Jump to ratings and reviews
Rate this book

حقیقت و مرد دانا

Rate this book
پسرک گفت: ای پير، ای پدر، بگو حقيقت چيست...؟

کتاب «حقیقت و مرد دانا»، داستان پسرکی روستایی است که به قصد یافتن حقیقت از خانه بیرون می آید. پسرک این داستان فردای یک جشن عروسی، به تقلید از بازی مطربان، می‌خواهد با دوستانش نمایشی اجرا کند اما طرح یک پرسش در این باره که آیا بازی حقیقی است یا نه سرآغازی می‌شود برای یک سفر بی پایان. سفری در جست‌وجوی حقیقت. پسرک که پاسخی از پدر و آموزگار نمی‌گیرد، برای یافتن مرد دانا، کسی که حقیقت را به او بنمایاند، قدم به سرزمین‌های تازه‌ای می‌گذارد

42 pages, Paperback

First published April 1, 1970

2 people are currently reading
153 people want to read

About the author

بهرام بیضائی

70 books50 followers
بهرام بیضایی: مروری بر زندگی و آثار یک اسطوره زنده

بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و اسطوره‌شناس برجسته ایرانی، در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود ور در روز ۵ دی ۱۴۰۴ در سن ۸۷ سالگی، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. او به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینما و تئاتر ایران و از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگی معاصر شناخته می‌شود که با خلق آثاری عمیق و چندلایه، نقشی بی‌بدیل در غنای هنر و اندیشه ایرانی ایفا کرده است.


آغاز راه و شکل‌گیری اندیشه

بیضایی در خانواده‌ای اهل فرهنگ و ادب در تهران زاده شد. پدرش، ذکایی بیضایی، شاعر بود و این پیشینه، او را از همان ابتدا با ادبیات و هنر مأنوس کرد. علاقه‌ی وافر او به سینما و نمایش از دوران نوجوانی آغاز شد و همین علاقه او را به سمت پژوهش‌های گسترده در تاریخ نمایش ایران و جهان سوق داد. بیضایی تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران آغاز کرد، اما آن را ناتمام گذاشت تا به صورت مستقل به تحقیق و آفرینش هنری بپردازد.


حاصل پژوهش‌های ژرف او در همان دوران جوانی، کتاب مرجع و ماندگار "نمایش در ایران" بود که به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع در زمینه تاریخ نمایش ایرانی شناخته می‌شود و تسلط عمیق او بر ریشه‌های فرهنگی و نمایشی ایران را به نمایش می‌گذارد.


کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما

فعالیت‌های هنری بیضایی در دو حوزه اصلی تئاتر و سینما متمرکز است، هرچند قلم او در قالب فیلمنامه، نمایشنامه، پژوهش و داستان‌نویسی نیز آثاری درخشان خلق کرده است.


در عرصه تئاتر، بیضایی با نگارش نمایشنامه‌هایی چون "پهلوان اکبر می‌میرد"، "مرگ یزدگرد"، "چهار صندوق" و "افرا، یا روز می‌گذرد"، جانی تازه به تئاتر ایران بخشید. آثار نمایشی او با بهره‌گیری هوشمندانه از اساطیر، تاریخ و فرم‌های نمایش ایرانی (همچون تعزیه و نقالی) و ترکیب آن با تکنیک‌های مدرن تئاتری، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، تاریخ، زن، مرگ و حقیقت می‌پردازند. زبان فاخر، ساختار پیچیده و شخصیت‌پردازی عمیق از ویژگی‌های بارز نمایشنامه‌های اوست.


در حوزه سینما، بیضایی کار خود را با ساخت فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و با اولین فیلم بلندش، "رگبار" (۱۳۵۱)، نام خود را به عنوان یک فیلمساز صاحب‌سبک و اندیشمند مطرح کرد. "رگبار" با نگاهی دقیق و شاعرانه به تحولات اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته، آغازگر مسیری بود که با شاهکارهایی چون "باشو، غریبه کوچک" (۱۳۶۴)، "شاید وقتی دیگر" (۱۳۶۶) و "مساف" (۱۳۷۰) ادامه یافت.


