Jump to ratings and reviews
Rate this book

به سلامتی خانم‌ها

Rate this book

368 pages, Hardcover

First published January 1, 2004

3 people are currently reading
109 people want to read

About the author

Anton Chekhov

6,000 books9,842 followers
Antón Chéjov (Spanish)

Dramas, such as The Seagull (1896, revised 1898), and including "A Dreary Story" (1889) of Russian writer Anton Pavlovich Chekhov, also Chekov, concern the inability of humans to communicate.

Born ( Антон Павлович Чехов ) in the small southern seaport of Taganrog, the son of a grocer. His grandfather, a serf, bought his own freedom and that of his three sons in 1841. He also taught to read. A cloth merchant fathered Yevgenia Morozova, his mother.

"When I think back on my childhood," Chekhov recalled, "it all seems quite gloomy to me." Tyranny of his father, religious fanaticism, and long nights in the store, open from five in the morning till midnight, shadowed his early years. He attended a school for Greek boys in Taganrog from 1867 to 1868 and then Taganrog grammar school. Bankruptcy of his father compelled the family to move to Moscow. At the age of 16 years in 1876, independent Chekhov for some time alone in his native town supported through private tutoring.

In 1879, Chekhov left grammar school and entered the university medical school at Moscow. In the school, he began to publish hundreds of short comics to support his mother, sisters and brothers. Nicholas Leikin published him at this period and owned Oskolki (splinters), the journal of Saint Petersburg. His subjected silly social situations, marital problems, and farcical encounters among husbands, wives, mistresses, and lust; even after his marriage, Chekhov, the shy author, knew not much of whims of young women.

Nenunzhaya pobeda , first novel of Chekhov, set in 1882 in Hungary, parodied the novels of the popular Mór Jókai. People also mocked ideological optimism of Jókai as a politician.

Chekhov graduated in 1884 and practiced medicine. He worked from 1885 in Peterburskaia gazeta.

In 1886, Chekhov met H.S. Suvorin, who invited him, a regular contributor, to work for Novoe vremya, the daily paper of Saint Petersburg. He gained a wide fame before 1886. He authored The Shooting Party , his second full-length novel, later translated into English. Agatha Christie used its characters and atmosphere in later her mystery novel The Murder of Roger Ackroyd . First book of Chekhov in 1886 succeeded, and he gradually committed full time. The refusal of the author to join the ranks of social critics arose the wrath of liberal and radical intelligentsia, who criticized him for dealing with serious social and moral questions but avoiding giving answers. Such leaders as Leo Tolstoy and Nikolai Leskov, however, defended him. "I'm not a liberal, or a conservative, or a gradualist, or a monk, or an indifferentist. I should like to be a free artist and that's all..." Chekhov said in 1888.

The failure of The Wood Demon , play in 1889, and problems with novel made Chekhov to withdraw from literature for a period. In 1890, he traveled across Siberia to Sakhalin, remote prison island. He conducted a detailed census of ten thousand convicts and settlers, condemned to live on that harsh island. Chekhov expected to use the results of his research for his doctoral dissertation. Hard conditions on the island probably also weakened his own physical condition. From this journey came his famous travel book.

Chekhov practiced medicine until 1892. During these years, Chechov developed his concept of the dispassionate, non-judgmental author. He outlined his program in a letter to his brother Aleksandr: "1. Absence of lengthy verbiage of political-social-economic nature; 2. total objectivity; 3. truthful descriptions of persons and objects; 4. extreme brevity; 5. audacity and originality; flee the stereotype; 6. compassion." Because he objected that the paper conducted against [a:Alfred Dreyfu

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (4%)
4 stars
20 (28%)
3 stars
37 (52%)
2 stars
6 (8%)
1 star
5 (7%)
Displaying 1 - 16 of 16 reviews
Profile Image for Ehsan'Shokraie'.
768 reviews227 followers
August 16, 2020
همانطور که در قبر تنها خواهم ماند,همین طور هم الان در زندگی تنهایم--یادداشتی از چخوف..

