What do you think?


الجريمة
الجريمة مجموعة قصصية لنجيب محفوظ صدرت في عام 1973 وتتضمن مسرحية ذات فصل واحد بالإضافة إلى عدد من القصص القصيرة التي يغلب على بعضها الطابع البوليسي كما في قصص “التحقيق” ، “الجريمة” واللامعقول كما في قصة “الغرفة رقم 12 ” وعدد اخر من القصص التي اشتهر نجيب محفوظ باتقان صنعتها إلى حد بعيد
124 pages, Paperback
First published January 1, 1973
About the author
Naguib Mahfouz
445 books16.6k followersNaguib Mahfouz (Arabic author profile: نجيب محفوظ) was an Egyptian writer who won the 1988 Nobel Prize for Literature. He published over 50 novels, over 350 short stories, dozens of movie scripts, and five plays over a 70-year career. Many of his works have been made into Egyptian and foreign films.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
May 2, 2015
نجیب محفوظ به عنوان نماینده نثر عرب بی همتاست گرچه آثار کمی از ش به فارسی ترجمه شده
افسر بازجو پرسید به نظر تو وظیفه ما چیست؟
گفتم تحقق بخشیدن به عدالت
افسر گفت هرگز! وظیفه ما حفظ امنیت است
پرسیدم آیا امنیت با هدر دادن عدالت حفظ می شود؟
گفت شاید هم با هدر دادن همه ارزش ها به دست آید!
خشمگین گفتم لعنت بر این طرز تفکر همه ارزش ها از بین رفته اند اما امنیت برقرار شده است
جنایت / نجیب محفوظ
صفحه 22
افسر بازجو پرسید به نظر تو وظیفه ما چیست؟
گفتم تحقق بخشیدن به عدالت
افسر گفت هرگز! وظیفه ما حفظ امنیت است
پرسیدم آیا امنیت با هدر دادن عدالت حفظ می شود؟
گفت شاید هم با هدر دادن همه ارزش ها به دست آید!
خشمگین گفتم لعنت بر این طرز تفکر همه ارزش ها از بین رفته اند اما امنیت برقرار شده است
جنایت / نجیب محفوظ
صفحه 22
February 23, 2022
نویسنده در این مجموعه داستانها بارها به شهادت غیر واقع و ضعف ساز و کار شاهدان عینی موجود در سیستمهای سنتی در کشف حقیقت اشاره میکند. از مقیاس خرد تا کلان. مثلاً در داستان متهم، تودهٔ ناآگاه که ماجرا را از نیمه دیدهاند شهادت نادرست میدهند. در داستان بمبگذار، یک نظامی از منصب خود سوءاستفاده میکند و مستی را گناهکار جلوه میدهد اگرچه در آخر شاید به نفع متهم هم تمام شد ولی همچنان حقیقت فدا شده است. در داستان جنگ جنون، خبر دادن اشتباه یک پسر بچه. در داستان جبار، نویسنده نشان میدهد که فرادستان چگونه از سیستم سنتی شهادت عینی سوءاستفاده میکنند. در این داستان اربابی گناه خودش را گردن رعیتش میاندازد. حتی در داستانی مثل در جوار حق که موضوع اصلی داستان چیز دیگری است باز مسئله شهادت نادرست در داستان مطرح است. در این داستان عمهٔ پدری عبدالعظیم در بستر مرگ است و به دلیل سکته به طور کلی بیحواس است. وقتی حاج مصطفی و مستاجران ساختمان متعلق به عمه بر بالین او حاضرند و حاج مصطفی میگوید امروز سوم برج است آیا کرایههایتان را پرداخت کردهاید؟ همه مستاجران یا با شاهد آوردن از همدیگر پاسخ میدهند که بله پرداخت کردهایم یا بیشاهد. عبدالعظیم به ایشان میگوید لابد رسیدهایی هم هست؟ مستاجران میگویند که ما با او بدون رسید کار میکردیم. و اینجاست که نویسنده باز به نوعی اشاره میکند که هیچ کاری نمیشود با این وضع کرد و درنهایت هم حاج مصطفی و عبدالعظیم به جای نگه داشتن ساختمان و تداوم اجاره دادن آن تصمیم به فروش ساختمان میگیرند
Displaying 1 - 2 of 2 reviews