فیلم "مرگ یزدگرد" (۱۳۶۰)، که اقتباسی از نمایشنامه خود او بود، نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او و سینمای ایران به شمار می‌رود. این فیلم با ساختاری مبتنی بر روایت‌های متناقض و تمرکز بر مفهوم نسبیت حقیقت، نمونه‌ای درخشان از سینمای فلسفی و تاریخ‌نگر است. "سگ‌کشی (۱۳۷۹) نیز پس از سال‌ها دوری از فیلمسازی، بازگشتی قدرتمندانه برای او بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.


سبک و مضامین کلیدی

آثار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردارند:


زبان و دیالوگ: استفاده از زبانی فاخر، ادیبانه و در عین حال دقیق و حساب‌شده که به آثار او عمقی چندبعدی می‌بخشد.
اسطوره و تاریخ: بهره‌گیری از اساطیر ایرانی و بازخوانی رویدادهای تاریخی برای طرح مسائل جهان معاصر.
هویت زنانه: توجه ویژه به شخصیت زن و جایگاه او در تاریخ و اجتماع. زنان در آثار بیضایی اغلب شخصیت‌هایی قدرتمند، کنش‌گر و پیچیده هستند.
ساختار روایی: استفاده از ساختارهای روایی غیرخطی، روایت‌های تودرتو و شکستن مرز میان واقعیت و خیال.
پژوهش و دقت: تمامی آثار او بر پایه تحقیقات گسترده و دقیق در زمینه‌های تاریخی، اسطوره‌شناسی و فرهنگی بنا شده‌اند.


مهاجرت و تداوم فعالیت

بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ به دعوت دانشگاه استنفورد به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان استاد مدعو در این دانشگاه به تدریس و پژوهش در زمینه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران پرداخت. او در طول اقامت خود در آمریکا نیز از فعالیت هنری باز نایستاد و چندین نمایشنامه از جمله "طرب‌نامه" و "چهارراه" را با حضور بازیگران ایرانی در کالیفرنیا به روی صحنه برد و کارگاه‌های آموزشی متعددی برگزار کرد.


بهرام بیضایی، با بیش از نیم قرن فعالیت هنری و پژوهشی، نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به مثابه یک اندیشمند و روشنفکر تأثیرگذار، جایگاهی رفیع در تاریخ فرهنگ

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
58 (47%)
4 stars
35 (28%)
3 stars
27 (21%)
2 stars
3 (2%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 28 of 28 reviews
Profile Image for Pejman.
50 reviews26 followers
March 4, 2020
...حکایت پسرکی که برای شناخت حقیقت به سفر می رود، سفری به پهنای زندگی
.
:پسرک گقت
ای پیر، ای پدر، بگو حقیقت چیست؟…
:پیرمرد از میان کتابهایش گفت
پاسخ همیشه فرق می کند
پسرک گفت:
من کودکی کم‌ دانشم. چیزی در خور فهم من بگو.
چشمان پیرمرد برقی زد:
شاید تو پاسخی آسان می‌خواهی. پاسخی که زحمت گشتن و یافتن را از گردنت بردارد
من چنین پاسخی ندارم.
...چنین پاسخی هر چه باشد، دروغ خواهد بود
حقیقت هر لحظه شکلی دارد. حقیقت چون ساقه نی‌ای است که کنار کلبه من سبز شده.
آری گفتم نی
. می‌توان آن را چون قلابی در دست ماهیگیران دید
می‌توان آن را چون حصیری زیر پای مردی یافت.
می‌توان آن را در سقف کلبه پیرزنی مشاهده کرد.
دام و حصیر و سقف.
این‌ها صورت‌های گوناگون یک حقیقت است
...
Profile Image for Harir Heidary.
155 reviews32 followers
December 29, 2023
من هربار با احترام و شوق به سراغ بهرام بیضایی می‌رم، و هربار منتظرم که با یک اثری خوب و قوی رو به رو بشم. و با این حال هر بار باز هم غافلگیر می‌شم. هربار با خودم می‌گم که ای کاش این مرد رو از نزدیک می‌شناختم. ای کاش ذره‌ای از ذرات بهرام بیضائی در من بود.