چخوف:آنچه بیش از همه باعث علاقه من به تالستوی می شود نفرت او نسبت به همه ما نویسنده هاست,یا اگر بهتر بگویم اینکه او ما را به بازی نمیگیرد.مثلا او گاهی از موپاسان,کوپرین,سمیناف,من و غیره تمجید می کند,فکر می کنید برای چه اینکار را می کند؟ برای اینکه او به ما به چشم کودکان نگته می کند و داستان ها و رمان های ما برای او بازی های بچگانه ای بیش نیستند.به همین دلیل به موپاسان و سمینوف به یک چشم نگاه می کند, اما شکسپیر بحثش جداست,چرا که او دیگر یک آدم بزرگ است و از این که نوشته هایش تولستوی گونه نیستند ناراحت است.


چند روز قبل پیش تالستوی در گاسپرا بودم,او هنوز بستری بود,ولی درباره همه چیز از جمله من پرحرفی می کرد,اخر سر بلند شدم تا خداحافظی کنم گفت من را ببوسید,بعد از بوسیدن,ناگهان به سرعت دهانش را به گوشم نزدیک کرد تند و پر انرژی گفت:ولی با این حال من از نمایشنامه های شما متنفرم,شکسپیر بد می نوشت,ولی شما از او هم بدتر مینویسید.


