What do you think?
Rate this book


112 pages, Paperback
Published January 1, 1994
یادش افتاد که نباید کاری برخلاف همیشه کند، زیاد�� یادش بیاید، زیادی ببیند، زیادی فکر کند، زیادی خوشبخت یا بدبخت باشد. باید فقط باشد، بسیار مختصر، میان دستها و صداها و پاها، میان صندلیها و ظرفها و پنجرهها، میان قاشق و چنگال.