حقیقت و مرد دانا، که از قرار معلوم برای کودکان نوشته شده، از دید من (که خب فقط منم، انسان نکته‌دان و صاحب‌نظری نیستم) می‌تونه بهترین کار بیضائی باشه. بله من مرگ یزدگرد رو خوندم. چهار صندوق رو خوندم، فرمان رو خوندم. چندین اثر دیگه از بیضائی رو هم خوندم. و همچنان اعتقاد دارم که این اثر از همۀ آثار دیگۀ اون (حداقل تا جایی که من خوندم) بهتره. پرپیچ و خم‌تره، عمیق‌تره. پره از استعاره‌ها و بازی‌های کلامی، مجهزه به پیام و نکته و تفکر.
و در پایان، اگر که شما هم این کتاب رو خوندید، توجهتون رو جلب می‌کنم به صحنه‌ای که عروس یه لیوان آب به مرد می‌ده:)


در برابر او سه چیز گذاشت، قلمی و نیزه‌ای و نی‌ای:
- وقتی هست برای نوشتن،
وقتی برای جنگیدن، و وقتی برای نغمه سر دادن.
آری، زمانی باید نوشت. زمانی باید جنگید،
و زمانی باید به صدای خود گوش داد.
پاسخ، همیشه فرق می‌کند.
Profile Image for Kimiya.
56 reviews219 followers
January 24, 2023
«وقتی هست برای نوشتن، وقتی برای جنگیدن و وقتی برای نغمه سر دادن. آری! زمانی باید نوشت، زمانی باید جنگید، و زمانی باید به صدای خود گوش داد.»
Profile Image for Yas.
662 reviews72 followers
December 31, 2025
۵ دی تا ۵ دی - بهرام بیضائی♡

پیر گفت: به نمایش بزرگ جهان نگاه کن. یا دست کم به بازی نور در ساقه های نی در آنها چه می‌بینی؟ هر لحظه سایه ی یکی بر دیگری می لغزد. این حرکت باد است. آن تغییر نور. هرگز دو لحظه یکسان نیست. حتی نگاه خود تو هم بر آن فرق میکند. تا کجا ایستاده باشی. و سیر باشی یا گرسنه. خسته باشی یا سرشار. در زنجیر باشی یا آزاد. حقیقت اینست.
Profile Image for Sara.
1,802 reviews562 followers
March 27, 2025
اینکه بیضایی هم برای بچه ها نوشته خیلی هیجان انگیز می‌کنه خوندنش رو و وقتی محتوا رو میبینی که پسرکی دنبال تعریف حقیقت می‌ره خوندن رو واقعا جذاب تر میکنه. اینکه اون زمان از فلسفی نوشتن برای بچه ها نمی‌ترسیدند و برای مغز بچه ها جای رشدی قائل بودند لذت بخش ترش می‌کنه.
فینگلی حتی تا وقتی فینگلی بود و مرد کامل نشده بود، به نسبت خیلی ها آدم فهمیده‌ای بود به نظرم.
سیکل سفر قهرمانانه رو نشون میداد و اینکه این چرخه هیچوقت متوقف نمیشه و فقط کاراکترهایی که به این چرخه پا میذارن جابجا میشن.
راستش سبک نقاشی ممیز رو دوست نداشتم بجز اون نقاشی آخرش.
فروردین ۱۴۰۴
Profile Image for Essareh.
299 reviews1 follower
February 19, 2025
فکر می‌کنم دههٔ پنجاه به لطف کانون، اوج درخشش حوزهٔ کودک و نوجوان در ایران بود؛ وقتی که بهرام بیضایی کتاب نوجوان می‌نوشت و سهراب شهیدثالث و عباس کیارستمی فیلم نوجوان می‌ساختن.