از قسمت "به یاد چخوف"
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books245 followers
March 19, 2017
با این که خیلی ها چخوف رو پایه گذار یا دست کم یکی از پایه گذاران اصلی داستان کوتاه معاصر می دونند ولی به نظرم اون در عین حال پایه گذار داستانک هم بوده. داستان های چخوف به نحو بسیار غم انگیزی جنبه های منفی ملت روس رو نشون می دند. بر خلاف انتظارم انتخاب داستان ها هم با این که چند تایی شون قبلا ترجمه شده بود خیلی خوب و متن کتاب هم نسبتا بی غلط بود.
Profile Image for Sonya.
500 reviews375 followers
September 13, 2019
.
يك مجموعه از داستان هاي كوتاه چخوف با ترجمه اي روان و خواندي كه با زبان طنز و كنايه به موضوعات اجتماعي پرداخته است.
.
.
قسمتي از كتاب:
فيلسوفي آورده است اگر پستچي ها مي دانستند چقدر نابخردي و ياوه در كيف هايشان جابجا ميكنند با اين سرعت نمي دويدند. واقعا هم همين طور است، گاهي پستچي نفس نفس زنان پنج طبقه را درمي نوردند تنها براي اينكه جمله اي را به دست گيرنده برسانند.
"كبوترم مي بوسمت، ميشكاي تو" !
.
#به_سلامتي_خانمها
#آنتون_چخوف✍🏻
#حميدرضا_آتش_برآب
#نشر_ماهريس
#داستان_كوتاه
#ادبيات_روسيه
Profile Image for Kaveh Rezaie.
281 reviews26 followers
March 25, 2015
چخوف با اینکه کم زیست ولی بسیار نوشت و برجای گذاشت. به واسطه کار بزرگ جناب استپانیان بیشتر کارهای معروفش ترجمه شده. در اینجا 100 داستان جدید آمده است. برای من قدری عجیب بود که نویسنده ای در یک قرن پیش به این سبک داستان نوشته باشد. سبکشان خیلی امروزی بود. اصلا فکر نمیکردم که چخوف اینگونه هم نوشته باشد.
Profile Image for محمد.
76 reviews2 followers
September 23, 2022
با کصنمک‌ترین چخوفی که می‌توانید تصور کنید، رو به رو خواهید شد. آتش‌برآب انگار از قصد گشته هر چه داستان بی‌نمک از چخوف بوده را آورده و ترجمه کرده. نتیجه؟ البته که پنج شش تا از صد داستان جمع‌آوری شده باحال‌اند اما باقی واقعا چیز خاصی ندارند... حتی به نظرم خوانده نشود بهتر است... به هر حال...
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews883 followers
Read
March 28, 2016
به نظر من زن همه چیز ماست! ... بدون زن، دنیا هیچ فرقی با ویلون‌زن بدون ویلون، مگسک بدون تفنگ یا سوپاپ بدون قره‌ نی نداشت ... ما به جرات می‌تونیم بگیم که هیچ مساعده‌ای برامون جای زن رو نمی‌تونه بگیره. از آقایون شاعر سوال می‌کنم: چه کسی الهام‌بخش شما بود در اون شب‌های دلنشین مهتابی ... شما چی آقایون طنزپرداز؟ آیا واقعا موافق نیستید که بدون حضور زن‌ها، داستان‌های شما نه‌ دهم جذابیت خودشون رو از دست می‌دادن؟ مگه بهترین لطیفه‌ها اونهایی نیستن که همه نمک‌شون توی دم دراز و فنر دامن‌ها مخفی شده؟ ... به آقایون نقاش هم دیگه نیازی نیست یادآوری کنم که خیلی از آنها فقط به این دلیل اینجا نشستن که بلدن خانم ها رو تصویر کنن...!
Profile Image for R..
554 reviews3 followers
October 17, 2025
صد داستان کوتاه از چخوف
جالب بود
همونطور که چخوف گفت، به سلامتی خانم ها ☕
Profile Image for Leila Barrani.
34 reviews
July 27, 2024
داستان های خوب (از لحاظ طنز و هم از لحاظ ساختار داستانی) تعدادشون کم بود و میشه گفت کیفیت فدای کمیت شده بود. البته قابل درک بود که احتمالا نسخه زبان اصلی بسیار خنده دار تر و کنایه هاش دلچسب تر باشند. با وجود اینکه مترجم ها سعی کرده بودند معنی بعضی اسم ها رو هم ترجمه کنند، اما مشخص بود این استفاده از کنایه و ایهام خیلی در کتاب تکرار شده بود و نسخه ترجمه شده تا حدودی از این طنز کم کرده بود.
Profile Image for Mahdiye HajiHosseini.
565 reviews31 followers
March 30, 2023
من احتمالا ادم داستان کوتاه، و اینقدر کوتاه نیستم. این واقعیت که قراره هیچ کدوم رو به یاد نیارم کمی ازار دهنده بود، اشارات سیاسی-اجتماعی رو هم خیلی درک نمیکردم یکی از دور ترین چیزها به منه. روسیه اون زمان برای من با پولدارهایی ک اروپا گردی میکنن و دانشجوهای بدبختی که گرسنگی میکشن و هردوتاشونم دنبال پول قرض کردنن تعریف شده که خوب خیلی درک بعضی نوشته ها رو برام مقدور نمیکرد.
چیزی که واقعن تحت تاثیرم قرار داد تصویر سازی های قوی توی همین کوتاهی عجیبه که تصویری دیده میشه نه در قالب یه تصور کلی.
به هر حال گفتند که بهترین توصیف دریا اینه ک " دریا ارام است"
داستان محبوبم بینشون- که احتمالن خیلیا حتی حاضر نیستن یه سریشون رو داستان بذارن- اون کاجه بود و شکلی که همه چیز رو به عنوان جایزه عرضه میکرد.
Profile Image for HaifaAhrari.
185 reviews22 followers
April 19, 2022
🌿راستش رو بخواهيد، کار معينی ندارم. البته ما سابقاً کار داشتيم … ما مردم رو فريب می‌داديم … اونا رو از راه راست به راه کج می‌کشونديم … ولی الان اين کار هم آنتری نو سوادی، ديگه به‌درد هيچ‌کس نمی‌خوره. راه راستی ديگه نمونده که کسی بخواد منحرف بشه … تازه مردم از ما هم زرنگ‌تر شدن … شما خودتون قضاوت کنين …، مگه میشه آدمی رو تو دانشگاهه تموم علوم رو یاد گرفته و از آب و آتیش گذشته، فریب داد! آخه چطوری می‌تونم به کسی یه روبل رو یاد بدم، در‌حالی‌که خودش بدون کمک من هزاران روبل به جیب زده؟
.
.
🌻به نظر من زن همه چیز ماست! ...
بدون زن، دنیا هیچ فرقی با ویلون‌زن بدون ویلون، مگسک بدون تفنگ یا سوپاپ بدون قره‌ نی نداشت ...
ما به جرات می‌تونیم بگیم که هیچ مساعده‌ای برامون جای زن رو نمی‌تونه بگیره.
از آقایون شاعر سوال می‌کنم: چه کسی الهام‌بخش شما بود در اون شب‌های دلنشین مهتابی ...
شما چی آقایون طنزپرداز؟ آیا واقعا موافق نیستید که بدون حضور زن‌ها، داستان‌های شما نه‌ دهم جذابیت خودشون رو از دست می‌دادن؟ مگه بهترین لطیفه‌ها اونهایی نیستن که همه نمک‌شون توی دم دراز و فنر دامن‌ها مخفی شده؟ ...
به آقایون نقاش هم دیگه نیازی نیست یادآوری کنم که خیلی از آنها فقط به این دلیل اینجا نشستن که بلدن خانم ها رو تصویر کنن...!
.
این اثر شامل 100 داستان کوتاه و طنز گونه است وبه شیوه منحصر به فردی نگاشته شده که برخی از این داستان‌ها گاه به شدت کوتاه و خلاصه هستند مانند داستان«عمق بدبختی»که در یک خط خلاصه شده است. «حتی برای اینکه برم به خاک سیاه بنشینم، لباس سفید ندارم!»
Profile Image for Ashkan Emami.
5 reviews
June 28, 2023
این کتاب مجموعه ای از صد داستان و طنز کوتاه از اثار چخوف هستنش که اکثرشون پیش از به شهرت رسیدنش توی نشریات چاپ شدن به علاوه ی یک دست نوشته درمورد چخوف از ایوان بونین ( برنده ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۳۳) درمورد معاشرت هایی که با آنتون داشته.
شخصا از نزدیک ۲۰ تا از طنز های کوتاهش خوشم اومد و با بقیه شون خیلی ارتباط نگرفتم. اما نکته ی جالبی که وجود داره این هست که خیلی از طنزهایی ک نوشته هنوز تازه هستن حداقل تو جامعه ایران، مخصوصا اون طنزهایی ک در رابطه با سیستم اداره های دولتی و سیستم کارمندی و بروکراسی اداری وقت روسیه بوده هنوز در خیلی از اداره های دولتی ایران قابل مشاهده هست.

