا! حرفش را هم نزن. مثل رفتار پدر کورت والندر...
April 8, 2023
نمیدونم از ضعف ترجمهش بود یا خود نویسنده انقدر ملالآور و خسته کننده و خوابآور نوشته...چون یه کتاب با یه همچین موضوعی که میتونست فوق العاده هیجان انگیز و نفس گیر باشه، بیاندازه حوصلهسربر بود و منم که وقتی روزهم خود به خود طول روز رو خوابم میگیره، این کتاب بدتر حکم خوابآور رو داشت برام...
همین.
همین.
July 17, 2020
برای من نکات منفیش بیشتر از نقاط قوتش بود.
۲۰۰ صفحه اول اصلا جذبم نکرد و پایان بندی خوبی هم نداشت .
پیچیدگی معماهای داستانو دوست داشتم ولی کتاب بیش از اندازه به جزئیات پرداخته بود و واقعا یه جاهایی حوصله سر بر میشد و فک کنم اگر این زیاده گویی نبود بهتر میشد.
خیلی از اتفاقایی که در طول داستان میوفتاد،هیچ دلیل و منطقی پشتش نبود و خیلی از سوالاتی که ایجاد شده بود،بدون پاسخ باقی موندن.
شخصیتای داستان از نظر من خیلی سطحی بودن و اصلا بهشون پرداخته نشده بود.(برای من فقط چنتا اسم بودن که همش قاطی میکردم کی کدومه:/)
۲۰۰ صفحه اول اصلا جذبم نکرد و پایان بندی خوبی هم نداشت .
پیچیدگی معماهای داستانو دوست داشتم ولی کتاب بیش از اندازه به جزئیات پرداخته بود و واقعا یه جاهایی حوصله سر بر میشد و فک کنم اگر این زیاده گویی نبود بهتر میشد.
خیلی از اتفاقایی که در طول داستان میوفتاد،هیچ دلیل و منطقی پشتش نبود و خیلی از سوالاتی که ایجاد شده بود،بدون پاسخ باقی موندن.
شخصیتای داستان از نظر من خیلی سطحی بودن و اصلا بهشون پرداخته نشده بود.(برای من فقط چنتا اسم بودن که همش قاطی میکردم کی کدومه:/)
Read
October 6, 2023دن براون ولی کشدار و کمهیجان.
از ترجمه خیلی راضی نبودم چون دیالوگها هم رسمی ترجمه شده بودن، نه محاورهای.
از ترجمه خیلی راضی نبودم چون دیالوگها هم رسمی ترجمه شده بودن، نه محاورهای.
August 31, 2018
گفتن و نشاندادن نامتوازن
نگاهی به کتاب «دیوار آتش» اثر هنینگ مانکل
میگویند، نویسندهای چیره دست است که در نوشتن قصهاش هم بگوید و هم نشان دهد. یعنی شیوهی روایت داستان به گونهای رقم بخورد که خواننده، رخدادهای داستانی را هم پیش چشمانش ببیند و هم از طریقِ زبانِ خاص نویسنده بشنود. اگر قصه گفتار صرف باشد؛ مانندِ حکایاتِ قدیمی فارسی، خواننده کسل میشود و اگر نشان دادن صرف باشد، جایی برای تامل و درنگ باقی نخواهد ماند. استاد تلفیق متوازن این دو تکنیک، نویسنده روسی، فئودور داستایفسکی بود. او چنان گفتن و شنیدن را در هم میآمیخت که خواننده نمیدانست کی دارد میشنود و کی دارد حوادث را با توصیف حرکات، میبیند. بعدا نویسندگان بزرگ کار او را تکمیل کردند. به گونهای که گفتنها و شنیدنها در آثار مارکز، چنان ارگانیک و چنان بدیع است که آدمی را در دنیای قصه غرق میکند.