این کتاب مناسب اواخر دبستان و راهنماییه و کاملاً، تأکید می‌کنم، کاملاً فلسفیه.

در ادامهٔ ریویوم کمی روند داستان رو توضیح می‌دم و طبیعتاً قسمت‌هایی ازش اسپویل می‌شه؛ ولی قول می‌دم اگه از همهٔ اتفاقات هم باخبر باشید، ذره‌ای از لذت خوندن این کتاب کم نمی‌شه.

پسربچه‌ای با حرف رهگذری کنجکاو می‌شه که بره پی «حقیقت». از پرس‌وجو بین اطرافیان شروع می‌کنه و جواب‌های مختلف می‌گیره (که می‌شه هرکدوم رو به مکاتب فلسفی ربط داد) و حتی بابت پرسشگری توبیخ می‌شه. در نهایت تصمیم می‌گیره بره پی مردی که بیش از هرکس می‌دونه.
طی سال‌ها سفر، با چیزهای مختلفی روبه‌رو می‌شه. جنگ بیهوده و جنگیدن بر سر حق رو می‌بینه. در عمل با مسائل اخلاقی دست‌وپنجه نرم می‌کنه و عزیزهاشو از دست می‌ده.
در انتها، پسر (البته دیگه مرد بزرگی شده) به حقیقت دست پیدا می‌کنه. (اینکه پاسخش چیه رو خودتون بخونید.)

در کل کتاب بسیار ارزشمندیه و نشون می‌ده که چقدر پرورش تفکر کودک و نوجوان دغدغه بود و چه حیف و تأسف‌برانگیز که این اتفاق جاشو به شست‌وشوی مغزی داد.

ممنون که خوندید.💙

۲ اسفند ۱۴۰۳
نیمه‌شب، اتاق
Profile Image for Dorsa .ad.
11 reviews5 followers
February 3, 2023
به نمایش بزرگ جهان نگاه کن!

کتاب حقیقت و مرد دانا روایت کننده داستان پسرکی که روزی به هنگام بازی کردن با دوستانش به مردی رهگذر بر می خورد. مرد با او درباره ی حقیقت صحبت می کند و همانجا سوالی در ذهن پسرک ایجاد می شود که حقیقت چیست؟ روحیه ی پرسش گری پسرک داستان به او اجازه نمی دهد که بی اهمیت به جواب سؤالش یک جا بنشیند. پس خانه را ترک می کند تا پاسخ سؤالش را از مرد دانا جویا شود. او در مسیر به افراد زیادی بر می خورد و از آنها درباره ی حقیقت می پرسد و می گوید آیا مرد دانا را در این نزدیکی ندیده اند؟ در راه طولانی ای که پسرک طی می کند اتفاقات زیادی برایش می افتد که هر کدام باعث می شود که او بزرگ تر شود. "در همین موقع حس کرد که بزرگتر شده است." پسرک داستان ما که در صفحات آخر دیگر پیرمردی شده است بالاخره به پاسخ سؤالش می رسد اما اگر شما هم می خواهید بدانید حقیقت چیست بهتر است کتاب را در دست بگیرید و در این مسیر با او همراه شوید.

جمله ای از کتاب:
-جلو نیا. تو اهل دعوا نیستی. تو گفتی دعوا بی معنی است.
-اینجا وضع فرق می کند. جاهایی است که نجنگیدن بی معنی است. جاهایی است که مردن حق است.

چند سالی هست کتاب حقیقت و مرد دانا توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تجدید چاپ نشده و شما می تونید از طریق pdf های موجود در اینترنت این کتاب رو مطالعه کنید.
Profile Image for Ali.
Author 17 books678 followers
December 12, 2014
داستانی ست برای کودکان.