در کل اگر به چخوف علاقه دارید و از طرفدارانش هستید این اثر رو هم بخونید در غیر این صورت؛ چخوف آثار ارزشمند دیگه ای هم داره که خوندن اونا بیشتر توصیه میشه
Profile Image for S4e1d.
47 reviews3 followers
June 15, 2019
چخوفی که اینجا باهاش روبرو شدم، برام قدری متفاوت و شاید عجیب می‌نمود. در مورد داستان‌های کتاب، به نظرم تعدادیشون تا حد زیادی در قید شرایط زمانی و اجتماعی عصر نویسنده بودن و خوندنشون الان شاید اونقدر جذاب نباشه. در کل کتاب متوسطی بود به نظرم.
Profile Image for Mariyeh.
23 reviews
December 10, 2024
به دلیل علاقه‌ام به چخوف این کتاب رو خوندم که احساس می‌کنم ضعیفترین‌ترین داستان‌های چخوف هست.
با این کتاب آثار چخوف رو شروع نکنید
البته که در مجموع داستانهای زیبا و طنزی داره ولی بیانگر توانایی چخوف دوست‌داشتنی من نیست.
15 reviews
November 20, 2021
چیزی که باعث هدر رفتن برخی داستان‌ها می‌شد فاصله زمانی و مکانی از روسیه‌ی زمان چخوف بود اما کتاب برای علاقمندان به داستان کوتاه و داستانک بسیار جذاب و برای نوقلم‌ها نیز بسیار آموزنده است.
Displaying 1 - 16 of 16 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.