در دنیای ادبیات ژانر، گفتن و شنیدن شاید معنای مهمتری داشته باشد و رعایت اصول آن، باعثِ توازن ریتم و تمپو در اثر شود. خط کشیها و اصول گفتن و شنیدن در آثار ژانر، مشخصتر و کارکرد معلومتری دارند. ریموند چندلر،نویسنده رمان جنایی، به خوبی میدانست که کی بگوید و کی نشان دهد. آن موقع که خواننده دوست دارد قصه شخصیت به قتل رسیده را بشنود، چندلر به قصه گویی میپردازد و آن موقع که خواننده میخواهد درگیری در یک صحنه تیراندازی را ببیند، چندلر چون نقاشی چیره دست، کلمات را به بوم رمان میپاشد و تصویری میسازد هیجان انگیز و نو.
یکی از نویسندگان نسل جدید جنایینویسان هنینگ مانکلِ سوئدی است. او با خلقِ کورت والاندر، کارآگاه سوئدی قصههایش، به شهرت فراوانی دست پیدا کرده است. مانکل نیز، مانند پیشینیان خود، به اهمیت توازن میان گفتن و نشاندادن واقف است. اما این وقوف، گویی در رمان «دیوار آتش» به فراموشی سپرده شده است. «دیوار آتش» داستان پیچیدهی چند قتل و حادثه مرتبط به هم را تعریف میکند. داستانی که ریشه در جرایم سایبری دارد. ایده داستان، مثل بقیه آثار او (مانند سگهای ریگا) تازه و بکر است. اما دیگر از انسجام و توازن سگهای ریگا خبری نیست. مانکل در رمان سگهای ریگا، داستان مرموزی را تعریف میکند. داستانی که مدام خواننده را در شک و ترس قرار میدهد. بر خلاف سگهای ریگا که مانکل با مهارتی وصف ناشدنی نقاط تاریکی در رمان برای خواننده قرار داده است تا او آنها را کشف کند، در «دیوار آتش» همه چیز در نهایت با زبانی عجلول و گفتنی متزلزل در انتهای رمان برای خواننده شرح داده میشود. پایان بندی این رمان، شاید یکی از بدترین پایان بندیهای ممکن باشد. پایانی کسل کننده که همه هیجان رمان را در خود میخشکاند. و در آخر مسائلی حل نشده، در قصه بیان میشود که مانکل آنها را به عهده خواننده میگذارد. مسائلی مبهم و غیر منطقی که به هیچ عنوان خواننده مشتاق را اغنا نمیکند.
فصل پایانی رمان، به خواننده تیزهوش این نشانی را میدهد که نویسنده نمیدانسته چگونه این قصه پیچیده را تمام کند تا هم رمانش طولانی نشود و هم پلات رمان ابتر نماند. این فصل شک و شبهه خواننده تیزهوش را در باره این رمان به یقین تبدیل میکند: رمانی با ایدهای بکر و پیچیده که نویسنده از عهده پرداخت درست و منسجم به آن، برنیامده است.
به کانال تلگرام من بیایید: @Rwriter
نگاهی به کتاب «دیوار آتش» اثر هنینگ مانکل
میگویند، نویسندهای چیره دست است که در نوشتن قصهاش هم بگوید و هم نشان دهد. یعنی شیوهی روایت داستان به گونهای رقم بخورد که خواننده، رخدادهای داستانی را هم پیش چشمانش ببیند و هم از طریقِ زبانِ خاص نویسنده بشنود. اگر قصه گفتار صرف باشد؛ مانندِ حکایاتِ قدیمی فارسی، خواننده کسل میشود و اگر نشان دادن صرف باشد، جایی برای تامل و درنگ باقی نخواهد ماند. استاد تلفیق متوازن این دو تکنیک، نویسنده روسی، فئودور داستایفسکی بود. او چنان گفتن و شنیدن را در هم میآمیخت که خواننده نمیدانست کی دارد میشنود و کی دارد حوادث را با توصیف حرکات، میبیند. بعدا نویسندگان بزرگ کار او را تکمیل کردند. به گونهای که گفتنها و شنیدنها در آثار مارکز، چنان ارگانیک و چنان بدیع است که آدمی را در دنیای قصه غرق میکند.