بیضایی در زمینه ی ادبیات نمایشی ما اثر گذارترین قلم در پنج دهه ی اخیر بوده است. بیضایی سنت نمایشی ما را هم خوب می شناسد. خواندن بیضایی را، بهررو توصیه می کنم.

https://www.goodreads.com/author_blog...
Profile Image for Amin Sedaghatpour.
86 reviews11 followers
August 2, 2019
- توجه کن که اصول اخلاقی میگوید دزدی بد است، این را خود تو هم قبول کرده بودی.
* اصول اخلاقی وقتی میتواند این را بگوید که قبلا مرا سیر کرده باشد. من آن وقت سیر بودم.
- به اخلاق احترام بگذار و از این فکر بگذر.
* این چه اخلاقی است که اگر به آن عمل کنم، قدم آخرم خواهد بود؟ ضعف نزدیک است کار مرا بسازد. خون زیادی از پایم رفته. اگر چیزی نخورم همین جا میمیرم. گمان نمیکنم اخلاق اجازه بدهد از گرسنگی بمیرم. نه من از دیوار میپرم.
.
.
چقدر جای این چنین کتابهایی در حوزه نشر کودک و نوجوان خالی ست. چقدر آدمهایی نازنین داریم و داشتیم که دغدغه فرهنگ و دانش این مرز و بوم رو داشتند و دارند و هر روز از دستشان میدهیم.
زنده باشی آقای بیضایی
Profile Image for Armen.
202 reviews50 followers
December 8, 2014
زندگی بیرون از کلمات جریان دارد
Profile Image for معصومه توکلی.
Author 2 books260 followers
December 17, 2017
اگر در دوازده سالگی خوانده بودمش لابد پنجاه ستاره بهش می دادم...
Profile Image for Samane.
68 reviews
June 7, 2017
کتاب از «حقیقت» گفت و من به دنبال «واقعیت» بودم و پرسیدم واقعیت چیست و چطور می‌توانم آن را بفهمم و در سمت درست بایستم. نمی‌دونستم بیضایی هم به نوبه خودش پاسخم می‌ده.
گویا کتاب برای نوجوانان نوشته شده و نمی‌دونم چرا دیگه چاپ نشده.
حالم خوش شد از خوندنش.
Profile Image for Mohadese Shahsvnd.
110 reviews26 followers
April 20, 2018
دنیا سرد است برادر، و همه‌ی هیزم‌ها برای گرم کردن آن کافی نیست. با وجود این تو هم به قدر خودت آتشی روشن کن، شاید چند نفری را گرم کنی.
Profile Image for Hamidreza Salehi.
9 reviews2 followers
August 1, 2020
جزئی از حقیقت در همه چیز هست. پس با هر چه روبرو شوی، می‌توانی از آن حقیقتی دریابی.
Profile Image for Niuosha.
417 reviews
September 29, 2020
هر کتاب داستان کودک و نوجوان بیشتر از
هر کتاب بزرگسال حقیقت درون خود دارد.
Profile Image for Samane⚘️.
219 reviews16 followers
December 25, 2024
حقیقت شکل ندارد، در کلمه نمی گنجد، به عبارت در نمی آید‌. آن را باید حس کرد، باید جست. و چون یافتی می بینی از قالب گریزان است.
Profile Image for Sima Sarshar.
24 reviews6 followers
July 21, 2019