در دنیای ادبیات ژانر، گفتن و شنیدن شاید معنای مهمتری داشته باشد و رعایت اصول آن، باعثِ توازن ریتم و تمپو در اثر شود. خط کشیها و اصول گفتن و شنیدن در آثار ژانر، مشخصتر و کارکرد معلومتری دارند. ریموند چندلر،نویسنده رمان جنایی، به خوبی میدانست که کی بگوید و کی نشان دهد. آن موقع که خواننده دوست دارد قصه شخصیت به قتل رسیده را بشنود، چندلر به قصه گویی میپردازد و آن موقع که خواننده میخواهد درگیری در یک صحنه تیراندازی را ببیند، چندلر چون نقاشی چیره دست، کلمات را به بوم رمان میپاشد و تصویری میسازد هیجان انگیز و نو.
یکی از نویسندگان نسل جدید جنایینویسان هنینگ مانکلِ سوئدی است. او با خلقِ کورت والاندر، کارآگاه سوئدی قصههایش، به شهرت فراوانی دست پیدا کرده است. مانکل نیز، مانند پیشینیان خود، به اهمیت توازن میان گفتن و نشاندادن واقف است. اما این وقوف، گویی در رمان «دیوار آتش» به فراموشی سپرده شده است. «دیوار آتش» داستان پیچیدهی چند قتل و حادثه مرتبط به هم را تعریف میکند. داستانی که ریشه در جرایم سایبری دارد. ایده داستان، مثل بقیه آثار او (مانند سگهای ریگا) تازه و بکر است. اما دیگر از انسجام و توازن سگهای ریگا خبری نیست. مانکل در رمان سگهای ریگا، داستان مرموزی را تعریف میکند. داستانی که مدام خواننده را در شک و ترس قرار میدهد. بر خلاف سگهای ریگا که مانکل با مهارتی وصف ناشدنی نقاط تاریکی در رمان برای خواننده قرار داده است تا او آنها را کشف کند، در «دیوار آتش» همه چیز در نهایت با زبانی عجلول و گفتنی متزلزل در انتهای رمان برای خواننده شرح داده میشود. پایان بندی این رمان، شاید یکی از بدترین پایان بندیهای ممکن باشد. پایانی کسل کننده که همه هیجان رمان را در خود میخشکاند. و در آخر مسائلی حل نشده، در قصه بیان میشود که مانکل آنها را به عهده خواننده میگذارد. مسائلی مبهم و غیر منطقی که به هیچ عنوان خواننده مشتاق را اغنا نمیکند.
فصل پایانی رمان، به خواننده تیزهوش این نشانی را میدهد که نویسنده نمیدانسته چگونه این قصه پیچیده را تمام کند تا هم رمانش طولانی نشود و هم پلات رمان ابتر نماند. این فصل شک و شبهه خواننده تیزهوش را در باره این رمان به یقین تبدیل میکند: رمانی با ایدهای بکر و پیچیده که نویسنده از عهده پرداخت درست و منسجم به آن، برنیامده است.
به کانال تلگرام من بیایید: @Rwriter
February 29, 2020
چهل پنجاه صفحه اول رو به زور خوندم. بد نبود، اما اولش جذبم نکرد. یواشیواش داستان جالب شد و درگیرم کرد
معماهای خوبی مطرح شده بود، رسیدن به راهحلها هم غیرعادی و مسخره نبود مثل بعضی فیلمها و کتابها. و خب اینطور نبود که تمرکز فقط و فقط روی معماها و ماجراهای درحال اتفاق باشه. شخصیتپردازی داستان هم جالب بود. کامل و عالی نبود، اما خب بد هم نبود اصلا.
درکل کتاب خوبی بود.
تنها نکتههای منفیای که به ذهنم میرسه، یکی اینه که یکی دو تا از سوالای جذاب و اساسی رو اون آخر جواب نداد و گفت ما نفهمیدیم که آخرش چی شد.
اون یکی ایراد هم به چاپ کتاب برمیگرده که خلاصه پشت کتاب، تقریبا نصف داستان رو لو داده بود. نخونیدش اگه خواستید کتاب رو بخونید.
معماهای خوبی مطرح شده بود، رسیدن به راهحلها هم غیرعادی و مسخره نبود مثل بعضی فیلمها و کتابها. و خب اینطور نبود که تمرکز فقط و فقط روی معماها و ماجراهای درحال اتفاق باشه. شخصیتپردازی داستان هم جالب بود. کامل و عالی نبود، اما خب بد هم نبود اصلا.
درکل کتاب خوبی بود.
تنها نکتههای منفیای که به ذهنم میرسه، یکی اینه که یکی دو تا از سوالای جذاب و اساسی رو اون آخر جواب نداد و گفت ما نفهمیدیم که آخرش چی شد.
اون یکی ایراد هم به چاپ کتاب برمیگرده که خلاصه پشت کتاب، تقریبا نصف داستان رو لو داده بود. نخونیدش اگه خواستید کتاب رو بخونید.
May 16, 2021
.سرانجام زمانی می رسد که انگار آن که مرده ، هرگز وجود نداشته است
August 14, 2020
اصلا کتاب معمایی و پلیسی خوبی نبود، کاراگاه داستان اشتباهات فاحشی داشت و اعصاب آدم رو خیلی خورد می کرد، بیشتر داستان جلو می رفت تا اینکه تیم تحقیقات بخواهند معمایی را حل کنند، و بسیاری از نکاتی هم که به نظر می رسید مهم باشند اصلا حل نشدند و به آنها پرداخته نشد. با توجه به اینکه کتاب طولانی بود توصیه می کنم نخونیدش، وقت تلف کردن است، یک ستاره هم ندادم چون افتضاح نبود اما بد بود، البته این نظر شخصی من است و ریتم تند تر، جذاب تر و کاراگاهی باهوش تر را میپسندم
June 22, 2022
داستانی جذاب و درگیرکنند داره. گاهی انتهای فصلهاش یه حوریه که اصلا نمیتونی کنار بذاری کتاب رو، اواخر بیشتر اتفاق میفته البته...
روند کار پلیس رو به شکل منطقیتری نشون میده و مثه بقیهی داستانهای پلیسی نیست که کارآگاه عقل کل باشه، تنها کار کنه و تمام حدسهاش به واقعیت تبدیل بشه... نشون میده کارآگاه هم میتونه خطایی داشته باشه... جالب بود در کل
روند کار پلیس رو به شکل منطقیتری نشون میده و مثه بقیهی داستانهای پلیسی نیست که کارآگاه عقل کل باشه، تنها کار کنه و تمام حدسهاش به واقعیت تبدیل بشه... نشون میده کارآگاه هم میتونه خطایی داشته باشه... جالب بود در کل
September 8, 2022
(بخشی از کتاب)...در سه دهه اخیر جامعه ای شکل گرفته بود که آن را به طور کامل نمی شناخت. تغییرات با پیشرفت هایی موازی همراه بوده که اعضای جامعه را به شدت با نوآوری های تکنولوژی جدید مرتبط می کند. اما این شبکه های الکترونیکی بسیار سودمند، به بهای افزایش آسیب پذیری نسبت به خرابکاری و دردسر تمام می شود.
December 14, 2022
کتاب جذابی که در من انگیزه سخت کوشی را بیدار می کرد.
April 4, 2025
قابل قبول بود و ترجمهی خوبی هم داشت..
البته بجز دلیل دزدین جسد فالک که اصلا قانع کننده نبود
آپدیت نظر بعد از ۳ ماه : الان که فکر میکنم کتاب مزخرفی بود و فقط میخواست یه چیزی نوشته شده باشه ، همین بد بودنشه که فکرمو درگیر کرد
البته بجز دلیل دزدین جسد فالک که اصلا قانع کننده نبود
آپدیت نظر بعد از ۳ ماه : الان که فکر میکنم کتاب مزخرفی بود و فقط میخواست یه چیزی نوشته شده باشه ، همین بد بودنشه که فکرمو درگیر کرد
This entire review has been hidden because of spoilers.
Displaying 1 - 12 of 12 reviews