این داستان که برای گروه سنی کودک و نوجوان در سال ۱۳۵۱ به چاپ رسیده، جملات عمیقی دارد. حکایت انسان است که به دنبال حقیقت می‌گردد. شخصیت اصلی داستان، پسرکی است که نسبت به همسن و سالان خود ذهن بیداری دارد و کنجکاو است که بداند. این را از بازی‌ای که برای بازی‌کردن با هم‌سالان خود انتخاب می‌کند، درمی‌یابیم. ابتدای داستان، کودک بعد از دیدن نمایش بازی مطرب‌ها به دنبال آن است که این بازی را با دیگر دوستان خود انجام دهد. از بچه‌ها می‌خواهد هرکدام وسیله‌ای بردارد و به‌طور خیالی بازی کند و چیزی را به نمایش بگذارد؛ اما بزرگ‌سالی از راه می‌رسد و می‌گوید تنها حقیقت است که ارزش دیده‌شدن دارد و آن‌ها باید حقیقت را به نمایش بگذارند. بازی آن‌ها را به این ترتیب به هم می‌زند و پسرک را به فکر فرومی‌برد که حقیقت چیست. آن را از معلم می‌پرسد و معلم در کلاس چیزی مهم‌تر از چهار عمل ریاضی برای دانستن نمی‌داند؛ بنابراین پسرک خود را به پیرمردی می‌رساند که می‌گویند از همه داناتر است و حقیقت را از او می‌پرسد. پیرمرد تعریف حقیقت در یک کلمه را غیرممکن می‌داند و می‌گوید حقیقت هر لحظه شکل خاصی دارد. نی یک وسیله است؛ اما اگر خشمگین باشی اسلحه می‌شود، اگر شاعر شوی قلم می‌شود و اگر فریاد درد برآری، ساز می‌شود که با آن می‌نوازی. او را به‌سوی مرد دانایی راهنمایی می‌کند. پسرک سال‌ها از پس مرد دانا آبادی‌به‌آبادی می‌رود و با زندگی افراد زیادی آشنا می‌شود و از هرکس چیزی می‌آموزد تا اینکه متوجه می‌شود به مرد کاملی تبدیل شده. به آبادی خودش می‌رود؛ اما خانواده‌اش او را نمی‌شناسند و ناامیدانه خود را به چشمه‌ای می‌رساند و درمی‌یابد که پیرمردی شده که باید باقی عمر را با عصا راه برود. سایه‌ی خودش را می‌بیند که پیرمردی عصازنان است که همیشه به دنبالش بوده و همه می‌گفتند که با او فاصله‌ی زیادی ندارد. پی می‌برد که مرد دانا خودش بوده که باید سال‌های سال در پی دانایی می‌گشته تا بداند همه‌جا مهربانی و صلح، حقیقت نیست؛ همه‌جا و همه‌وقت از دیوار باغ همسایه بالارفتن دزدی نیست و وقتی موضوع مرگ و گرسنگی در میان است، دزدی به حقیقت تبدیل می‌شود. فهمید که دعواکردن همیشه بد نیست و وقتی کسی به حریم تو تجاوز می‌کند، حقیقت این است که خشم خود را بر سر او بباری، حتی اگر نتیجه‌ی آن مرگ خودت باشد. در نهایت، مانند پیرمرد اول داستان، جایی ماندگار می‌شود و از رفتن بازمی‌ماند، وقتی می‌فهمد تنها اوست که می‌تواند بفهمد هر لحظه حقیقت چیست. پسرکی نزدش می‌رود و از مفهوم زندگی می‌پرسد. این بار او را به پسرکی راهنمایی می‌کند که برای فهم زندگی باید آبادی‌به‌آبادی رهسپار شود و سایه‌به‌سایه، خودش را تعقیب کند. «من نشسته‌ام و مرد دانا راه می‌رود. او هرگز یک جای نمی‌ماند. او اینک پسرکی است در سن و سال تو. او دریای پرسش است و می‌خواهد بداند.»
Profile Image for Ghazaal B..
312 reviews93 followers
December 24, 2023
در هفته‌های اخیر چندبار تلاش کردم کتاب رو برای یار بخونم و ضبط کنم ولی هی نصفه می‌موند.
فکر می‌کنم مقرر بوده که کتاب رو در واحه‌ (گروه کتاب‌‌خوانیمون) هم‌خوانی کنیم.

کتاب به هیچ‌وجه، حتی یه ذره‌ی خیلی کم (به جز اسم یکی از کاراکترها که «فینگلی»ه) کتاب کودک نیست. به شدت عمیقه، به شدت سمبولیک، پر از استعاره و مجاز و پر از زیبایی. تصویرسازی‌های آقای ممیز شگفت‌انگیزه.
کتاب کتاب سنگینیه. پنجاه صفحه نمی‌شه ولی ببشتر از پونصد کیلو وزن روحی و روانی داره.
هیچ معلوم نیست که کتاب قبل از انقلاب ۵۷ نوشته شده. همچنان در بستر جامعه در سال ۱۴۰۲، کاملا معنا داره. حتی بخشیش، اشاره به همه‌گیری یک بیماری کشنده و لاعلاج می‌کنه و تاثیرات آن بر جامعه‌ی آن مرد دانا.
چهل و‌ پنج سال از تاریخ نگارش کتاب گذشته ولی کتاب هنوز تر و تازه‌ست و مطمئنم پنجاه سال دیگه هم تر و تازه خواهد بود. مثل همه‌ی کارهای آقای بیضایی.
9 reviews
January 20, 2025
«من نشسته ام و او راه می‌رود، من به آخر رسیده‌ام و او آغاز می‌کند. او هرگز یک جای نمی‌ماند. او -اینک- پسرکی ست ، در سن و سال تو. او، دریای پرسش است و می‌خواهد بداند.»

کاش بچه‌تر که بودم خونده بودمش. چه تلاش زیبایی رو به تصویر کشیده بود. و متین‌ترین چینش کلماتی بود که می‌شد برای مخاطب کم سن و سال ساخت. کاش زودتر می‌خوندمش.
Profile Image for قاسم طوبایی.
35 reviews5 followers
September 16, 2017
بهرام بیضایی: لطفا ورزش کن. لطفا سبزیجاب بیشتری بخور و مواظب سلامتی ات باش.
تو برای فرهنگ و هنر این مملکت لازمی.
مواظب خودت باش مرد.


این کتاب خیلی خوب بود.
Profile Image for Erfan Balaghi.
50 reviews3 followers
November 2, 2021
داستان یک پسر جوان که به دنبال حقیقت سفر خودش رو شروع میکنه. داستان مختصر و جذابی بود و من رو به یاد کتاب های هرمان هسه انداخت. نقاشی های کتاب هم به جذابیتش اضافه کرده بودند
Profile Image for The Nazli.
39 reviews5 followers
August 5, 2025
«حقيقت شكل ندارد، در كلمه نمی‌گنجد، به عبارت درنمى آيد.
آنرا بايد حس كرد، بايد جست، و چون يافتى، مى‌بينى كه از قالب گریزان است.
پیرمرد، به پنجره نگاه كرد. از پشت پنجره، ابرهاى سفيد در آسمان مى‌رفتند. نگاه پيرمرد ثابت بود، لبهاى او به حركت در آمد: كتاب مى‌نويسد حقيقت اينجا و آنجا نيست.
به زمان و مكان بسته نيست. حقيقت برفراز همه‌ی اين‌هاست. كتاب مى‌نويسد جزيى از حقيقت در همه چیز هست. پس با هرچه روبرو شوى، مى‌توانى از آن حقيقتى دريابى.
پسرک با شوق گفت: راستى اين طور است؟
پیرمرد به او رو كرد و گفت: پاسخ، هميشه فرق مى‌كند. به ياد داشته باش كه مى‌توان حقيقت را روى زمين ديد. حقيقت، بين ماست. حقيقت، انسان است.حقيقت من و توييم پسر جان، من و توييم. چیزی بيرون از بشر وجود ندارد. حقيقت، فهم درستِ دنياى واقعى است. حقيقت، همان چیزهاییست كه بين همه‌ی مردم جريان دارد.
پسرک با حيرت گفت: راستى؟
پیرمرد كفت: حقيقت، هر لحظه شكلى دارد. هم يكی‌ست و هم بسيار. حقيقت چون ساقه‌ی نى‌يى‌ست كه كنار كلبه‌ی من سبز شده. آرى، گفتم نى. می‌توان آن را چون قلابى در دست ماهی‌گیران ديد. مى‌توان آن را چون حصيرى در زير پای مردى يافت، مى‌توان آن را در سقف کلبه‌ی پيرزنى مشاهده كرد. دام و حصیر و سقف. اينها صورت‌های گوناگون يک حقيقت است.»
Profile Image for Shadi.
135 reviews
April 3, 2025
احترام، شوق، دانش
Profile Image for Fancy Fatemeh.
21 reviews12 followers
November 22, 2022
- به من گفته‌اند کسی هست که می‌داند چگونه با قلم می‌توان جنگید، و با نیزه می‌توان نغمه ساخت، و با نی می‌توان نوشت. ای پیر، چه می‌گویی در باب نیزه و قلم و نی؟
- هوم. من این هرسه را یکی می‌بینم. حقیقت ِ این هرسه آن نی است که کنار کلبه‌ی من سبز شده. این آیینه‌ای‌ست چون همه‌ی آیینه‌ها.
- چطور ساقه‌ی نی را آیینه می‌خوانی، که چیزی نشان نمی‌دهد؟
پیرمرد با حیرت گفت: نشان نمی‌دهد؟ نگاه کن تا ببینی. این آیینه‌ی تن نیست، آیینه‌ی روح است. هان تو خشم کن، و آن نیزه می‌شود. شعر بپرداز، و آن قلم می‌شود. فریاد درد برآور، و آن نی ِ بندبند می‌شود. خشم و نی و فریاد؛ آیا یک نی خودت را به خودت نشان نداد؟
_______________
اتفاقی به این کتاب برخوردم. پلات جذابی نداره، و بعید می‌دونم برای مخاطب کودک و نوجوان جذاب باشه. اما برای من بزرگسال، خوندنش لذت‌بخش بود. مثل سایر آثار بیضایی، تم‌های حقیقت و جستجو و سفر و هویت درش پررنگه. پسری که راه درازی می‌ره و برمیگرده به جایی که هست، چرخه‌ی زندگی رو کامل می‌کنه، اما خودش تبدیل به آدم دیگه‌ای شده. داستانی که هیچ‌وقت کهنه نمی‌شه.
Profile Image for Amir.
147 reviews95 followers
July 31, 2008
گمانم این تنها اثر داستانی بیضایی است که نه فیلم‌نامه است نه نمایش‌نامه. «حقیقت و مرد دانا» قصه‌ای‌ست که گویا برای نوجوانان نوشته شده، اما این‌روزها آرزوی محالی‌ست این آرزو که کاش همه‌ی دخترها و پسرهای نوجوان این کتاب را بخوانند و پس از آن تا به هر سنی هم که رسیدند باز بخوانندش.
این کتاب ساده و کوچک بیضایی (که باز هم حکایت یک سفر است و درون‌مایه‌ی اصلی‌اش یافتن حقیقت) در کنار فیلم نیمه‌بلند «سفر»، به‌نظر من از به‌ترین و پیراسته‌ترین آثار یبضایی هستند؛ پیراسته‌گی‌ای که بودن‌اش می‌توانست بسیاری از دیگر آثار او را هم به آثاری فوق‌العاده بدل کند اما نبودش این آثار را به سطح‌های متفاوت خیلی‌خوب، خوب، متوسط و بد رسانده است.
Profile Image for Mahdieh.
76 reviews6 followers
April 24, 2018
دنیا سرد است برادر، و همه هیزم‌ها برای گرم کردن آن کافی نیست. با وجود این تو هم به قدر خودت آتشی روشن کن، شاید چند نفری را گرم کنی.
24 reviews2 followers
Want to read
January 19, 2010
کسی این کتاب را موجود دارد ؟
Displaying 1 - 28 of 28 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.